« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد حسن خمینی

1404/02/22

بسم الله الرحمن الرحیم

/ اگر گفتیم تقلید اعلم واجب است، در صورتی که اعلم در مسئله‌ای دارای فتوی نباشد، چه باید کرد؟ /الاجتهاد و التقليد

موضوع: الاجتهاد و التقليد/ اگر گفتیم تقلید اعلم واجب است، در صورتی که اعلم در مسئله‌ای دارای فتوی نباشد، چه باید کرد؟ /

 

خاتمه ۳:

توجه شود که احتیاط (چه واجب و چه مستحب)، یک حکم شرعی نیست و لذا چنین نیست که در متعلق آن، مصلحت موجود باشد. بلکه احتیاط، حکم عقل است و در هر حال اگر هم مصلحتی به دست می‌آید، مصلحت عمل به احتیاط نیست بلکه مصلحت کسب واقع است.

و این هم در احتیاط واجب و هم در فتوای به احتیاط و هم در احتیاط مستحب جاری است.

اللهم الا ان یقال: به سبب روایت «اخوک دینک فاحطت لدینک»، نفس احتیاط کردن مستحب نفسی است.

پس: اگر مجتهد می‌گوید «اقامه را اتیان کند احتیاطاً»، (چه این احتیاط مستحب باشد و چه احتیاط واجب و چه فتوای به احتیاط):

اگر گفتیم امر به احتیاط حکم شرعی نفسی است، آنچه واجب و یا مستحب شرعی است احتیاط کردن است و نه اقامه گفتن.

و اگر گفتیم امر به احتیاط، حکم عقلی است، نه احتیاط و نه اقامه گفتن مستحب و یا واجب شرعی نیست، بلکه اگر احتیاط انجام شد و مطابق واقع بود، مصلحت واقع تحصیل می‌شود.

خاتمه ۴:

مرحوم سید در مورد صورتی که اعلم دارای فتوی نیست [یعنی صورت پنجم] و یا مکلف از آن مطلع نیست، می‌نویسد:

«(مسألة 60): إذا عرضت مسألة لا يعلم حكمها، و لم يكن الأعلم حاضراً، فإن أمكن تأخير الواقعة إلى السؤال يجب ذلك و إلّا فإن أمكن الاحتياط تعيّن و إن لم يمكن يجوز الرجوع إلى مجتهد آخر الأعلم فالأعلم، و إن لم يكن هناك مجتهد آخر و لا رسالته يجوز العمل بقولالمشهور بين العلماء إذا كان هناك من يقدر على تعيين قول المشهور، و إذا عمل بقول المشهور ثمّ‌ تبيّن له بعد ذلك مخالفته لفتوى مجتهده فعليه الإعادة أو القضاء و إذا لم يقدر على تعيين قول المشهور يرجع إلى أوثق الأموات و إن لم يمكن ذلك أيضاً يعمل بظنّه، و إن لم يكن له ظنّ‌ بأحد الطرفين يبني على أحدهما، و على التقادير بعد الاطّلاع على فتوى المجتهد إن كان عمله مخالفاً لفتواه فعليه الإعادة أو القضاء.»[1]

توضیح:

    1. اگر در مسئله‌ای اعلم فتوی ندارد و یا مکلف از آن اطلاع ندارد:

    2. اگر مکلف می‌تواند عمل را تأخیر بیاندازد تا از اعلم سؤال کند باید چنین کند.

    3. ولی اگر نمی‌تواند تأخیر بیاندازد:

    4. اگر امکان احتیاط فراهم است، باید احتیاط کند.

    5. ولی اگر امکان احتیاط فراهم نیست، باید سراغ غیر اعلم برود. (و البته اعلم فالاعلم را رعایت کند)

    6. و اگر مجتهد دیگری هم نیست (و رساله‌ای هم در دست نیست)، مکلف می‌تواند به نظر مشهور عمل کند (اگر می‌تواند قول مشهور را دریابد)

    7. و اگر بعد از عمل به قول مشهور، معلوم شد که عمل او مخالف با فتوای مرجع بوده است باید آن را قضا و اعاده کند.

    8. ولی اگر توان تشخیص قول مشهور را ندارد، به سراغ مجتهد مرده‌ای برود که مورد اطمینان بیشتری است.

    9. و اگر این هم فراهم نیست، به ظن خود عمل کند.

    10. و اگر ظن هم ندارد، بنا بگذارد که یکی از فعل یا ترک را انجام دهد (یعنی تخییر بدوی است و نمی‌تواند هر وقت هر کدام را خواست انجام دهد).

    11. و در همه حالات اخیر اگر بعدها معلوم شد، عمل او مخالف نظر مرجع بوده است، اعاده و یا قضا کند.

ما می‌گوییم:

    1. ماحصل فرمایش ایشان چنین است:

    2. در تمام موارد:

 


[1] . العروة الوثقی (جامعه مدرسین)، ج1، ص49.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo