1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی مساله ضرب صبیان در مقام تربیت/احکام الصبیان /فقه الاسره
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله ضرب صبیان در مقام تربیت
بیانات به مناسبت روز نهم دی و روز بصیرت :
ماهیت بصیرت و حقیقت بصیرت در واقع بر میگردد به یک منظومه فکری دینی و اعتقادی. حقیقت بصیرت برخواسته از دغدغه دینی است و دغدغه ای که فراتر از علم و سواد است. دغدغه ای که جان و ماهیت آن از جنس نور است. اگر این نور در قلب مومن باش به این بصیرت می رسد و در گرداب روزگار و طوفان دنیا حفظ خواهد شد وگرنه در این وادی بصیرت نه به عقل می توان تکیه کرد و نه به علم. گاهی عقل و علم حجاب بصیرت می شوند. چه بسا افرادی که به علم خود افتخار کردند ولی درک وظیفه در برهه فعلی نداشتند.
لذا حقیقت بصیرت دغدغه ای از جنس نور است که انسان در بزنگاه درست تشخیص دهد که الان تکلیف چیست. تکلیف قیام است یا قعود است. نمونه واقعی بصیرت در جناب مسلم بن عقیل دیده می شود. در بهبوهه ناامنی مکه که از هر طرف سیدالشهداء علیه السلام محاصره شد و برای ایشان توطئه دارند، بصیرت همین است که چشم و گوش به لب امام است. گاهی از اوقات باید اینقدر هشیار بود که مقصود اصلی امام را درک کرد.
انسان باید درست درک کند امام جامعه از انسان چه می خواهد.
اگر قرار باشد در روز بصیرت به معنای واقعی کلمه نکوداشت شود، رمز و رازش همین است و لا غیر . انقلاب اسلامی حدوثا با نور بصیرت حادث شد. بصیرتی که در قلب امام راحل و پیروان ایشان بود. بقائا هم با همین نور بصیرت می تواند بقاء داشته باشد. انسان باید درست درک کند که شأن ولی جامعه و توقع امام جامعه چیست. مبادا بعد از درک درست گرفتار عافیت طلبی شویم.
مسلم بن عقیل حجتی در تاریخ ماست. 15 رمضان به دستور سیدالشهدا دستور پیدا می کند به طرف کوفه برود. خود این حرکت چه بسیار درس و عبرت است. مسیر حرکت ایشان همراه خطر بود. از بیراهه می رود تا به سلامت برسد. باید راه بیابان را طی کند تا ماموریت امام را انجام دهد. این قطعه کوچکی از بصیرت مسلم بن عقیل است. اگر حرکت مسلم نبود این قطعه عاشورا ناقص می ماند و به این نتیجه نمی رسید.
افراط و تفریط در هر طرف اشتباه است. باید همراه امام بود. رهبری انقلاب در چه شکلی زندگی می فرماید؟ انسان باید از جرعه جرعه زندگی ایشان درس بگیرد.
باید تقوا را رعایت کرد تا نور بصیرت حاصل شود و مشخص شود وظیفه چیست تا به آن عمل شود.
این چند جمله توشه قلبمان است تا در این فتنه های در کمین انقلاب به ما آسیبی نزند.
ان شا الله این پرچم به دست ولی عصر ارواحنا فداه برسد.
اما الفقه :
بیان شد که به نظر ما اعداد و ارقام در لسان روایات موضوعیت ندارد. بر اساس اصول فقاهتی و بررسی های فقهی به این نتیجه رسیدیم که قطعا هدف شارع مقدس از روایات ضرب و تعزیر، تربیت صبیان بوده است. بر اساس این نگاه تعداد ضرب و تعزیر صبیان در مراحل چهارگانه طبق تشخیص مؤدب است. هرکسی که وظیفه تادیب را دارد، ولایت بر تادیب دارد و در این ولایت مبسوط الید است که کمیت و کیفیت را انتخاب کند. البته بدون حساب و کتاب هم نباشد. در واقع در قالب و شکلی که اهل بیت علیهم السلام تبیین کرده اند، ولیّ کودک مبسوط الید است.
در بیان مختار بیان شد که روایات دال بر اعداد خاص، جهات مختلف دارد مثلا بعضی از این روایات مثل بعضی از روایات طبی از اهل بیت علیهم السلام «قضیه فی واقعه» است. در زماننا هذا بعضی از افراد که تخصص اجهادی و فقهی ندارند از روایاتی که خاص به مورد خاصی بوده است، به نحو عموم استناد می کنند.
در ما نحن فیه حضرت به حسب شرائط هر فرد تعدادی را بیان فرموده اند.
در برخی از روایات هم روشن است که هدف حضرت این بوده است که این ولی را از شدت و هدّت پائین بکشد.
علی ایّ حال به حسب مواردی که بیان شد سابقا، به دست می آید که اعداد مذکور موضوعیت ندارد.
