« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن ملکی

1404/11/26

بسم الله الرحمن الرحیم

استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج

موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت

کلام در حج بذلی

کلام در حج بذلی[1] بود. کلمه‌ی بذل یعنی ریخت و پاش می‌گویند فلانی همه اموالش را بذل و بخشش کرد. خب این بذل در قالب هبه نیست؛ هبه یکی از ایقاعات یا انشائات یا عقود است. طبق نظریه‌ای که هبه نیاز دارد به قبول می‌شود عقد و اگر هم کسی قائل شد که هبه نیاز به قبول ندارد می‌شود ایقاع. علی‌کل‌حال هبه یکی از اصطلاحات و یکی از قواعد فقهی است و یکی از معاملات فقهی است و یکی از انشائات است که توقیفی است از طرف شارع معرفی شده. اما کلمه‌ی بذل، نه یک لفظ آزاد است، یک معنای لغوی دارد، معنای لغوی عرفی. بذل به معنای اینکه طرف مالش را بخشید، بخشش آزاد، بخشش عرفی، نه بخشش در قالب عقود و ایقاعات. این را می‌خواندیم و قرار شد اموری را و مطالبی را تحقیق کنیم. مطلب دوم تمام شد که عبارت بود از روایات عرض.

وارد مطلب سوم شدیم؛ مطلب سوم کلمات فقها بود، بازخوانی کلمات فقها. رسیدیم به کلام مرحوم آقای خوئی، رضوان الله تعالی علیه. ایشون فرمود: از روایات این طور استفاده می‌شود که حج بذلی یا بذل باذل در باب حج، حمل بر تملیک نمی‌شود، مورد تملیک را نمی‌گیرد، بلکه غیر تملیک واضح‌تر است.

 

نظر مرحوم محقق روحانی در تبیین استطاعت

اما مرحوم محقق روحانی در مرتقی، جلد یک، صفحه‌ی یکصد و هشت می‌فرماید: اگر بخواهید به این روایات استشهاد بکنید، بگویید که بذل مطلقا موجب استطاعت می‌شود: «إِن ذلک یتم لوْ کانَ المُراد من الْاستطَاعة هو مطلق التَّمکن الْعرفی و لو من دون الاستیلاءِ الفعلی على المال أَوْ بنی على أَنّها هی وجدان الْمال على نحو الملکیة و على کلَا التقدیرین فلا وَجْهَ لِلْخدْش فی إِطلاق الروایات الْبذل»[2] .

 

ایشون می‌آید مبحث را دو قسمتی می‌کند، می‌فرماید دو تا مبنای را باید اینجا ذکر کنیم. طبق یک مبنا همینطور است که گفته شد، روایات مطلقند، می‌گویند بذل مطلقا موجب استطاعت می‌شود؛ بذل مطلقا چه تملیک و چه غیر تملیک موجب استطاعت می‌شود. می‌فرماید: این در صورتی اطلاقات به قوت خودشان باقی می‌مانند و می‌توانیم از این اطلاقات استفاده کنیم که «کل بذل یوجب الاستطاعة»؛ هر بذلی موجب استطاعت مکلف می‌شود «وَ یجب علیه الحج»؛ که منظور از استطاعت، مطلق تمکن عرفی باشد، همینکه انسان تمکن پیدا بکند برای اینکه یک سری اموالی را در اختیار بگیرد و هزینه کند برای سفر حج، و لو استیلا فعلی نداشته باشد، تسلط فعلی نداشته باشد، ولی می‌تواند. حالا طرف فرض بکنید در یک شهری است، گفته بیا حج برو، حج انجام بده، من نفقه را بهت می‌دهم. این الان دسترسی به آن اموال ندارد، ولی می‌تواند بلیط بگیرد برود فلان شهر، پول را بگیرد ازش، مثلاً امکانات را بگیرد؛ امکان عرفی برایش هست، ولی استیلای فعلی نیست. این یک.

یا اینکه مبنای ما این باشد که این مالک شده، اموال به ملکیتش درآمده، متملک شده است و خب قدرت پیدا کرده. در این صورت، در صورتی که مطلق تمکن عرفی باشد یا شخص با بذل مالک شود، این روایات دیگر اطلاق دارد؛ این روایات می‌گوید «کُل بذل یوجب الملکیَّة» یا «کُل بذل یوجب التمکن العرفی» و تمکن عرفی هم کافی است یا تمکن عرفی کافی است یا ملکیت. و در صورتی که ملکیت آور باشد و یا تمکن عرفی، در این دو فرض، رو مرحوم روحانی صاحب مرتقی در جلد یک، صفحه یکصد و هشت فرماید: «وَ أَمّا لَوْ کَان عَلَى وَجْه الْاسْتِطَاعة الْمعتبرة فی وجوب الحجّ و هی التمکن الْعُرْفی و الْاسْتیلاء الْفعلی على المال فیمکن أَنْ یقال بأَن نصوص الْبذْل لَا تَشْمل الْبذل على سبیل التَّمْلیک وَ ذلک لِأَنَّهَا إِذَا کَانَتْ تتکفَّل بَیَان حُکْم الْبَذْل بِنَحْو الْإِبَاحَة...».

این مقدار طول می‌کشد، عبارت کم طولانی می‌گذاریم برای فردا، یک جلسه دیگر.

بنابراین اگر بگوییم طرف اموال خودش را بذل کرده است برای حج من، برای حج یک مکلفی و به او گفته برو حج به جا بیاور، هزینه‌اش با من، یا اموالی را در اختیار او گذاشته، این غیر تملیکش واضح‌تر است. برای این همه روایاتی که داشتیم. چرا؟ به جهت اینکه آنچه در روایات آمده عرض حج است: «مَنْ عرض عَلَیْهِ الْحَجّ». این وقتی شد عرض حج، دیگر تملیک معنا ندارد. دقت بفرمایید، وقتی می‌گوید حدیث می‌گوید که اگر کسی آمد و عرضه داشت حج را، آورد تملیک حج که معنا ندارد. پس بنابراین باید برویم سراغ غیر تملیک؛ بذل و بخشش، مثلاً اباحه رضاییه، امثال این‌ها. چون در روایت نیامده که «عرض ما یحج به»؛ اگر در روایات می‌آمد «عرض مر ما یحج به»، یعنی کسی پیدا شد اموالی را عرضه داشت به شخص، اینجا می‌توانستیم بگوییم خب این اموال را تملیک کرد یا تملیک نکرد. ولی روایات دارد «عَرَضَ الْحَجَّ»؛ معنایش این است که یک بنده خدایی پیدا شده گفته بیا ببریمت حج، مهمان ما باش، اصلاً بحث مهمانی است، بحث ضیف و ضیافت است و می‌خواهند طرف را ببرند، فرض کنید همسفر شود، خرجش هم بدهند، سر سفره‌ی آن‌ها زندگی کند، حج هم به جا بیاورد. چنین چیزی است. وقتی چنین شکلی پیدا کرد، ظهور پیدا می‌کند این روایات در غیر تملیک؛ اصلاً از تملیک فاصله می‌گیرد. این نظریه مرحوم خوئی، رضوان الله تعالی علیه. نظریه‌ی مرحوم علامه و نظریه مرحوم ابن ادریس را در جلسه قبل ذکر کردیم.

سوال یکی از طلاب: مصداق بارزش مثلاً طلبه‌هایی که از طرف سازمان حج و زیارت به عنوان روحانی برای اولین بار می‌برند، همین نیست؟

استاد: چرا، چرا دیگر، حج بذلی است.

 

نقد و بررسی نظریه مرحوم خوئی

خب اما در مقابل این فرمایش آقای خویی[3] ، رضوان الله تعالی علیه، یمکن ان یقال اینطور که این حضرت بزرگوار می‌فرمایند، شاید نباشد؛ اکثر روایات یا همه روایات اینطور نیست که معصومین فرموده باشند «مَنْ عَرَضَ عَلَیْهِ الْحَجّ». بله، بعضی از این روایات همینطور است، مثل صحیحه محمد بن مسلم[4] : «مَنْ عَرَضَ عَلَیْهِ الْحَجّ»، بعضی از روایات همینطور است که ایشون فرمودند، متنش این است که کسی که به او حج عرضه داشته می‌شود، می‌گویند بیا بریم حج با هم. اما بعضی دیگر اینطور نیست، مثل صحیحه حلبی[5] ؛ در صحیحه حلبی دارد که «مَنْ عرض علیْه مَا یَحُجّ به»؛ یعنی کسی که به او پول داده می‌شود، امکاناتی در اختیارش قرار می‌گیرد که با آن می‌تواند حج انجام دهد، نه خود حج.

پس اولاً روایاتی را که ما در باب حج بذلی داریم، همه محتواش این نیست که «مَنْ عرض عَلَیْهِ الْحَجّ»؛ بعضی‌اش دارد که «مَنْ عرض علیْه مَا یَحجّ بِهِ»، لذا آن «مَا یَحُجُّ بِهِ» می‌شود مال. وقتی مال شد، می‌شود تملیک باشد. می‌گوییم بذل تملیکی باید باشد، نه بذل مطلق. این اولاً.

ثانیاً: همان روایاتی هم که مثل صحیحه محمد بن مسلم می‌گوید «مَنْ عَرَضَ عَلَیْهِ الْحَجّ»، معنایش خود حج نیست؛ معنایش ملزومات حج است، مستلزمات حج است، چیزهایی که زمینه می‌شود انسان حج انجام دهد. خود حج انجام بدهد یعنی چی؟ نفقات مالی. خب پس آن روایاتی هم که حتی دارد «مَنْ عَرَضَ عَلَیْهِ الْحَجّ»، دلالت اقتضاء دارد؛ دلالت اقتضاء یعنی یک مضافی در تقدیر دارد، یعنی «مَنْ عَرَضَ عَلَیْهِ مَا یَلْزَمُهُ الْحَجّ» یا «مَا یَحُجُّ بِهِ»؛ ملزومات حج. نتیجتاً می‌تواند تمام این روایات اطلاق پیدا کند، اطلاقش این باشد که کسی که پیدا می‌شود و مالی را و چیزی را در اختیار مکلف می‌گذارد برای حج، ممکن است تملیکی باشد، ممکن است اباحه انشایی باشد، ممکن است رضایی باشد. پس بنابراین این تعبیرها فرق نمی‌کند، چه در روایت آمده باشد «مَنْ عَرَضَ الْحَجَّ» یا «مَنْ عَرَضَ إِلَیْهِ مَا یَحُجُّ بِهِ»؛ چیزی که به وسیله‌ی او حج انجام می‌گیرد، این مهم نیست. مرحوم محقق خویی خواستند از این روایات همچین چیزی برداشت کنند، بگویند روایاتِ باب دلالتش بر غیر تملیک، بذل غیر تملیکی واضح‌تر است، ابین است، اظهر است. این وجه مستحکمی نیست و قابل دفاع نیست.

به خاطر اینکه عرفی دیگر، به خاطر عرف که حج را که نمی‌شود؛ حج یک حقیقت خارجی، عرضه داشتن معنا ندارد که حج یک تبدیل شود، بگویند آقا بیا تو لیوان، بگو بخورش! حج این‌ها از اول باید برود این راه را طی کند، برود میقات. پس بنابراین چیزی که توسط او حج انجام می‌گیرد، خود حج که نمی‌شود که عرضه داشته بشود.

بنابراین با این بیان، اطلاقات روایت به قوت خودش باقی می‌ماند؛ بذل مطلقاً باید بگوییم، بذل مطلقاً چه تملیکی چه غیر تملیکی موجب استطاعت می‌شود.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo