« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن ملکی

1405/02/01

بسم الله الرحمن الرحیم

استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج

 

موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت

 

بررسی جواز استفاده از سهم فقرا در خمس و زکات برای تأمین هزینه حج (بر اساس روایات)

در جلسه گذشته، روایاتی را به ترتیب ذکر کردیم و مورد مطالعه قرار دادیم؛ به ویژه روایت ابوبصیر که از آن و دیگر روایات چنین استفاده می‌شد که میتوان سهم فقرا را از خمس و زکات به فقیر داد تا با آن به حج برود. به عبارت دیگر، از مسیر خمس و زکات، استطاعت بذلی قابل تصور است. چندین روایت در این زمینه در جلسه پیشین خوانده شد.

آخرین روایت، صحیحه علی بن یقطین بود. در این روایت آمده است: «قَالَ لِأَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ» (خطاب به امام کاظم علیه الصلاة و السلام): «یَکُونُ عِنْدِی الْمَالُ مِنَ الزَّکَاةِ وَ أَحُجُّ بِهِ مَوَالِیَّ وَ أَقَارِبِی. قَالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ[1] ». حضرت فرمودند: اشکالی ندارد که از مال زکات (و خمس) داده شود.

ظاهر این روایات - که این روایت آخرین آنها بود - دلالت دارد بر اینکه میتوان از مصارف فقرا و از بخشی که به فقرا پرداخت میشود (از خمس و زکات)، هزینه های حج را تأمین نمود و شخصی که در اختیار او قرار می گیرد، به حج رود. ظاهراً این سهم متعلق به فقراست. هرچند ممکن است از این ظاهر نیز استفاده کرد - نه فقط در خصوص فقرا - بلکه از سهم سبیل الله (که در مقام دوم قرار دارد و هنوز به آن نرسیده ایم) نیز چنین است، زیرا در این روایات کلمه «زکات» آمده است و کلمه زکات، سهم سبیل الله را نیز در بر میگیرد.

تنها در یک روایت صحیحه محمد بن مسلم قرینه ای وجود دارد که گویا این روایات مخصوص سهم فقراست نه سهم سبیل الله. آن قرینه این است که راوی و سائل از امام علیه السلام می پرسد: من زکاتها را جمع می کنم «وَ أَجْمَعُهُ حَتَّی أَحُجَّ»؛ یعنی اینها را جمع میکنم تا حج به جا آورم. به عبارت دیگر، به من زکات و خمس میدهند و من جمع میکنم تا روی هم جمع شود و با آن به حج بروم. این قرینه بدین معناست که شخص اینها را جمع میکند، در حالی که سهم سبیل الله چنین جمع شدنی نیست؛ زیرا سهم سبیل الله برای فرد در راه مانده (ابن السبیل) است که به او می دهند تا مسیرش را ادامه دهد. اما اینکه میگوید «جمع میکنم» یعنی فرد فقیری است که امکانات ندارد، به او زکات می دهند و او اینها را جمع میکند و با آن به حج می رود.

 

بررسی قرائن روایی در جواز استفاده از خمس و زکات برای حج (با تأکید بر صحیحه محمد بن مسلم و مرسله علی بن ابراهیم)

اگر به خاطر داشته باشید، پس از آنکه بحث را پیش بردیم و به این مرحله رساندیم، گفتیم که یکسری مطالب از سوی علما بیان شده و یکسری روایات نیز وجود دارد. اکنون باید این بحث منقح گردد. فعلاً این روایات موجود است که باید به آنها بپردازیم. ظواهر روایات را نمیخواهیم صرفاً بپذیریم، ولی به هر حال این روایات وجود دارند. در این روایت و امثال آن، به ویژه روایت محمد بن مسلم، میتوان قرینه ای یافت؛ یعنی دست کم میتوان گفت که صحیحه محمد بن مسلم اعم از سهم فقرا و سهم سبیل الله است و ممکن است بگوییم اختصاص به فقرا ندارد و همچنین اختصاص به سهم سبیل الله ندارد.

سؤال این بود که آیا میتوان مال خمس و زکات را صرف حج کرد و سپس شخصی که پرداخت میکند شرط نماید؟ لکن باز در همین صحیحه محمد بن مسلم قرینه ای وجود دارد که از آن میتوان فهمید این مال، سهم سبیل الله بوده است نه سهم فقرا. توضیح آنکه آنچه شما میگویید مربوط به مال فقیر نیست، بلکه سهم سبیل الله است؛ زیرا کسی که در راه مانده است (ابن السبیل) لزوماً فقیر نیست و ممکن است در اصل غنی و دارا باشد. قرینه این است که امام علیه السلام اجازه میدهد این پولهایی که جمع کرده است، همه را صرف حج کند. احتمال دارد که امام علیه السلام با ولایتی که دارد، این مال را از باب سهم سبیل الله تشخیص داده و اذن داده است، یا اینکه محاسبه فرموده این مال از سنخ سهم سبیل است نه سهم فقرا. امام علیه السلام به عنوان سهم سبیل الله به او عطا فرموده است.

این مطلب در برخی روایات نیز آمده است؛ مثلاً در مرسله علی بن ابراهیم عن الکاظم علیه السلام (که از «عالم» نقل شده) در بیان اصناف ثمانیه زکات چنین آمده است: «وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قَوْمٌ یَخْرُجُونَ إِلَی الْجِهَادِ»؛ سبیل الله گروهی هستند که به سوی جهاد خارج میشوند «وَ لَیْسَ عِنْدَهُمْ مَا یُنْفِقُونَ» و وضع مالی مناسبی ندارند «أَوْ قَوْمٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَیْسَ عِنْدَهُمْ مَا یَحُجُّونَ بِهِ»؛ یا گروهی از مسلمانان که پول کافی برای انجام حج ندارند. در این روایت، سبیلالله بدین معنا تفسیر شده است. سپس میفرماید: «أَوْ فِی جَمِیعِ سُبُلِ الْخَیْرِ فَعَلَی الْإِمَامِ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ أَنْ یُعْطِیَهُمْ مِنْ مَالِ الصَّدَقَاتِ حَتَّی یُنْفِقُوا بِهِ عَلَی الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ»؛ بر امام است که از مال صدقات (که شامل خمس و زکات نیز میشود) به ایشان بدهد تا آن را بر حج و جهاد هزینه کنند[2] .

الا اینکه این روایت، مرسله است و سند معتبری ندارد. چندین روایت دیگر نیز خواندیم که در جلسه بحث مورد توجه قرار گرفت.

 

بررسی روایت معتبره ابی بصیر و روایت معارض جمیل بن دراج در جواز هزینه زکات برای حج

تنها روایتی که برای بحث ما در خصوص جواز هزینه کردن خمس و زکات برای حج باقی میماند، روایت معتبره ابی بصیر است. این روایت دلالت داشت بر اینکه میتوان از پول خمس و زکات - که از حقوق شرعیه و متعلق به فقراست - به فقرا داد و آنان را به حج فرستاد. این روایت باقی می ماند. در مقابل این روایت، یک روایت معارض وجود دارد.

 

روایت معارض: روایت جمیل بن دراج عن اسماعیل شعیری عن الحکم بن عتیبه

قال: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «الرَّجُلُ یُعْطِی الرَّجُلَ مِنْ زَکَاةِ مَالِهِ یَحُجُّ بِهَا». راوی میگوید: مردی از زکات مال خود به مرد دیگری پولی می دهد تا با آن حج به جا آورد. امام علیه السلام فرمود: «مَالَ وَ زَکَاةٍ یَحُجُّ بِهِ؟» (استفهام تعجبی؛ آیا از مال زکات میدهد تا حج بجا آورد؟) راوی عرض کرد: «قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ مُسْلِمٌ أَعْطَی رَجُلًا مُسْلِمًا» (مسلمانی به مسلمان دیگری پول داده تا به حج برود). حضرت فرمود: «إِنْ کَانَ مُحْتَاجًا فَلْیُعْطِهِ لِحَاجَتِهِ وَ فَقْرِهِ»؛ اگر محتاج و فقیر است، زکات را به او بدهد تا از فقر و نیازش نجات یابد. «وَ لَا یَقُولُ لَهُ: حُجَّ بِهَا»؛ و حق ندارد به او بگوید با این پول حج بجا آور. «یَصْنَعُ بِهَا بَعْدَ مَا یَشَاءُ»[3] ؛ پس از آنکه فقیر پول را گرفت، هر کاری خواست با آن انجام دهد.

این روایت از جهت دلالت بسیار واضح است که سهم و حق فقرا در زکات و خمس را نمیتوان به شخصی داد تا با آن حج بجا آورد؛ بلکه باید به او داده شود تا از فقرش نجات یابد و گرفتاری هایش برطرف گردد. لکن سند این روایت، سند معتبری نیست. هنگامی که سند معتبر نباشد، بار دیگر روایت معتبره ابی بصیر بدون معارض باقی میماند. بنابراین، روایت ابی بصیر بدون معارض باقی میماند و باید راه حل آن را جستجو کنیم.

 

دقت در اطلاق روایت ابی بصیر

این روایت معتبر ابی بصیر اگر دقت بفرمایید، اطلاق داشت. در این روایت[4] چنین آمده است: «شَیْخٍ مِنْ أَصْحَابِنَا یُقَالُ لَهُ عُمَرُ سَأَلَ عِیسَی بْنَ أَعْیَنَ». توضیح آنکه حضرت علیه السلام تأملی فرمودند و سپس بیان داشتند که شخصی به دیگری پول داده بود؛ زکات اول نداده بود. او به آن شخص گفته بود: تو را دیدم که در بازار گوشت و خرما خریدی، پس وضع مالیات خوب است. در نتیجه به او پول نداد. آن شخص نیز گفته بود من این کار را کردم. حضرت پس از تفکر و اظهار ناراحتی از تنگنظری مردم که پول نمیدهند، فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی نَظَرَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ ثُمَّ نَظَرَ فِی الْفُقَرَاءِ وَ جَعَلَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ مَا یَکْتَفُونَ بِهِ». خداوند در اموال اغنیاء به اندازه ای قرار داده که فقرا با آن بینیاز شوند؛ باید اغنیاء به اندازه ای پول بدهند که زندگی فقرا تأمین گردد و مأکل و مشرب و لباس و ازدواج و حتی زکات دهی آنان فراهم شود، و نیز حج آنان. کلمه «یَحُجُّ» آخرین کلمه است. خداوند در اموال اغنیاء، هزینه حج فقرا را نیز قرار داده است؛ باید این پولها را بدهند تا فقرا نیز مانند اغنیاء شوند.

 

بررسی دلالت روایت معتبره ابی بصیر

با دقت در ظاهر این روایت، دیگر فرقی نمیکند که این حج واجب باشد یا مستحب، و فرقی نمیکند که شخص قبلاً غنی بوده و حج بر او واجب شده ولی نرفته و سپس فقیر شده به گونه ای که حج بر او مستقر گردیده باشد، یا حج مستقر نشده باشد؛ هیچ تفاوتی در این زمینه وجود ندارد.

 

فعلاً میخواهیم بگوییم که این روایت معتبره ابی بصیر که از جهت سند قابل قبول است، ظاهری دارد که بر اساس آن، در باب خمس و زکات، دست دهندگان خمس و زکات مختار و باز هستند. بلکه تعبیر امام علیه السلام این است که خداوند به اموال اغنیاء نگاه کرد، سپس به حال فقراء نظر افکند، سپس تأمین زندگی فقراء را در اموال اغنیاء قرار داد. اغنیاء باید به اندازهای به فقراء پول بدهند که زندگی آنان تأمین شود؛ خوراک، پوشاک، مسکن، حوائج و نیز حجشان تأمین گردد تا بتوانند به حج بروند.

این ظاهر روایت است. در مقابل این ظاهر، علما مطالبی دارند. از جمله کسانی که به طور جدی در برابر این روایت ایستاده‌اند - و رکن تمام این روایت همین است - باید اشاره کرد. روایات در باب خمس و زکات واقعاً زیاد است، اما مهمترین روایتی که از جهت سند و دلالت مطرح است، همین یک روایت میباشد. برخی از شخصیتها به طور جدی در برابر این روایت ایستاده و گفته اند که باید این ظاهر را کنار گذاشت و به آن عمل نمی شود. از جمله مرحوم صاحب مرتقی (مرحوم روحانی) عبارتی دارد که آن عبارت را برای جلسه بعد میگذاریم تا در ضمن آن ببینیم سرنوشت این روایات چه میشود.

ما در مقدمات قبلی به اینجا رسیدیم که اساساً این حرفها صحیح نیست. این اموال مخصوص فقراء است تا از فقرشان نجات یابند و مال حج نیست. بحث ما نحن فیه نیز این موارد نبود. بحث این بود که آیا دهنده خمس و زکات میتواند شرط کند یا نمیتواند شرط کند که برو حج بجا آور. در اینجا اگر بگوییم که اصلاً نمیتوان پول را برای حج داد، آنگاه سالبه به انتفاء موضوع میشود. یعنی فعلاً نزاع صغروی است. در آنجا در بحث کبروی گفتیم که نه، نمیتواند و ولایت ندارد. تنها ولایتی که داشت - اگر به خاطر داشته باشید - این بود که میتوانست خمس و زکات را به کسی بدهد که دوست دارد و او را فرد بسیار خوبی تشخیص میدهد. اما پس از دادن خمس و زکات، دیگر نمیتواند به نحو فضولی و موقوف به او بگوید: «پول را به تو دادم، برو حج انجام بده». ولایتی ندارد و اصلاً حقی ندارد. این نزاع صغروی است که آیا اصلاً در باب فقراء، خمس و زکاتی که مخصوص فقراء است، میتواند صرف حج بشود یا نه. همچنین بحث حجت الاسلام مطرح است؛ استطاعت برای حجت الاسلام. برخی از اطلاق این روایت خواستهاند استفاده کنند که اطلاق روایت میگوید بله. روایت ابی بصیر میگوید «حج» و نمیگوید چه حجی. آن حجی که مد نظر ماست، حجتالاسلام است؛ یعنی کسی که مستطیع شود، یک بار در عمر بر او واجب است که به حج برود. آیا از خمس و زکات میتوان داد تا با آن حج انجام دهد یا خیر؟ در ذیل فرمایش مرحوم روحانی (صاحب مرتقی) إن شاء الله تعالی این بحث را خواهیم کرد.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo