« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/02

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی ضرب الصبیان و تعزیرها/احکام الصبیان /فقه الاسره

 

موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی ضرب الصبیان و تعزیرها

 

بیانات به مناسبت ولادت امام هادی علیه السلام

السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن محمد النقی الهادی

راه هدایت وصیانت و نجات و عاقبت بخیری در همین جاست ولاغیر

چند جمله از زیارت جامعه کبیره به افتخار امام هادی علیه السلام که این زیارت یارگار ایشان است قرائت شد تا عنایت فرماید به جان و قلبمان بنشیند. با اینها باید نفس بکشیم و ان شا الله جان دهیم و با این عشق خدا را ملاقات کنیم.

خوشا به حال کسی که دستش به دامن امام هادی رسید هرکس دست به دامن اهل بیت شود از خیر دنیا و اخرت دامنش پر می شود. خوشا به حال کسانی که با یک جو معرفت دست به دامن ایشان شود. یعنی بفهمد این ذوات چه کسانی هستند. اگر از سر معرفت باشد همین امروزه هم معجزه می کنند.

کسانی که با معرفت دق الباب کردند بارشان را بستند. ستاره دنیا و اخرت شدند. خوش به حال کسانی که درب خانه امام هادی از ایشان می خواهند که من را از خودم بگیر. از خودم خسته شد و خودم حجاب خودم شدم. اکبر و حسادت و بخل و غرور من باعث خستگی من شده است. کی از فرصت استفاده کنیم؟ اپر معرفت امد و دق الباب کردیم و گرفتیم چه کم داریم؟ غصه ما دیگر دنیا و فقر و نداری دنیا نیست. اینها خنده دار و مضحک می شود.

البته انسان های ضعیف و سست و رو سیاه بالاخره باید این دنیایشان حل شود تا اخرت حل شود. دنیای ما گره به اخرت خورده ولی اقل توقع اینست دنیا را برای حفظ آخرت بخواهیم. بگوییم خدایا ما فهمیدیم همه خیر درب خانه امام هادی است. اما بالاخره من انسان ناسوتی و خاکی افریده شدم. یک رزقی برسان تا از این خانه دور نشوم.

قدر این دعاها را بدانیم. اصل صحبت این است که این زیارت جامعه و یادگار امام هادی علیه السلام ، خیلی چیز ها در آن پیدا می شود. ما در دوران زندگی طلبگی از امام هادی علیه السلام خیلی کرامت دیدیم.

نکته ای در این مطلب امروز میخواهیم بیان کنیم. در لسان معروف بین جامعه این است که برای مشکلات اقتصادی دست به دامن امام جواد علیه السلام شویم. اما کمتر از امام هادی علیه السلام در این موضوع بیان شده است. امام هادی علیه السلام هم همین عنایت را دارند. این پدر و پسر در این وادی عنایت خاصی دارند.

روایتی از جابر از امام باقر علیه السلام نقل است.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرَانَ النَّقَّاشُ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيُّ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ حُمْدُونَ الرَّوَّاسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا حُسَيْنُ بْنُ نَصْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص دَيْناً كَانَ‌ عَلَيَ‌ فَقَالَ يَا عَلِيُّ قُلِ اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ فَلَوْ كَانَ عَلَيْكَ مِثْلُ صَبِيرٍ دَيْناً قَضَى اللَّهُ عَنْكَ وَ صَبِيرٌ جَبَلٌ بِالْيَمَنِ لَيْسَ بِالْيَمَنِ جَبَلٌ أَجَلَّ وَ لَا أَعْظَمَ مِنْهُ.[1]

(از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که به محضر رسول الله صلی الله علیه و اله رسیدند و بابت دینی که بر عهده ایشان بود شکایت کردند. حضرت فرمود : یا علی بگو ، خدایا مرا بی نیاز گردان به حلال خویش از حرامت و به فضل خویش از غیر خودت. اگر بر تو قرضی باشد مثل صبیر خداوند ادا میخواند. صبیر کوهی است در یمن که در یمن کوهی بزرگ تر و عظیم تر از آن نیست.)

خاصیت قرض و بدهی همین است که ذهن انسان مشغول می شود. اهل بیت هنرشان همین بوده که با اینکه تجلی خدایی خدا بودند و نظام هستی در دست ایشان است و «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ...» جهت الگو بودن با وجود این شئونات در سطح کف جامعه زندگی می کردند. این هنر هم به اختیار خودشان بوده و حتی گاهی مجبور به استقراض بودند.

در این روایت حضرت رسول صلی الله علیه و اله به امیرالمومنین علیه السلام دستور العملی بیان فرمودند.

