« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن ملکی

1404/11/22

بسم الله الرحمن الرحیم

ادله جواز/فقه المهادنة/کتاب الجهاد

موضوع: کتاب الجهاد/فقه المهادنة/ادله جواز

بررسی مسئله مهادنه در پرتو توسعه مفهومی جهاد

تبیین مفهوم موسع جهاد در عصر حاضر

بحثی که امشب دنبال می‌کنیم، جلسه‌ای پیرامون موضوع «مهادنه» است. بر اساس متن کتابی که از مباحث فقهی رهبر معظم انقلاب تدوین شده، به این پرسش رسیده‌ایم که آیا در مهادنه، وقت و زمان شرط است یا خیر؟ پیش از ورود به اصل بحث، باید نکته‌ای را یادآور شویم: این مبحث، از جمله مباحث روز و مستحدثه است، به شرط آنکه جهاد را منحصر در قتال ندانیم.

جهاد، منحصر در مقابله نظامی مسلمانان و اسلام با کفر نیست. جهاد معنایی وسیع دارد. گرچه در کلمات فقها، هر جا بحث جهاد مطرح شده، مراد قتال بوده و جهاد مصطلح را به معنای جنگ و نبرد به کار برده‌اند. لکن لازم نیست ما در گذشته تاریخ فقه بمانیم و جرأت نکنیم بگوییم جهاد، توسعه مفهومی یافته است.

شاخص‌های مقابله با دشمن در قرآن

بر اساس آیات قرآن، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ﴾[1] ؛ مجاهدان در راه خدا با اموال و جان‌های خود جهاد می‌کنند. در این آیه، دو شاخص برای مقابله با دشمن ذکر شده که بسیار معروف است: جان (نفس) و مال. این دو شاخص، همواره به عنوان دانه‌درشت‌ترین ابزارهای مقابله با دشمن مطرح بوده‌اند، نه فقط در صدر اسلام.

مصادیق نوین جهاد در دنیای معاصر

اگر در عصر و زمانی، چیزهای دیگری به میدان بیایند که به عنوان اهرم و سبب برای مقابله با دشمن عمل کنند، آیا می‌توان آنها را در مفهوم جهاد وارد دانست؟ برای مثال: تبیین که رهبری معظم بر آن تأکید دارند. حملات سایبری که زمان و مکان نمی‌شناسد، مباحث اینترنتی، فضای مجازی و هکرها و قدرت‌های تکنولوژیک اینها ابزارهایی هستند که در زندگی بشر امروز نقش اساسی یافته‌اند. اگر حکومت اسلامی بتواند از این ابزارها برای ضربه زدن به دشمن و مقابله با او استفاده کند، یقیناً از مصادیق جهاد محسوب می‌شود.

جهاد نرم، جهاد سیاسی، کیفیت حرف زدن در دیپلماسی، به چالش کشیدن دشمن در برنامه‌های سیاسی، همه اینها انواعی از مقابله هستند که در مفهوم وسیع جهاد می‌گنجند.

تطبیق مفهوم هدنه بر موضوعات جدید

با این نگاه، وقتی مفهوم جهاد توسعه یافت، «هدنه» که در مقابل جهاد قرار دارد و به معنای صلح و ترک مخاصمه است، نیز با همین موضوعات جدید قابل تطبیق خواهد بود.

برای مثال، اگر پیمان‌نامه‌ای منعقد شود مبنی بر اینکه در فضای مجازی علیه یکدیگر اقدام نکنیم، این همان هدنه است. اگر حکومت اسلامی با دولت‌های کفر و شرک یا دولت‌های غیرمسلمان قراردادی ببندند که در فضای مجازی و عرصه تکنولوژی، برای مدتی معین (مثلاً یک سال) از اهرم‌های فناورانه علیه هم استفاده نکنند، این قرارداد، مصداق روشنی از هدنه خواهد بود.

بنابراین، هدنه اختصاص به غلاف کردن شمشیر و کنار گذاشتن اسلحه‌های نظامی ندارد. تعیّن در جنگ نظامی ندارد. هرجا نوعی از مقابله و جهاد معنا پیدا کند، هدنه نیز به تناسب آن معنا پیدا می‌کند.

بررسی شرطیت زمان در عقد مهادنه

توسعه مفهوم جهاد و تأثیر آن بر مهادنه

با این نگاه، ما بحث هدنه را مطرح کردیم. گرچه رهبری معظم[2] در سال ۱۳۶۹ (دوره نزدیک به جنگ) مباحث را بر محور جهاد نظامی متمرکز کرده بودند، اما با مراجعه به قرآن و حدیث، به‌ویژه آیه شریفه ﴿یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ﴾[3] ، درمی‌یابیم که به جای «اموال» می‌تواند مصادیق گوناگونی در طول تاریخ بنشیند. جان و مال، دو شاخص مهمی هستند که همواره در طول تاریخ بشر مطرح بوده‌اند.

نقش زمان و مکان در اجتهاد و مصادیق نوین جهاد

زمان و مکان در اجتهاد و فقاهت تأثیرگذار است. در عصر فعلی ما، «یُجَاهِدُونَ بِأَمْوَالِهِمْ» می‌تواند به «یُجَاهِدُونَ بِمَا أُعِدَّ لَهُمْ» توسعه یابد؛ همان‌گونه که آیه شریفه ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾[4] همه نیروها را شامل می‌شود.

بر اساس اقتضائات زمان و مکان، در هر عصری چیزهایی به عنوان «عِدّه و عُدّه» و قدرت برای مسلمانان محسوب می‌شوند. این ابزارها وسیله‌ای برای دفاع از ارزش‌ها، اقتدار و دفاع از کیان اسلامی می‌گردند. اینها مصادیق روشن جهاد هستند. نقطه مقابل جهاد، «هدنه» است. هدنه به معنای صلح و ترک مخاصمه نیست که صرفاً نجنگیم. هدنه به عنوان یک عقد شرعی مطرح شده است.

دیدگاه فقهای متقدم درباره شرطیت زمان در هدنه

هدنه قراردادی است که دارای ایجاب و قبول است، مانند بیع و اجاره. از این‌رو، فقهای متقدم مانند: علامه حلی، محقق حلی، مقدس اردبیلی در کتاب «مجمع الفائدة و البرهان» این بحث را مطرح کرده‌اند که آیا در هدنه، تعیین زمان شرط است یا خیر؟ اگر قرارداد صلح بدون تعیین زمان منعقد شود و به صورت مطلق گذاشته شود، چه حکمی دارد؟

اکثر این بزرگان معتقدند چنین قراردادی باطل است. یعنی عقد هدنه، نیازمند تعیین زمان می‌باشد. این دیدگاه را به بحث بیع و اجاره قیاس کرده‌اند؛ به‌ویژه در بیع که عوضین باید مشخص باشند و زمان تحویل معین گردد، و در اجاره نیز اگر زمان تعیین نشود، عقد باطل است.

نقد قاعده‌مند بودن زمان در همه عقود

اما وقتی تحقیق می‌کنیم، درمی‌یابیم که این مسئله مورد اتفاق نیست که هر عقدی نیازمند تعیین زمان باشد. برای مثال: مضارعه، مضاربه و جعاله این عقود بدون تعیین زمان منعقد می‌شوند و فقها به صحت آنها فتوا می‌دهند. بنابراین، آن جدیتی که در کلام محقق، علامه و شیخ طوسی وجود دارد، قابل پذیرش نیست که بگوییم: «ما من عقد إِلّا ولابدّ أَن یعیَن فیه الزّمان وإِلا کان باطلا».

دلیل آن این است که در ادله، تعلیلی داریم: جایی که زمان مشخص نشود، عقد و بیع، غرری می‌شود. یعنی: اولاً و بالذات، لازم نیست زمان مشخص شود. ثانیاً و بالعرض، اگر غرری شدن پیش آید، مشکل ایجاد می‌شود

محوریت مصلحت در جهاد و هدنه

در باب هدنه، اساساً بحث غرر مطرح نیست. اگر تصور غرر وجود داشته باشد، می‌توانیم بگوییم که در مهادنه باید قرارداد با زمان مشخص بسته شود. اما اگر غرری در کار نباشد، اشکالی ندارد که صلح را به صورت مطلق منعقد کنیم. بدین معنا که هر وقت مشاهده کردیم ادامه آن به ضرر مسلمانان است، آن را فسخ کنیم و دست برداریم. شاهد این مطلب، مباحث گذشته ماست که صلح و جنگ، جهاد و هدنه، هر دو محورشان مصلحت است. تا هر وقت مصلحت اقتضا کند، باقی می‌مانند و هرگاه مصلحت تغییر کند، وضعیت عوض می‌شود. ملاک، مصلحت است، نه زمان. تا وقتی مصلحت جهاد است، جهاد می‌کنیم و تا وقتی مصلحت هدنه است، هدنه برقرار می‌شود. بنابراین، این‌گونه نیست که از جهت قواعد عقد و ایجاب و قبول، اگر زمان را لحاظ نکردیم و معین نساختیم، عقد باطل باشد. چنین قاعده‌ای دلیل ندارد.


[2] https://farsi.khamenei.ir/page?id=7100.
logo