1404/11/13
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / روایات دالّ بر عدم احتیاط در فروج/ روایت اوّل /مذهب و وثاقت یا عدم وثاقت مسعدة بن صدقه
موضوع: فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / روایات دالّ بر عدم احتیاط در فروج/ روایت اوّل /مذهب و وثاقت یا عدم وثاقت مسعدة بن صدقه
در ادامه مباحث گذشته که به روایاتی پیرامون عدم احتیاط در باب فروج و تقابل آن با روایات دال بر احتیاط در فروج منتهی شد، این جلسه به بررسی اولین روایت از مسعدة بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) میپردازیم.
بررسی سند روایت: شخصیت مسعدة بن صدقه
سند روایت تا مسعدة بن صدقه از لحاظ رجالی مورد پذیرش قرار گرفته است؛ اما در مورد شخصیت خود مسعده، بحثهایی مطرح است. بررسی شخصیت وی از دو جهت اصلی صورت میگیرد:
مذهب مسعدة بن صدقه
نخستین جهت، مذهب اوست که در آن احتمال عامی (سنی) بودن یا بتری (شیعه زیدی) بودن وی وجود دارد. در مباحث گذشته، هر دو احتمال به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت.
وثاقت مسعدة بن صدقه در دیدگاههای رجالی
جهت دوم، بحث وثاقت مسعدة بن صدقه است؛ به این معنا که آیا وی شخصیتی ثقه و قابل اعتماد در نقل حدیث محسوب میشود یا خیر؟ ظاهر امر این است که توثیق خاصی برای ایشان در کتب رجالی وجود ندارد.
دیدگاه آیتالله خویی: نظریه تعدد مسعده
مرحوم آیتالله خویی (رضوان الله علیه)، در بحث حجیت بینه در موضوعات، به روایتی استدلال میکنند که یکی از راویان سند آن، مسعدة بن صدقه است.
ایشان در موسوعه درباره این استدلال میفرمایند: «لا یخفی علیک ضعف هذا الاستدلال».[1] دلیل این ضعف از نظر ایشان این است که، هرچند شیخ انصاری (قدس سره) در کلام خود روایت را موثقه نامیده است لیکن ما به حال آن مراجعه کردیم و آن را ضعیف یافتیم.
البته، اگر بپذیریم که آیتالله خویی وثاقت روات واقع در اسانید کتاب کامل الزیارات را میپذیرفتهاند، در این صورت، وثاقت مسعده از دیدگاه ایشان ثابت شده و این روایت به عنوان موثقه تلقی میگردید.
آیتالله اشرفی (حفظه الله)، استاد بزرگوار، نقل میکردند که ایشان در اواخر عمر خود از حجیت و وثاقت «کل من کان فی سند روایات کامل الزیارات» (هر کس که در سند روایات کامل الزیارات باشد) برگشته بودند و این امر را دلیل بر وثاقت همه آنها نمیدانستند. ممکن است گفته شود که دستکم شیخ بلاواسطه و امثال آن مورد پذیرش قرار گیرند.
آیتالله خویی در ادامه نظر خود میفرمایند: «فوجدناها ضعیفة»[2] (پس ما آن را ضعیف یافتیم). ایشان دلیل این ضعف را چنین بیان میکنند: از آن جهت که مسعده در کتب رجالی توثیق نشده است بلکه مجلسی در رجال خود و علامه حلی در خلاصة الاقوال و برخی دیگر او را تضعیف کردهاند.
نعم، ذكروا في مدحه أن رواياته غير مضطربة المتن، وأن مضامینها موجودة في سائر الموثقات. ولكن شيئاً من ذلك لا يدل على وثاقة الرجل، فهو ضعيف على كل حال ولا يعتمد على مثلها في استنباط الحكم الشرعي، وعليه فلا دليل على اعتبار البيِّنة في الموضوعات.[3]
البته در مدح وی ذکر شده که روایاتش از جهت متن مضطرب نیستند و مضمون این روایات در سایر موثقات نیز آمده است؛ اما این امر وثاقت خود شخص را ثابت نمیکند، پس او در هر حال ضعیف است. و از این رو، دلیلی بر اعتبار بینه در موضوعات وجود ندارد، زیرا روایت حجت نیست.
دیدگاه متأخر آیتالله خویی در معجم رجال الحدیث
اما برخی محققین، از جمله خود مرحوم آیتالله خویی در معجم رجال الحدیث، مسعدة بن صدقه را از اصحاب امام صادق (علیه السلام) برشمرده و او را ثقه میدانند.[4]
ایشان بیان میکنند شیخ طوسی در اصحاب امام باقر (علیه السلام) ذکر کرده است که مسعدة بن صدقه سنی است، «کما ذکر الکشی أنه بتری» (همانگونه که کشی او را بتری ذکر کرده است). اما مرحوم کشی، وقتی ایشان را در اصحاب امام صادق (علیه السلام) ذکر کرده، مذهب او را سنی یا بتری بیان نکرده است؛ همچنین شیخ طوسی در فهرست و نجاشی نیز او را سنی ذکر نکردهاند.
«و من ذلک یظهر أن من هو من اصحاب الصادق (علیه السلام) مغایر لمن هو من اصحاب الباقر (علیه السلام)» و از این مطلب روشن میشود که کسی که از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است، با کسی که از اصحاب امام باقر (علیه السلام) است، متفاوت است. از اینکه در یک موضع شیخ طوسی او را عامی میخواند و در موضعی دیگر خیر، استنباط میشود که دو مسعده وجود دارند: یکی از اصحاب امام باقر (علیه السلام) که سنی است، و دیگری از اصحاب امام صادق (علیه السلام) که سنی یا بتری نیست.
آیتالله خویی در ادامه میفرمایند جز دومی که هارون بن مسلم از او روایت نقل میکند؛ این شخص در نقل روایت مشکلی ندارد.
ایشان به عنوان شاهدی بر این نظر که دو نفر با نام مسعده وجود دارند (یکی سنی از اصحاب امام باقر (علیه السلام) و دیگری از اصحاب امام صادق (علیه السلام) که سنی نیست)، به کلام مرحوم نجاشی استناد میکنند که دومی را نقل کرده و فرموده است: «روی عن ابی عبدالله و ابیالحسن علیهما السلام» و نگفته است «روی عن امام الباقر (علیه السلام)». اگر مسعده یک نفر بود و قطعاً از اصحاب امام باقر (علیه السلام) نیز محسوب میشد، مرحوم نجاشی باید میفرمود: «من اصحاب الباقر و الصادق و الکاظم (علیهم السلام)». اختصاص دادن مسعده به اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) نشاندهنده آن است که این شخص با مسعدهای که از اصحاب امام باقر (علیه السلام) است، متفاوت بوده و دو نفر هستند.[5]
مؤید دیگری که ایشان (آیتالله خویی) مطرح میکنند این است که هارون بن مسلم از او روایت کرده و سعد بن عبدالله نیز از هارون بن مسلم روایت کرده است. سعد بن عبدالله حدود سال ۳۰۰ هجری روایت نقل میکرده است. سعد بن عبدالله و عبدالله بن جعفر حمیری در یک طبقه رجالی قرار داشتند. بعید است که این دو نفر از اصحاب امام باقر (علیه السلام) با یک واسطه روایت نقل کرده باشند. مقصود آن است که بعید است سعد بن عبدالله و عبدالله بن جعفر حمیری از هارون بن مسلم نقل کنند و هارون بن مسلم نیز از مسعدهای نقل کند که از اصحاب امام باقر (علیه السلام) بوده باشد.[6]
بنابراین، آن مسعدهای که هارون بن مسلم از او نقل میکند، با مسعدهای که از اصحاب امام باقر (علیه السلام) است، متفاوت است. لذا ایشان معتقدند مسعدة بن صدقه در بحث مورد نظر ما (که از امام صادق (علیه السلام) نقل میکند) ثقه است.
بنابراین، توثیق خاص برای وی ثابت میگردد. در پاسخ به این پرسش که دلیل وثاقت وی چیست، باید خاطرنشان کرد که این وثاقت از جمله به دلیل حضور وی در اسانید کتاب کامل الزیارات است، هرچند آیتالله خویی در آخر عمر خود از این نظریه برگشتند.
همچنین نجاشی هنگامی که مسعده را ذکر میکند، میگوید: «من اصحاب الصادق و الکاظم (علیهما السلام)»؛ پس معلوم است این مسعدهای که مدح شده، همان مسعده از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است. آیتالله خویی «دومی را که هارون بن مسلم از او روایت نقل میکند، ثقه میدانند»، هرچند جهت این وثاقت به روشنی بیان نشده است.
دیدگاه آیتالله شبیری و آیتالله بروجردی: نظریه اتحاد مسعده
آیتالله شبیری (حفظه الله) در کتاب النکاح بیان میدارند که به نظر ما دو تعبیر از مسعده وجود دارد، نه اینکه دو نفر باشند: یکی مسعدة بن زیاد و دیگری مسعدة بن صدقه. بر اساس تحقیقات انجام شده، این دو نفر یک شخصیت واحد هستند.
مرحوم آیتالله بروجردی (رحمة الله علیه) نیز (به نقل از یک واسطه) معتقد بودند که مسعدة بن زیاد و مسعدة بن صدقه یک نفر هستند. دلیل ایشان بر این اتحاد آن بود که در بسیاری از موارد، یک روایت در یک کتاب گاهی از مسعدة بن زیاد و گاهی از مسعدة بن صدقه نقل میشود. این امر به دلیل آن است که گاهی وی به پدرش و گاهی (به جهت تلخیص) به جدش نسبت داده میشود؛ هم زیاد و هم صدقه از اجداد مسعده هستند.
آیتالله شبیری اضافه میکنند که استدلالهای آیتالله بروجردی بر اتحاد، از نظر ما مخدوش است، اما اصل مدعا (یعنی اتحاد این دو نفر) تمام است. بنابراین، اگر مسعدة بن صدقه و مسعدة بن زیاد یک نفر باشند و مسعدة بن زیاد توثیق شده باشد، پس مسعدة بن صدقه نیز ثقه خواهد بود. در نتیجه، این روایت معتبر تلقی میشود که این نیز نوعی توثیق خاص محسوب میگردد. برای مسعدة بن صدقه تنها مذهب وی ذکر شده و تعبیر صریحی دال بر ضعف وی موجود نیست.
وجوه اثبات وثاقت عام مسعده
با توجه به آنچه بیان شد، میتوان وجوهی برای وثاقت مسعده مطرح کرد:
1. توثیق عام از طریق حضور در اسانید کامل الزیارات (البته بیان شد که برخی بزرگان در اواخر عمر از این نظریه برگشتند).
کثرت نقل هارون بن مسلم از وی: هارون بن مسلم از اجلاء محسوب میشود و کثرت نقل وی از مسعدة بن صدقه میتواند دلیل بر وثاقت او باشد. این استدلال بر این مبنا استوار است که اگر فردی از اجلاء، که خود بر نقل صحیح و ضعیف وقوف دارد و به مبانی حدیثی آگاه است، روایات متعددی از شخصی نقل کند که در آنها کلام معصوم (علیه السلام) و حکمی از احکام شرعی بیان شده باشد، منطقی نیست که او در نزد راوی ثقه نبوده باشد و در عین حال از او نقل کرده باشد. این امر نشاندهنده وثاقت راوی در نظر ناقل است. به نظر ما، وثاقت یک راوی توسط یک راوی دیگر از اجلاء، کمتر از وثاقت آن راوی توسط یک عالم رجالی نیست.
شهرت راوی و عدم قدح در وثاقت
تمسک به کلام آیتالله تبریزی (رحمة الله علیه) به عنوان راهی دیگر برای اثبات وثاقت مسعدة بن صدقه. ایشان میفرمایند اگر راوی از مشهورین باشد و قدحی نسبت به وثاقت او وارد نشده باشد، این امر نشان میدهد که بزرگان او را ثقه میدانستهاند و از این طریق میتوان به وثاقت وی پی برد که اصطلاحاً میتوان آن را اصالة الوثاقه نامید. البته اشکالات متعددی بر اصالة الوثاقهای که توسط برخی محققین مطرح شده، دارد. با این حال، اگر راوی مشهور باشد، روایات متعددی نقل کرده باشد و بزرگان نیز روایات او را در کتب استنباطی فقهی خود آورده باشند، بعید به نظر میرسد که او در عین حال ثقه نباشد.
نقد و بررسی قدح در وثاقت مسعده
برخی از بزرگان قائل به ضعف و عدم وثاقت مسعدة بن صدقه شدهاند. در پاسخ به این قدح، میتوان گفت که مرحوم علامه مجلسی و مرحوم علامه حلی جزو متأخرین محسوب میشوند و قدح آنها بر مبنای استنباطی خودشان است که مبنای استنباطی آنها در حق فقیه دیگر، که مبنای استنباطی مستقل دارد، حجت نیست و نمیتوان به آن اخذ کرد. لذا، صرف اینکه وی عامی (سنی) یا بتری (زیدی) است، قدح در وثاقت وی محسوب نمیشود، بلکه حداکثر قدح در مذهب است. شاهد این امر آن است که فقها در صورت ثقه بودن راوی سنی، به کلام او اخذ میکنند، البته به شرطی که در مقابل آن روایت شیعهای نباشد.
با توجه به مباحث مطرح شده، میتوان گفت که سند این روایت قابل قبول بوده و بسیاری از بزرگان نیز از آن به عنوان «موثقه مسعدة بن صدقه» یاد میکنند.
متن روایت مسعدة بن صدقه و دلالت آن
[٢٢٠٥٣] ٤ ـ وعن علي بن إبراهيم، عن هارون بن مسلم، عن مسعدة بن صدقة، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمعته يقول: كل شيء هو لك حلال حتى تعلم أنه حرام بعينه فتدعه من قبل نفسك، وذلك مثل الثوب يكون عليك قد اشتريته وهو سرقة، أو المملوك عندك و لعلّه حرّ قد باع نفسه، أو خدع فبيع قهراً، أو امرأة تحتك وهي أُختك أو رضيعتك، والأشياء كلّها على هذا حتّى يستبين لك غير ذلك، أو تقوم به البيّنة.[7]
متن روایت کوتاه و صریح است که از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که میفرمودند: هر چیزی برای شما حلال است تا زمانی که علم پیدا کنید که به عین خود حرام است، پس آن را از جانب خود رها کنی و اخذ به آن نکنی و بر طبق آن عمل ننمایی.
حضرت برای توضیح این قاعده، مثالهایی ارائه میدهند: و آن مانند لباسی است که بر تن توست و آن را خریدهای در حالی که دزدی است. یا مملوکی در نزد توست در حالی که شاید آزاد بوده و خودش را فروخته است (مثلاً برای تأمین معاش یا تربیت شدن). یا به واسطه خدعهای فریب خورده و به اجبار فروخته شده باشد. یا زنی در ازدواج توست و حال آنکه خواهر یا خواهر رضاعی توست.
سپس حضرت قاعده را تعمیم داده و میفرمایند: و تمامی اشیاء بر همین حالت هستند، یعنی برای تو حلالاند؛ مگر اینکه به نحو روشن برای تو خلاف آن آشکار شود یا بینهای بر آن قائم گردد.
استنتاج از روایت: اصالة الحلیة در شبهات موضوعیه
این روایت دلالت میکند که در مسائل مربوط به موضوعات، قاعده کلی اصالة الحلیة (اصل حلال بودن) است. حضرت در این روایت، حتی در مورد فروج که از اهمیت بالایی برخوردار است (مانند ازدواج با زنی که ممکن است خواهر یا خواهر رضاعی باشد)، فرمودهاند ازدواج با او برای من حلال است.
موارد مطرح شده در روایت (مانند دزدی بودن لباس، آزاد بودن مملوک، یا خواهر یا خواهر رضاعی بودن زن) همگی مصادیق شبهه موضوعیه هستند. در شبهات موضوعیه، دین و شرع بنا را بر اصالة الحلیة میگذارد. بنابراین، این روایت به صراحت نشان میدهد که حتی در امر فروج که بسیار مهم است، بنای شارع بر احتیاط نیست و تا زمانی که علم به حرمت حاصل نشود یا بینه قائم نگردد، اصل بر حلیت است.