1414/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
چه تصرفاتی مغیّر هست؟/خيار الحيوان /کتاب الخيارات
موضوع: کتاب الخيارات/خيار الحيوان /چه تصرفاتی مغیّر هست؟
روایت: امام سجاد(ع): فاعلم ابن آدم، أن من وراء هذا ما هو أعظم وأفظع وأوجع للقلوب يوم القيامة، ذلك يوم مجموع له الناس وذلك يوم مشهود...[1]
در پسِ این دنیا روزی هست بسیار سخت، آن روز قیامت هست، آن روز همه جمع هستند (از اولین تا آخرین مردم)، آن روز روزی هست که همه آن را مشاهده می کنند، (هم انسانها، هم اجنه و هم فرشتگان).
خلاصه:
سخن این است که مسقط خیار حیوان چهار چیز بود، و چهارمینش تصرف هست؛
سوال این است که کدام تصرف؟ تصرف مغیّر یا مطلق التصرف؟
گفته شد دو طایفه روایت داریم، یک طایفه مطلق التصرف (حتی لمس و نظر ) را مسقط می داند، و یک طایفه هم روایاتی که روی تصرف مغیر نظر دارند؛
برخی از روایات باب خوانده شد، از جمله صحیحه عبدالله بن سنان:
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا(حداقل یک نفر ثقه وجود دارد) عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ(الآدمی، ثقه) وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ(بن عیسی الاشعری، ثقه) جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ(حسن بن محبوب السراد، ثقه) عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ يَعْنِي عَبْدَ اَللَّهِ (نه محمد بن سنان که در او حرف است آیا ثقه هست یا نیست ولی در عبدالله بن سنان حرفی نیست) قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَشْتَرِي اَلدَّابَّةَ أَوِ اَلْعَبْدَ وَ يَشْتَرِطُ إِلَى يَوْمٍ أَو يَوْمَيْنِ فَيَمُوتُ اَلْعَبْدُ وَ اَلدَّابَّةُ أَوْ يَحْدُثُ فِيهِ حَدَثٌ عَلَى مَنْ ضَمَانُ ذَلِكَ؟ فَقَالَ عَلَى اَلْبَائِعِ حَتَّى يَنْقَضِيَ اَلشَّرْطُ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ وَ يَصِيرَ اَلْمَبِيعُ لِلْمُشْتَرِي. [2]
مردى چهارپا يا برده مىخرد و تا يك روز يا دو روز براى آن شرط پس دادن مىكند، ولى آن چهارپا يا برده مىميرد، يا اتفاقى برايش مىافتد؛(بيمار شود) ضمانت اين بر عهده كيست؟ فرمود: اين دو مورد بر عهده فروشنده است تا پايان سه روز؛ چون پس از سه روز آن چيز براى مشترى مىشود.
برعهده بایع است یعنی التلف فی زمن الخیار ممن لا خیار له (یعنی بایع) و کسی که خیار دارد مشتری هست؛ امام می فرماید در این صورت که یحدث فیه حدث ، در جایی که حدث ایجاد می کند، تلف یا مشکلی پیش بیاید برای بایع هست یعنی مشتری خیار دارد؛ یعنی مشتری در این دو سه روز آب به حیوان نداده، علف نداده، دادن این تصرف هست یا نیست؟ یا شیرش را ندوشیده است؟ این دوشیدن تصرف هست یا نیست؟ با این حال امام می فرماید برای مشتری هست، پس معلوم می شود که این تصرفات غیرمغیر، تصرفات مسقط نیست، اگر این تصرفات مسقط بود دیگر برای مشتری هم خیاری نبود.
بزرگی که قائل به این است که مطلق التصرف مسقط است علامه حلی هست، مثلا به کنیز بگوید آب بده، این مقدار را هم مسقط می داند.
مسألة 302: لو انتفع المشتري بركوب الدابة أو استخدام العبد أو حلبِ الشاة أو شبهها، سقط حق الرد دون الأرش على ما تقدم. (حق رد ساقط است و اگر کالا را ناقص کرده باید تاوان بدهد)
ولو كان المبيع رقيقا(برده) فاستخدمه في مدة طلب الخصم أو القاضي، بطل الرد، وبه قال الشافعي.
ولو كان بشيء خفيف، مثل: اسقني(برایم آب بیاور)، أو: ناولني الثوب(لباسم را بیاور)، أو: أغلق الباب(در را ببند)، سقط الرد أيضا. [3]
در روایت منظور از أَوْ يَحْدُثُ فِيهِ حَدَثٌ یعنی چه؟
احدث حدثا یعنی حدثاً مغیراً هست نه مطلقا.
روایت: وَ عَنْهُمْ(شیخ کلینی عن عده من اصحابنا) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ(بن عیسی الاشعری) عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ(الاهوازی) عَنْ فَضَالَةَ(بن ایوب) عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ(الواسطی، واقفی، توثیق خاص ندارد، اما اگر از مشایخ الثقات از او نقل کرده باشند توثیق عام دارد) عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: أَيُّمَا رَجُلٍ اِشْتَرَى شَيْئاً وَ بِهِ عَيْبٌ وَ عَوَارٌ لَمْ يُتَبَرَّأْ إِلَيْهِ وَ لَمْ يُبَيَّنْ لَهُ، فَأَحْدَثَ فِيهِ بَعْدَ مَا قَبَضَهُ شَيْئاً ثُمَّ عَلِمَ بِذَلِكَ اَلْعَوَارِ وَ بِذَلِكَ اَلدَّاءِ إِنَّهُ يُمْضَى عَلَيْهِ اَلْبَيْعُ وَ يُرَدُّ عَلَيْهِ بِقَدْرِ مَا نَقَصَ مِنْ ذَلِكَ اَلدَّاءِ وَ اَلْعَيْبِ مِنْ ثَمَنِ ذَلِكَ لَوْ لَمْ يَكُنْ بِهِ. [4]
هرکسی که چیزی بخرد که آن چیز عیب داشته باشد و از او پنهان شده باشد، و پس از خریدن تغییری در آن ایجاد کند و بعد متوجه عیب آن شود، فروشش باطل است و باید به اندازه نقصان یا عیبی که داشته ثمن به او برگردانده شود به شرطی که آن عیب قبل از خرید وجود نداشته باشد.
اینجا فاحدث فیه آمده و آن روشن است، یعنی فاحدث فیه ما یکون مغیراً است.
در روایت بعدی اصلا می گوید تغییر یعنی چه، مثلا پارچه را پاره کرده برای دوختن.
روایت: وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ(بن دراج) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا(مرسله شد) عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ: فِي اَلرَّجُلِ يَشْتَرِي اَلثَّوْبَ أَوِ اَلْمَتَاعَ فَيَجِدُ فِيهِ عَيْباً فَقَالَ إِنْ كَانَ اَلشَّيْءُ قَائِماً بِعَيْنِهِ رَدَّهُ عَلَى صَاحِبِهِ وَ أَخَذَ اَلثَّمَنَ وَ إِنْ كَانَ اَلثَّوْبُ قَدْ قُطِعَ أَوْ خِيطَ أَوْ صُبِغَ يَرْجِعُ بِنُقْصَانِ اَلْعَيْب. [5]
اگر کسی لباس یا کالایی را خرید، و بعد متوجه عیبی در آن شد، حضرت فرمودند اگر همانطور که خریده مانده به صاحبش برگرداند و پولش را بگیرد اگر لباس را کوتاه کرد یا پارچه را دوخت یا رنگ کرد آن مقدار که با عیب از قیمت ثمن کم می شود را پس بگیرد.
پس امام مشخص می کند که احدث یعنی اگر کوتاه کرده باشد، یا رنگ کرده باشد یا... خیار مسقط است؛ پس احدث یعنی مغیّراً.
یک استثناء داریم که با ان قلت بیان می کنیم.
ان قلت: پس چرا امام فرمود ما الحدث ، ان قبّل او لامس او نظر به مواضعی که تا قبل از خریدن بر او حرام بود نگاه کردنش؟
قلت: استثنائاً در باب خیار حیوان (نه در خیار عیب) لمس، مغیّر است و شارع او را مغیر حساب کرده است، نظر کذایی مغیّر است، چون شارع او را مغیر دیده ، این اختصاصی باب خیار حیوان است، حتی در خیار عیب نیست، در خیار عیب وطی مغیر است، امام اسقاط را بخاطر وطی می داند، نه بخاطر مقدماتش(لمس، نظر و تقبیل). امام به آن مقدمات استناد نکرده است، یعنی در باب خیار عیب، لمس، تقبیل و نظر، تصرف مغیر نیستند، و الا امام استناد می کردند؛ اما در باب خیار حیوان شارع مقدس لمس را مغیّر دیده است، نظر کذایی مغیر دیده است، و تقبیل را هم تصرف مغیر دیده است.
با این حرف ها داریم سفره تصرف مغیر را جمع می کنیم:
گفتیم 7 نظریه سید یزدی در این مسئله گفته است، تا اینجا در بین این نظرات ما مسئله را به اینجا رساندیم که تصرف مغیر مسقط است، دلیل هم آوردیم و دفع شبهه هم کردیم، که چرا امام می گوید لمس احدث حدثا هست با اینکه مغیر نیست، و همینطور تقبیل و نظر، گفته شد آن استثناء است، شارع در باب خیار حیوان (در کنیز) اینها را مغیّر دیده است.
ان قلت: آیا امر تعبدی است یا نه؟
قلت: اینکه شارع لمس را تقبیل را و نظر را در باب خیار حیوان، تصرف مغیّر دیده است، عرفی هست، به عرف هم مراجعه کنیم عرف هم این تصرف را مغیر می داند، و می گوید اگر او کنیز را نمی خواست چرا لمسش کرد، چرا بوسید، چرا نظر کذایی کرد؟ اگر تمام نبود لمس و تقبیل نمی کرد.
می خواهیم بگوییم اینکه شارع در باب خیار حیوان همراه امام صادق لمس را مغیر دیده، تقبیل و نظر را مغیر دیده امر عرفی هست، کنیز غیر از گوسفند و اسب و شتر است، و تغییر فی کل شیء بحسبه؛ تغییر در اسب این است که نعلش کنند، یا اخذ حافر کنیم اما در کنیز این حرفها نیست.
اینجا یک روایت هست که فذلک رضا منه دارد، شیخ وارد شده که این رضا منه چیست، که جلسه آینده بحث خواهیم کرد.
روایت: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ رَجُلٍ اِشْتَرَى أَمَةً بِشَرْطٍ مِنْ رَجُلٍ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ فَمَاتَتْ عِنْدَهُ وَ قَدْ قَطَعَ اَلثَّمَنَ عَلَى مَنْ يَكُونُ اَلضَّمَانُ فَقَالَ لَيْسَ عَلَى اَلَّذِي اِشْتَرَى ضَمَانٌ حَتَّى يَمْضِيَ شَرْطُه. [6]