« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن ملکی

1405/01/17

بسم الله الرحمن الرحیم

استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج

موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت

نظر مرحوم سید در متن عروه

مسئله سی و چهار[1] از مباحث عروه که بحث فقهی ما بود، حج بذلی مطرح شده بود. در این مسئله چندین فرع داشت. فرع ششم رو مطرح کردیم یا مطلب ششم که مطرح شد این بود که آیا در باب حج بذلی نفقه ی عیال جزو استطاعت است یا نه؟ مرحوم سید در متن عروه فرمود اگر باذل بگوید پول رفت و برگشتت رو به تو می دهم برو حج، حج انجام بده برگرد بیا ولی خرج عیالش رو نده (عِیال یعنی نان خور—عَیال یعنی همسر) خرج عِیال رو نمی دهد می گوید خرج رفت و برگشت رو می دهم. سید فرمود در این صورت حج واجب نیست.

 

نظر مرحوم آقای خوئی

در ذیل این مطلب مرحوم آقای خوئی[2] مطلبی دارند مفصل در جلسه قبل گذروندیم و یک نکته ای رو که حالا در این جلسه عرض می کنم اینه که مرحوم آقای خویی فرمودند در این بحث نفقه ی عیال ربطی به استطاعت ندارد.

چرا ربطی به استطاعت ندارد؟ به جهت اینکه استطاعت در نظر ایشون عبارت بود از زاد و راحله. اگر یک شخصی بیاید بگوید که زاد و راحله رو می دهم برو حج، این می شود مستطیع. اما بحث انفاق به واجب النفقه این یک بحث جداگانه ای است؛ اون رو باید ببینیم که وظیفه ی این آدم چیست.

اولین مورد: واجب النفقه

اگر وظیفه ی این مبذول له این است که خرجی یک عده ای رو باید بدهد و این ها واجب النفقه اند، خب یقینا باب تزاحم پیش می آید. زن و بچه اش رو می خواهد خرجیش رو بدهد برود حج، این ها مشکل پیدا می کنند. این بنده خدا هم که می گوید نمی دهم می گوید فقط خرج رفت و آمد رو می دهم و از خودش هم بالفرض ندارد که بگذارد بگوید زن و بچه از این ها از این پول رو گذاشتم برای زندگیتون رفتم نه باید باشه تا تامین شود.

دو تا امر می آید از طرف شارع: «حجّ» و «انفق» — انفاق کن هزینه هاشون رو بده زندگیشون رو تامین کن. می شود تزاحم. این حرف آقای خویی است. چرا؟ چون بنده خدا گفته است برو حج من زاد و راحله به تو می دهم. ایشون نظرش این بود استطاعت یعنی زاد و راحله تمام. خب این مستطیع است پس حج واجب است. از اون طرف هم باید نفقه بدهد؛ می شود دو تا واجب. هردو رو نمی تواند انجام بدهد؛ می شود اهم و مهم. مرحوم آقای خوئی فرمود در باب اهم و مهم حق الناس مقدم است. حق الناس چیست؟ خرج زن و بچه ات رو باید بدی. لذا مقدم می شود؛ حج دیگه واجب نیست.

 

دومین مورد: اقوام و خویشان

این مورد هم این بود که نه دارد برادر و خواهر و قوم و خویش هزینه شون رو می دهد. یک کسی هم آمده می آید میگوید یا برو حج من خرجت رو می دهم. این اگر بخواهد بگذاره برود، گرچه اون ها واجب النفقه نیستن ها، اما برادر و خواهر و بچه خواهر و بچه برادر اگه بگذارد برود حج، همون روزی که دارد می رود و بعد که برمی گردد اینقدر سرزنشش می کنند آبروش رو می برند؛ می شود حرجی می شود. اینجا قاعده لاحرج می آید جلو حج رو می گیرد. قاعده لا حرج می آید می گوید حالا اینطور حج انجام دادن تو، حرجی است و واجب نیست. وایستا زندگی آدمایی که واجب النفقه تو هم نیستن همین رو تأمین کن.

 

دو ایراد

خب نکته‌ای رو که ما در مقابل مرحوم آقای خوئی می‌خواهیم عرض بکنیم این است که این فرمایش مرحوم آقای خوئی در بحث مانحن فیه دو تا ایراد دارد.

ایراد اول: ایراد مبنایی

یکی ایراد مبنایی است که ما از جهت مبنا با مبنای ایشون رو قبول نکردیم. گفتیم استطاعت عرفی است. استطاعت وقتی عرفی باشد در این موارد این شکلی مشخص است. این باذلی که آمده می‌گوید فقط هزینه رفت و برگشت تو رو می‌دهم، اصلا مستطیع نیست. اگر عیالش بی سرپرست می‌مانند از جهت زندگی مشکل پیدا می‌کنند، این رو عرف نمی‌گوید مستطیع است! مستطیع رو گفتیم یعنی کسی که زندگیش فول است. در عرف مستطیع یعنی کسی که زندگیش فول است از همه جهات، هزینه حج هم دارد این عرفا. خب کسی که ندارد خودش می‌خواهد برود حج، هزینه زندگی عیالش رو ندارد. این یا خودش ندارد یا باذل نمی‌دهد. پس بنابراین عرفا مستطیع نیست.

 

ایراد دوم: ایراد صنعتی

ولی از جهت صنعتی یک حرف دیگه‌ای اینجا موجود هست. ایشون فرمود تزاحم. تزاحم اصلا اینجا نیست. یا تزاحمی وجود ندارد. چرا وجود ندارد؟ به جهت اینکه ما مشکلمون رو باید قبل از عالم تزاحم حل کنیم. عالم تزاحم یعنی عالم امتثال. مکلف تو عالم امتثال مشکل دارد نه این؛ اصلا قبل از عالم امتثال یک چیز دیگه وجود دارد از جهت علمی، مشکل رو حل می‌کند و اون چیست؟ بحث اطلاق و تقیید است، بحث دلیل لفظی است. اطلاق و تقیید. تزاحم اونجایی است که دو تا دلیل مطلق در مقابل هم وایستن شاخ به شاخ، هیچ کدوم عقب نشینی نکنند. اونجا بحث تزاحم است.

فرض بکنید در جایی که می‌گویند: «انقظ الغریق» و از یک طرف هم می‌گه: «لا تغصب» — غصب نکن. علی کل حال نباید غصب بکنید. از اون طرف هم در هر شرایطی باید نجات بدهی غریق رو. اینجا اهم و مهمش می‌کنیم. اما اونجایی که نه، یک طرف عقب نشینی می‌کنیم. مواردی داریم در فقه این شکلی. مثلا وارد مسجد شدیم مسجد نجس است، اول وقت: «ازل النجاسة» — یک دستور است اطلاق دارد. می‌گوید ازاله نجاست بکن چه نماز بخوانی چه نخوانی.

از اون طرف می‌گه: «اقیم الصلاة» — می‌گوید نماز بخوان چه ازاله بکنی چه ازاله نکنی. آیا این دوتا اطلاق باقی می‌مانند که بشود تزاحم یا نه؟ اول وقت «اقیم الصلاة» اطلاقش گرفته می‌شود. اطلاق «اقم الصلاة» گرفته می‌شود، مقید می‌شود به: «ازل النجاسة» — می‌گوید اول ازاله نجاست کن بعد نماز بخوان. اصلا تزاحم نیست اینجا. اطلاق یکی از ادله از بین می‌رود.

 

تطبيق بر حج بذلی

در مانحن فیه هم این شکلی است. در ادله حج بذلی یک شخصی می‌آید می‌گوید: «حجّ و علیّ نفقتک» این اطلاقش به قوت خودش باقی نمی‌ماند. این اطلاق مقید می‌شود به چی؟ مقید می‌شود به اینکه تو بحث هزینه این واجب النفقه رو باید تامین بکنی. این‌ها رو اگر تامین کردی زندگیشون رو تامین کردی، بعد مستطیع هستی، بعد حج بر تو واجب است. این طور نیست که در حج بذلی حج بر تو واجب بشود مطلقا، چه این بندگان خدای واجب النفقه هزینه شون تامین باشد چه تامین نباشد. نه اینطوری نیست. ادله تامین واجب النفقه مقید هستند، قید قرار می‌گیرند برای حج بذلی.

تا به اینجا رسیدیم. قرار است این رو منقحش کنیم ان شاالله در جلسه بعد.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo