1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت بذلی/ شرایط وجوب حج/کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/ شرایط وجوب حج/ استطاعت بذلی
نقد بیان مرحوم محقق خوئی درباره مثال سوم مرحوم نائینی در بحث فقهی
به اینجا رسیدیم که مرحوم محقق خوئی[1] رضواناللهتعالیعلیه، در توضیح اولین وجهی که به مرحوم محقق نائینی نسبت داده شده و محقق کاظمی[2] آن را نقل کرده بود، بیانی ارائه فرمودند که پیشتر توضیح آن گذشت. عرض ما این است که اگر بخواهیم بر اساس بیان مرحوم خوئی، فرمایش مرحوم نائینی را پیش ببریم، دو ایراد و محل تأمل در آن وجود دارد.
ایراد اول: مثال حج، مصداق کبرای مرحوم نائینی نیست
با تقریری که مرحوم خوئی ارائه کردهاند، مثال سوم مرحوم نائینی نمیتواند مصداق کبرای مورد نظر ایشان باشد. کبرای مرحوم نائینی این بود: «إِذَا تَحَقَّقَتْ فِعْلِیَّةُ الْمَوْضُوعِ لَا یَجُوزُ رَفْعُ الْحُکْمِ عَنْهُ بِإِرَادَةِ الْمُکَلَّفِ.» یعنی اگر موضوع به مرحله فعلیت رسید، نمیتوان حکم را به اراده مکلف از آن برداشت. بر اساس این کبری، در مثال حج باید موضوع همچنان فعلی و موجود باشد، اما حکم از آن برداشته شود. شخص بذل را دریافت کرده، مستطیع شده و با تحقق استطاعت، موضوع فعلی شده و پس از آن نیز محرم شده است. حال اگر باذل از بذل خود رجوع کند، باید فرض این باشد که موضوع همچنان وجود دارد، اما حکم اتمام حج از آن برداشته میشود؛ و همین، خلاف مقصود و امر غیرمعمولی است که مرحوم نائینی درصدد نفی آن است.
اما بر اساس بیان مرحوم خوئی، مسئله به شکل دیگری تصویر میشود. ایشان میفرمایند اگر باذل بعد از احرام از بذل خود رجوع کند، حج باطل میشود و کشف میکنیم که احرام نیز باطل بوده است؛ زیرا استطاعت هم حدوثاً و هم بقاءً شرط است. یعنی شخص در ابتدای امر، استطاعت داشته و با تحقق استطاعت محرم شده است، اما پس از احرام، باذل رجوع میکند و در نتیجه استطاعت او از بین میرود. در این هنگام، اساساً موضوع منتفی میشود و دیگر شخص مستطیع وجود ندارد. بنابراین، با این بیان مرحوم محقق خوئی، نمیتوان مرام و مقصود استاد خود، مرحوم نائینی، را اثبات کرد و کبری را بر مثال حج تطبیق نمود؛ زیرا در بیان مرحوم نائینی، موضوع باید فعلیت داشته باشد و حکم از آن برداشته شود، در حالی که طبق بیان مرحوم خوئی، با رجوع باذل، خودِ موضوع منهدم و منتفی میشود.
به تعبیر خود مرحوم نائینی، قرار بود مثال حج مانند مثال دفن و صلاة باشد؛ یعنی موضوع باقی باشد و حکم قابل رفع نباشد. اما با این تقریر، چنین چیزی اتفاق نمیافتد.
ایراد دوم: آیا احرام با رجوع باذل باطل میشود؟
ایراد دوم مربوط به این بخش از فرمایش مرحوم خوئی است که میفرمایند رجوع باذل از بذل موجب بطلان احرام میشود؛ زیرا این حج حتی به عنوان حج مستحبی نیز ادامه پیدا نمیکند. ایشان اضافه میکنند که دلیلی نداریم که اگر کسی با نیت حجةالاسلام محرم شد و پس از آن باذل از بذل خود رجوع کرد و شخص از استطاعت خارج شد، احرام او خودبهخود به احرام استحبابی تبدیل شود. شخص از ابتدا قصد حجةالاسلام کرده و دلیلی نداریم که با زوال استطاعت، احرام او به حج استحبابی تبدیل شود. این فرمایش نیز محل تأمل است:
اولاً، در باب حج، ماهیت حج ذاتاً عبادت است و حج اولاً و بالذات مستحب است.
ثانیاً، همانطور که در علم اصول نیز به این مسئله رسیدیم، قصد وجه لازم نیست. یعنی لازم نیست انسان در نماز قصد کند که «نماز واجب میخوانم»؛ بلکه قصد قربت برای صحت عبادت کافی است. در مورد شخصی که در میقات محرم میشود و نیت حج تمتع میکند و حجةالاسلام را قصد مینماید، دو صورت قابل تصور است:
صورت اول: حجةالاسلام به نحو تقیید
ممکن است شخص، حج خود را مقید به حجةالاسلام کند؛ یعنی عنوان حجةالاسلام را به نحو قید در نیت خود اخذ کرده باشد. در این صورت، اگر باذل از بذل خود رجوع کند، ممکن است گفته شود مکلف در تطبیق نیت خود دچار خطا شده است؛ یعنی اصل حج را قصد کرده، اما آن را بر حج واجب تطبیق نموده است، در حالی که آنچه در خارج برای او باقی مانده، حج مستحبی است. با این حال، اصل نیت حج وجود داشته و حج ذاتاً مستحب است؛ بنابراین اصل احرام و نیت حج باقی است و مسئله به خطا در تطبیق بازمیگردد.
صورت دوم: حجةالاسلام به نحو توصیف
صورت دیگر آن است که «حجةالاسلام» قید نیت نباشد، بلکه صرفاً توصیفی باشد که مکلف برای حج خود در نظر گرفته است. در این صورت، پس از رجوع باذل روشن میشود که در توصیف خود خطا کرده است؛ یعنی گمان میکرده حج او واجب است و حج خود را با عنوان حجةالاسلام توصیف کرده، در حالی که چنین نبوده است. در نتیجه، خطا در توصیف موجب بطلان اصل حج نمیشود؛ بلکه حج، وصف اصلی خود را بازمییابد و استحباب آن به قوت خود باقی میماند. بنابراین اگر شخص بخواهد، میتواند حج را «تَسَکُّعاً» ادامه دهد و اگر نخواهد، آن را رها کند.
پس در هر دو تقریر، اصل نیت حج وجود دارد و نمیتوان به سادگی گفت که با رجوع باذل، احرام باطل شده است. البته اگر کسی قائل شود که قصد وجه و عنوان در عبادات لازم است، مسئله متفاوت خواهد بود. قصد وجه، یعنی قصد وجوب، حرمت یا استحباب، در این صورت در عبادت معتبر خواهد بود. اما بنابر مبنایی که قصد وجه را در عبادات لازم نمیداند، چنین اشکالی وارد نیست. همانگونه که قصد قربت در عبادات لازم است و اگر قصد قربت محقق نشود، عبادت باطل خواهد بود، اما قصد وجوب یا استحباب چنین نقشی ندارد و یکی از عبادات مهم نیز حج است.
بنابراین اینکه مرحوم محقق خوئی فرمودهاند احرام چنین شخصی با رجوع باذل باطل میشود، محل تأمل است و «لَا یُمْکِنُ الْمُسَاعَدَةُ عَلَیْهِ»
نتیجه نقد بیان مرحوم خوئی
بنابراین، آنچه محقق کاظمی از استاد خود، مرحوم محقق نائینی، نقل کرده بود این بود که اگر باذل از بذل خود رجوع کند، «أَتِمُّوا الْحَجَّ» از بین میرود، اما قطع حج حرام است؛ یعنی رجوع باذل نمیتواند به طور کامل در حکم اثر بگذارد. اما مرحوم محقق خوئی این مطلب را به نحو دیگری تحلیل کردند و فرمودند رجوع باذل موجب تصرف در موضوع میشود؛ یعنی با رجوع باذل، اساساً احرام باطل خواهد شد و در نتیجه نه حرمت قطع حج باقی میماند و نه «أَتِمُّوا الْحَجَّ» موضوعی خواهد داشت
نتیجه نهایی:
این بیان مرحوم محقق خوئی نیز نتوانست مثال سوم را مصداق کبرای مرحوم نائینی قرار دهد؛ زیرا کبرای مرحوم نائینی این بود که: اگر موضوع به فعلیت رسید، مکلف نمیتواند حکم را از آن بردارد. در حالی که طبق بیان محقق خوئی، با رجوع باذل اساساً موضوع از بین میرود.
نقل دوم از کلام مرحوم نائینی پس از این، باید سراغ نقل دوم از مقصود مرحوم محقق نائینی برویم که توسط مرحوم محقق عاملی بیان شده است.
.