1405/01/17
بسم الله الرحمن الرحیم
شک در مکلف به /اصالة الاشتغال /اصول عملیه
موضوع: اصول عملیه/اصالة الاشتغال /شک در مکلف به
تقسیمبندی دوران امر بین اقل و اکثر
در مباحث اصول فقه، مسئلهای مطرح گردیده که از جهت کاربردی در فقه گستره وسیعی دارد و از نظر وجودی دارای اهمیت فراوان است. این مسئله، «دوران امر بین تعیین و تخییر» میباشد. یکی از موضوعات و مسائلی که فقیه و مجتهد در جاهای مختلف باید نظریهپردازی نموده و حکم الهی را استخراج نماید، همین مسئله است.
به مناسبت بحث دوران امر بین اقل و اکثر، بر اساس گفته اعاظم قم، این دوران امر به سه قسم تقسیم گردید.
قسم اول: صورتهای سهگانه
در قسم اول، سه صورت برای آن تصور گردید. صورت سوم از قسم اول در بحث مطرح گردید. در این صورت سوم از قسم اول، مثال رایج در فقه، بحث کفارات است. کفاره افطار عمدی در ماه مبارک رمضان که میان دو چیز مردد است:
- صوم شهرین متتابعین (روزه دو ماه متوالی)
- اطعام ستین مسکین (اطعام شصت مسکین)
این مورد، نمونهای از «دوران امر بین تعیین و تخییر» است. آیا مکلف حتماً باید شصت روز روزه بگیرد، یا مخیر است میان شصت روز روزه گرفتن و شصت فقیر را غذا دادن؟
وجوه مطرح در صورت سوم از قسم اول
در این صورت سوم از قسم اول، وجوهی ذکر گردیده است:
وجه اول: نظریه مرحوم آخوند خراسانی است. ایشان فرمودند در چنین جایی ما قائل به تعیین میشویم. یعنی در فتوا و رساله مینویسیم که جناب مکلف در این مورد حتماً باید مثلاً شصت روز روزه بگیرد. در کفارات مثل یمین و نذر که گاهی میان روزه و اطعام ده فقیر است، تعیین پیدا میکند. این مبحث در صوم گذرانده شد و ادامه یافت.
وجه دوم، نظریه مرحوم نائینی[1] است که مطرح گردید. سپس به فرمایش مرحوم آقای خویی نسبت به نظریه استادشان مرحوم نائینی رسیدیم. ایشان فرمودند: «فی هذا المسألة مانحن فیه، یعنی صورت سوم از قسم اول، الحکم هو التعیین لا التأخیر به جهت اینکه شک در امتثال است. شک در عالم جعل و تکلیف نیست.»
توضیح نظریه مرحوم نائینی
چرا که میدانید شارع مقدس علی کل حال بر شما واجب کرده کفارهای را. اگر شصت روز روزه بگیرید، یقین میکنید ذمهتان فارغ میشود؛ ولی اگر شصت فقیر را غذا بدهید، شک دارید. لذا اشتغال یقینی يستدعی فراغ یقینی به تعبیر ایشان. «ما مشکل عالم جعل نداریم، مشکل قانون نداریم، مشکل دستور نداریم. دستور رسیده است که «عدّ کفارتک»؛ کفارت را ادا کن.خب تو عالم امتثال ماندهایم چه کنیم که این «عدّ کفارتک» تحقق پیدا کند؟» ایشان فرمودند: تعیین.
ایراد مرحوم خویی به نظریه مرحوم نائینی
جناب محقق خویی شاگرد این نحریر علمی در علم اصول، یعنی مرحوم نائینی، به این فرمایش استاد ایراد گرفت و فرمود:
تخییر بر دو قسم است: تخییر عقلی و تخییر نقلی.
در جلسه قبل، تخییر عقلی توضیح داده شد. ایشان فرمود اگر تخییر، تخییر عقلی باشد، جناب استاد بزرگوارم، بحث به مرحله امتثال نمیرسد. در عالم جعل باید مشکل را حل کنیم. چون دوران امر میشود میان اطلاق و تقیید. در دوران امر بین اطلاق و تقیید، در گذشته گفتیم از تقیید برائت جاری میکنیم. اطلاق جای اصل نیست.
خب وقتی از تقیید برائت جاری میشود—تقیید یعنی چی؟ یعنی تعیین—که تکلیف من مقید است به صوم شهرین متتابعین، این مشکوک است. برائت جاری میشود. تا برائت جاری کردید، حکم میشود تخییر.
ببینید فتوا عوض شد در مقابل استاد. استاد گفت تعیین، مرحوم آقای خوئی فرمودند تخییر که خلاصهاش را گفتیم.
یک قسمش باقی ماند: تخییر اگر شرعی باشد.
تخییر شرعی
در تخییر شرعی، مرحوم آقای خوئی میفرمایند: «و ظهر الحال مما ذکرنا فی التخییر العقلی بالنسبة الی تخییر الشرعی»[2] یعنی اگر تخییر عقلی را فهمیدید، به نظریه استاد ما درست نبود و باید قائل به تخییر بشویم. در ما نحن فیه، در خصوص تخییر شرعی هم همینطور است.
حالا دقت کنید. تخییر شرعی این بود که بین دو طرف کار یک نوع تباینی است با هم جمع نمیشوند. همین مثال: بین روزه گرفتن شصت روز و بین شصت فقیر غذا دادن، اصلا جامعی وجود ندارد. جامع حقیقی و عرفی وجود ندارد.
در تخییر عقلی که حالا من دیگه نگفتم مثالش رو، اونجا جامع عرفی وجود داشت. اما اینجا جامع عرفی وجود ندارد، جامع انتزاعی وجود دارد. جامع انتزاعی چیست؟ - «احد الشیئین»، - «احد الاشیاء»، - «اعطی باحد شیئین» انجام بده یکی از این دوتا کار را. صوم شهرین متتابعین، اطعام ستین مسکین. این جامع انتزاعی است.
نظر مرحوم آقای خویی درباره تخییر شرعی
مرحوم آقای خویی میفرمایند که در تخییر شرعی باز جامع وجود دارد علی کل حال. جامع نهایتا انتزاعی است. میگوید یکی از این دو تا شی رو انجام بده. خب تا میگوید یکی از این دو تا شی، یکی از این دو تا شی مقید را یا یکی از این دوتا شی مطلق را، باز هم میشود دوران هم بین اطلاق و تقیید. آیا اون شی مقید است (احد الشیئین) مقید است به شهرین متتابعین یا مطلق است؟
ناگهان متوجه میشود یک محقق که ما نحن فیه شد علم اجمالی و دو طرف اجمالی چیست؟ اطلاق و تقیید است. علم اجمالی داریم که تکلیف ما یا مطلق است یا مقید. تکلیف ما یا مقید است به صوم شهرین متتابعین یا مطلق است، اعم است از صوم شهرین یا اطعام ستین مسکین.
دوران امر بین اطلاق و تقیید
توجه دارید که در دوران امر بین اطلاق و تقیید وقتی علم اجمالی دو طرف دارد—دو طرفش اطلاق و تقیید است—آنجا گفتیم که بین اطلاق و تقیید قدر متیقن وجود ندارد. پس چی داریم؟ یک قاعده داریم و آن قاعده این است که گفتیم علم اجمالی در صورتی منجز است که در هر دو طرفش اصل جاری میشود و این دو تا اصل با هم تعارض کنند، تساقط کنند. بعد بگوییم علم اجمالی به قوت خودش باقی است. وقتی علم اجمالی به قوت خودش باقی است: تا شما روزه نگیرید علم اجمالی از بین نمیرود. یعنی اشتغال یقینی از بین نمیرود. اما اگر در یک طرف اصل جاری شد، در یک طرف دیگر اصل جاری نشد—و خواندیم که در دوران امر بین اطلاق و تقیید در ناحیه اطلاق اصل جاری نمیشود؟ چرا در اطلاق اصل جاری نمیشد؟ چون در اطلاق تضییقی وجود نداشت، آزادی است. اصالة الابرائة برای جایی است که تضییق است. یک منتی است از طرف شارع گذاشته میشود. جایی که تضییق است، سختی است، برائت آن را بر میدارد؛ ولی اطلاق آزادی است. بنابراین در طرف اطلاق اصل جاری نمیشود چون زمینه ندارد.
تقیید و اصالة البرائة
تقیید چی؟ چرا در تقیید اصالة البرائة جاری میشود؟ صوم شهرین متتابعین واجب است؟ تعین دارد؟ من باید بروم به طرف این کار سخت؟ دو ماه روزه بگیرم به خاطر یک روز افطار عمدی ماه مبارک رمضان. این واقعا از طرف شارع مقدس جعل شده است یا نه؟ «رفع ما لایعلمون» — قبح عقاب بلابیان. تا اصل جاری شد تقیید از بین میرود. تقیید که از بین رفت، مرادف با چیست؟ با تعیین است. یعنی تعیین از بین میرود. تعیین که از بین رفت، ثبت التخییر.
نتیجهگیری فقهی
بنابراین در رساله مینویسد که در این فرع فقهی که امر دوران هست بین تعیین و تخییر، جناب مکلف تو آزادی میتوانی شصت روز روزه بگیری یا میتوانی نه شصت روزه نگیری، شصت تا فقیر را غذا بدی. همین فتوایی که در رسالهها معروف است دیگه. الان از اینجا این فتوا از اینجا درآمد است. یعنی کار آخوندی طلبگی درس خارج ما طلبهها وقتی تحقیق میکنیم میفهمیم این فتوا در این رساله از اینجا منشأش اینجاست. منشأش بحث دوران امر بین اقل و اکثر است که منتقل شد به دوران امر بین تعیین و تخییر. اقسامی پیدا کرد. قسم اول، صورت سوم، اینجاست که فقها مشهور فتوا دادن تو مخیر هستی.
نظر مرحوم آقای خویی
و مرحوم آقای خویی هم در مقابل استاد فرمود که نه، نظریه تعیین اثبات نمیشود با این شکلی که بیان شد. ثبت التخییر در ما نحن فیه، خلافا لمحقق نائینی که قائل شده بود به تعیین، و خلافا لمرحوم آخوند که قائل شده بود به تعیین.