1405/02/08
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
بررسی فقهی مسئله ۳۹ در مصرف سهم فقرای زکات برای حج
در ادامه بحث فقهی مسئله ۳۹[1] ، به این نتیجه رسیده شد که در دو مورد، مصرف سهم فقرا از زکات برای حج، فاقد اشکال است.
مورد اول: جایی که مؤونه سالیانه فقیر از این سهم تأمین میگردد؛ بدین معنا که لباس، خوراک و سایر لوازم زندگی وی از سهم فقرا به او داده میشود. آنگاه فقیر به هر دلیلی، این سهم را صرف انجام حج می نماید؛ یعنی توانایی یافته که با قناعت و هر وضعیتی که باشد، حج به جا آورد و مستطیع گردد.
مورد دوم: جایی که شخص، مؤونه حج را ندارد، اما مؤونه زندگی و مخارج روزمره معیشت خود را از دارایی و امکانات شخصی اش تأمین میکند. در این صورت، برای انجام حج چیزی ندارد؛ از سهم فقرا به او داده میشود تا مستطیع گردد و به حج رود.
«و ذلک لأجل روایة معتبرة أبی بصیر» که اطلاق دارد. تا اینجا نکتهای دیگر نیز که بدان رسیدیم، در ضمن این مباحث در مقام اول – که مقام سهم فقرا بود – ﴿إنما الصدقات للفقراء﴾ همان اول آیه شریفه قرآن کریم در آیه شصت از سوره توبه.
نکته دیگری که بدان دست یافتیم:
شخص دهنده زکات، حق تعیین وظیفه برای مستحق زکات را ندارد. هنگامی که مال در اختیار فقرا قرار گرفت، از ید دهنده خارج شده و الله تبارک و تعالی است که به او فرمان میدهد چه کند. بنابراین مورد مذکور از باب «حج بذلی» نیست. یعنی تعلیقی که در مسئله سی و نه ذکر شده، «تعلیقٌ باطل» است؛ بدین معنا که دهنده زکات نمیتواند بگوید: «به تو زکات میدهم به شرط آنکه حج به جا آوری». زیرا مال، مال خداوند است و فقیرِ مستحق خود میتواند تشخیص دهد چه کاری انجام دهد. اگر بر اساس اطلاق حدیث روایت معتبر ابیبصیر، گفتیم در دو مورد میتوان از سهم فقرا به انسانی داد که حج انجام دهد، شرط حج و تعلیق حج بر دریافت زکات، بیفایده است. اما اگر فقیر به هر جهت با گرفتن زکات مستطیع شد، حج بر او واجب میگردد. این پایان مبحث مقام اول است.
مقام دوم: بررسی آیه شریفه و مصرف سهم «فی سبیل الله» برای حج
میرویم سراغ مقام دوم. مقام دوم، آیه شریفه این است: ﴿إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ ۖ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾[2]
در این مقام، بحث بر سر سهم «سبیل الله» است. ابن السبیل موضوع جداگانهای است. «سبیل الله» که در این آیه شریفه آمده و به معنای راه خداست، این سؤال مطرح میشود که آیا میتوان از سهم سبیل الله به کسی داد تا حج به جا آورد؟ یقیناً در اینجا سبیل الله دیگر بحث فقر نیست.
مرحوم محقق بروجردی و نیز محقق خویی در شرح عروه، جلد دو، کتاب زکات، صفحه ۱۱۴، و همچنین محقق روحانی در مرتقی، جلد دو، صفحه ۳۰۴، کتاب زکات، میفرمایند: سبیل الله را نمیتوان در امور شخصی هزینه کرد؛ از جمله حج شخصی که به شخصی داده شود تا حج به جا آورد.
برخی توهم کردهاند که اگر فقیر باشد، به او بدهید – مثلاً یک فقیر را نجات دهید یا به فقیری خوراک بدهید – سبیل الله است، لکن این موارد در بحث فقرا مطرح شده است. بنابراین باید سبیل الله را در معنای دیگری گرفت.
چرا باید در معنای دیگری گرفت؟ به جهت اینکه در این آیه شریفه، فقرا، مساکین، عاملین، مؤلفه قلوب، رقاب، غارمین و سپس «فی سبیل الله» آمده است. این «وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» اگر اول آیه میآمد یا آخر آیه – مثلاً میفرمود «هی فی سبیل الله و الفقرا» تا آخر، یا همه را از آخر ذکر میکرد و «سبیل الله» بعد از ابن السبیل میآمد – بر اساس صناعت ادبیات عرب میتوانستیم بگوییم چینش عبارت چنین است که اول عام آمده، بعد خاص. ذکر خاص بعد از عام در صورتی است که اول «فی سبیل الله» میآمد و عام بعد از آن ذکر میشد، یا اگر آخر میآمد میگفتیم اول خاص آمده، بعد ذکر عام، بعد الخاص. اما اینگونه نیست؛ بلکه «فی سبیل الله» در وسط قرار گرفته و قبل از ابن السبیل آمده است. پس باید معنایی داشته باشد در مقابل این موارد – یعنی موارد مذکور را شامل نشود و مورد مستقلی باشد.
تحلیل مفهوم «سبیل الله» و تفاوت آن با سهم فقرا در مصرف زکات برای حج
بنابراین، مقتضای مقابله میان «سبیل الله» با سایر موارد مذکور در آیه، آن است که مقصود از مصرف زکات در «سبیل الله»، صرف آن در سُبُل خیر عامالمنفعه است؛ اموری که برای کل جامعه و حتی برای کل بشریت مفید و مؤثر باشد.
