1404/11/23
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
واکاوی مسائل فقهی مربوط به حج بذلی
مشخص شد که باید یک سری امور را واکاوی کنیم تا برنامه حج بذلی[1] روشن و منقح شود. چرا که قرار است فردی به جای مال خودش، یعنی به جای استطاعت شخصی، حج بذل انجام دهد. این یعنی فرد مالک مطلقی نیست، اما با استطاعت اقتصادی، توانایی انجام حج را دارد و میخواهد به جای خودش، به جای مال شخصی، حج را انجام دهد. این موضوع باید از جهت استدلالات اجتهادی، فقهی و منابع وحیانی کاملاً مبرهن شود.
حج بذلی و استطاعت شخصی
هدف اصلی این است که فرد با این بذل (یعنی به جای مال خود)، بتواند حج کند. به عبارت دیگر، اگر کسی به من بذل کند، یعنی به من تکلیف حج را به جای مال خود انجام دهد، من با این کار توان پیدا میکنم تا حج کنم، حتی اگر مالک مطلق نباشم. یعنی من مستطیع هستم.
دومین امر: روایات عرض
دومین امری که بررسی کردیم، روایات عرض بود. یعنی روایاتی که دلالت میکنند اگر کسی به شما عرضه کند که: «زاد و راحلهات را میدهم یا پول به تو میدهم، برو حج.» ظاهر این عرضه این است که شما باید بروید حج. یعنی این کسی به شما مالی میدهد تا شما حج کنید. این یک حالت عرضی است که دلالت میکند روی اجازه حج با مال غیر.
روایت معاویه بن عمار
مهمترین روایت که در این باره مطرح شد، روایت معاویه بن عمار[2] است. این روایت در منابع فقهی بهخوبی آمده و واضحترین دلیل بر این موضوع است. روایت معاویه بن عمار بهخوبی نشان میدهد که اگر کسی به شما عرضه کند تا حج کنید، شما میتوانید با پذیرش آن عرضه، حج را انجام دهید. روایات دیگری هم وجود دارد که به این موضوع اشاره میکنند، اما روایت معاویه بن عمار کاملتر و واضحتر است. این روایت را خلاصه کردیم و در صحیحه معاویه بن عمار آوردیم و توضیح دادیم.
امر سوم: بذل و استطاعت در حج
امر سوم این است که عدهای زیاد از فقها قائل شدند به اینکه اطلاقات روایات عرض شامل جمیع اقسام بذل میشود: بذل تملیکی، بذل اباحه انشایی، بذل رضایی، اختصاص به تملیک ندارد. لکن مرحوم ابن ادریس حلی در «سرائر» به ایشان منسوب میکند و در «سرائر»، جلد یک، صفحه پانصد و هفده، این شکل میگوید: بذل موجب استطاعت میشود « شرط أن يملّكه ما يبذل له ويعرض عليه، لا وعداً بالقول دون الفعال »[3] . میگوید که به شرط اینکه به تملیک برساند، باذل بیاید مال را بدهد به شخص، بگوید که مال تو باشد، به تملیک او برساند. بعد در ادامه عبارتش داریم: «یعرض علیه». خوب ظاهر این «یملکه» این است که بذل در صورتی باعث استطاعت میشود که تملیکی باشد.
اما ذیل عبارت به نظر میرسد توضیحی است که این مخالفت با قول کثیری از علمایی که الان گفتیم ندارد. منظور از این تملیک این است که یعنی تمکین، یعنی واقعاً ما را در اختیار شخص بگذارد که گویا بتوند تصرف کند، بردارد، مصرف کند، زاد است، راحله، اسب، ماشین، هرچه هست بتوند تصرف کند. فقط اینکه بگوید «بذلت» کافی نیست. «بذلتک» کافی نیست. خب یقیناً باید اینطوری باشد. یعنی اکثر علما یا کثیری از علما میگویند بذل موجب استطاعت میشود. صرف اینکه بگوید «بذلت»، این عرفیه است، یعنی باید در اختیار قرار گیرد، بتوند تصرف کند، بتوند بردارد. این عبارت مرحوم ابن ادریس است.
امر سوم: نظر علامه و آقای خویی در مورد بذل و تملیک
اما علامه در «مختلف»، جلد چهار، صفحه چهارده، امر سوم را به این شکل مطرح میکند: «پس بنابراین بررسی کلمات فقهاست بعد از اخبار عرض، ایشان میفرمایند: «اما اشتراط التملیک[4] »، یعنی اینکه در باب بذل شرط کنیم تملیک باشد، «ففیه نظر»، یعنی محل اشکال است. «فان فتاوی اصحابنا خالیة»، یعنی فتاوی اصحاب امامیه نشان میدهد که ما نگفتهایم که بذل باید تملیکی باشد. «و کذا الروایات، بل لو وهب المال لم یجب علیه القبول.»
خب از اولش که میگوید تملیک نیست. ولی در باب هبه، این عبارت «لو وهب المال لم یجب علیه القبول» میآید. خب این دیگر میشود خلاف عبارت کثیری از علما. کثیری از علما میگویند: بذل ولو به شکل هبه، به هر شکلی باشد، کافی است. میگوید: اگر هبه کرد کسی، واجب نیست که شما قبول کنید. خب معنایش این است که پس بنابراین باید من بپذیرم، مال من بشود. از اون طرف بفرماید که اشتراط تملیک که باید تملیک کند، نه نیست. چه تملیک چه غیر تملیک کافی است، ولی قبول لازم دارد. این عبارت مرحوم علامه است.
مرحوم آقای خویی[5] میفرماید: « إنه لا يبعد أن يكون البذل لا على سبيل التمليك أوضح فرداً وأظهر مصداقاً لنصوص البذل.» مرحوم آقای خویی کاملاً برعکس علامه و امثال علامه این بحث قبول را آورده است. میگوید: چه تملیک لازم نیست، فقط تملیک باشد، هبة هم میتواند باشد، اباحه هم میتواند باشد، ولی قبول لازم است. مرحوم آقای خویی فرمود: اگر تملیک نباشد، واضحتر است، چرا واضحتر است؟ به جهت اینکه روایات بذل، تملیک را نیامده است. فقط آمده است که میگوید: «حجه حج را عرضه میدهد.» و در بحث تملیک و هبة و اباحه و امثال اینها نیست. بحث در اختیار قرار دادن هزینه حج است. بنابراین اگر ما کلمه تملیک را یا هبة و اینها را فاکتور بگیریم، مناسبتر با روایات است. این فرمایش آقای خویی است.
لکن این فرمایش آقای خویی با همه روایات سازگار نیست. روایات اگر بخواهیم بررسی کنیم، که انشاالله در جلسه بعد بررسی میکنیم، شما خواهید دید که طبق یک گروه از این روایات، حرف مرحوم آقای خویی صحیح است. ولی طایفه دومی نیز داریم که ان شاالله خواهیم رسید، ان شاالله.