1404/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
بررسی نتیجهگیری فرع اول از مسئله سی و دو
در نتیجهگیری بحث فقهی نسبت به فرع اول از مسئله سی و دو، به کلام مرحوم آقای خویی[1] و مرحوم محقق روحانی[2] در کتاب شریف منتقی و همچنین مرتقی رسیده بودیم. امروز این مطلب را عرض میکنم که این دو فرمایش از این دو شخصیت علمی، یعنی محقق خویی و محقق روحانی، مطلبی مستحکم و قوی نیست.
نقد استدلال تقدیم حج بهجهت جلوگیری از سوءاستفاده
هر دو بزرگوار فرمودهاند: اگر در مانحن فیه نذر را بر حج مقدم کنیم، لازمهاش این است که برخی از مسلمانان سوءاستفاده کنند و حج را به حاشیه ببرند؛ به این صورت که هر سال نذر انجام کاری را در مکانی خاص بر عهده بگیرند، بهگونهای که نتوانند در روز عرفه در عرفات حاضر شوند، و این امر موجب به حاشیه رفتن حج گردد. این فرمایش، فرمایش محکمی نیست؛ زیرا اگر بنا باشد عملکرد بیرونی مکلفین در ساختار قانونگذاری چنین تأثیری داشته باشد، در این صورت باید گفت بسیاری از مسلمانان اساساً واجبات خود را انجام نمیدهند و محرمات خود را ترک نمیکنند، و اکثریت مردم به این شکل عمل میکنند. آن اقلیتی که باقی میمانند نیز چنین افرادی نیستند.
جایگاه فطری و معنوی حج
با فرض توجه به مقام حج، امنیت حج، و ابعاد عرفانی و معنوی آن، که حتی ضعفا و مستضعفین نیز آرزوی تشرف به حج را دارند، اساساً حج جایگاهی دارد که در فطرت انسانها ریشه دارد. اینکه عدهای قلیل بخواهند از این مسئله سوءاستفاده کنند، قابل تعمیم و تبدیل به یک قاعده کلی نیست. ازاینرو، چنین احتمالی «فلیس ذلک دلیلا مستحکما مستقلا»؛ یعنی دلیل محکم و مستقلی نخواهد بود بر اینکه گفته شود وفای به نذر بر حج مقدم نمیشود، به این بهانه که اگر مقدم شود، چنین تالی فاسدی دارد که حج از زندگی مردم حذف گردد. بله، اگر این حیله، این بیان و این توجیه بخواهد اعتباری داشته باشد، در نهایت به همان وجه اول بازمیگردد؛ یعنی به امر اولی که پیشتر مطرح شد، و آن بحث اهمیت حج است. با نگاه اهمیتی، نذر مقدم نمیشود؛ زیرا حج اهم است و از آنجا که اهم است، مقدم خواهد بود.
بیان قاعده اولیه در کلام محقق روحانی
والعجب من صاحب المرتقی. نکتهای را که امروز نیز به مطالب گذشته اضافه میکنم، تعجب از فرمایش محقق روحانی در کتاب مرتقی است. ایشان در کتاب مرتقی، قاعده را در ابتدای بحث به این صورت بیان میکند و میفرماید: قاعده اولیه، مؤسسه و ثابت آن است که وفای به نذر مقدم است بر وجوب حج. سپس در ادامه، همان بیانی را که در جلسه قبل خوانده شد، مطرح کرده و در این جهت با مرحوم آقای خویی همراه میشود.
التزام به تقدیم نذر و رد ادله مرحوم نائینی
از این جهت، ایشان در بحث مانحن فیه، با فرض التزام به قاعده تقدیم نذر بر حج، در برابر ادله مرحوم نائینی میایستد و ادله ایشان را رد میکند. مرحوم نائینی دو یا سه دلیل اقامه میکند که بهواسطه آنها، حج بر نذر مقدم است؛ اما محقق روحانی با رد این ادله، قائل میشود به اینکه: «القاعده تقضی بتقدیم وجوب وفا بنذر»
نقل و تحلیل عبارت صاحب مرتقی
عبارت ایشان چنین است. میفرماید: «کل هذه الوجوه مخدوشه» یعنی تمام وجوه و استدلالهایی که مرحوم نائینی برای تقدیم حج بر وفای به نذر اقامه کرده است، مخدوش است. سپس در توضیح میفرماید: «اما الاول فلانه لا دلیل علی تقیید وجوب الوفا بالنذر بالقدرة شرعیه» اما وجه اول، به این دلیل مخدوش است که دلیلی بر تقیید وجوب وفای به نذر به قدرت شرعی وجود ندارد. مرحوم نائینی گفته بود که وجوب وفای به نذر مشروط به قدرت شرعی است و این مکلف، چون حج بر او واجب شده، دیگر قدرت شرعی ندارد؛ محقق روحانی میفرماید این بیان در جای خود مخدوش است و توضیح آن را داده است. سپس میفرماید: «و اما الثانی فلانه لادلیل علی التقیید المذکور» و اما وجه دوم، به این جهت مخدوش است که دلیلی بر این تقیید مذکور وجود ندارد که وفای به نذر، واجبی مشروط باشد. آنگاه اضافه میکند: «و لو سلم» و حتی اگر بالفرض، چنین دلیلی هم پذیرفته شود، «و زیاره الحسین» در مثال مورد بحث، «و زیارت الحسین لیست حراما» زیارت امام حسین علیهالسلام حرام نمیشود، «لانه ضد خاص للحج» زیرا زیارت امام حسین ضد خاص حج است.
بحث ضد خاص و عدم حرمت آن
ایشان ادامه میدهد که بسیاری قائلاند امر به شیء، مقتضی نهی از ضد خاص نیست؛ هرچند برخی گفتهاند نهی از ضد عام را اقتضا میکند، اما نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند. ازاینرو، «و زیارت امام حسین لیست حراما لانها ضد خاص للحج و هو لایکون منهی عنه مع الامر بضده» حتی اگر گفته شود امر به شیء مقتضی نهی از ضد است، این مورد منهیعنه نخواهد بود، زیرا از مصادیق ضد خاص به شمار میآید. پس بنابراین، نذر مطلق است و نذر مشروط نیست. بدین معنا که شما میتوانید هم وفای به نذر انجام دهید و هم حج بجا آورید، بدون آنکه یکی مانع دیگری شود: «هذا مع انا ننقل نظیر هذا الکلام فی وجوب الحج»
نقد تمرکز بر وفای به نذر
جناب نائینی چرا بر وفای به نذر و وجوب وفای به نذر تمرکز کردهاند و آن را جدا کردهاند؟ ما همین مباحث را که ایشان مطرح کرده است، به وجوب حج منتقل میکنیم: «هذا الکلام فی وجوب الحج فنقول ان المأخوذ فی موضوع وجوب الحج الاستطاعه» ما میگوییم که موضوع وجوب حج، استطاعت است و حج زمانی واجب میشود که مکلف مستطیع باشد:« بحیث یلزم فرض الاستطاعه فی المرحله السابقه علی تعلق الوجوب» فرض این است که ابتدا استطاعت محقق شود و سپس وجوب حج بار شود. اگر استطاعت محقق نشود، وجوب نیز تحقق پیدا نمیکند: «فهی غیرمحققة»
مانعیت نذر از استطاعت حج
با فرض اینکه مکلف نذر کرده باشد، دیگر استطاعت برای حج باقی نمیماند، زیرا نذر رفتن به کربلا و زیارت امام حسین علیهالسلام در عرفه، مانع تحقق استطاعت میشود: «فهی غیرمحققة لمانعیة وجوب الوفا بالنذر عنها» همچنین هر یک از وجوبها، موضوع وجوب دیگری را رفع میکند: «و کل من الوجوبین یرفع موضوعا آخر»
بنابراین، این وجوبها با یکدیگر تفاوتی ندارند. بهویژه با توجه به آنچه در گذشته گفته شد، نزاع ما بر سر نذری نیست که مکلف خودش بر خود واجب کرده است، بلکه نزاع درباره امری است که از طرف خداوند بر مکلف واجب شده است. وفای به نذر، موضوع وجوب خود را دارد و در مقابل وجوب حج قرار گرفته است. این دو در شریعت مشابه هم هستند و خداوند هر چیزی را که واجب کند، متعلّق وجوب را تعیین میکند؛ چه حج باشد و چه وفای به نذر، هر دو از حیث وجوب مشابهاند: «کل من الوجوبین یرفع موضوع الآخر»
وجه سوم: رجحان زیارت امام حسین علیهالسلام
«و اما الثالث» وجه سومی که از طرف این بزرگوار مطرح میشود، مربوط به رجحان زیارت امام حسین علیهالسلام است. ایشان میفرمایند: «رجحان زیارت الحسین مطلقا» یعنی زیارت امام حسین علیهالسلام همیشه رجحان دارد، چه حج واجب شود و چه نشود: «فانه لا یستشکل احد فی رجحانها لمن ترک الحج و قلنا تقدیم وجوبه» هیچ کس نیست که بگوید زیارت امام حسین علیهالسلام رجحان ندارد. حتی اگر کسی حج واجب خود را ترک کرده باشد و به زیارت برود، رجحان زیارت همچنان باقی است، حتی با فرض تقدیم وجوب حج.
ایشان ادامه میدهند: «هذا مع ان عدم الرجحان لو سلم فهو من جهت وجوب حج» یعنی حتی اگر فرض کنیم که زیارت امام حسین رجحان ندارد، این صرفاً به دلیل تقدیم وجوب حج است. از سوی دیگر، وجوب حج معلق بر استطاعت است: «فقد عرفت انه معلق علی الاستطاعة» چنانکه پیشتر گفتیم، استطاعت به واسطه وجوب وفای به نذر که پیشتر انجام شده است، از بین رفته است: «الاستطاعة المرتفع بوجوب الوفا بالنذر»
نتیجهگیری فقهی در باب تقدم نذر بر حج
با در نظر گرفتن این مباحث، ایشان میفرمایند: «فعلی هذا فی القاعدة تقضی بتقدیم وجوب الوفا بالنذر علی وجوب الحج» یعنی قاعده اقتضا میکند که وجوب وفای به نذر مقدم باشد بر وجوب حج، به دلیل ارتفاع موضوع وجوب حج نسبت به وجوب وفای به نذر. «دون العکس هذا بالنظر الی القاعده المقرره فی باب التزاحم» به عبارت دیگر، تقدم وجوب وفای به نذر بر وجوب حج از نظر قاعدهای که در باب تزاحم وجوبها مقرر شده است، روشن میشود.
بحث تزاحم در مسئله نذر و حج
مرحوم محقق روحانی میفرمایند که مسئله مورد بحث، مسئلهای از نوع تزاحم وجوبها است. در فرع فقهی ما نحن فیه، دوران امر بین وجوب وفای به نذر و وجوب حج مورد بررسی است. ایشان بیان میکنند که طبق قاعده تزاحم، در فرضی که مکلف ابتدا نذر کرده و زیارت امام حسین علیهالسلام در عرفه را متعهد شده است و سپس استطاعت حج حاصل میشود، قاعده اقتضا میکند که وجوب وفای به نذر مقدم باشد بر وجوب حج: «و معذالک» با وجود این، مرحوم محقق روحانی تصریح میکنند که در ما نحن فیه، امری وجود دارد که مانع از اجرای قاعده تقدیم وجوب وفای به نذر بر وجوب حج میشود: «الا ان فی المقامه امرا یوقفنا ان الاخذ القاعده»
تالی فاسد تقدیم وفای به نذر
این امر مانع، مربوط به تالی فاسد است. ایشان توضیح میدهند که اگر تقدیم وجوب وفای به نذر بر وجوب حج را بپذیریم، برخی از مردم ممکن است سوء استفاده کنند و با نذرهای کوچک، حج واجب خود را ترک کنند. مثلاً ممکن است نذر سادهای برای خواندن یک سوره در شب عرفه در حرم امام حسین علیهالسلام یا حتی در مسجد محلی خود انجام دهند و حج را کنار بگذارند. این وجه باعث میشود که اجرای قاعده تقدیم وفای به نذر بر وجوب حج با تالی فاسد مواجه شود و در عمل مانع از کاربرد مطلق قاعده شود.
تردید در اجرای قاعده و استدلال مخالف
با فرض اینکه مرحوم محقق روحانی زحمات بسیاری کشیده و قاعدهای برای تقدیم وجوب وفای به نذر بر وجوب حج ارائه کرده است، ایشان گاهی اظهار میکنند که ممکن است لازم باشد از این قاعده دست بکشیم، زیرا اگر آن را اجرا کنیم، حج ممکن است تعطیل شود. این استدلال، به نظر نمیرسد استدلال محکمی باشد، به چند دلیل: عملکرد عمومی مردم: اکثر مردم نسبت به بسیاری از واجبات و محرمات خود ولنگار هستند. بنابراین نمیتوان گفت که به دلیل ضعف یا کوتاهی آنها، باید در عالم جعل و قانونگذاری تغییری ایجاد کرد. اهمیت و آگاهی نسبت به حج: در باب حج، اکثریت مردم و حتی خود مجتهدین جایگاه حج و جایگاه وفای به نذر را میدانند. همچنین، فضائل و آثار و برکات حج باعث میشود که اکثر متدینین علاقهمند باشند به حج بروند و از آن غفلت نکنند.
موارد استثنا و تأثیر محدود: ممکن است استثنائاتی مانند آنچه در جواهر مطرح شده رخ دهد؛ مثلاً کسی برای تکمیل کتاب جواهر نذر کند و حج را به تعویق بیندازد. این موارد لطمهای به عموم حج و نقش آن در زندگی مردم وارد نمیکند و بنابراین به عنوان استدلال برای تعطیل کردن قاعده قابل قبول نیست.
اهمیت حج و قاعده اهم و مهم
اگر بخواهیم به صورت علمی مسئله را بررسی کنیم، حتی اگر وجهی برای تقدیم وفای به نذر بر وجوب حج وجود داشته باشد، باز هم این وجه به بحث اهمیت حج برمیگردد. حج اهم است و هر عاقلی میفهمد که باید مقدم شود. در حوزه تزاحم وجوبها به مقلد هم میتوان گفت: در جایی که تزاحم بین اهم و مهم وجود دارد، اهم را بگیر و مهم را رها کن. با توضیح و جهاد تبیین، اکثر مردم این مسئله را میفهمند و عمل میکنند. افراد معدودی که بخواهند سوءاستفاده کنند و حج را تعطیل کنند، نقشی تعیینکننده ندارند. بنابراین این وجه، در حقیقت مکمل همان وجه اول است و به قاعده اهم و مهم برمیگردد.
نتیجهگیری مقدماتی تا این مرحله
میتوان پس از بررسی این مباحث، فتوا داد که اگر کسی حج واجب (که اهم است) را ترک کند و به انجام واجب نذری (مهم) بپردازد، معصیت کرده است. وفای به نذر انجام شده اما ترک اهم، انجام مهم و ارتکاب معصیت را در پی دارد. تا اینجا، از گشتوگذارهای علمی و بررسی دقیق فرع اول، فهمیدیم که: فتوا بر اساس مرحوم سید، در فرضی که مکلف نذر زیارت عرفه کرده و سپس استطاعت حج پیدا کرده است، وجوب وفای به نذر مقدم است و وجوب حج منتفی میشود. برای صحت این فتوا، باید دید که آیا میتوان این نظر را حفظ کرد یا باید به فرمایشات مرحوم آقای خوئی مراجعه کرد.
نظر مرحوم آقای خوئی
مرحوم آقای خوئی[3] پس از بررسی، حج را مقدم دانسته و وجوب وفای به نذر را ملغی کرده است. ایشان میفرمایند که نذری که بخواهد در مقابل حج ایستادگی کند، به خودی خود باطل است و وجود ندارد.