1405/02/13
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت/شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
مسئله چهلم: اجزای حج بذلی از حجةالاسلام
پس از آنکه کلام مرحوم شیخ طوسی را در مسئله چهلم[1] نقل کردیم و روشن شد که ایشان در اصل، حج بذلی را مجزی از حجةالاسلام میدانند، ملاحظه شد که میان فرمایش ایشان در تهذیب الأحکام و الاستبصار نوعی تعارض و ناسازگاری وجود دارد. ازاینرو قرار شد بررسی شود که کدام یک از این دو بیان قابل دفاعتر است.
تقدم تهذیب یا استبصار؟
نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، تقدم و تأخر نگارش این دو کتاب است. همانگونه که مرحوم شیخ در مقدمه الاستبصار[2] میفرماید:«إِنِّي رَأَيْتُ جَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِنَا، لَمَّا نَظَرُوا فِي كِتَابِنَا الْكَبِيرِ الْمُسَمَّى بِتَهْذِيبِ الْأَحْكَامِ، وَرَأَوْا مَا جَمَعْنَا فِيهِ مِنَ الْأَخْبَارِ الْمُتَعَلِّقَةِ بِالْحَلَالِ وَالْحَرَامِ... سَأَلُونِي أَنْ أُلَخِّصَ ذَلِكَ وَأَخْتَصِرَهُ.»
مفاد این بیان آن است که گروهی از اصحاب، پس از مشاهده کتاب بزرگ تهذیب الأحکام ـ که شرحی بر مقنعه شیخ مفید است ـ از ایشان درخواست کردند مجموعه روایات و مباحث فقهی آن را به شکلی مختصرتر و فتوایی تنظیم نماید؛ و در نتیجه کتاب الاستبصار تألیف شد؛ بنابراین، بدون تردید الاستبصار متأخر از تهذیب الأحکام است.
بر این اساس، اگر صرفاً ملاک را تقدم و تأخر زمانی قرار دهیم، باید نظریه نهایی شیخ را همان چیزی بدانیم که در الاستبصار آمده است؛ هرچند این نظریه با مشهور فقها سازگار نباشد.
نقد نظریه استبصار
مشهور فقها معتقدند استطاعت بذلی همانند استطاعت مالی است و حج بذلی، مجزی از حجةالاسلام خواهد بود.
اما مرحوم شیخ در الاستبصار روایت فضل بن عبدالملک بقباق را بر صحیحه معاویة بن عمار مقدم داشته و بر اساس آن فتوا داده است.با این حال، به نظر میرسد آنچه شیخ در تهذیب الأحکام فرموده، استحکام بیشتری دارد؛ زیرا صحیحه معاویة بن عمار از جهت دلالت بسیار روشن است.
راوی از امام علیهالسلام سؤال میکند:«هَلْ يُجْزِي ذَلِكَ عَنْهُ مِنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ أَوْ هِيَ نَاقِصَةٌ؟» سؤال کاملاً ناظر به اجزاء از حجةالاسلام است و حضرت در پاسخ میفرمایند:«بَلْ هِيَ حَجَّةٌ تَامَّةٌ.»
در سؤال، تعبیر «یجزی» آمده و در پاسخ نیز امام علیهالسلام حج را «حجة تامة» معرفی کردهاند. این بیان به روشنی دلالت دارد که حج بذلی، همان حجةالاسلام است و تکلیف واجب را ساقط میکند.
تأیید از ناحیه روایات دیگر
اگر بنا باشد پس از انجام حج بذلی، حج واجب دیگری بر ذمه مکلف قرار گیرد، لازمه آن اثبات وجوبی جدید خواهد بود؛ در حالی که هیچیک از فقها بدان ملتزم نشدهاند لا یلتزم به احدٌ؛ تمام ادله دلالت دارند که حج واجب در طول عمر تنها یک بار بر مکلف مستطیع واجب میشود.از جمله روایت هشام بن سالم که حضرت فرمودند: «وَكَلَّفَهُمْ حَجَّةً وَاحِدَةً وَهُمْ يُطِيقُونَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ.» خداوند تنها یک حج را بر مردم واجب کرده است؛ با آنکه توان انجام بیش از آن را دارند.
بنابراین همانگونه که مرحوم شیخ در تهذیب روایت فضل بن عبدالملک بقباق را بر استحباب حمل کردهاند، این جمع عرفی و روایی، از آنچه در الاستبصار آمده، متینتر به نظر میرسد.
حمل امر «فليحج» بر استحباب
در روایت فضل بن عبدالملک آمده است:«إِنْ أَيْسَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَلْيَحُجَّ.» به نظر میرسد امر موجود در «فليحج» ظهور در وجوب ندارد؛ بلکه بر استحباب حمل میشود. زیرا خود روایت تصریح دارد که شخص، حجةالاسلام را انجام داده است.
همچنین در همان روایت آمده است:«قَدْ أَجْزَأَتْ عَنْهُ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ.» بنابراین، معنای روایت آن است که اگر بعداً استطاعت مالی مستقلی پیدا کرد، شایسته است حج دیگری نیز انجام دهد؛ نه اینکه حج دوم بر او واجب باشد.
این معنا با روایات فراوانی که در استحباب تکرار حج وارد شده نیز کاملاً سازگار است.
تأیید فتوای مشهور
بر همین اساس، آنچه مشهور فقهای امامیه و بسیاری از اعاظم قم بدان فتوا دادهاند، قابل قبولتر به نظر میرسد.
مرحوم سید یزدی[3] نیز در عروه میفرماید: «الْحَجُّ الْبَذْلِيُّ مُجْزٍ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ، فَلَا يَجِبُ عَلَيْهِ إِذَا اسْتَطَاعَ مَالًا بَعْدَ ذَلِكَ عَلَى الْأَقْوَى.» بنابراین، اگر پس از حج بذلی، استطاعت مالی برای شخص حاصل شود، بنابر اقوی، حج مجدد بر او واجب نخواهد بود.
البته منشأ قول مخالف، صحیحه فضل بن عبدالملک بقباق است و از همین جهت، اگر کسی همچون شیخ طوسی در الاستبصار در این مسئله توقف کند، منشأ آن قابل فهم خواهد بود.
نکتهای درباره «معسر» و «موسر»
نکته مهم آن است که تعبیر «معسر» درباره شخصی که استطاعت بذلی پیدا کرده، تعبیر دقیقی نیست.
کسی که نفقه حج او تأمین شده و امکان انجام حج برایش فراهم گردیده است، در ظرف انجام حج، دیگر معسر محسوب نمیشود؛ بلکه موسر است. یُسر و توانایی برای او حاصل شده و ملاک استطاعت در حق او تحقق یافته است.
بنابراین، تفاوتی میان استطاعت بذلی و استطاعت مالی از جهت اصل تحقق استطاعت وجود ندارد؛ هر دو، مصداق استطاعتاند، با این تفاوت که یکی از طریق بذل دیگری حاصل شده و دیگری از مال شخصی.
اگر گفته شود پس از تحقق استطاعت مالی، حج دیگری نیز واجب است، لازمه آن وجوب دو حجةالاسلام بر یک مکلف خواهد بود؛ در حالی که لَمْ يَلْتَزِمْ بِهِ أَحَدٌ مِنَ الْفُقَهَاءِ.
نتیجه نهایی مسئله
حاصل آنکه بر اساس مبنای استطاعت عرفی، هرگاه تمام شرایط استطاعت فراهم باشد و شخص از طریق بذل، هزینه حج را در اختیار بگیرد و حج را انجام دهد، مشمول آیه شریفه خواهد بود: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[4]
زیرا استطاعت در آیه شریفه اطلاق دارد و شامل استطاعت بذلی نیز میشود.
همچنین روایات متعددی بر این معنا دلالت دارند؛ بلکه در برخی روایات تصریح شده است که دشواریها و سختیهای مسیر نیز مانع تحقق استطاعت نخواهد بود.
بنابراین، حج بذلی با تحقق شرایط، مجزی از حجةالاسلام است و پس از آن، حج واجب دیگری بر عهده مکلف نخواهد بود.