1404/11/20
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / اقسام تلقیح / لا بین الزوجین / حکم تکلیفی و وضعی بین الزوجین
موضوع: فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / اقسام تلقیح / لا بین الزوجین / حکم تکلیفی و وضعی بین الزوجین
مبحث انقسامات تلقیح مصنوعی و بررسی احکام فقهی آن
۱. طبقهبندی روشهای تلقیح مصنوعی
در ادامه مباحث پیشین پیرامون انقسامات تلقیح مصنوعی، بیان شد که این عمل تارةً «بین الزوجین» صورت میگیرد و اخری به صورت «صناعی لا بین الزوجین» است.
الف) تلقیح مصنوعی بین الزوجین
این قسم خود به دو دسته تقسیم میشود:
۱. تلقیح داخلی: در این روش، اسپرم مرد گرفته میشود و مستقیماً در فرج همسر قرار داده میشود تا به تخمک برسد و عمل لقاح صورت پذیرد.
۲. تلقیح خارجی: این روش دارای سه حالت است:
حالت اول: اسپرم و تخمک از زوجین گرفته میشود، در محیط آزمایشگاهی (خارج از رحم) بارور شده و سپس در رحم زوجه قرار داده میشود.
حالت دوم (رحم اجارهای): اسپرم و تخمک از زن و شوهر گرفته میشود، عمل تلقیح انجام شده و جنین حاصله در رحم اجارهای (زن بیگانه) قرار داده میشود.
حالت سوم: اسپرم و تخمک از زن و شوهر گرفته میشود، اما جنین در رحم همسر دیگرِ همان مرد قرار داده میشود. (تفاوت این مورد با رحم اجارهای در این است که در حالت قبل، صاحب رحم زن غریبه بود، اما در اینجا همسر دیگرِ زوج است).
ب) تلقیح مصنوعی لا بین الزوجین
این قسم که ظاهراً در مباحث پیشین مطرح نشده بود، شامل مواردی است که عنصر سومی خارج از رابطه زوجیت دخیل باشد و دارای صور مهمی است:
صورت اول: زوج عقیم است (فاقد اسپرم مولد است یا اسپرم ضعیف دارد)، اما زوجه مشکلی برای بارداری ندارد. در این حالت، اسپرم از مرد اجنبی و تخمک از زوجه (همسر مرد عقیم) گرفته میشود. پس از انجام عمل لقاح، جنین در رحم همین خانم قرار میگیرد. در این فرض، شوهرِ زن هیچ نقش بیولوژیکی در تکوّن جنین ندارد و فرزند حاصلِ اسپرم مرد اجنبی و تخمک زوجه است.
صورت دوم: عکس حالت اول است؛ یعنی زوج مشکلی ندارد اما زوجه دارای مشکل (نازایی) است. در این حالت، اسپرم شوهر با تخمک یک زن اجنبیه تلقیح میشود و جنین حاصله در رحم زوجه (که نازا است) قرار داده میشود. در اینجا رحم متعلق به زوجه است، اما اسپرم از شوهر و تخمک از زن اجنبی میباشد.
صورت سوم: هر دو طرف (زوج و زوجه) فاقد توانایی باروری هستند. در این فرض، اسپرم از یک مرد اجنبی و تخمک از یک زن اجنبیه گرفته میشود و پس از لقاح، جنین در رحم زوجه کاشته میشود. در این حالت، جنین هیچ ارتباط ژنتیکی با زوجین ندارد و صرفاً در رحم زوجه رشد میکند (شبیه به فرزندخواندگی از پرورشگاه، با این تفاوت که دوران جنینی در رحم مادر خوانده سپری میشود).
نکته تکمیلی در روش اجرا: در تلقیح لا بین الزوجین، لزومی ندارد که حتماً عمل لقاح در خارج از رحم انجام شود. ممکن است اسپرم مرد اجنبی گرفته شود و در دهانه رحم یا داخل رحم زن قرار داده شود تا عمل لقاح به صورت طبیعی در داخل بدن صورت گیرد. اگرچه ممکن است اشکال شود که تلقیح مستقیم اسپرم اجنبی در رحم شبههناک است، اما صورتی که اسپرم اجنبی با تخمک زوجه ترکیب شود، از لحاظ علمی امکانپذیر است. البته بحث در اینجا فعلاً بر سر امکان وقوع است و حکم شرعی (تکلیفی و وضعی) آن جداگانه بررسی خواهد شد.
بررسی احکام فقهی و دیدگاه مراجع عظام
پیش از ورود به ادله تفصیلی، به عنوان یک اصل کلی در میان فقها مطرح است که «تلقیح مصنوعی بین زوجین» فینفسه و به حکم اولی اشکالی ندارد، مگر اینکه مستلزم فعل حرامی باشد (مانند نگاه یا لمس حرام).
در تلقیح بین الزوجین (چه داخلی و چه خارجی با تمام اقسامش از جمله رحم اجارهای یا همسر دوم)، حکم کلی جواز است. در ادامه نظرات تفصیلی مراجع بیان میشود:
دیدگاه آیتالله خویی (ره)
ایشان در کتاب منهاج الصالحین میفرمایند: يجوز تلقيح الزوجة بنطفة زوجها.[1]
اطلاق این کلام شامل تمام صور تلقیح بین الزوجین میشود: تلقیح داخلی، تلقیح خارجی (تخمک و اسپرم در آزمایشگاه)، رحم اجارهای (چون تلقیح بین نطفه زوج و زوجه بوده است) و انتقال جنین به رحم همسر دیگرِ مرد.
سپس میفرمایند: نعم لا يجوز ان يكون المباشر غير الزوج إذا كان ذلك موجبا للنظر إلى العورة أو مسها. و حكم الولد منه حكم سائر أولادهما بلا فرق أصلا. مباشر عمل نباید غیر شوهر باشد اگر موجب نگاه یا لمس حرام شود. اگر چنین حرامی مرتکب شوند، گناه کردهاند اما و فرزند ملحق به زوجین است و از نظر نسب مشکلی ندارد.
نکته: هرچند در عبارت ایشان تصریح به رحم اجارهای نشده، اما اطلاق عبارت (تلقیح نطفه زوج به تخمک زوجه) شامل آن میشود، گرچه استنباط جواز رحم اجارهای صرفاً از این عبارت کمی بعید به نظر میرسد و نیازمند بررسی ادله است.
دیدگاه امام خمینی (ره)
ایشان در تحریرالوسیله در مسئله اول از این باب میفرمایند: لا إشكال في أن تلقيح ماء الرجل بزوجته جائز وإن وجب الاحتراز عن حصول مقدمات محرمة ككون الملقح أجنبيا أو التلقيح مستلزماً للنظر إلى ما لا يجوز النظر إليه، فلو فرض أن النطفة خرجت بوجه محلل ولقحها الزوج بزوجته فحصل منها ولد كان ولدهما، كما لو تولد بالجماع، بل لو وقع التلقيح من ماء الرجل بزوجته بوجه محرم كما لو لقح الأجنبي أو أخرج المني بوجه محرم كان الولد ولدهما، وأن أثما بارتكاب الحرام.[2]
مرحوم امام قید میزنند، برخلاف آیتالله خویی که حرمت را دائر مدار لمس و نظر دانستند، امام (ره) نفسِ اجنبی بودنِ ملقّح را نیز محل اشکال میدانند (مگر اینکه ملقح را به معنای گیرنده اسپرم و تخمک بدانیم که باز به لمس و نظر بازمیگردد).
در مورد روش استخراج نطفه نیز میفرمایند اگر نطفه «خرجت بوجه محلل» (بدون استمناء حرام؛ مثلاً از طریق ملاعبه همسر یا نزدیکی شرعی در زمان نمونهگیری) و توسط زوج تلقیح شود، فرزند ملحق به آنهاست: فحصل منها ولد كان ولدهما، كما لو تولد بالجماع.
حتی اگر مقدمات حرام باشد: «بل لو وقع التلقيح من ماء الرجل بزوجته بوجه محرم كما لو لقح الأجنبي أو أخرج المني بوجه محرم كان الولد ولدهما، وأن أثما بارتكاب الحرام».
نتیجه: از نظر حکم وضعی (الحاق فرزند) مشکلی نیست و از نظر حکم تکلیفی، اصلِ عمل تلقیح جایز است و حرمت مربوط به مقدمات (لمس، نظر، استمناء) است.
دیدگاه آیتالله سیستانی (حفظه الله)
ایشان در مسئله ۶۹ منهاج میفرمایند: «یجوز تلقیح الزوجة بنطفة زوجها»[3] و مانند سایر بزرگواران قید میزنند: نعم، لا يجوز أن يكون المباشر غير الزوج إذا كان ذلك موجبا للنظر إلى ما لا يجوز النظر إليه، أو مس ما لا يجوز مسه، وحكم الولد منه حكم سائر أولادهما بلا فرق أصلا.
بررسی ادله قرآنی در جواز تلقیح مصنوعی بین الزوجین
در بررسی ادله، ابتدا به آیات قرآن کریم پیرامون تلقیح بین الزوجین (خصوصاً قسم داخلی) پرداخته میشود:
آیه اول
﴿قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ﴾[4]
در این آیه دستور به حفظ فرج داده شده است. اما سؤال این است که حفظ در برابر چه کسی؟ حفظ فرج بر زوج واجب نیست و تصرف زوج در فرج زوجه (مقاربت، انزال منی، یا قرار دادن اسپرم به روش مصنوعی) جایز است. بنابراین، لزوم حفظ فرج شامل مسئله ما نحن فیه (تلقیح توسط شوهر) نمیشود و مانعی ایجاد نمیکند.
آیه دوم
﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ﴾[5]
این آیات به صراحت استثنائی را برای حکم حفظ فرج بیان میکنند: ﴿الا علی ازواجهم﴾. بنابراین حفظ فرج در برابر همسر واجب نیست. این عدم وجوب حفظ، دلالت بر جواز تلقیح مصنوعی داخلی توسط همسر دارد.
(تذکر: بحث فعلی بر سر اصل جواز تلقیح است و اشکالات جانبی مانند نظر و لمس حرام توسط غیر، بحث جداگانهای است).
آیه سوم
﴿نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ﴾[6]
زنان شما کشتزار شما هستند، پس به کشتزار خود درآیید «أَنَّى» (هر گونه/هر زمان/هر جا) که میخواهید.
تحلیل واژه «أَنَّى»
- اگر «أَنَّى» زمانیه باشد: یعنی در هر زمانی که بخواهید (مگر در ایام حیض که استثناء شده است). در این صورت ربطی به بحث مکان و روش ندارد.
- اگر «أَنَّى» مکانیه باشد: یعنی از هر مکان و عضوی از بدن زن که بخواهید میتوانید تمتع ببرید (با استثناء دُبر در صورت عدم رضایت زوجه یا وجود ضرر و ایذاء).
اگر به صدر آیه ﴿نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ﴾ و اطلاق آن تمسک شود: تعبیر «حرث» (کشتزار) دلالت بر آمادگی برای کاشت دارد. تلقیح مصنوعی نیز نوعی کاشت نطفه در رحم است. لذا چه این کاشت از طریق جماع (که اکمل افراد است) باشد و چه از طریق قرار دادن اسپرم در رحم، مشمول عنوان «حرث» و جواز مستفاد از آیه میشود.
بنابراین، آیات شریفه مذکور هیچگونه منعی برای تلقیح مصنوعی بین الزوجین ایجاد نمیکنند و حتی میتوان از اطلاق آنها جواز را استفاده نمود. بررسی روایات در جلسه آینده پیگیری خواهد شد.