اگر قرض و بدهی به اندازه کوه صبیر باشد به فضل خدا ادا می شود. و قد جُرِب و جرب المجربون

البته بک شرط دارد. باور و اعتقاد باید باشد و توسل کنیم به حضرت امام هادی علیه السلام. باور یعنی حقائق غیر قابل انکار در دین. مثلا همین خدا و مسبب الاسباب کیست؟ همان که با یک تار عنکبوت حجت خویش را حفظ فرمود. باید با قلب معتقد و باورمند درب خانه امام هادی علیه السلام رفت.

این خدا زندگی ما را نمیتواند تامین کند؟ به علاوه که زندگی طلاب حساب مجزا دارد. ﴿وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب‌﴾[2]

در این ایه شریفه برای اهل تقوا مخرج و محل خروج مشخص شده. راه خروج برای بن بست است. ان شا الله کار به انجا نرسد ولی معتقدیم اگر زندگی به مشکل بخورد و به بن بست برسد امام هادی علیه السلام محل خروج را نشان می دهد.

یک نسخه بیان میکنیم که به آن یقین داریم و اگر کسی این نسخه را تا چهل روز انجام دهد حتما نتیجه می گیرد.

ابتدا باید نیت را درست کرد. هرکس با چه نیتی در این جلسه نشسته است؟

ثانیا حسن خلق و خوش خلقی با خانواده و دیگران تمرین شود. لااقل جرقه های ابتدایی گشایش نمایان خواهد شد.

با انجام این کار حتما به نتیجه خواهید رسید.

خوشا به حال کسانی که چله میگیرند برای دنیا، بعدش از امهات و اصلاح نفس فراموش نکنند.

اما الفقه :

در بحث فقه به فرض سوم رسیدیم که صحبت در ضرب و تعزیر کودک به خاطر ترک عبادات تمرینی است.

فرض اول (ضرب به جهت شیطنت و اشتباه) و دوم (ضرب به جهت ارتکاب معاصی کبیره مهم) بیان شد و در فرض سوم هستیم که کودک مراهق باید تمرین در نماز و روزه را شروع کند. البته تمرین روزه و نماز به شکل و حیثیت خاص خودش است.

علی ای حال بیان تفاوت بین ضرب های مختلف در جلسات آینده بیان خواهد شد.

روایت اول بیان شد که روایتی در باب صوم بود که اگر صبی صوم تمرینی را ترک کرد، «یؤخذ» یعنی مورد مؤاخذه قرار میگیرد.

اما روایات دیگری هم هست که در فرض سوم شک و شبهه ای در تعزیر و ضرب نیست البته تفصیل و کیفیت در مختار خودمان بیان خواهد شد.

اگر روایت جلسه قبل فقط بود، کار مشکل بود اما با روایات دیگر کار سهل است.

روایت دوم :

در عوالی اللئالی از رسول اکرم صلی الله علیه و اله

وَ قَالَ ص‌ مُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلَاةِ إِذَا بَلَغُوا سَبْعاً وَ اضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا إِذَا بَلَغُوا تِسْعاً وَ فَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْرا[3]

(امر کنید صبیان را به نماز در هفت سالگی؛ و ایشان را بزنید برای نماز در 9 سالگی؛ و جدا کنید محل خواب فرزندان را در ده سالگی)

البته در بعضی نسخه ها به جای «واضربوا علیها» ، «واضربو علی ترکها» آمده است.

در این روایت ضریحا برای ترک عبادتی مثل نماز تمرینی جواز ضرب آمده است.

روایت سوم :

عبدالله بن فضاله از امام صادق علیه السلام یا امام باقر علیه السلام

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ فَضَالَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‌ إِذَا بَلَغَ‌ الْغُلَامُ‌ ثَلَاثَ‌ سِنِينَ‌ يُقَالُ لَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ ثَلَاثُ سِنِينَ ... إِذَا تَمَّ سَبْعُ سِنِينَ قِيلَ لَهُ اغْسِلْ وَجْهَكَ وَ كَفَّيْكَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِيلَ لَهُ صَلِّ «ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَيْهِ وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَيْهَا» فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ لِوَالِدَيْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.[4]

(هرگاه پسر بچه به سه سالگی رسید به او گفته شود که لااله الا الله بگوید. تا سه سالگی تمام شود ... هرگاه هفت سالگی تمام شد به او گفته شود که صورتت را بشوی و دستانت را بشوی و هرگاه شست به او گفته شود نماز بخوان و سپس رها کن تا 9 سالگی تمام شود. و هرگاه 9 سالگی تمام شد وضو به او آموزش داده شود و برای وضو کتک زده شود و امر شود به نماز و کتک زده شود برای نماز)

شرح و توضیح روایت در جلسه آینده ان شا الله


logo