چهارمین نکته :
قرینه دیگر بر عدم موضوعیت داشتن اعداد، تشتت و اختلاف اعداد در روایات مختلف است. تشتت و اختلاف در اعداد و ارقام در لسان روایات مثل اعداد 5، 6 ،10 ،20 کاشف از آن است که اعداد مذکور موضوعیت نداشته و یک عدد خاص محور و ملاک نمی باشد و در واقع وقتی در هر روایتی عددی بیان می شود یعنی عدد موضوعیت ندارد. در حالی که در ابواب دیگر که عدد خاص ملحوظ نظر شارع مقدس بوده است روی همان عدد به طور ثابت و قاطع مطلب تثبیت شده است شارع مقدس محکم کاری فرموده و تاکید فرموده است.
مثل کسی که در حج تمتع نه قربانی دارد و نه بهای آن را دارد و نه استقراض می تواند بکند که به نص صریح آیه قران سوره بقره آیه شریفه 196 که فرمود :
﴿... فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرام ...﴾
این چنین شخص باید ده روز روزه بگیرد که سه روز آن به صورت پیاپی در حج و هفت روز آن وقتی که به وطن بازگشت باشد.
در این آیه شریفه روشن است که عدد ده روز موضوعیت دارد و مضبوط است. اما در ما نحن فیه روایات متعدد است و مضبوط نیست. بیان اعداد در روایات به جهت این است که حد و اندازه ای تقریبی بیان کند و افراط و ظلم صورت نگیرد.
علی ای حال اعداد موضوعیت ندارد اما محدودیت را می رساند.
نکته پنجم :
همانطور که گفتیم چون هدف اصلی در این روایات و در این مساله حصول و تحصیل تربیت است و این هدف به منزله دلیل حاکم است و از طرفی هم ثابت کردیم که اعداد مذکور موضوعیت ندارد بنابراین اظهار این اعداد در روایات مذکور از باب تقریب است که با نگاه به این دلیل حاکم حدود مساله معلوم می شود و یک چهارچوب اجمالی مشخص می شود. فلذا از جمع بین هدف اصلی تربیت و تقریب اعداد می توان در این مساله به مقصود اصلی شارع دست یافت.
جمع بندی مختار :
اولا : بهترین راه تربیت فرزند، تربیت خود انسان است و فرزند آنگونه که باشیم تربیت می شود نه به شکلی که بخواهیم.
ثانیا : ضرب صبیان تا شش سالگی ممنوع است اما تربیت این صبیان معطل نمی شود بلکه سنگ بنای اصلی تربیت در همین سنین محقق می شود.البته تشر و هر کاری که مصداق ضرب و تعزیر نباشد مجاز است و تنها ضرب به حسب ادله مجاز نمی باشد.
ثالثا : صبی بعد از شش سال ابتدائا باید تحمل شود و با تشویق تربیت انجام شود هرچند دستورات و جواز ضرب بی حکمت نیست لکن مرحله اول نصیحت و تشویق و محبت است و حتی المقدور نباید اجازه داد تربیت به مرتبه ضرب برسد. لکن اگر رسید و شرائط محفوظ بود، جواز ضرب ثابت است.بالاخره عوامل مختلف در تربیت نقش دارد و ممکن است نقش عوامل دیگر مثل جامعه و مدرسه و دانشگاه و فضای مجازی و تلویزیون غالب شود که در این صورت ضرب مجاز است اما بر اساس «ارفق» یعنی به حدی نباشد که آسیب جدی وارد شود. کمیت این ضرب هم به حد نیاز و اقتضای تربیت است. البته برنامه ریزی باید وجود داشته باشد که در یک بازه زمانی تربیت حاصل شود و این ضرب را تقسیم کنیم به حسب زمان مورد نیاز در تربیت کردن، نه اینکه فرزند جری شود و لجاجت به خرج دهد.
مساله سوم :
مساله اول که اثبات اصل جواز ضرب و تعزیر بود بیان شد. مساله دوم هم که کیفیت و کمیت ضرب و تعزیر بود نیز بیان شد.
اما در مساله سوم از فرضی بحث می شود که ضرب موجب جرح و ضمانت شود. مثلا خدایی نکرده صبی دچار شکستگی، جراحت، اهراق دم و یا آسیب جدی شود. در این صورت آیا قصاص و دیه ثابت است یا خیر؟
به نظر ما آسیب جدی یا بر اثر افراط بوده است، یا بر اثر افراط نبوده است.
اگر بر اثر افراط باشد، قطعا در بعضی موارد دارای قصاص و دیه است. قید بعض بیان شد تا فرض جرح و آسیب توسط پدر خارج شود. چرا که در فرض آسیب جدی چنانچه پدر باعث این آسیب باشد، به حسب روایات باب حدود و دیات، قصاص نمی شود اما دیه ثابت است.
اما فرض عدم افراط را در جلسه آینده بحث خواهیم کرد.