1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوعشناسی لقاح مصنوعی در بیان استاد دکتر فتّاحی/ تلقیح مصنوعی /فقه خانواده
موضوع: فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / موضوعشناسی لقاح مصنوعی در بیان استاد دکتر فتّاحی
تاریخچه تعامل فقه و پزشکی و بسترهای قانونی درمان ناباروری
بحث حاضر پیرامون روشهای کمکباروری (مانند IVF) و اهدای جنین به زوجین نابارور است. پیشینه این مباحث به سمینارهای «دیدگاه اسلام در پزشکی» بازمیگردد که از سال ۱۳۶۸ برگزار میشده است. در جریان این سمینارها، با مراجعه به بیوت مراجع عظام تقلید در قم، سؤالات مستحدثه پزشکی مطرح میگردید. مرحوم حاج آقای سیدی علوی که از اهل علم مشهد بودند، در این زمینه نقش مؤثری داشتند. مبنای این تعاملات بر این اصل استوار بود که «موضوع با کارشناس است و حکم با فقیه».
این رویکرد، بستر جدیدی را فراهم آورد تا مسائلی نظیر مرگ مغزی و اهدای جنین مورد بررسی قرار گیرد. در نتیجه مناظرات و مباحثاتی که میان دانشمندان و علما در مشهد و طی حدود چهار همایش صورت گرفت، پیشرفتهای قابلتوجهی حاصل شد که برخی از آنها منجر به تصویب قانون گردید.
خوشبختانه در حوزه پزشکی، برخلاف حوزههایی نظیر اقتصاد یا هنر، به دلیل ارتباط معنوی شکلگرفته میان پزشکان و علما و طرح مباحث جدید، پیشرفتهای چشمگیری در چهل تا پنجاه سال اخیر حاصل شده است و خلأیی که در سایر بخشها مشاهده میشود، در این حوزه با نزدیک شدن موضوعشناسی و حکمشناسی به یکدیگر، مرتفع گردیده است.
آناتومی دستگاه تناسلی و فیزیولوژی لقاح
از نظر آناتومیک، دستگاه تناسلی زن شامل دهانه رحم، واژن (مهبل)، رحم، لولههای فالوپ (که حالت شیپوری دارند) و تخمدانها است. در هر دوره عادت ماهیانه، یک تخمک از تخمدان جدا شده و توسط لولههای فالوپ مکش شده و به سمت داخل رحم حرکت میکند.
در عمل زناشویی، حدود ۲۰ میلیون اسپرم (نطفه مرد) تخلیه میشود که میتوان آن را به یک «المپیک ۲۰ میلیونی» تشبیه کرد. این اسپرمها مسابقه داده و تنها یکی از آنها موفق میشود خود را به تخمک برساند و لقاح انجام شود. پس از لقاح، سلول حاصله کاشته شده، جفت تشکیل میشود و جنین به مدت ۹ ماه تا زمان زایمان در رحم باقی میماند.
آمار و علل ناباروری (Infertility)
در مباحث عمومی، اغلب علت ناباروری را به زنان نسبت میدهند، در حالی که از نظر علمی آمارها متفاوت است:
۴۰ درصد علت ناباروری مربوط به مردان است.
۴۰ درصد مربوط به زنان است.
۲۰ درصد نامشخص است.
علل ناباروری در زنان ممکن است مربوط به تخمدان، رحم یا سایر بخشها باشد. در مردان نیز ممکن است اسپرم مشکل داشته باشد یا نواقص دیگری وجود داشته باشد. متأسفانه گاهی مردان از انجام معاینه خودداری کرده و مشکل را تماماً متوجه زن میدانند که این امر منجر به اختلافات خانوادگی و طلاق میشود؛ در حالی که طبق آمار، مردان نیز به همان اندازه درگیر این مسئله هستند.
اسپرمشناسی و دیدگاههای دینی
اسپرم دارای ساختاری شامل سر، گردن و دم است و قابلیت تحرک دارد. در منابع دینی، از جمله نهجالبلاغه، حضرت علی (علیهالسلام) فرمودهاند که در هنگام مجامعت «بسمله» (بسمالله الرحمن الرحیم) گفته شود. اعتقاد بر این است که آن اسپرمی که از میان ۲۰ میلیون موفق به لقاح میشود، تحت تأثیر این ذکر است. در فرهنگ عامه و قدیمیهای مشهد نیز ضربالمثلی وجود داشت که میگفتند: «هر که ناشاخوره تخم بیبسملهه»؛ که کنایه از اهمیت معنوی این موضوع در شکلگیری نطفه سالم دارد.
از نظر پزشکی، اسپرمها ممکن است اشکالات مورفولوژیک داشته باشند (مانند دو سر داشتن یا فرم ناجور) که قابل بررسی است. در حالت طبیعی، اسپرم جدار تخمک را سوراخ کرده و وارد آن میشود. اگر این امر به صورت طبیعی میسر نباشد، از روشهای آزمایشگاهی مانند «میکرواینجکشن» (Micro-injection) استفاده میشود که در آن اسپرم توسط سوزنهای مخصوص و زیر میکروسکوپ به داخل تخمک تزریق میگردد. این همان فرآیندی است که در IVF انجام میشود.
چالشها و استفتائات شرعی و حقوقی
در فرآیند درمان ناباروری، سؤالات متعددی مطرح بوده و هست که پاسخ به آنها راهگشا بوده است:
۱. آیا میتوان جنینهای اضافی حاصل از IVF را برای زوجهایی که قادر به تشکیل جنین نیستند استفاده کرد؟
۲. آیا میتوان جنین را به رحم شخص ثالث منتقل کرد؟
۳. آیا انعقاد نطفه در این روشها حلال و شرعی است؟
۴. تفاوت این روش با فرزندخواندگی (بچه پرورشگاهی) در این است که زوجین جنین را دریافت کرده و خود پرورش میدهند؛ اما آیا به لحاظ شرعی دریافت جنین از غیر و رشد آن در رحم ثالث اشکال دارد؟
۵. وضعیت وراثت چگونه است؟ آیا بچه ملحق به صاحبان نطفه است یا زوجین دریافتکننده؟ ارث از کدامیک برده میشود و چگونه قابل مطالبه است؟
۶. احکام محرمیت چگونه است؟ اگر بچه دختر باشد، آیا حکم ربیبه را برای شوهر فعلی دارد؟ اگر پسر باشد، آیا به مادر فعلی محرم است (با توجه به تغذیه ۹ ماهه از بدن او)؟ آیا حکم رضاع (شیر دادن) جاری میشود یا خیر؟
۷. آیا در آینده برای ازدواج این فرزندان، جهت جلوگیری از ازدواج با محارم، نیاز به دسترسی به سوابق و پیدا کردن پدر و مادر ژنتیکی هست؟
روشهای کمکباروری (ART)
روشهای درمان ناباروری که اصطلاحاً ART (Assisted Reproductive Technology) نامیده میشوند، شامل تکنیکهایی است که طی آن تخمک مستقیماً برداشت میشود. انواع این روشها عبارتند از:
IVF (In Vitro Fertilization): لقاح در لوله آزمایش؛ تخمک و اسپرم در آزمایشگاه لقاح داده شده و پس از چند روز جنین به رحم منتقل میشود.
GIFT (Gamete Intrafallopian Transfer): تخمک و اسپرم از طریق لاپاراسکوپی به داخل لولههای رحم منتقل میشوند تا لقاح در آنجا صورت گیرد.
ZIFT (Zygote Intrafallopian Transfer): تخم لقاحیافته (رویان در حال تقسیم) به داخل لولههای رحمی منتقل میشود.
انتقال به حفره لگنی: روشی دیگر از انتقال تخمک.
ICI (Intracervical Insemination): تزریق اسپرم به داخل دهانه رحم (سرویکس).
IUI (Intrauterine Insemination): تزریق اسپرم به داخل حفره رحم.
پزشک متخصص بر اساس معیارهایی نظیر علت نازایی، شانس موفقیت، شرایط زوجین، هزینه و خطرات، روش مناسب را انتخاب میکند. در روشهای معمول (مانند IVF)، با تجویز داروهای هورمونی، تخمدان را تحریک میکنند تا تعداد بیشتری تخمک تولید کند. سپس تخمکها ساکشن شده و در مجاورت اسپرم قرار میگیرند تا جنین تشکیل شود. جنین حاصله (معمولاً در روز چهارم یا پنجم) به رحم منتقل میگردد. تشخیص تشکیل جنین با سونوگرافی و ابزارهای آزمایشگاهی صورت میگیرد.
اقسام تلقیح مصنوعی از منظر فقهی
تلقیح مصنوعی به دو دسته کلی تقسیم میشود:
۱. متجانس: تخمک زن با اسپرم شوهر خودش لقاح مییابد.
۲. غیرمتجانس: اسپرم، تخمک یا هر دو از غیر زوجین گرفته میشود.
صور مختلف مسئله عبارتند از:
اسپرم از شوهر یا مرد بیگانه باشد.
تخمک از همسر، همسر دوم، یا زن بیگانه باشد.
لقاح در داخل یا خارج رحم باشد.
رحم حامل جنین متعلق به همسر، همسر دوم (موقت) یا رحم جایگزین (اجارهای) باشد.
تحقیقات و پایاننامههایی جهت بررسی حالات مختلف این ترکیبات انجام شده است. بر اساس چهار رکن (صاحب اسپرم، صاحب تخمک، روش تلقیح و صاحب رحم)، چهار وضعیت قابل تصور است که از منظر فقهی در سه محور محل بحث و اختلاف است:
۱. بسته شدن نطفه از اسپرم و تخمک نامتجانس.
۲. افراغ ماء (ریختن نطفه) مرد در رحم زنی که ازدواج با او حلال نیست.
۳. کاشتن یا رشد جنین در رحم زنی که زوجه صاحب اسپرم نیست.
در این خصوص چهار نظریه فقهی وجود دارد:
نظریه اول: هر سه مورد فوق حرام است.
نظریه دوم: تنها مورد اول و دوم حرام است.
نظریه سوم: فقط مورد دوم حرام است.
نظریه چهارم (که قائلین کمی دارد): هر سه مورد جایز است.
قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور
در قانون مدنی ایران پیشتر بحثی راجع به تلقیح مصنوعی وجود نداشت. قانون اهدای جنین در سال ۱۳۸۲ در مجلس شورای اسلامی مطرح شد. شورای نگهبان دو اشکال بر آن وارد کرد که پیگیری شد:
۱. مسئله ارث: که در نهایت کلمه «ارث» از متن قانون حذف شد (زیرا ارث به صاحب نطفه برمیگردد).
۲. مسئله ازدواج فامیلی و محرمیت.
متن قانون مصوب به شرح زیر است:
«به موجب این قانون کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذیصلاح (مراکز غیرمجاز حق اقدام ندارند) با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون، نسبت به انتقال جنینهای حاصل از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی، پس از موافقت کتبی زوجین اهداکننده جنین، به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها (هر یک به تنهایی یا هر دو) به اثبات رسیده، اقدام نمایند.»
شرایط دریافت جنین از دادگاه
تقاضای دریافت جنین باید مشترکاً از طرف زن و شوهر تنظیم و تسلیم دادگاه شود. دادگاه در صورت احراز شرایط ذیل مجوز را صادر میکند:
۱. زوجین بنا به گواهی معتبر پزشکی امکان بچهدار شدن نداشته باشند.
۲. زوجه استعداد دریافت جنین را داشته باشد (مثلاً رحم سالم داشته باشد).
۳. زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند.
۴. هیچیک از زوجین مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج نباشند.
