« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/06

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی ضرب و تعزیر صبیان/احکام الصبیان /فقه الاسره

 

موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی ضرب و تعزیر صبیان

 

اشاره به مطالب گذشته :

سخن در بحث ضرب و تعزیر صبیان بود که در مساله اثبات اصل جواز تعزیر سه فرض مطرح بود. فرض اول ضرب به جهت شیطنت و اشتباهات بود، فرض دوم به جهت ارتکاب معاصی کبیره و فرض سوم ضرب به جهت ترک و سستی در عبادات تمرینی بود.

روایاتی بیان شد و اکنون بحث به توضیح روایت سوم رسید.

توضیح استدلال به روایت سوم :

روایت سوم صریح و روشن در مراحل تربیت است و مدعای مورد بحث در فرض سوم را تبیین میکند. این روایت به طبقه عادی و معمول صبیان اشاره دارد و صبیان خاص و خارج از معمول را مورد بحث نمیداند.

روایت از فضاله به نقل از صادقین علیهما السلام است.

عبارت «سَمِعْتُهُ يَقُول‌» دال بر استمرار این فرمایش حضرت است.

تبیین مفاد روایت :

طبق این روایت (که متن آن در جلسه سابق بیان شد) در سه سالگی هفت مرتبه جمله لااله الا الله را به او تلقین می کنیم.

بعد از هفت ماه و 20 روز (یعنی در 3 سال و هفت ماه و بیست روزگی) شهادت به رسالت نبی خاتم صلی الله علیه و اله را هفت مرتبه به او تلقین میکنیم. بعد از این ، کودک را رها میکنیم.

در 4 سالگی هفت مرتبه ذکر صلوات را تلقین میکنیم.

در 5 سالگی از او درباره دست راست و چپ سوال میکنیم. اگر توانست دست راست و چپ را تشخیص دهد، صورتش را به طرف قبله برگردانیم و به او سجده را آموزش بدهیم.

در 6 سالگی جلوی او نماز بخوانیم و شکل کلی رکوع و سجود را یاد بگیرد.

در 7 سالگی به او صورت کلی وضو را آموزش بدهیم. وقتی وضو را آموزش دید به او بگوییم نماز بخواند.

در 9 سالگی وضو را به او آموزش دهیم و در صورت لزوم مجاز به تعزیر و ضرب او هستیم به جهت وضو گرفتن. در واقع اگر این صبی طبق سابقه قبلی انجام داد و درست تربیت شد فبها و به نقل روایت والدین مورد مغفرت قرار میگیرند. اما اگر تمرد کرد و عمل به نماز و وضو نکرد می توان او را کتک زد البته با حفظ شرائط

همانطور که در این روایت هم ملاحظه شد، حضرت بر اساس لحاظ سلسله مراتب دستور فرمودند که پسر بچه در سن 9 سالگی در صورت تمرد از وضو و نماز تمرینی مورد ضرب و تعزیر قرار گیرد. فثبت المطلوب

(پایان فرض سوم)

جمع بندی مساله اول در سه فرض آن :

مساله اول در اثبات اصل جواز ضرب و تعزیر صبیان بیان شد که در نتیجه در هر سه فرض مذکور ضرب و تعزیر جایز است البته با شرائط خودش

ملحقات مساله :

بررسی حکم تعزیر صبی در مقام تدرّس و تعلّم توسط معلم عند التعلیم باقی مانده است.

در سه فرض مذکور در مساله اول، ضرب و تادیب در مقام تدرس و تعلیم مطرح نبود و لذا باید از این فرض هم به صورت مجزا بحث کرد. آیا ضرب صبیان جهت تعلیم و آموزش صحیح است؟ در واقع آیا شخص معلم و نه غیر ایشان، به جهت تعلیم و نه به جهت دیگر، مجاز به ضرب و تعزیر هست یا خیر؟

قبل از آن که وارد مساله دوم شویم در تتمیم و تکمیل مباحث قبل حکم تعزیر صبیان توسط معلم در شرائط و فضای آموزش و تعلیم و تعلّم محل بحث است که در این زمینه برخی از فقها قائل به جواز تعزیر صبیان توسط معلم هستند به دلیل روایتی که در این زمینه وجود دارد.

روایت از سکونی از امام صادق علیه السلام است.

بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع أَلْقَى‌ صِبْيَانُ‌ الْكُتَّابِ‌ أَلْوَاحَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ لِيَخِيرَ بَيْنَهُمْ فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا حُكُومَةٌ وَ الْجَوْرُ فِيهَا كَالْجَوْرِ فِي الْحُكْمِ أَبْلِغُوا مُعَلِّمَكُمْ إِنْ ضَرَبَكُمْ فَوْقَ ثَلَاثِ ضَرَبَاتٍ فِي الْأَدَبِ اقْتُصَّ مِنْهُ.[1]

(به جهت اختلاف و دو احتمال موجود در معنای روایت، به ذکر دو احتمال در ادامه مطلب کفایت میکنیم.)

عده ای از فقها به این روایت برای اثبات جواز تعزیر محصل به جهت تعلیم استناد کرده اند. در کیفیت ترجمه و مقصود و فهم این روایت دو احتمال وجود دارد. هرچند این اختلاف در فهم روایت در استناد به روایت بر مدعا تاثیری ندارد.

احتمال اول در فهم روایت :

در زمان و دوره حکومت امیرالمومنین علیه السلام چند پسر بچه که در مکتب درس میخواندند کارنامه خود را به محضر امیرالمومنین علیه السلام بردند تا حضرت یکی از آن ها را و بهترین را انتخاب کنند. حضرت فرمودند آگاه باشید این کار حکم صادر کردن است و ظلم در آن مانند ظلم در حکم محکمه است. در واقع مقصود حضرت چه بسا این باشد که مبادا با قضاوت نابجا آینده و خشت آینده این فرزندان و کودکان به انحراف و خطا کشیده شود. در ادامه حضرت می فرماید به معلمتان خبر دهید که اگر برای ادب کردن به شما بیش از 3 ضربه بزند قصاص می شود.

احتمال دوم در فهم روایت :

در زمان امیرالمومنین علیه السلام چند کودک با اعتراض آمدند خدمت حضرت و کتاب های خودشان را نزد حضرت پرتاب کردند تا حضرت راه حلی برای مشکلشان پیدا نمایند (گویا مثلا از شدت ضرب و شتم معلم به ستوه آمدند). قرینه این مساله که مقام، مقام شکایت از معلم است، ذیل روایت است. در این هنگام حضرت فرمودند این شأن و جایگاه تربیت معلم یک نوع حکومت (و به تعبیری یک نوع ولایت) می باشد و شکایت شما صبیان هم مسموع است و در واقع دادگاه قضاوت و شکایت کودکان هم مثل قضاوت و شکایت بزرگان و بالغین باید مورد بررسی قرار بگیرد اگر در این جایگاه ظلمی اتفاق بیافتد مثل ظلم در حکم محکمه است. شما کودکان از طرف من به معلم خودتان ابلاغ کنید که اگر در این جایگاه برای تادیب بیش از سه ضربه تازیانه بزند محکوم به قصاص خواهد بود.

تذکر :

در «اقتص منه» دو احتمال است.

1 – به صیغه متکلم وحده معلوم خوانده شود. یعنی شخص امیرالمومنین علیه السلام قصاص می فرماید. اَقتَصُّ منه

2 – به صیغه مجهول بر وزن اُفتُعِلَ یعنی اُقتُصَّ منه خوانده شود که در این صورت حضرت حکم کلی فرمودند که از آن معلم قصاص می شود.


logo