1404/11/18
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
بررسی حکم استطاعت حج با بذل مال از سوی دیگران در فقه امامیه و اهل سنت
در ادامه مباحث مربوط به فقه آل محمد (صلی الله علیه وآله)، پس از ذکر «أموراً أربعة» و «روایات أربع» (چهار مطلب و چهار روایت) که پیشتر در مسئله سیوچهارم[1] (حج بذلی) بیان شد، به این پرسش میپردازیم: اگر شخصی بگوید: «هزینه حج تو را میپردازم، زاد و راحله در اختیارت میگذارم، برو حج بجا آور»، آیا این فرد مستطیع میشود یا خیر؟
دیدگاه فقهای امامیه
مشهور فقهای امامیه، «من الصدر إلی الذیل»، تقریباً اجماعی بر این دارند که اگر شخص به واسطه بذل دیگری توانایی انجام حج پیدا کند، حج بر او واجب میگردد. یعنی صرف اینکه شخص دیگر هزینهها را فراهم کند، استطاعت ایجاد میکند و واجب حج حاصل میشود.
دیدگاه اهل سنت
در میان اهل سنت، مشهور[2] و قریب به اتفاق علمای آنها قائل به عدم استطاعت در چنین مواردی هستند، مگر در یک مورد خاص که به فقه شافعی نسبت[3] داده میشود: اگر فرزند به پدر خود پول بدهد و بگوید: «برو حج انجام بده»، طبق نظر شافعی، این حج بذلی موجب استطاعت میشود. در غیر این مورد، به اتفاق اهل سنت، حج بذلی موجب استطاعت نمیشود. بر اساس نظر آنان، استطاعت باید از طریق ملکیت شخصی، کد یمین (دسترنج خود فرد) و شرایط شخص حاصل شود.
استناد به روایات
چهار روایت[4] نمونه نشان میدهند که استطاعت یعنی توانایی انجام حج، مشروط به وجود «زاد و راحله» است، بدون اینکه منبع یا راه کسب آن مشخص شده باشد. روایات نمیگویند که شخص باید خودش آن را کسب کرده یا مالک باشد. حتی اگر شخصی آن را هدیه کند، هیچ مانعی ندارد و مطلق است. بر اساس این اطلاقات، ظاهر امر موافق فقهای امامیه است که بذل موجب استطاعت میشود.
بررسی تطابق استطاعت حاصل از بذل با قاعده اولیه و شرطیت ملکیت
برای روشنتر شدن، باید چند مسئله مورد بررسی قرار گیرد: آیا استطاعتی که از طریق بذل حاصل میشود، مطابق قاعده اولیه است؟
قاعده اولیه: آیا اگر کسی بگوید: «حجّ و علیّ نفقتک و نفقة عیالک» یا «خذ هذا المال و حجّ به» واقعاً موجب استطاعت میشود؟ به نظر میرسد قاعده اولیه همین نبوده و دلیل خاصی برای آن وجود دارد.
نقش شرطیت ملکیت
اگر مانند سید حکیم[5] (رضوان الله تعالی علیه) قائل شویم که ملکیت شرط است، در این صورت صرف بذل دیگری (اعم از نفقه یا مال) برای من، استطاعت ایجاد نمیکند. ملکیت با صرف بذل حاصل نمیشود. تا قبول مبذولله وجود نداشته باشد، مالکیتی شکل نمیگیرد.
تحلیل بر اساس دو نظریه
1. شرطیت ملکیت
اگر بذل فقط موجب اباحه تصرف شود، شخص مستطیع نخواهد شد، زیرا عنوان ملکیت بر مال صدق نمیکند. اگر بذل به شکل تملیک باشد، باز هم مالکیت ایجاد نمیشود مگر اینکه مبذولله قبول کند. قبول، واجب نیست؛ بنابراین استطاعت حاصل نمیشود.
2. اباحه تصرف
اگر بذل فقط موجب اباحه تصرف شود، برخی فقها مانند مرحوم آقای خویی[6] (رضوان الله تعالی علیه) قائلند که کافی است. دلیل ایشان: در باب استطاعت، همین که بتوانم چیزی (زاد و راحله) در اختیار داشته باشم، حتی اگر دیگران در اختیار گذاشته باشند، کافی است. روایات: «من کان له زاد و راحله» آیه شریفه: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[7] بنابراین صرف اینکه بتوانم در مال تصرف کنم، مرا مستطیع میکند.
جمعبندی
در فقه امامیه: بذل دیگران موجب استطاعت میشود.
در فقه اهل سنت: غالباً بذل موجب استطاعت نمیشود، مگر در مورد خاص شافعی.
شرطیت ملکیت یا اباحه تصرف، نقش کلیدی در تحلیل این مسئله دارد. فقهای معاصر مانند آقای خویی قائلند که حتی اباحه تصرف کافی است تا شخص مستطیع شود.
تأمل در فتوای مرحوم خویی و تفکیک اقسام سهگانه بذل
لازم است در این مطلب تأملی صورت گیرد: آیا واقعاً مرحوم آقای خویی (رضواناللهتعالیعلیه) به همین سادگی و به شکل صریح که فتوا دادهاند، قائل به «کافی است» شدهاند، یا مطلب دیگری در ذهن مبارکشان بوده که در فتوای صریح نیامده است؟ هدف این است که به کالبدشکافی این بحث بپردازیم و ابعاد آن را روشن کنیم.
اقسام سهگانه بذل
در مسئله بذل، سه حالت قابل تصور است:
حالت اول: بذلی که مفید تملیک باشد: یعنی مالکیت مال را به مبذولله منتقل کند.
حالت دوم: بذلی که مفید اباحه انشائیه باشد: یعنی اجازه تصرف به صورت انشائی ایجاد شود.
حالت سوم: بذلی که مفید اباحه رضائیه باشد: یعنی اباحهای که صرفاً کشف از رضایت کامل باذل است و نیاز به قبول ندارد.
تحلیل اقسام
1. بذل مفید تملیک و اباحه انشائیه
در این دو مورد، استطاعت حاصل نمیشود. دلیل: نیاز به قبول مبذولله وجود دارد و این قبول بر او واجب نیست. در اباحه انشائیه نیز، قبول و اجرا لازم است و چون قبول واجب نیست، شخص مستطیع نمیشود.
2. بذل مفید اباحه رضائیه
انما الکلام (بحث اصلی) در این مورد است. اباحه رضائیه نیاز به قبول ندارد. باذل میگوید: «أبحتُ لک هذا المال لتنفقَه فی الحج» یا «أبحتُ لک الزاد و الراحلة فی الحج» این عبارت حکایت از رضایت کامل باذل دارد. در این مورد، اگر سایر شرایط (مانند عدم مرض، باز بودن راه، فراهم بودن سایر لوازم و توانایی انجام حج) نیز محقق باشد، مرکز ثقل بحث ما با مرحوم آقای خویی قرار میگیرد.
برای اینکه مطلب منقح، روشن و کامل شود، انشاءالله در جلسه آینده آن را تکمیل خواهیم کرد.