« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد حسن خمینی

94/06/28

بسم الله الرحمن الرحیم

/ ادله حرمت /هیاکل بدعت گذارده شده برای عبادت

موضوع: هیاکل بدعت گذارده شده برای عبادت / ادله حرمت /

 

ما می گوییم:

    1. اجماع ـ چنانکه ادله دیگر را خواهیم آورد ـ به احتمال زیاد اجماع مدرکی است. ولی ما سابقاً مدرکی بودن را به خصوصه مانع از حجیت اجماع ندانستیم.

    2. برخی از بزرگان درباره این اجماع نوشته اند:

«و القدر المتيقّن من الكلمات و معقد الإجماعات المتقدّمة صورة وقوع المعاملة على الآلات المذكورة بهيئاتها و كون الغرض من اشترائها الانتفاع بها فيما صنعت لأجلها من الانتفاعات المحرّمة.

و يشكل دعوى إطلاقهما لما إذا وقع البيع على موادّها الخشبية أو الفلزية فقط، و لو قبل كسرها، أو كان الغرض من اشترائها كسرها و إتلافها، أو حفظها في المتاحف، فتدبّر.»[1]

 

     دلیل دوم) فقره های چهارگانه روایت تحف العقول.

مرحوم خویی از این دلیل جواب داده است:

«و فيه أولا: ان رواية تحف العقول ضعيفة السند فلا يمكن الاستناد إليها في الأحكام الشرعية، و قد تقدم ذلك في أول الكتاب. و ثانيا: أن النهي فيها ظاهر في الحرمة التكليفية فلا دلالة فيها على الحرمة الوضعية، و هذا أيضا تقدم في أول الكتاب.» [2]

توضیح:

    1. اولاً: روایت تحف العقول ضعیف السند است.

    2. ثانیاً: نهی در این روایت، به معنای حرمت تکلیفی است و حرمت وضعی را ثابت نمی کند.

ما می گوییم:

    1. اگر گفته شود که عمل اصحاب جابر ضعف سند است می توان در جواب گفت:

«و كون فتاوى المشهور مستندة إليها بحيث يجبر بها ضعفها غير واضح، مضافا إلى أنّ جبران ضعف الأخبار بالشهرة الفتوائيّة ممنوع عند بعض و إن قرّبناه نحن.» [3]

    2. در این باره لازم است به مبنای امام خمینی اشاره کنیم که ایشان شهرت فتوایی قدما را جابر ضعف سند می دانند. [4]

    3. اما درباره اشکال دوم مرحوم خویی، اولاً: ابتدا باید توجه داشت که قطعاً حکم تکلیفی مورد نظر روایت می باشد چراکه امساک و تصرف دارای حکم وضعی نیستند پس حکم تکلیفی قطعاً موجود است. اما آیا حکم وضعی هم در مورد اشاره است. ثانیاً: سابقاً گفتیم که برخی حرمت را وقتی در روایات و کلمات قدما مطرح شده است، اعم از حکم تکلیفی و حکم وضعی می دانند و این را نه از باب استعمال لفظ در اکثر از معنی واحد بلکه از باب استعمال در معنی جامع به شمار می آورند. [5]

    4. ما در مباحث سال اول[6] گفتیم که استعمال لفظ حلال و حرام در معنای جامع (که آن را اطلاق دانسته اند) سخن کاملی نیست چراکه صحت و فساد لازمه اطلاق و ممنوعیت هستند.

در این باره نوشته بودیم:

این در حالی است که معنای حلال را چه اطلاق و رهایی بگیریم و چه جواز و ماذونٌ فیه بودن[7] و حرام را هم اگر به معنای ممنوعیت بگیریم[8] ، این معانی جامع بین حکم تکلیفی و حکم وضعی نیستند. چراکه صحّت لازمه اطلاق و رهایی و جواز است و نه مصداق آن، کما اینکه بطلان لازمه ممنوعیت است. همینطور حرمت به معنای «معاقب بودن بر فعل» لازمه ممنوعیت است. و لذا تعبیر «الجامع بینهما» تعبیر صحیحی نیست بلکه تعبیر درست آن است که بگوییم اگر شارع لفظ حلیت را در مأذون بودن به کار برد و لفظ حرمت را در ممنوع بودن، لازمه عادی این معانی، صحت و حلیت تکلیفی و یا فساد و حرمت تکلیفی است (یعنی به دلالت التزام می توان حکم تکلیفی و حکم وضعی را ثابت کرد) در این باره باید مفصل تر ذیل آیه «أحل الله البیع» سخن بگوییم.

 


[1] . دراسات في المكاسب المحرمة؛ ج‌2، ص: 155 الكافي في الفقه؛ ص: 281.
[2] . مصباح الفقاهة (المكاسب)؛ ج‌1، ص: 148.
[3] . دراسات في المكاسب المحرمة؛ ج‌2، ص: 157.
[4] . کتاب الطهاره، تقریرات آیت الله فاضل، ص305.
[5] . دراسات، ج2 ص158.
[6] . ص48 درسنامه سال اول.
[7] . الموسوعة الفقهیه؛ ج18 ص: 74.
[8] . الموسوعة الفقهیه؛ ج17 ص: 185.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo