1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
نقد فرمایش محقق تبریزی:
در فقه دو مطلب رو مرحوم محقق تبریزی[1] فرمود که این دو تا مطلب رو نقد کردیم.
مطلب دوم این بود که نذر واجب امضایی است و حج واجب اصلی است؛ در دوران امر بین این دو تا، نذر چیزی نیست که بخواهد مطلق مطرح بشود. مطلق ارائه بشود. و بعد مزاحم با حج بشود. چون واجب فرعی است، واجب اصلی نیست. واجبی است که مکلف خودش تولید کرده است. خدا که تولید نکرده است. ساخته بشر با ساخته خدا خیلی فرق می کند. از این جهت نمیتواند مطلق بسته بشود بگوید «نذر لله علی فلان» ولو اینکه مستطیع بشود. حج رو بگذارد کنار. این مسئله رو نقد کردیم به اینکه مرحوم آقای خویی[2] هم فرمودند. حالا ما نفهمیدیم یا نمیفهمیم که اصلا نذر قبلا هم اشاره کردیم ولی الان به یک شکل دیگری عرض میکنیم.
نقد به بیان دیگر
اصلا در باب نذر دو حکم، دو وجوب داریم.
یک. وجوب را مکلف تولید کرده که به زیارت امام حسین تعلق گرفته است. یعنی متعلق یک وجوب زیارت امام حسین است که فعل مکلف است خودش بر خودش واجب کرده است، بر خودش الزام کرده است.
دو. وجوب که کار شارع است. و متعلق آن زیارت امام حسین نیست. بلکه متعلقش وفا به نذر است. «اوف بنذرک» دقت کنید صیغه امر روی متعلق رفته است، متعلق چیست؟ وفا دیگر، «صلّ» متعلق به چیست؟ صلاة است. «صلّ» که هیئت است و وجوب آفرین است. به چه چیزی تعلق میگیرد؟ به صلاة. «اوف» چه چیزی را واجب میکند؟ وفای نذر را واجب میکند نه زیارت امام حسین را. زیارت امام حسین را خود مکلف برای خودش تولید کرده است. بر نفس خودش الزام کرد. اما شارع موضوع خودش را به وفای به نذر واجب میکند. بنابراین وفای به نذر، با «صلّ» با «حج» و با «زکات» فرقی نمیکند. از این جهت فرقی بین این دو نیست چرا؟ حالا شاهدش هم این است که اگر شما این مبنا رو خیلی تأکید کردید، تالی فاسد دارد و باید بگویید که نمیشود واجب را نقض کرد. اصلا کسی نمیتواند روزه ماه مبارک رمضان را نذر بکند با اینکه همه علما فتوا میدهند که میشود.
با این فرمولی که شما می گویید اگر روزه ماه مبارک رمضان را نذر بکند، دو وجوب درست میشود: یک وجوب ماه مبارک رمضان. یک وجوب هم با نذر که خدا دوباره همین روزه رو واجب می کند. خب دو وجوب که بر صوم وارد نمیشود که دو وجوب، دو حکم بر یک موضوع وارد نمیشود. پس این حکایت از این دارد که در باب نذر، حکم خدا به وفا تعلق گرفته است. یا موضوع وفاست یا متعلقش وفاست. متعلق وجوبی که ناذر (نذر کننده) تولید کرده متعلقش زیارت امام حسین است که فعل خودش زیارت امام حسین است.
بنابراین «اوف بنذرک»، «اوف بشروط»، «اوف بعقود». اینها همه متعلقهایش برای خود شارع است. وجوب رو به وفای به نذر برده است.
آری مصداق عمل کردن به این متعلق که وفای به نذر باشد، خیلی چیزها میتواند باشد که یکی زیارت امام حسین است. این مصداق میشود اما موضوع متعلق نمیشود. میشود موضوع و تکلیف وقتی تولید میشود، وجوب وقتی تولید میشود، به یک فعلی تعلق میگیرد. آن فعل در مانحن فیه از طرف خدا به وفا خورده است و از طرف ناذر، به زیارت امام حسین خورده است. اینطور نیست که وقتی شارع میآید میگوید «اوفوا بنذرک» معنایش این باشد که واجبِ تو را واجب کردم! واجبی که تو واجب کردی را، من هم واجبش کردم! نه این نیست. یعنی زیارت امام حسین را که تو واجب کردهای، من هم آن را واجب میکنم. اگر این باشد، اسمش را امضایی میگذاریم. میگوییم وجوب مکلف را شارع امضا کرد. نه وجوب مکلف مال خودش است و وجوب شارع روی وفا رفته است که متعلق به وفا هست.
نتیجه بررسی دیدگاه مرحوم حقق تبریزی
این دو مطلبی را که مرحوم محقق تبریزی بیان کرد ما نتوانستیم به آن برسیم و اثبات کنیم و معتبر بدانیم! نتیجتا به اینجا میرسیم که اگر نذر مطلق ادا بشود، همچون حجی است که مطلق است. طرف وقتی میگوید «لله علیّ أن أزور الحسین یوم عرفة» این نذرش مطلق است. یعنی چه مستطیع بشوم، چه مستطیع نشوم. وقتی هم مستطیع میشود، آن طرف وقتی هم مستطیع میشود حج برایش واجب میشود، باز هم مطلق است؛ چه نذر کرده باشد و چه نذر نکرده باشد. خب بعد از آن کجا مشکل پیش میآید در عالم امتثال.
آن حرفی هم که بحث لبّی را ایشان مطرح کرد، جوابش رو دادیم و گفتیم نمیشود یک چیزی که در عالم امتثال، موضوعیت دارد را ببرید در عالم جعل به آن دخالت بدهید. دو حکم، فول کامل؛ یکی وفای به نذر که شارع مقدس میگوید وفای به نذر بکنید و دوم ﴿لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[3] .
حالا نمیتواند بنده خدا هر دو را جمع کند، میرویم به سراغ قواعد خودش؛ تزاحم. اهم و مهم میکنیم، هر کدام اهم بود، مقدمش میکنیم و آن مهم را هم می گذاریم کنار. بعد حالا یا قضا دارد یا قضا ندارد که فرمول دارد. اینطور نیست بگوییم که در موضوع و در تکلیف، نذر خوابیده است که در صورتی بر تو واجب میشود که تو به مساوی یا به اهم مشغول نشوی که اگر مشغول شدی دیگر او هیچی میشود.
هدف صاحب جواهر از طرح این بحث
(البته هنوز مطالب مرحوم صاحب جواهر مانده است) صاحب جواهر این کاری که کرد، میخواست استطاعت را از بین ببرد. در آنجا باب تزاحم نمیگذاشت. این کار را می کرد که بگوید من مستطیع نیستم. در مثال میگفتیم با پنجاه هزار تومان میخواد برود، خرج کربلا کند. وقتی پنجاه هزار تومن خرج کربلا کرد، با پنجاه هزار تومان دیگهاش که نمیتواند به حج برود و او از استطاعت میافتد. او یک کانال دیگر است. هنوز به جمع بندی نرسیدیم.
نتیجه فیالجمله؛ تأیید دیدگاه مرحوم سید در عروة
تا به اینجا به این نتیجه میرسیم که فتوای مرحوم سید در عروة[4] فتوای درستی است؛ یعنی میتوانیم قائل بشویم به اینکه با فرض اینکه نذر، «اوفوا بالنذور» داریم شارع خودش دارد می گوید که نذرت را وفا کن. این واجب شده است دیگر و هنوز هم که استطاعت نیامده است. بعد که استطاعت آمد، این واجب اول است میخواهد این واجب اول را اتیان کند، نصف پول را باید بدهد برود. تا نصف پول رو که داد و رفت، دیگر از استطاعت میافتد و دیگر مستطیع نیست.
تا به اینجا تا حدودی فی الجمله البته نه به شکل کلی فرمایش سید درست است تا برسیم به پایان این بحث که به نظر هنوز خیلی ادامه دارد.
وصلی الله علی محمد و آله