1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم
تصرف مغیّر یا غیر مغیر مسقط خیار حیوان است؟/خيار الحيوان /کتاب الخيارات
موضوع: کتاب الخيارات/خيار الحيوان /تصرف مغیّر یا غیر مغیر مسقط خیار حیوان است؟
روایت: امام سجاد(ع): ... ثم عن عمرك فيما أفنيتَه، ومالك من أين اكتسبته، وفيما أتلفته، فخذ حذرك، وانظر لنفسك، وأعد للجواب قبل الامتحان والمسألة والاختبار، فإن تك مؤمنا تقيا عارفا بدينك، متبعا للصادقين، مواليا لاولياء الله، لقاك الله حجتك، وأنطق لسانك بالصواب فأحسنت الجواب، فبشرت بالجنة والرضوان من الله و الخيرات الحسان، واستقبلتك الملائكة بالروح والريحان، وإن لم تكن كذلك تلجلج لسانك، ودحضت حجتك، وعييت عن الجواب، وبشرت بالنار، واستقبلتك ملائكة العذاب بنزل من حميم وتصلية جحيم. [1]
از عمرت می پرسند که در چه راهی صرف کردی، و از مالت که از چه راهی بدست آوردی و در چه راهی خرجش کردی؛ آماده باش (که این سوالات از تو خواهد شد)، اینها آزمون است، پاسخ این آزمونها را مهیا کن؛ اگر مومن باتقوا و عارف باشی و آن وقت زبانت باز است، پاسخ های درست می دهی، و به بهشت تو را بشارت می دهند، فرشتگان از تو استقبال می کنند؛ و اگر اینگونه نباشی زبانت بند می آید، حرفی برای گفتن نداری، نمی توانی جواب بدهی، پذیرایی ها، پذیرایی هایی هست که از جهنمی ها می کنند، خودتان را آماده چنین آزمونی بکنید.
خلاصه:
سخن پیرامون این بود که چه نوع تصرفی مسقط خیار حیوان هست؟
گفته شد هفت قول در اینجا وجود دارد و دو گروه روایت؛ مهم این دو گروه روایت هست؛ ما موظف هستیم که اقوال را بر این روایات عرضه کنیم، و از آن 7 قول این دو قول شاخص هستند، که آیا تصرف مغیر فیزیکی مسقط خیار حیوان است یا مطلق التصرف، سواءٌ کان مغیراً ام لم یکن مغیراً؟
گفته شد این جا دو طایفه روایات داریم و از طایفه اول مطلق التصرف استفاده می شود چه مغیر باشد چه نباشد، مثلا نگاهی به کنیز بکند که قبلا از خرید ممنوع بود، یا لمس کند اینها باعث تغییر فیزیکی نیستند.
طایفه دوم: طایفه ای است که روی تصرف مغیر تکیه می کند مانند کوتاه کردن سم حیوان، یا نعل کردن، روایت روی این تأکید می کند که تصرف مغیر فیزیکی آن مسقط حیوان است.
روایات طایفه اول خوانده شد و روایت طایفه دوم سند مکاتبه صفار را خواندیم و به دلالتش نرسیدیم.
نکته: با توجه به اینکه ابواب معاملات ابواب عرفی هست، این گونه نیست که اگر روایت نباشد ما حق حرف زدن نداشته باشیم، اهل بیت آنچه را که عرف بوده را تثبیت کردند و آنجا که قبول نداشتند را تعلیقه زدند.
حال سوال این است که کدام تصرف است که عرف مسقط خیارش می بیند؟
عرف تصرف مغیر را دال بر رضا می داند، می گوید اگر می خواست پس بدهد چرا دست زده به آن پس معلوم می شود که راضی بوده که دست زده.
حاشیه دیگر: استاد: قصه کنیز از دیگر حیوانات جداست، در قصه کنیز نگاه خریدار هم مغیر است، نگاه به مواضعی که تا قبل از خرید نمی توانست بکند، این نگاه خاص را نمی توان به نگاه به سایر حیوانات تشبیه کرد، و بینهما بون شاسع، پس اگر در روایات روی لمس و نگاه تاکید هست بخاطر تفاوتی هست بین کنیز و حیوان وجود دارد.
ان قلت: اگر تصرف مغیر میگویید نظر که تصرف مغیر نیست.
قلت: حساب امه از سایر حیوانات جداست و تصرف فی الامه به لمسش هست، ولی تصرف در گوسفند به لمس نیست.
مکاتبه صفار خوانده شد، حدیث دوم باب 4:
روایت اول: (ما با این روایت می خواهیم بگوییم که امام تصرف مغیر را مسقط خیار حیوان می داند، نه تصرف غیرمغیر را)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي اَلرَّجُلِ اِشْتَرَى مِنْ رَجُلٍ دَابَّةً فَأَحْدَثَ فِيهَا حَدَثاً مِنْ أَخْذِ اَلْحَافِرِ أَوْ أَنْعَلَهَا أَوْ رَكِبَ ظَهْرَهَا فَرَاسِخَ أَ لَهُ أَنْ يَرُدَّهَا فِي اَلثَّلاَثَةِ اَلْأَيَّامِ اَلَّتِي لَهُ فِيهَا اَلْخِيَارُ بَعْدَ اَلْحَدَثِ اَلَّذِي يُحْدِثُ فِيهَا أَوِ اَلرُّكُوبِ اَلَّذِي يَرْكَبُهَا فَرَاسِخَ فَوَقَّعَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثاً فَقَدْ وَجَبَ اَلشِّرَاءُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ. [2]
دلالت روایت:
در اینجا دو تصرف هست: یک. اخذ الحافر و نعل زدن (که تصرف مغیر است) دو. رکوب که تصرف مغیر نیست.
سائل این دو را از هم جدا کرده است، در آخر دارد: بعد الحدث الذی یحدث فیها او الرکوب... رکوب را در مقابل اخذ الحافر و نعل زدن قرار می دهد، پس صفار ذهنیتش این است که یک تصرفی مغیر است (اخذالحافر و انعال) و یک تصرف هم غیر مغیر است(رکوب)، امام هم این ذهینتش را تأیید کرد و فرمود اذا احدث فیها حدثاً یعنی اذا اخذ حافرها، یا اذا انعلها... چون صفار دو قسم درست کرد، یکی تغییر فیزیکی میداد و یکی هم تغییر فیزیکی نمی داد، امام رکوب را نگفتند و فرمودند اذا احدث فیها حدثا که اخذ الحافر و انعال بود، مسقط خیار حیوان است، و رکوب را فرمود نه چون تغییر فیزیکی ندارد.
(این روایت مقابل روایت علی بن رئاب است که مطلق التصرف مسقط خیار حیوان می داند).
روایت دومی که اینجا تغییر فیزیکی را شرط می کند و تغییر غیرفیزیکی را مؤثر نمی داند خبر حلبی هست.
روایت حلبی:(ادله ای که تصرف مغیر را می گوید نه مطلق التصرف را)
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ(اینجا روایت مرسل شد و ما هم تعبیر خبر داریم) عَنْ أَبِي اَلْمَغْرَاءِ(حمید بن مثنی الصیرفی، کوفی، ثقه ثقه، وثّقه محمد بن علی بن بابویه عنه صفوان بن یحیی و ابن ابی عمیر، صفوان و ابن ابی عمیر به او اعتماد کرده فابو المعزاء ثقه) عَنِ اَلْحَلَبِيِّ(عبیدالله بن علی الحلبی) عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: فِي رَجُلٍ اِشْتَرَى شَاةً فَأَمْسَكَهَا ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ رَدَّهَا فَقَالَ إِنْ كَانَ فِي تِلْكَ اَلثَّلاَثَةِ اَلْأَيَّامِ يَشْرَبُ لَبَنَهَا رَدَّ مَعَهَا ثَلاَثَةَ أَمْدَادٍ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا لَبَنٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ. [3]
اما سند دیگری که اشکال این سند را ندارد این سند است: وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ: مِثْلَه ؛ این سند دیگر عن من ذکره نیست. با این سند معتبره هست.
در این روایت می گوید کسی گوسفند خریده و سه روز هم نگه داشته است، بعد آن گوسفند را رد کرد، فرمود اگر در این سه روز از شیرش خورد، باید سه مد (غذا یا شیر) با آن پس بدهد، ولی اگر شیری نداشته است چیزی برگردن او نیست.
پس معلوم می شود شرب اللبن مسقط خیار نیست، چون اگر مسقط خیار بود دیگر حق رد نداشت، ولی امام به این رد اشکال نمی کند منتها می فرماید یشرب لبنها ، سه مد شیر برگرداند، و این کار مستحب است، چون در این سه روز گوسفند برای مشتری هست، و این حمل بر استصحاب شده است.
روایت سومی هم هست: روایت سوم باب 13 ، غنم مصراة، و آن را هم دلیل میگیرند، تصرف غیر مغیر مسقط خیار حیوان نیست و تصریة غیرُ مغیرٍ؛ روایت بعدش صحیحه عبد الله بن سنان باب 5 ح2 جلسه آینده بحث خواهد شد.