به همین جهت، برخی گفتهاند منظور از «سبیل الله» در این قسمت از آیه شریفه، «دین الله» است. شاهد آن آیه ۱۶۷ سوره نساء (و نیز آیات دیگری از قرآن) است: ﴿الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّه﴾[3] ِ؛ یعنی صَدُّوا عَنْ دِینِ اللَّهِ. پس «سبیل الله» به معنای دین الله است. بر این اساس، هر آنچه که سبیل الله به شمار آید، یعنی هر چیزی که اسلام و مسلمین را به شکل عمومی تقویت کند – از جمله مباحث فرهنگی، تقویت دین، ساختن مسجد، حسینیه، امور فرهنگی، نشر کتب دینی و نظایر آن – سبیل الله محسوب میشود. هر چیزی که بنیان اسلام و مسلمین را به شکل عمومی نفع برساند، آن امر سبیل الله است.
مرحوم بروجردی (رضوان الله تعالی علیه) میفرمود: این امر منحصر در مصالح دینیه است؛ امور دینی که اگر آباد و تقویت شوند، هم به درد اسلام میخورد و هم به درد مسلمین؛ امور فرهنگی.
لکن در اینجا میتوان نکتهای را اضافه کرد: در برابر دیدگاه شخصیتهایی مانند مرحوم بروجردی که سبیل الله را به اموری مانند حسینیه، مسجد و نشر کتاب اختصاص دادهاند، باید به پروژههای خدماتی نیز توجه کرد؛ نظیر بیمارستان، درمانگاه، آبانبار و نظایر آن که فقها نیز اینگونه امور را انجام میدادند. از جمله چیزهایی که منفعت عمومی دارد، با توجه به اینکه اگر مردم بفهمند حاکم شرع – که زکات و امور مالی دین در دست اوست – از این منابع سرمایهگذاری کرده، بیمارستان ساخته، درمانگاه و مدرسه (مانند مدارس دولتی عادی، نه صرفاً دینی) بنا نموده، و خدماتی نظیر آبانبار و آبرسانی انجام داده است، این امور یقیناً در روحیه مردم نسبت به اسلام و دین تأثیر میگذارد. تقویت دین، تقویت مسلمین و تقویت مسائل فرهنگی موجب گرایش مردم میشود؛ مسجدها پر میگردد، تبلیغ دین میشود و مردم درمییابند که علمای دین بر اساس اعتقادات دینی خود – که عالم دین هستند – زندگی آنان را آباد میکنند و کمکرسانی مینمایند.
بنابراین، به تعبیر مفهوم بروجردی یا روحانی (رضوان الله تعالی علیهما) که بخواهیم سبیل الله را منحصر در مسائل دینی خاص مانند مسجد و حسینیه – چیزهایی که واقعاً نام دین بر آنهاست – بکنیم، این امر وجهی ندارد. سبیل الله تمام هزینههایی است که اگر حاکم شرع آنها را هزینه کند، اسلام و مسلمین به شکل عمومی تقویت میشوند. لذا مراد، مصالح عامه است مطلقاً. اگر چنین باشد – که یقیناً نیز چنین است – نمیتوان سهم سبیل الله را از زکات به شخصی داد که برود حج به جا آورد، مگر در موارد نادر و استثنایی. مانند اینکه اگر شخصی را به حج بفرستیم، از حج به جا آوردن او مصلحتی به عامه مسلمین برسد و به اسلام و مسلمین خدمتی صورت گیرد. هرچند شاید مثال واضحی نباشد، اما مصداق واضح آن است که مبلغی را بفرستند که حج انجام دهد و در ضمن حج تبلیغ نیز بکند. چه بسا حاکم شرع بداند که اگر این شخص را به حج بفرستد، او حج خود را انجام میدهد و در ضمن، لباس مبلغ دین (عمامه) بر تن دارد؛ مردم او را میبینند، از او سؤال میکنند، پاسخ میگوید، همین شرط موجب میشود که شناخته شود و به حجاج بیت الله کمک کند و منفعت عمومی حاصل گردد.
تفاوت سهم فقرا و سبیل الله
پس فرق بین سهم فقرا و سهم سبیل الله روشن شد: در بحث فقرا، بحث اختصاصی بود و منفعت عامه مطرح نبود. به هر فقیری میتوانستیم زکات بپردازیم. مشکل ما این بود که آیا از مال زکات میشود کسی حج به جا آورد؟ بسیاری از بزرگان گفتند که نمیشود، خصوصاً مرحوم روحانی معتقد بود که ماهیت زکات، رفع تلخی و عمق فقر از مردم است و این مال، مال حج نیست. تنها چیزی که ما را بر آن داشت تا بگوییم چنین نیست، یکی وسعت نظر در مسائل دینی بود و مهمتر از همه، حدیث و نص بود. نتوانستیم آن نص را کنار بگذاریم؛ معتبره ابیبصیر بود که به شکل مطلق تصریح کرد که میشود سهم فقرا را به کسی داد تا برود حج به جا آورد.
دو صورت نیز برای آن تصور شد: یکی اینکه فقیر است و قناعت میکند؛ دیگری اینکه فقیر نیست و امکانات خود را دارد، ولی میتوان پول حج را به او داد تا حج انجام دهد. اما در سهم «فی سبیل الله»، مصرف در منافع اسلام و مسلمین تعیّن پیدا میکند و نمیتوان آن را مصرف شخصی کرد؛ یعنی نمیتوان به شخصی بگوییم برو حج به جا آور، در حالی که حج او فقط برای خودش است و هیچ پرتوی از حج او بر جامعه، اسلام و مسائل فرهنگی نمیتابد و جلوه نمیکند.
این پایان بحث از مسئله سی و نهم بود.