« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

88/05/29

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت ماه رمضان و سال اخلاقی/جایگاه عقل و علم در شناخت دین /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/جایگاه عقل و علم در شناخت دین /اهمیت ماه رمضان و سال اخلاقی

 

«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه»![1] [2] مقدم شما مهمانان بزرگوار، برادران و خواهران دانشجو و مؤمن و متعهد را گرامی میداریم امیدواریم اعمال و عبادات همه شما که در سال گذشته انجام داده اید به احسن خدا بپذیرد و اکنون که در آستانه ورود به سال جدید هستیم یعنی ماه مبارک رمضان توفیق برخورداری کامل را هم خدا به همه اعطا کند!

 

چون سال اخلاقی سیر و سلوک از ماه مبارک رمضان شروع میشود. [3] یک وقت است کسی برای نو پوشی و خرمی میخواهد سال بگیرد سال او اول فروردین است یک وقت سال کشاورزی و درآمد باغ و باغداری مطرح است سال او اول پاییز است یک وقت تقویم نگاه میکند حالا یا تاریخ هجری شمسی است یا تاریخی هجری قمری یا میلادی از آن راه تاریخ نگاری میکند یک وقت میخواهد راه برود اهل سیر و سلوک باشد؛ کسانی که متخلق هستند اهل سیر و سلوک هستند سال آنها از ماه مبارک رمضان شروع میشود تا ماه مبارک رمضان آینده این ماه شعبان را خیلی تلاش و کوشش میکنند که همه حسابشان بررسی بشود برای اینکه آخر سال آنها است. هر تاجر میکوشد آخر سال ببینید سود و زیان او به چه صورت است؛ کسی که اهل سیر و سلوک است تمام کوشش او در ماه مبارک رمضان شبانه روز در این خلاصه میشود که در این یک سال ضرر کرده یا نفع برده، این است که در دعای هر روزی که هنگام زوال خوانده میشود می گوییم: «وَ هذا شَهْرُ نَبِیّک» سید رسولان توست كانَ يَدابُ في صِيامِهِ وَ قِیامِهِ»[4] همین است وجود مبارک پیامبر علیه و على آله آلاف التحية و الثناء تمام این ماه را به عبادت میپرداخت تمام روزها را روزه و تمام شب را به عبادت برای اینکه پایان سال است و در روایات یک و ادعیه دو از ماه مبارک رمضان به عنوان «غُرَّةُ الشُّهُور»[5] یاد میکنند. «غرة» یعنی پیشانی اول سال ماه مبارک رمضان است هم دعای اول ماه مبارک رمضان روز اول ماه مبارک رمضان این است و هم در روایات این است که ماه مبارک رمضان غُرَّةُ الشُّهُور» است؛ یعنی سال از ماه مبارک رمضان شروع میشود ماه شعبان ختم میشود وقتی وارد ماه مبارک رمضان شدیم خبری از جایزه و وصال و اینها نیست ماه مبارک رمضان ماه راه است جایزه ها را شب عید فطر[6] و روز عید فطر[7] میدهند. این است که جناب حافظ می گوید:

 

ماه شعبان مده از دست قدح کاین خورشید      از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد[8]

 

همین است؛ یعنی این ایام را دریابید و گرنه وارد سال جدید میشوید وارد سال جدید که شدید زود نتیجه نمی گیرد یک ماه باید راه بروید تا نتیجه را در شب عید ،شوال، یعنی عید فطر یا روز عید فطر بدهند آن که می گویند:

 

روز عید است و من مانده در این تدبیرم      که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم[9]

 

این است. این دعاها برای آن است که انسان آخر سال تمام بدهکاریهای خود را بدهد اگر ـ خدای ناکرده ـ «حق الله» در ذمه دارد ادا کند حق الناس در ذمه دارد ادا کند قلبی را آزرده دلی را رنجانده، پدر و مادر را از خود ناراضی کرده دوست را رفیق را رقیب را همکار را همه اینها را اگر - خدای ناکرده - کسی حق دارند قرآن کریم فرمود: حواستان جمع باشد! فرمود: ﴿وَ الْجَارِ ذِي القُرْبَى وَالْجَارِ الجنب﴾[10] همسایه نزدیک، همسایه دور همسایه ای که جزء اقربا هستند همسایه ای که نه همکار هستند همسفر هستند هم صندلی هستند، در یک ماشین نشستید در سفر هوایی با کسی هم صندلی شدید و او را آزردید بکوشید حق او را ادا کنید و قلب او را راضی کنید: ﴿وَ الجَارِ الْجُنُب﴾ «جنب» یعنی همسایه است؛ ولی فامیل شما نیست؛ اما «ذِی الْقُرْبی» یک وقت همسایه است نزدیک هم است ارحام هم هست غرض آن است که همه این حقوق را ما باید رعایت بکنیم. حق استاد و شاگرد همین طور است؛ اگر کسی درسی گفته بی مطالعه وارد کلاس شده آن شب در مهمانی بوده، فرصت مطالعه نداشته حق دانشجو را ضایع کرده برود عذر خواهی بکند و حق او را ادا بکند در مباحثات در مناظرات حق کسی را ضایع کردیم این حقوق را به اینها ادا کنیم که با یک طهارت دل وارد مهمانی بشویم. این میزبان هر کسی را نمی پذیرد؛ میروید دریا مخصوصاً اقیانوس و اینها لاشه را قبول نمیکنند اگر کسی زنده باشد واقعاً تا دل دریا و عمق اقیانوس راه به او میدهد غواصی میکند گوهر هم به او میدهد؛ این غواصها این طورند؛ اما اگر کسی لاشه باشد، هیچ وقت دریا او را به عمق راه نمی دهد وسط راه نمیدهد روی خود هم راه نمی دهد، او را به ساحل میاندازد این ماه مبارک رمضان دریای رحمت است؛ دریای رحمت لاشه را راه نمی دهد، واقعاً این طور است چه کسی لاشه شد مرده شد در دریا غرق شد که دریا او را راه داد؛ اما کسی اگر واقعاً زنده باشد به عمق دریا هم که بخواهد برود به او راه میدهد به او گوهر هم میدهد ما مهمان چنین دریای رحمت هستیم. درست است که رحمت الهی مثل اقیانوس بیکران است؛ اما یک انسان زنده را میپذیرند ما وقتی زنده بودیم - ان شاء الله وارد این مهمانی میشویم این مقدمه عرض من چون در آن دعوت نامه رسمی آمده بود که این اتحادیه دانشجویان عزیز با رویکرد علوم اسلامی و اسلامی کردن دانشگاه اینها مطرح بشود چند جمله هم در این زمینه عرض کنیم که اساس کار هم همین است.

 

مهمترین پیام انقلاب تحول ،انقلاب چشم انداز انقلاب این است که فضا فضای اسلامی باشد. حوزه حوزه اسلامی باشد مخصوصاً دانشگاه دانشگاه اسلامی باشد؛ اکثری کار از همین دانشگاه هاست برای اینکه غالب این مدیران، مسئولان محصولات دانشگاهی هستند عده ای کمی هم از حوزه ها میروند وگرنه قسمت مهم برای دانشگاه است این مطلب اول.

 

دانشگاه اگر اسلامی شد ما هیچ مشکلی در مملکت نداریم چون اسلام نور است و در فضای نور کسی نه بی راهه می رود نه راه دیگری را میبندد این هم دو اسلامی شدن دانشگاه هم به این نیست که باید نمازخانه داشته باشیم دختر و پسر از هم جدا بشوند و سایر کارها اینها وظیفه مسجد و حسینیه است البته باید نمازخانه داشته باشید، هر دانشکده ای برای خود یک نمازخانه داشته باشد دختر و پسر جدا باشد اینها چیزهای خوبی است اینها در همه مراکز است در همه حسینیه هاست در همه مساجد است؛ اینها معنای اسلامی شدن دانشگاه نیست.

 

مهمترین عنصر دانشگاه دانش اوست اگر دانش اسلامی شد دیگر کل فضا اسلامی میشود، دیگر لازم نیست بگویند شما نمازخانه داشته باشید مگر به حوزه علمیه میگویند شما باید نمازخانه داشته باشید یا این طلبه های خواهر و طلبه های برادر کنار هم ننشیند این را که نمیگویند خود این درس خود این کتاب چنین آموزه ای است. پس وقتی دانشگاه ها اسلامی میشود که دانش بشود اسلامی، این هم یک مطلب.

 

دانش وقتی اسلامی میشود که متون درسی اسلامی باشد یک وقت است که کتابهای درسی با «بسم الله» شروع میشود با «اللهم کن لولیک الفرج شروع میشود با عکس امام و رهبری شروع میشود، با آرم جمهوری اسلامی شروع میشود اینها اسلامی نیست؛ اینها در همه کتابهایمان است؛ وقتی دانشگاه ها اسلامی میشود که متون درسی اسلامی بشود وقتی متون درسی اسلامی میشود که کتاب اسلامی باشد؛ کتاب یعنی این علوم بشود اسلامی آن وقت تمام اشکال در این است که آیا ما علم اسلامی داریم؟ آیا فیزیک اسلامی داریم یا علوم سکولار است؟ مگر ما علوم تجربی اسلامی و غیر اسلامی داریم؟ مگر زمین شناسی اسلامی و غیر اسلامی داریم؟ علم سکولار است این زمین شناسی در مشرق عالم است در مغرب عالم است در شمال عالم هم است، در جنوب عالم هم است؛ دریاشناسی صحراشناسی ستاره شناسی زمین شناسی هیئت نجوم اینها مگر اسلامی غیر اسلامی دارد، علم سکولار است؛ این سخن سخن درستی نیست ما علم سکولار نداریم ممکن است عالم سکولار باشد استاد سکولار باشد معلم سکولار باشد کاری با دین نداشته باشد؛ ولی علم یا الهی است یا الحادی است یا دینی است یا ضد دین؛ ما علم سکولار نداریم چرا؟ برای اینکه همه این علوم یاد شده چه تجربی انسانی؛ مثل طب و داروسازی اینها که علوم تجربی است؛ ولی حوزه کاربری آن انسان است یا تجربی غیر انسانی مثل معدن شناسی صحراشناسی دریاشناسی ستاره شناسی؛ اینها بخش تجربی بخش ریاضی همه اینها با تجربه حل میشود. آنها که می گویند ما علم طبیعی داریم طبیعیات داریم طبیعی شناس هستیم میگوییم که زمین شناسی که اسلامی و غیر اسلامی ندارد چرا این سخن درست نیست؟ برای اینکه ما وقتی طبیعت نداشتیم علوم طبیعی هم نداریم، باز یعنی چه؟ برای اینکه اسلام که پیام خدا را به ما میرساند میگوید هر چه مصداق شیء است، مخلوق خداست؛ این در قرآن کریم آمده ﴿والله خالق كلِّ شَيْءٍ﴾[11] [12] هر چه مصداق شیء است مخلوق خداست. ما چیزی در جهان نداریم که خلقت الهی شامل حال آن نباشد خود ساخته باشد. پس چیزی به نام طبیعت نداریم میشود خلقت؛ صدر و ساقه جهان خلقت است. قهراً ما خلقت شناسی داریم مخلوق شناسی داریم؛ این یک مطلب.

 

در علم ما سه عنصر محوری داریم معلوم داریم و علم داریم و عالم معلوم آسمان است و موجودات آسمانی، زمین است و موجودات زمینی دریا است و موجودات دریایی سلسله جبال است و معادن کوهی و مانند آن اینها معلوم است اینها که مخلوق هستند.

 

عقل که یا تجربی است یا تجریدی این هم مخلوق خداست این چراغی است که خدای سبحان در درون ما روشن کرده از مجاری حس مطالبی به عقل داده میشود عقل یک چراغ قوی است عقل چراغ است، سراج است، نه صراط، عقل راه نیست؛ راه بین است ما یک راه داریم یک راه بین یک راه رو؛ عقل، سراج و چراغ است تشخیص میدهد چه چیزی حق است چه چیزی باطل چه چیزی درست است چه چیزی نادرست چه چیزی صحیح است چه چیزی غلط

 

پس ما صراطی داریم که واقعیت است چراغی داریم یک رونده؛ گاهی ممکن چندین چراغ دارد و بیراهه میرود[13] مثل عالم بی عمل این کسی که باید برود چراغ دست او است، راه را می بیند؛ ولی بی راهه میرود آن عالم بی عمل چراغ دست او است راه را میبیند و در راه است. آن کسی که چندین چراغ دارد و بی راهه میرود به تعبیر سعدی او عالم است او مدرس است او یا حوزه ای است یا دانشگاهی او ممکن است «لا مذهب» باشد ممکن است سکولار باشد ممکن است متدین باشد؛ اما عقل چراغ است عقل راه نیست تجربه راه نیست تجرید راه نیست عقل تجریدی که در فلسفه و کلام کاربرد دارد، یک؛ عقل تجربی که در علوم تجربی کاربرد دارد دو؛ این دو شعبه دارد خواه تجربی انسانی؛ مثل طب و داروسازی یا تجربی که حوزه اش اعم است؛ مثل صحراشناسی و معدن شناسی و دریاشناسی و کوه شناسی عقل وقتی تجربه و چراغ شد این چراغ را خدا روشن کرد فرمود شما در زادروزتان یک قطره بیشتر نبودید وقتی هم که به دنیا آمدید چیزی بلد نبودید: ﴿عَلَّمَ الإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾[14] است، ﴿وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَفْئِدَةَ﴾[15] است این چراغ را من دادم من دو تا چراغ دادم یکی در درون؛ یکی در بیرون مثل اینکه مسجد دو تا چراغ دارد یک چراغ در درون دارد؛ یکی هم در بیرون مسجد که در راه رو است. فرمود من دو تا چراغ برای بشر آفریدم یکی در درون به نام عقل؛ یکی در بیرون به نام نقل. ظاهر آیه چراغ است؛ ظاهر روایت چراغ است؛ دلیل نقلی چراغ بیرونی است دلیل عقلی چراغ درونی این همان بیان معروف وجود مبارک امام هفتم است: «إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةٌ ظاهرة»[16] که انبیا و رسل هستند حجة باطنه» که عقول است پس عقل در برابر نقل است هرگز نمیتوان گفت که عقل این چنین می گوید، دین آنچنان می گوید دین مکتب است دین راه است دین که حرفی ندارد حرف را عقل و نقل دارد این دلیل نقلی دین را حرف می آورد؛ این دلیل عقلی دین را حرف می آورد؛ نباید ما عقل را در برابر شرع قرار بدهیم، بگوییم این عقلی است یا شرعی عقل را در برابر دین قرار بدهیم بگویم عقل این چنین است دین این چنین است؛ دین راه است دین مکتب است این ظواهر ،نقلی دلیل نقلی چراغ است در بیرون؛ این دلیل عقلی چراغ دین است در درون؛ این چراغ ها را با هم سنجید ما بیش از یک راه نداریم که راه را خدا بیان کرد دو تا چراغ برای تشخیص این راه داریم یکی چراغ درون یکی چراغ بیرون.

 

بنابراین ما یک صراط داریم به نام دین ما برای تنظیم این فصول باید فصل اول را داشته باشیم که دین چیست؟ فصل دوم این است که دین را چه کسی تدوین میکند؟ فصل سوم این است که این دین را چه کسی می آورد؟ فصل چهارم این است که ما از کجا بفهمیم دین چه میگوید؟ ما الآن چهار فصل را رقم بزنیم، ترجمه بکنیم تا معلوم بشود که دانشگاه ها چگونه اسلامی میشود؟ دین که مکتب است یعنی مجموعه قواعد، عقاید، اصول، احکام فقهی حقوقی و مانند آن این به نام دین است الدين ما هو؟ اینهاست. تدین غیر از دین است؛ تدین وصف انسان است. انسان اگر قبول کرد میشود متدین؛ اگر نکول کرد میشود لا مذهب» این قبول و نکول برای شخص است؛ ایمان و کفر برای شخص است؛ دین چیزی است دینداری چیزی دیگر است؛ دین یک مطلب است تدین یک مطلب است؛ دین یک مطلب است ایمان یک مطلب است؛ ایمان وصف انسان است یا قبول میکند یا قبول نمی کند؛ ولی دین عبارت از آن قواعد است پس دین عبارت از آن قواعد است تدین قبول آن است؛ کفر نکول آن است. پس ما الآن درباره تدین و ایمان بحث نداریم درباره دین بحث داریم «الدين ما هو»؟ دين مكتب است.

 

این مکتب را چه کسی باید تدوین کند؟ عقل نه عقل چه خبری دارد عقل چه میداند بعد از مرگ کجا می رود قبل از مرگ کجا بوده عقلی که از هیچ جا خبر ندارد نه از گذشته با خبر است نه از آینده، اگر مسافری یک ساک دست او است ما نه میدانیم از کجا آمده نه میدانیم کجا میرود حق نداریم برای او برنامه ریزی بکنیم. انسان مسافری است که الآن از رحم به این دنیا آمده قبلا کجا بوده بعد از مرگ وارد برزخ می شود؛ برزخ یعنی چه؟ بهشت یعنی چه؟ جهنم یعنی چه؟ صراط یعنی چه؟ تطایر کتب[17] یعنی چه؟ عقل هیچ خبری ندارد. پس عقل حق ندارد در این زمینه قانونگذاری بکند. پس دین عبارت از آن مجموعه قوانین است، یک؛ دو منبع هستی شناسی نه معرفت شناسی منبع هستی شناسی دین که این قوانین را چه کسی باید وضع کند؛ تنها منبع هستی شناسی دین اراده و علم ازلی ذات اقدس الهی است و لا غیر بشر این چنین باید بکند، این چنین باید معتقد باشد این چنین باید متخلق باشد این چنین باید سیر و سلوک داشته باشد این چنین باید آینده نگر باشد این قوانین را او باید وضع بکند پس فصل اول دین چیست؟ فصل دوم منبع هستی شناسی غیر از معرفت شناسی است. هستی شناسی دین به چیست؟ به اراده و علم ازلی ذات اقدس الهی؛ این دو فصل.

 

سوم حالا ما از کجا بفهمیم خدا چه چیزی وضع کرد؟ اینجاست که مسئله وحی و نبوت مطرح است. یک انسان کامل معصوم لازم است که مستقیماً از ذات اقدس الهی وحی را دریافت بکند بدون کم و کاست. انبیا و مرسلین می فهمند و دریافت میکنند که خدا چه قانونی را وضع کرده؛ این هم فصل سوم.

 

فصل چهارم ما که پیغمبر و امام نیستیم از کجا بفهمیم پیامبر چه چیزی آورده؟ اینجا دو تا چراغ به ما دادند: با چراغ عقل می فهمیم که دین چیست؛ با چراغ نقل میفهمیم که دین چیست معلوم میشود که نه عقل را در قبال دین می شود قرار داد نه عقل را میشود در قبال وحی قرار داد حکما و خردمندان در برابر انبیا نیستند، بلکه حكما و فلاسفه و متکلمان در برابر محدثان و فقها هستند آنها بخشی دارند اینها هم یک بخش دیگر عقل و نقل دو تا چراغ است برای اینکه ما بفهمیم انبیا چه چیزی آورده اند. بنابراین نباید گفت عقل در برابر دین است؛ عقل در برابر نقل است ما گاهی با استقلال چیزهایی را میفهمیم گاهی با کمک دلیل نقلی میفهمیم. اگر این شد چون در الهیات ثابت شد که خدا هست و کل جهان را خدا آفرید؛ آنگاه در تمام بخشهای علمی یک صاحب نظر قدم به قدم میگوید خدا چنین آفرید یک زمین شناس این چنین میگوید یک دریاشناس این چنین می گوید، یک صحر اشناس این چنین میگوید. الآن علومی که در دانشگاه رایج است این لاشه علوم است. چه کسی آفرید که بال ﴿هُوَ الْأَوَّلُ﴾[18] است از آن کنده شد برای چه چیزی خلق کرد که بال هو الاخر[19] هست از آن کنده شد این سیر عمودی علوم را از بدنه علوم گرفتند یک لاشه دانش را در کتابها تدریس کردند و گفتند این زمین در چند میلیون سال قبل فلان صورت بوده است بر اساس تطورات فلان صورت در آمده است، پیش بینی می شود که در آینده نزدیک یا دور فلان صورت بشود همه بود و هست و میشود است؛ اما چه کسی کرد؟ برای چه چیزی کرد؟ در آن مطرح نیست؛ تفسیر قرآن که ما میگوییم علم اسلامی است برای اینکه قدم به قدم مفسر می گوید خدا چنین گفت؛ چرا تفسیر علم اسلامی است؟ برای اینکه مفسر از قول خدا سخن میگوید، فیزیک هم علم اسلامی است زمین شناسی هم علم اسلامی است دریاشناسی هم علم اسلامی است، برای اینکه خردمندان این رشته لحظه به لحظه میگویند خدا چنین کرد و نباید توقع داشت که علم اسلامی آن است که تمام فرمولها در آیه باشد. برای اینکه اینها آمدند عقل را بشری دانستند مصادره کردند؛ چه عقل تجربی چه عقل تجریدی؛ وقتی مصادره کردند الهی نمیشود. همان طور که آیات را خدا نازل کرد من ما انزله الله است عقل را خدا الهام کرد به من ما الهم الله» است که ﴿وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَالْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾[20] " اگر «ما انزله الله» الهی است که هست؛ «ما الهم الله هم الهی است که هست ما هیچ جا هیچ جا یعنی به نحو سالبه کلیه در دین نداریم چیزی را عقل به او برسد و حجت شرعی نباشد گفتند اگر ماه مبارک رمضان عقل تجربی به جای رسید که این روزه ضرر دارد نباید بگیری فلان جا سفر ضرر دارد نباید بروی فلان جا قلب را باید این چنین عمل کرد باید این چنین عمل کرد. هیچ جا نداریم که عقل تجربی یا تجریدی نه به صورت فرضیه و قیاس و خیال و گمان و وهم نه علم، اگر علم بود فرضیه نبود قیاس نبود خیال نبود گمان نبود و هم نبود علم بود که تشخیص علم هم کار هر کسی نیست اگر علم بود واقعاً حجت شرعی است؛ مثل دلیل نقلی.

 

بنابراین این متون درسی به این صورت تدوین میشود نه عقل در برابر دین است نه عقل در برابر وحی است. عقل در برابر نقل است و سراج است نه صراط راه نیست راه بین است رونده خود شخص است که باید برود. اگر ـ ان شاء الله - این مسیر انجام شد. شد که در کتاب منزلت عقل در هندسه معرفت دینی بخش از این مطالب در آنجا هست. اگر - ان شاء الله - مراجعه بفرماید روشن خواهد شد که ما علم غیر اسلامی نداریم بله، کسی که ملحد است مبدأ را قبول ندارد، منتها را قبول ندارد آغاز و انجام عالم را انکار کرده «لا مذهب» است او اصلاً ممکن نیست علم اسلامی داشته باشد، علم او حتماً ضد دینی است برای اینکه این علوم یک مبانی دارد یک مبادی دارد، یک علل یک اصول اولیه دارد همه این علوم به جهان بینی وابسته است.

 

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 


[8] دیوان حافظ غزل 164.
[9] اشعار منتسب به حافظ شماره 17.
[13] سعدی غزل شماره 38«چندین چراغ دارد و بیراه می رود     بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش».
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo