1404/11/18
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / جمع بندی روایات وجوب و عدم وجوب احتیاط در فروج / اقسام تلقیح مصنوعی
موضوع: فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / جمع بندی روایات وجوب و عدم وجوب احتیاط در فروج / اقسام تلقیح مصنوعی
بررسی اصل اولی در باب فروج و راهکارهای جمع بین روایات متعارض
مبحث پیش رو پیرامون این مسئله است که آیا «اصل» در باب فروج بر احتیاط استوار است یا خیر؟ پیش از این، روایات دال بر قول به احتیاط و همچنین روایاتی که ممکن است از آنها عدم لزوم احتیاط استنباط شود، مورد بررسی قرار گرفت. اکنون مسئله اصلی، چگونگی جمع میان این دو دسته از روایات است.
وجوه جمع بین روایات
وجه اول: روایاتی که ظاهر در عدم لزوم احتیاط هستند، یا از نظر سندی مخدوش میباشند و یا در صورت صحت سند، از حیث دلالت ناظر به «شبهات موضوعیه» هستند. حتی مواردی که سندشان مخدوش بود نیز ناظر به شبهه موضوعیه بودند. در مقابل، روایات دال بر لزوم احتیاط در فروج، ناظر به «شبهات حکمیه» میباشند. از آنجا که بحث ما پیرامون جواز یا عدم جواز تلقیح مصنوعی است و این مسئله از مصادیق شبهه حکمیه محسوب میشود، بنابراین بنا بر این وجه جمع، اصل اولی در تلقیح مصنوعی، حرمت و عدم جواز خواهد بود.
وجه دوم: روایات دال بر عدم لزوم احتیاط را بر معنای ظاهری خود حمل کنیم و در ظهور آنها تصرفی ننماییم؛ اما روایاتی را که دال بر لزوم و وجوب احتیاط هستند (امر به احتیاط کردهاند)، حمل بر «استحباب مؤکد» نماییم. بدین معنا که از ظهور آنها در وجوب رفعید کرده و آنها را بر استحباب مؤکد حمل کنیم.
نقد نظریه ارشاد عقلی در باب احتیاط
آیا میتوان اوامر مربوط به احتیاط را حمل بر «ارشاد عقلی» نمود؟ به این معنا که شارع مقدس به جهت اجتناب از مفاسد احتمالی (مانند اختلاط میاه یا تشویشهای روحی بعدی)، ارشاد به حکم عقل کرده باشد، ولو اینکه اصل عملی برائت باشد.
در پاسخ باید گفت ارشاد به حکم عقل تنها در جایی معنا دارد که عقل توانایی درک حکم و مفسده را داشته باشد تا شرع به آن ارشاد کند (ارشاد به ما حکم به العقل). اما در مواردی مانند ازدواج با محارم یا جمع بین اختین، عقل به تنهایی قادر به درک ملاکات و مفاسد نیست و این خودِ شرع است که حکم را مشخص میکند.
در بحث تلقیح مصنوعی نیز عقل به تنهایی راهی به واقع ندارد تا بگوییم شرع به آن ارشاد کرده است. بنابراین، وقتی شرع حکمی صادر میکند، این یک حکم مولوی است و نمیتوان آن را صرفاً ارشادی دانست، مگر آنکه عقل مستقلاً حکم داشته باشد که در اینجا چنین نیست.
دیدگاه فقها و بزرگان پیرامون وجوب احتیاط در فروج
بسیاری از فقهای بزرگ، روایات وارده را حمل بر وجوب کرده و قائل شدهاند که احتیاط در باب فروج واجب است. البته مختار ما این است که این وجوب اختصاص به «شبهه حکمیه» دارد و شامل «شبهه موضوعیه» نمیشود. در ادامه به عبارات برخی از بزرگان اشاره میشود:
- محدث بحرانی در حدائق: «مَعَ وُجُوبِ الْاحْتِيَاطِ فِي الْفُرُوجِ؛ حِلُّ الْفُرُوجِ أَمْرٌ تَوْقِيفِيٌّ... وَ لَا تَكْفِي الْخُرُوجُ عَنِ الْعَدَمِ الْقَطْعِ بِالْمُحَرِّمِ». ایشان تأکید دارند که عدم قطع به حرمت کافی نیست و باید احراز حلیت شود.[1]
- فاضل هندی در کشف اللثام: «لوجوب الاحتياط في الفروج».[2]
- مرحوم سید محمدجواد عاملی در مفتاح الکرامة: «مع وجوب الاحتیاط فی الفروج».[3]
نتیجهگیری در اصل عملی
آنچه به عنوان نتیجه نهایی حاصل میشود این است که «اصل در فروج، احتیاط است»؛ البته این حکم مختص به غیر از شبهات موضوعیه (یعنی شبهات حکمیه) میباشد. اگرچه در اصول فقه ثابت شده است که در سایر ابواب، مجرای برائت در شبهات حکمیه (چه تحریمیه و چه وجوبیه) جاری است، اما باب فروج استثنا بوده و در شبهه حکمیه تحریمیه آن، بنا بر مستفاد از ادله، قائل به احتیاط میشویم.
لازم به ذکر است که در شبهات موضوعیه باب نکاح، تصریحی بر لزوم احتیاط دیده نمیشود و ادلهای که دال بر عدم لزوم احتیاط بودند، ناظر به همین شبهات موضوعیه هستند. اگرچه امر فرج شدید است، اما تفاوت مبنایی (مانند دیدگاه اخباریین که در شبهه حکمیه احتیاط و در شبهه موضوعیه برائت را جاری میدانند) مانع از تنقیح مناط قطعی بین شبهه حکمیه و موضوعیه میشود. لذا جمع نهایی همان است که روایاتِ دال بر عدم لزوم احتیاط را به شبهات موضوعیه، و روایات دال بر لزوم احتیاط را به شبهات حکمیه (یا اعم از آن که تخصیص میخورد) حمل نماییم.
تقسیمبندی و احکام تلقیح مصنوعی
پس از تبیین اصل عملی، به بررسی اقسام تلقیح مصنوعی و احکام تکلیفی و وضعی آن میپردازیم. تلقیح مصنوعی به دو قسم کلی تقسیم میشود:
تلقیح مصنوعی بین زوج و زوجه (همسران).
تلقیح مصنوعی لا بین الزوجین (غیر همسران).
قسم اول: تلقیح مصنوعی بین زوجین
این قسم خود دارای دو حالت کلی است: تلقیح داخلی و تلقیح خارجی.
الف) تلقیح داخلی
این روش چنین تعریف میشود: «عُرِّفَ بِأَنَّهُ الْحُصولُ مَنِیِّ من الرَّجُلِ وَ حَقْنُهُ فی فَرْجِ الْأُنثی لِیَصِلَ الْبُوَیْضَةَ فی قَناةِ فالوب لِتَلقیحِها وَ تَکْمُلُ بَعْدَ ذلِکَ الْبُوَیْضَةُ الْمُخَصَّبَةُ التَّکْوینَ الْجَنینِیَّ الطَّبیعِیَّ».[4]
در توضیح تفصیلی آن آمده است: «یَتِمُّ فی هذِهِ الْحالَةِ إِدخالُ مَنِیِّ الزَّوْجِ إِلی داخِلِ رَحِمِ الزَّوْجَةِ بِوَسائِلَ طِبِّیَّةٍ مُعَیَّنَةٍ. ثُمَّ یُؤْخَذُ السّائِلُ الْمَنَوِیُّ حارّاً بَعْدَ وَضْعِهِ فی إِناءٍ نَظیفٍ مُعَقَّمٍ غَیْرِ مُبَلَّلٍ بِالْماءِ وَ یُسْحَبُ بِمِحْقَنٍ خاصٍّ».
پس از تزریق اسپرم به دهانه رحم، «بَعْدُ تُتْرَکُ الْمَرْأَةُ بَعْدَها مَمْدودَةً عَلی ظَهْرِها» (حدود یک ساعت) «لِتُساعِدَ النُّطْفَةَ عَلی الْوُصولِ إِلی الْجِهازِ التَّناسُلِیِّ حَیْثُ تَنْتَظِرُها الْبُوَیْضَةُ».
این روش معمولاً در حالاتی استفاده میشود که «لا یَکونُ الزَّوْجُ قادِراً عَلی إیصالِ مائِهِ إِلی نِهایَةِ الْمَهْبِلِ فِی الْمُباشَرَةِ الطَّبیعِیَّةِ لِسَبَبٍ ما» (مانند قطع آلت تناسلی یا عدم نعوظ). سپس «یَأْخُذُ ماءُ الرَّجُلِ طَریقَهُ وَ مِنْهُ قَناةُ فالوب فی وَقْتٍ توجَدُ فیهِ بُوَیْضَةٌ واحِدَةٌ نَزَلَتْ مِنَ الْمَبیضِ تَنْتَظِرُ قُدومَ مائِهِ فَإِذا تَمَّ التَّلقیحُ تَنْزِلُ الْبُوَیْضَةُ الْمُلَقَّحَةُ وَ تَلْتَصِقُ بِجِدارِهِ لِتَبْقی إِلی حینِ مَوْعِدِ الْوِلادَةِ».
در این روش، عمل لقاح در داخل بدن زن صورت میگیرد.
(تذکر اخلاقی: تحمل سختیهای دوران بارداری و استراحتهای مطلق طولانی توسط مادران، و همچنین صبر جانبازانی که سالها در بستر بیماری سقف را نظاره میکنند، امری عظیم است که خداوند اجر آن را در دنیا و آخرت عطا فرماید.)
ب) تلقیح خارجی
در این روش لقاح خارج از رحم صورت میگیرد و خود دارای سه حالت است:
۱. حالت اول (IVF):
«کانَ التَّلقیحُ بَیْنَ الزَّوْجَیْنِ وَ إِنَّما یَتِمُّ التَّلقیحُ بِأَخْذِ مَنِیِّ الرَّجُلِ وَ بُوَیْضَةِ الْمَرْأَةِ وَ جَمْعِ بَیْنَهُما فی وِعاءٍ مُخْتَبَرِیٍّ... تُزْرَعُ الْبُوَیْضَةُ الْمُلَقَّحَةُ» در رحم همسر.
این روش زمانی استفاده میشود که «وُجودُ مُشْکِلَةٍ عِنْدَ الزَّوْجَیْنِ» (مرد ناتوان در ایصال ماء و زن دارای انسداد دهانه رحم باشد). این روش به عنوان «بچههای لوله آزمایشگاهی» (اطفال الانابیب) شناخته میشود.
حالت دوم (رحم اجارهای):
«أَنْ تَکونَ النُّطْفَةُ أَی الْبُوَیْضَةُ مِنَ الزَّوْجَیْنِ عادَةً ثُمَّ یَتِمُّ تلقیحها صِناعِیّاً حَتّی تَصیرَ عَلَقَةً أَوْ مُضْغَةً أَوْ تُنْفَخَ فیهِ الرّوحُ ثُمَّ تُنْقَلَ إِلی رَحِمِ امْرَأَةٍ أُخْری بِأُجْرَةٍ مُعَیَّنَةٍ مُتَّفَقاً عَلَیْها إِلی حینِ الْوِلادَةِ».
در این حالت، نطفه (تخمک و اسپرم) متعلق به زوجین است، اما جنین یا نطفه ملقحه «کَما فی انْتِقالِ النُّطْفَةِ إِلی رَحِمِ الْمَرْأَةِ الثّانِیَةِ مِنَ الْأَوَّلِ قَبْلَ أَنْ تَصیرَ عَلَقَةً أَوْ مُضْغَةً» به رحم زن دیگری (غیر همسر) منتقل میشود. این انتقال میتواند در مراحل اولیه یا حتی مراحل پیشرفتهتر صورت گیرد.
حالت سوم (بین زوج و یکی از دو همسر):
در فرضی که مردی دارای دو همسر باشد؛ اسپرم از مرد و تخمک از یکی از همسران (که مثلاً مشکل رحمی دارد ولی تخمک دارد) گرفته میشود و پس از لقاح خارجی، در رحم همسر دیگرِ همان مرد قرار داده میشود.
قسم دوم: تلقیح مصنوعی لا بین الزوجین
این قسم شامل مواردی است که تلقیح میان اسپرم و تخمک افرادی که رابطه زوجیت ندارند صورت میگیرد، که تفصیل مباحث آن در جلسات آتی بیان خواهد شد.