« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن ملکی

1404/11/14

بسم الله الرحمن الرحیم

استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج

موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت

تحلیل مسئله سی‌وچهارم

در این جلسه به تنقیح، تهذیب و تحقیق مسئله سی‌وچهارم[1] می‌پردازیم. در این مسئله چند مطلب و امر مطرح است که با بررسی آن‌ها، اوضاع مسئله روشن، نظر سید مشخص و آرای فقهای مرتبط تبیین می‌شود.

 

امر اول: اقسام استطاعت در حج

نخستین امر قابل توجه، اقسام استطاعت در حج است که در ابتدای کتب فقهی مطرح می‌شود. این استطاعت به دو قسم مهم تقسیم می‌گردد:

1. استطاعت مالی (سلطنتی/ملکیتی): شخص از جهت مالکیت و سلطنت بر اموال، دارای استطاعت باشد.

2. استطاعت بذلی: شخصی به فرد دیگری بگوید: «حجّ و علیَّ نَفَقَتُکَ و نَفَقَةُ عِیَالِکَ» (حج به جا بیاور و هزینه تو و خانواده‌ات بر عهده من است) یا بگوید: «مِرْتُکَ أَلْفَ دِرْهَمٍ» (هزار درهم به تو می‌دهم) تا با آن حج به جا آوری. در این صورت، اگر مبلغ داده شده برای هزینه حج کافی باشد، طبق اجماع علماء، حج واجب می‌شود؛ زیرا شخص مستطیع محسوب می‌گردد.

 

امر دوم: ماهیت استطاعت مالی (زاد و راحله)

نکته دوم قابل توجه در این مسئله، تعریف استطاعت مالی است که در روایات و متون قدیم با عنوان زاد و راحله شناخته می‌شود. مسئله سی‌وچهارم نیز دقیقاً بر محور همین استطاعت مالی (هزینه، پول) متمرکز است.

 

مفروغ‌عنه بودن سایر شرایط

سایر شرایط ضروری حج (مانند سلامت بدن، قدرت بدنی، باز بودن راه و نبود عسر و حرج) در این بحث مفروغ‌عنه (مسلّم و فرض شده) در نظر گرفته می‌شوند. یعنی مباحثه در مسئله سی‌وچهارم با فرض وجود این شرایط پیش می‌رود.

 

جایگاه عسر و حرج

حتی با نظر به دیدگاهی مانند دیدگاه مرحوم آقای خویی که عسر و حرج را جزو مصادیق استطاعت نمی‌دانستند (بلکه آن را مانعی مستقل برای وجوب تلقی می‌کردند)، باز هم در این مسئله، فرض بر برطرف بودن آن است. بنابراین محور بحث، صرفاً استطاعت مالی است.

امر سوم: دلالت اطلاق آیات و روایات بر مطلق استطاعت محور اصلی و تعیین‌کننده در مسئله سی‌وچهارم ـ که در فتاوای سید و سایر فقها نیز نقش اساسی دارد ـ اطلاق آیه شریفه حج و روایات فراوان (در حد استفاضه) است.

 

امر سوم: دلالت اطلاق آیات و روایات بر مطلق استطاعت

محور اصلی و تعیین‌کننده در مسئله سی‌وچهارم ـ که در فتاوای سید و سایر فقها نیز نقش اساسی دارد ـ اطلاق آیه شریفه حج و روایات فراوان (در حد استفاضه) است.

 

دلالت آیه شریفه

آیه ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[2] مطلق است. تعبیر «مَنِ اسْتَطَاعَ» مقید نمی‌کند که استطاعت باید از مال خود شخص یا با مالکیت مستقیم او باشد. بلکه هر کس که عنوان استطاعت (چه شرعی و چه عرفی) بر او صادق باشد، مشمول وجوب حج می‌شود. این آیه شاید واضح‌ترین و روشن‌ترین دلیل قرآنی بر وجوب حج باشد.

سؤال یکی از شاگردان: معنای استطاعت در اینجا چیست؟

پاسخ استاد: «اسْتَطَاعَ» به معنای «به دست آوردن قدرت و توانایی» است. استطاعت به معنای تحصیل قدرت است، نه لزوماً وجود خودبه‌خودی آن. این تحصیل مراتب و درجاتی دارد: برخی از مراحل آن با زحمت و تلاش به دست می‌آید (کم یا زیاد) برخی مراحل آن اساساً راحت و بدون زحمت است و تنها شرطش اقبال و پذیرش است؛ یعنی اگر آن را بپذیری، مستطیع می‌شوی.

 

دلالت روایات

پس از آیه، روایات فراوانی در این باب وجود دارد که بر همین اطلاق دلالت دارند.

 

اول: شاهد روایی: صحیحه علا

یکی از روایات[3] متعدد در این باب، صحیحه علا است. شیخ طوسی با سند خود از موسی بن القاسم، از ابن معاویة بن وهب، از صفوان، از ابن رزین، از محمد بن مسلم نقل می‌کند که گفت: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» (این آیه) یعنی چه؟ حضرت در تفسیر آیه برای سائل فرمودند: «یَکُونَ لَهُ مَا یَحُجُّ بِهِ» برای او چیزی باشد که با آن حج به جا آورد.

 

دلالت روایت

این بیان امام علیه السلام دارای اطلاق است:

1. تعبیر «لَهُ» (برای او) دلالت بر مالکیت یا سلطه بر آن چیز دارد.

2. تعبیر «مَا یَحُجُّ بِهِ» (چیزی که با آن حج به جا آورد) نیز مطلق است و قید نمی‌زند که آن چیز از چه راهی (مال شخصی، بخشش، درآمد کار و...) به دست آمده باشد. بنابراین، صرف وجود مالی که کفایت هزینه حج را بکند ـ از هر راهی که حلالاً فراهم شده باشد ـ موجب تحقق استطاعت می‌شود.

 

تکمله روایت در نقل صدوق

اما در روایت نقل‌شده توسط شیخ صدوق (و در برخی نقل‌های دیگر از شیخ طوسی نیز آمده است) تکمله‌ای وجود دارد که دایره استطاعت را روشن‌تر می‌کند. سند تکمله: صدوق از پدرش، از محمد بن موسی متوکل، از سعد بن عبدالله، از احمد بن محمد بن عیسی، از حسن بن محبوب نقل می‌کند که علا بن رزین گفت: از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم و ماجرای مشابهی را نقل کرد و این اضافه را آورد: «قُلتُ: فَمَنْ عُرِضَ عَلَیْهِ (الحَجُّ) فَاسْتَحْیَا؟» گفتم: پس کسی که حج بر او عرضه شود و هزینه‌اش را بدهند ولی خجالت بکشد و نپذیرد؟ حضرت فرمودند:

«قَالَ: مِمَّنْ هُوَ مُسْتَطِیعٌ» ایشان نیز از کسانی است که مستطیع است.

 

تحلیل تکمله:

این بخش از روایت به صراحت بیان می‌کند که حتی صرف عرضه حج با تأمین هزینه (اعم از اینکه بگویند «حجّ و علیَّ نَفَقَتُکَ» یا مبلغی کافی در اختیارش بگذارند)، شخص را مستطیع می‌سازد. مسئله خجالت کشیدن از پذیرش (استحیا) نیز مانع از صدق عنوان استطاعت نمی‌شود. این روایت از نظر سند، صحیحه‌ای معتبر و کامل است.

روایت دوم: صحیحه محمد بن مسلم

محمد بن مسلم می‌گوید[4] : به امام باقر علیه‌السلام عرض کردم: «فَإِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ الْحَجُّ فَاسْتَحْيَا» اگر حج بر کسی عرضه شود و او از پذیرش خجالت بکشد ـ مثلاً به دلیل کرامت نفس ـ چه حکمی دارد؟ حضرت فرمودند: «هُوَ مِنْ مَنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ وَلَمْ يَسْتَحْيِ» او از کسانی است که توانایی حج را دارد و نباید خجالت بکشد «وَلَوْ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعِ أبتر» حتی اگر بر یک الاغ لاغر و ناتوان باشد.

سپس فرمودند: «كَانَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَمْشِيَ بَعْضًا وَيَرْكَبَ بَعْضًا» اگر می‌تواند بخشی از راه را پیاده و بخشی را سواره برود «فَلْيَفْعَلْ» پس باید چنین کند. .

روایت سوم: صحیحه حلبی

در حدیث حلبی آمده: به امام عرض کردم: «فَإِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ مَا يَحُجُّ بِهِ فَاسْتَحْيَا مِنْ ذَلِكَ أَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ إِلَيْهِ؟» اگر چیزی برای حج به او عرضه شود و او از آن خجالت بکشد، آیا از مستطیعان محسوب می‌شود؟) حضرت فرمودند: «نَعَمْ! مَا شَأْنُهُ يَسْتَحِيي» آری! چه لزومی دارد خجالت بکشد «وَلَوْ يَحُجُّ عَلَى الْحِمَارِ الْأَجْدَعِ الْأَبْتَرِ» حتی اگر بر الاغی لاغر و بی‌دم برود.

روایت چهارم: معاویه بن عمار

معاویه بن عمار از امام نقل می‌کند: «فَإِنْ كَانَ دَعَاهُ قَوْمٌ أَنْ يُحَجُّوا» اگر گروهی او را دعوت کنند تا حجش دهند «فَاسْتَحْيَى فَلَمْ يَفْعَلْ» و او خجالت بکشد و نپذیرد «فَإِنَّهُ لَا يَسَعُهُ إِلَّا أَنْ يَخْرُجَ وَلَوْ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعِ أَبْتَرِ» بر او جایز نیست مگر اینکه خارج شود و حج به جا آورد، حتی اگر بر الاغی لاغر و بی‌دم باشد. ظاهر این روایت آن است که حتی با عدم پذیرش کمک دیگران نیز وجوب حج بر او مستقر می‌شود و باید به هر شکل ممکن حالا با شرایط سخت‌تر به ادای آن بپردازد.

نتیجه‌گیری از روایات و اتخاذ موضع قطعی

دلالت قاطع روایات

این سه روایت اخیر (به ویژه سوم و چهارم) به روشنی بیان می‌کنند که اگر به شخصی گفته شود «بیا، پول حج تو را می‌دهیم»، حج بر او واجب می‌شود، چه آن را بپذیرد و چه نپذیرد. اگر بپذیرد، عمل عاقلانه‌ای کرده و با سهولت به حج می‌رود. اگر نپذیرد، باز هم حج بر او مستقر شده و واجب است، حتی اگر با مشقت و سختی (مانند رفتن با مرکب ناتوان یا پیاده‌روی بخشی از راه) همراه باشد. وجود امثال این روایات فراوان (که چهار نمونه ذکر شد) در کنار اطلاق آیه شریفه، موجب شده است مرحوم سید در مسئله سی‌وچهارم به صورت مطلق حکم کند.

مفهوم اطلاق در نظر سید

این اطلاق، دایره گسترده‌ای را شامل می‌شود:

1. فرقی نمی‌کند که با تعبیر «حجّ و علیَّ نَفَقَتُکَ» مال به ملکیت مُبْذَلٌلَه درآید یا صرفاً اجازه تصرف (اباحه) به او داده شود. در هر حال، او توانایی دارد.

2. فرقی نمی‌کند که مالک شود یا مالک نشود.

3. فرقی نمی‌کند که باذل، پول نقد بدهد یا اموال مورد نیاز سفر (مانند غذا) را در اختیارش بگذارد.

4. فرقی نمی‌کند که پرداخت این مال بر باذل واجب باشد (مثل نذر، قسم یا عهد) یا غیرواجب (تبرعی).

5. فرقی نمی‌کند که باذل مورد اطمینان (موثوق به) باشد یا نه. همین که بگوید «من هزینه تو را می‌دهم»، حتی اگر موثوق نباشد، شخص مستطیع می‌شود و باید اقدام کند. البته اگر بعداً مشخص شد که باذل به وعده خود عمل نکرده («انْ کُشِفَ الْخِلَافُ»)، طبیعتاً حکم متفاوت خواهد بود.

علت حکم: صدق استطاعت

دلیل این حکم مطلق از نظر سید، صدق عنوان استطاعت قرآنی و همچنین اطلاق روایات مستفیضه بر چنین شخصی است.

تتمه نظر مرحوم سید: استطاعت تلفیقی و شرایط آن

تفکیک دو مرحله در بذل

آنچه تاکنون بیان شد، دو مرحله احتمالی در تحقق استطاعت از طریق بذل را شامل می‌شود:

1. استطاعت استقلالی: باذل تمام هزینه حج را می‌پردازد.

2. استطاعت تلفیقی: خود شخص بخشی از هزینه را دارد و باذل مابقی را تأمین می‌کند. در این حالت نیز شخص مستطیع می‌شود.

تفصیل در استطاعت تلفیقی

مرحوم سید در ادامه به تفصیل موارد تلفیقی می‌پردازد: اگر باذل فقط هزینه رفت را بدهد: شخص مستطیع نیست، مگر اینکه خودش هزینه برگشت را داشته باشد. اگر باذل هزینه رفت و برگشت را بدهد، اما هزینه خانواده را ندهد: اگر شخص خودش هزینه خانواده را دارد، مستطیع است.

اگر شخص اصلاً خانواده‌ای ندارد یا تأمین هزینه خانواده‌اش منوط به ماندن او نیست (چه برود چه بماند، در تأمین زندگی آنان تفاوتی ندارد)، باز هم مستطیع است.

اگر باذل هزینه خانواده را ندهد: حج واجب نمی‌شود، مگر آنکه: شخص خودش سرمایه‌ای برای تأمین خانواده داشته باشد. یا اساساً توانایی تأمین خانواده را نداشته باشد، چه حج برود چه نرود (در این صورت نیز تفاوتی نمی‌کند).

 

جمع‌بندی نهایی مسئله

متن کلی مسئله سی‌وچهارم و امهات ادله دلالت‌کننده بر فتوای سید در این دو جلسه مشخص شد. با این حال، فقهای دیگر حواشی و نظرات تفصیلی بر این مسئله دارند که باید در جلسات آینده به آنها پرداخته شود. این نظرات ممکن است شامل تفکیک بین حج مستقر و حج تأسیسی، یا شرایطی مانند موثوق بودن باذل باشد.

 


logo