« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد حسن خمینی

98/02/03

بسم الله الرحمن الرحیم

استهزاء مؤمنین

موضوع: استهزاء مؤمنین

نکته2:

درباره اینکه آیا اهانت از افعال قصدی است نظرات مختلفی اقامه شده است.

مرحوم مراغی و مرحوم بجنوردی به این امر اشاره دارند. [1]

    1. ماحصل فرمایش ایشان آن است که نسبت افعال و عنوان اهانت سه گونه است:

    1. برخی افعال تنها با قصد اهانت، اهانت هستند، یعنی فی حدّ نفسه اهانت نیست. (مثل نماز بالای سر بقاع متبرکه یا پشت کردن به بزرگان)

    2. برخی از افعال بدون قصد هم اهانت است مثل آب دهان انداختن جلوی کسی.(حتی اگر قصد اهانت نباشد و یا حتی اگر قصد منافی باشد)

    3. برخی از افعال بدون قصد، به شرطی که قصد دیگری در کار نباشد، اهانت است مثل اینکه کسی کمرش را به ضریح بکشد به قصد استشفاء.

    2. همینطور که گاه فعل موجب اهانت است، گاهی هم ترک فعل این حکم را دارد، مثلا:

«إن ما شأنه التعظيم، ترك ذلك بالنسبة إليه فيعد تخفيفا عرفا، إذ ليس الإهانة و التخفيف إلا تنزيل ذلك الشي‌ء عن مرتبته، و عدم ملاحظة شأنه تنزيل له عن مرتبته، فإن المؤمن العارف شأنه إذا ورد مجلسا أن يقام له و يجعل له ما يناسبه من المكان، فإذا ترك ذلك له فهو إهانة بالنسبة إليه و تخفيف، فيكون محرما.»[2]

    3. ملاک در این که کدام فعل یا ترک از کدام قسم است، باتوجه به عرف هر منطقه فرق می کند، این مطلب مورد اشاره صاحب جواهر هم بوده است.

«و لعل ذلك مختلف باختلاف الناس و المقاصد و النيات.»[3]

    4. افعال یا ترک افعال همانطور که نسبت به عرف هر منطقه ممکن است اهانت باشند یا نباشند، در قیاس با مخاطب هم می توان گفت که اهانت از امور نسبی است و لذا هر کاری می تواند اهانت باشد یا نباشد، و لذا سخن یا رفتار انسان با دوست یا فرزند یا همسرش با سخن و یا رفتار او در مقابل دیگران از این جهت مختلف است.

نکته3:

لازم است توجه کنیم که «دوری از سخره حرام» نباید چنین الغا کند که مومنین باید عبوس و ترش رو باشند، به همین جهت لازم است به برخی روایات که می گوید مزاح مستحب است و هم چنین به برخی روایات که آثار کثرت مزاح را بر می شمارد توجه کنیم، و مزاح همراه با بد دهنی را رد می نماید.

    1. «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الرَّجُلُ يَكُونُ مَعَ الْقَوْمِ فَيَجْرِي بَيْنَهُمْ كَلَامٌ يَمْزَحُونَ وَ يَضْحَكُونَ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَكُنْ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ عَنَى الْفُحْشَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَأْتِيهِ الْأَعْرَابِيُّ فَيُهْدِي إِلَيْهِ الْهَدِيَّةَ ثُمَّ يَقُولُ مَكَانَهُ أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِيَّتِنَا فَيَضْحَكُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ إِذَا اغْتَمَّ يَقُولُ مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِيُّ لَيْتَهُ أَتَانَا.»[4]

    2. «وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: كَانَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا يَبْكِي وَ لَا يَضْحَكُ وَ كَانَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع يَضْحَكُ وَ يَبْكِي وَ كَانَ الَّذِي يَصْنَعُ عِيسَى ع أَفْضَلَ مِنَ الَّذِي كَانَ يَصْنَعُ يَحْيَى ع.»[5]

    3. «وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ.»[6]

    4. «وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يُونُسَ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِيلٌ قَالَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ- وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ.»[7]

    5. «وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع «5» يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِي الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ.»[8]

رفث:دشنام

 


[1] العناوین، ج1، ص556./ القواعد الفقهیه، ج5، ص296.
[2] مراغى، سيد مير عبد الفتاح بن على حسينى، العناوين الفقهية، ج‌1، ص557.
[3] نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌6، ص98./ ن ک: عوائد الایام، ص31.
[4] وسائل الشيعة ج‌12، ص112.
[5] همان.
[6] همان.
[7] همان، ص113.
[8] همان.
logo