۵. هیچیک از زوجین معتاد به مواد مخدر نباشند.
۶. زوجین بایستی تابعیت جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند (به اتباع بیگانه تعلق نمیگیرد).
تعریف بالینی جنین در این فرآیند
در پایان لازم به ذکر است که منظور از «جنین» در فرآیند اهدای جنین، جنین آزمایشگاهی است که حدود ۵ روز سن دارد و اندازه آن میکروسکوپی است؛ لذا تصور عمومی از جنین به عنوان یک موجود بزرگ و قابل رؤیت با چشم غیرمسلح در این مرحله صحیح نیست.
مبانی قانونی و فقهی اهدای جنین و چالشهای حقوقی مرتبط
در فرآیند اهدای جنین، آنچه اصطلاحاً «امبریو» (Embryo) نامیده میشود – که معمولاً جنین چهار یا پنج روزه است – گرفته شده و به رحم منتقل میشود تا باقیمانده دوران رشد خود را تا ۹ ماه در رحم مادرِ گیرنده طی کند. قانونگذار در تدوین قوانین مربوطه، با توجه به اشکالاتی که شورای نگهبان مطرح نموده بود، اصلاحاتی را اعمال کرد. یکی از مهمترین این اصلاحات، حذف مسئله «ارث» از متن قانون بود.
در متن نهایی قانون آمده است: «وظایف و تکالیف زوجین اهداگیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام، نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.» علت حذف کلمه «ارث» جلوگیری از منازعات حقوقی و اجتماعی بود؛ زیرا اگر مسئله ارث مطرح میشد، هیچکس حاضر به اهدای رایگان جنین نمیشد، چرا که ممکن بود در آینده فرزند برای دریافت ارث به اهداکنندگان (والدین ژنتیکی) رجوع کند. لذا قانونگذار با مسکوت گذاشتن ارث، تنها بر وظایف سرپرستی و نفقه تأکید نمود.
ثبت اطلاعات و مسئله محرمیت
در خصوص مسائل فامیلی و پیشگیری از ازدواج با محارم در آینده (مثلاً ازدواج دختر حاصل از اهدا با برادر ژنتیکیاش)، راهکار قانونی این است که پروندهها در مراکز درمانی ثبت و نگهداری میشوند. این فرآیند مشابه استعلامات سجلی و شناسنامهای است؛ لذا در زمان ازدواج میتوان با استعلام از پروندههای پزشکی، از عدم قرابت نسبی اطمینان حاصل کرد. شورای نگهبان با لحاظ نمودن این تمهیدات (حذف ارث و ثبت محرمانه اطلاعات) با قانون موافقت نمود.
احکام نفقه و وضعیت حقوقی طفل
در خصوص نفقه، طفل متولد شده به خانواده جدید (گیرندگان جنین) ملحق میشود و نفقه او بر عهده همان پدر و مادری است که او را به دنیا آورده و سرپرستی میکنند. قانونگذار تصریح کرده است که وظایف آنان «نظیر وظایف اولاد و پدر و مادر» است. صلاحیت اخلاقی و قانونی زوجین متقاضی نیز در محاکم قضایی به صورت خارج از نوبت و بر اساس آییننامه اجرایی مفصل بررسی میشود.
تفاوت اهدای جنین با انتقال گامت (اسپرم و تخمک)
آنچه اکنون دارای قانون شفاف است، «انتقال جنین» است که در آن دهنده و گیرنده مشخص بوده و جنین تشکیل شده منتقل میشود. اما روشهای دیگر نظیر انتقال نطفه (اسپرم) یا انتقال تخمک به صورت جداگانه، همچنان با چالشهای قانونی و فقهی (مانند نحوه تهیه اسپرم، حرمت استمناء، نگاه به عورت و...) مواجه است. اگرچه تکنولوژیهایی نظیر DNA میتوانند نسب را مشخص کنند (همانگونه که در تفحص شهدا از طریق استخوان شناسایی صورت میگیرد)، اما ورود به این مباحث در حوزه ارث و نسب سبب دعاوی حقوقی گسترده میشود. لذا در حال حاضر، رویه رسمی و قانونی بر مبنای «انتقال جنین» استوار است و قانونگذار در موارد دیگر سکوت کرده است.
تقدم قانون بر نظرات فقهی متفاوت در اجرا
در مقام اجرا، ملاک عمل پزشکان «قانون مصوب» است که مورد تایید شورای نگهبان (فقها) قرار گرفته است. اگر بخواهیم صرفاً بر اساس نظرات متفاوت مراجع و فتاوای گوناگون عمل کنیم، نظم حقوقی و پزشکی مختل شده و هیچکس حاضر به ارائه خدمات نخواهد بود. قانون مصوب، مصونیت حرفهای را برای کادر درمان فراهم میآورد.
مرگ مغزی و پیوند اعضا
یکی دیگر از چالشهای فقهی و پزشکی، مسئله «مرگ مغزی» است. در جلسات متعدد با مراجع عظام تقلید (مانند آیتالله مکارم شیرازی و آیتالله فاضل لنکرانی)، ماهیت مرگ مغزی تشریح شد. تفاوت مرگ مغزی با ایست قلبی در مکانیسم آن است.
در حوادث رانندگی، بر اثر شتاب و توقف ناگهانی (Acceleration/Deceleration)، مغز در فضای محدود جمجمه حرکت کرده و دچار ورم میشود. از آنجا که ساقه مغز (محل عبور فرامین حیاتی به قلب و ریه) در دریچه تنگی قرار دارد، این ورم باعث قطع علائم حیاتی مغز (Brain Death) میشود. در این حالت، اگرچه قلب ممکن است به صورت خودکار یا با دستگاه کار کند و تنفس با دستگاه برقرار باشد، اما فرد از نظر پزشکی «میّت» محسوب میشود و بازگشت به حیات غیرممکن است (به تعبیر برخی فقها: میت پزشکی).
با تصویب قانون پیوند اعضا و تایید مراجع (بیش از ۱۴ مرجع)، اجازه برداشت اعضا (قلب، کبد و...) جهت نجات جان بیماران دیگر صادر شد و جراحان از پرداخت دیه و قصاص معاف شدند (ساقط شدن حکم از عامد). این پیشرفت قانونی، ایران را در زمره کشورهای پیشرو در پیوند اعضا قرار داده است.
مسائل و احکام دوران بارداری و سقط جنین
۱. روشهای لقاح و استخراج اسپرم:
در خصوص روشهای باروری، استفاده از روشهای غیرمعمول نظیر رحم حیوانات منتفی است و پیگیری نمیشود. برای تهیه اسپرم، روشهایی غیر از استمناء حرام توصیه میشود (مانند جمعآوری پس از مجامعت). در روشهای آزمایشگاهی، تخمک از طریق لاپاراسکوپی یا مکش از رحم استخراج شده و در محیط آزمایشگاه با اسپرم لقاح داده میشود.
مدت زمان بارداری (حمل):
از نظر پزشکی، روایات قدیمی مبنی بر بارداریهای ۱۰ ماهه یا یک ساله، با علم روز و امکانات فعلی (مانند سونوگرافی و پایش جنین) قابل انطباق نیست و موضوعیت آن تغییر کرده است.
حداقل مدت: جنین از حدود ۳۲ هفته (۷ ماهگی) با استفاده از دستگاههای نگهدارنده (Incubator) قابلیت حیات دارد.
حداکثر مدت: بارداری نهایتاً تا ۴۰ هفته ادامه مییابد. پس از آن، به دلیل نارسایی جفت و خطر مرگ جنین، ختم حاملگی (از طریق زایمان طبیعی یا سزارین) الزامی است و نگهداری جنین بیش از این مدت امکانپذیر نیست.
زمانبندی سقط و ولوج روح:
بر اساس قانون سقط درمانی، سقط جنینِ دارای ناهنجاری یا خطر جانی برای مادر، تنها تا پیش از ۴ ماهگی (پیش از ولوج روح) مجاز است. در ۴ ماهگی، جنین شکل انسانی کامل دارد و حرکات آن در سونوگرافی مشهود است (مصداق آیه «ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ»)، لذا پس از آن سقط جایز نیست. فاصله زمانی بین ۴ ماهگی تا زمان قابلیت حیات (حدود ۳۰ تا ۳۲ هفته)، دورهای است که چالش قانونی برای سقط وجود دارد.
۴. محاسبه سن بارداری:
مبنای محاسبه شروع بارداری، تاریخ دقیق مجامعت نیست (چرا که معمولاً نامشخص است)، بلکه زمان «عقب افتادن قاعدگی» است. با انجام سونوگرافی، سن دقیق جنین، وضعیت ضربان قلب و سلامت آن تعیین میشود. بنابراین، ملاکهای قدیمی شمارش ماه برای تعیین الحاق فرزند (مانند بحثهای ۱۱ ماه و...) در پزشکی مدرن که توانایی تشخیص دقیق وضعیت و سن جنین را دارد، جایگاهی ندارد.
تفکیک مسائل حقوقی نسب در بارداریهای طبیعی از روشهای کمکباروری
در پاسخ به سؤالی پیرامون وضعیت نسب فرزندی که از زنی متولد میشود که از همسر سابق طلاق گرفته، عده نگه داشته و مجدداً ازدواج کرده است (شبهه در الحاق فرزند به همسر اول یا دوم بر اساس مدت حمل)، باید اذعان داشت که این مبحث از موضوع فعلی ما که «انتقال جنین با دستگاه و روشهای آزمایشگاهی» است، خارج میباشد.
تشخیص نسب در موارد طبیعی نیازمند بررسی تخصصی شرح حال، تاریخ ازدواج، زمان بارداری و عادات ماهیانه است تا مشخص شود فرزند متعلق به کدام همسر است. اما موضوع بحث کنونی، انتقال جنین در فرآیندهای آزمایشگاهی (IVF) است.
چالشهای قانونی و اجتماعی در انتقال جنین
در مبحث انتقال جنین، دو چالش عمده در سطح جامعه مطرح است:
۱. مسئله ارث: اگر مبحث ارث در قانون اهدای جنین گنجانده میشد، انگیزه اهدا از بین میرفت و هیچکس حاضر به اهدای جنین نمیشد.
۲. مسئله محرمیت: که نیازمند کار فقهی و قانونی بیشتر است و قانون فعلی در مورد آن مسکوت مانده است.
فرآیند اهدای جنین و مدیریت جنینهای مازاد
در خصوص آمار استفاده از گامتهای خود زوجین یا اهدایی، آمار دقیقی در دسترس نیست و باید به مراکز مربوطه مراجعه کرد. اما روند شکلگیری این اتفاق در کشور بدین صورت بود که در فرآیند IVF، معمولاً تعداد زیادی تخمک گرفته شده و چندین جنین تشکیل میشود. تعداد محدودی (دو یا سه جنین) به رحم مادر منتقل شده و مابقی فریز میشدند یا در رحم جایگزین (کرایهای) قرار میگرفتند.
پیش از تصویب قانون، وضعیت حقوقی این جنینهای مازاد و فرزندان حاصله (بهویژه در رحم جایگزین) مورد مناقشه بود. اکنون با وجود قانون، تکلیف جنینهای مازاد مشخص شده است؛ این جنینها فریز شده (در دمای منفی ۱۹۰ درجه سانتیگراد) و در صورت عدم نیاز زوجین صاحب جنین، با اختیار قانونی به زوجهای نابارور متقاضی اهدا میشوند.
رویکرد قانونی به حواشی و تخلفات احتمالی
در خصوص نگرانیهایی مبنی بر خرید و فروش جنین یا گامت و مسائل تجاری پیرامون آن، باید گفت که ملاک عمل در دانشگاه و مراکز درمانی، «قانون» و «شرع» است. وجود حواشی و تخلفات (مانند تخلفات رانندگی با وجود قوانین راهنمایی و رانندگی) نباید مانع اصل کار شود. قانونگذار اجازه انتقال جنین (حتی جنینهای فریز شده پس از سالها) را صادر کرده است و تمرکز بر حواشی، مانع پیشرفت علمی و درمانی خواهد بود.
فلسفه حذف ارث و مقایسه با فرزندخواندگی
مجدداً تأکید میشود که بحث ارث در اهدای جنین عملیاتی نیست و قانونگذار آن را مسکوت گذاشته است. این روش در مقایسه با فرزندخواندگی از بهزیستی مزیت دارد؛ چرا که در فرزندخواندگی محرمیت و تعلقات بیولوژیک وجود ندارد، اما در اهدای جنین، مادرِ گیرنده جنین را در رحم خود پرورش میدهد، وضع حمل میکند و به او شیر میدهد که موجب تعلقات روانی و ایجاد محرمیت (رضاعی) میگردد. ورود به جزئیات ارث نیازمند اصلاح قانون یا تبصرههای جدید است.
غربالگری سلامت اسپرم و عدم دستکاری ژنتیک
در فرآیند لقاح آزمایشگاهی، اسپرمها مورد بررسی دقیق (تست اسپرموگرام توسط متخصصین اورولوژی) قرار میگیرند و اسپرمهای سالم و دارای تحرک زیر میکروسکوپ انتخاب میشوند.
در پاسخ به سؤالی مبنی بر تغییر DNA یا دستکاری ژنتیک (مشابه آنچه در چین گزارش شده است)، باید گفت در ایران چنین اقداماتی صورت نمیگیرد و لزومی هم برای آن احساس نمیشود. رویه جاری در جامعه پزشکی ایران منطبق با فرهنگ و فقه موجود است و تغییری در ژنتیک اعمال نمیشود.
امکانسنجی بارداری بدون مقاربت و روشهای انتقال
در خصوص امکان تشکیل نطفه بدون مقاربت مستقیم (مثلاً جذب منی ریخته شده در محیط حمام)، اگرچه به لحاظ علمی انتقال اسپرم به رحم و اتصال آن بعید نیست، اما با توجه به اینکه در هر انزال حدود ۲۰ میلیون اسپرم وجود دارد (و در روشهای آزمایشگاهی مثل IVF و ICSI اعداد متفاوتی مورد نیاز است)، احتمال بارداری محیطی بسیار ضعیف و در حد حدس است.
در روشهای کمکباروری، گاهی اسپرم با تحرک کم، مستقیماً با سرنگ یا ابزار مخصوص به داخل رحم یا لوله رحم تزریق میشود (IUI) که متفاوت از IVF (تشکیل جنین در آزمایشگاه) است.
بررسی امکان بارداری از طریق دبر
در پاسخ به سؤالی پیرامون امکان بارداری از طریق مقاربت از دبر، باید گفت که از نظر آناتومیک راهی میان مجرای روده و رحم وجود ندارد و این دو سیستم مجزا هستند. اگرچه احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که مایع به صورت خارجی به دهانه رحم منتقل شود، اما راه مستقیم داخلی وجود ندارد و خداوند این راه را بسته است. ورود مواد از روده به سیستم تناسلی تنها منجر به عفونت و بیماری میشود.
رحم مصنوعی و شبیهسازی (Cloning)
رحم مصنوعی: در حال حاضر تکنولوژی پرورش کامل نطفه در آزمایشگاه (رحم مصنوعی) وجود ندارد. جنین تنها ۴ تا ۵ روز در محیط آزمایشگاه زنده میماند و پس از آن باید به رحم (مادر یا جایگزین) منتقل شود.
شبیهسازی (Cloning): بحث شبیهسازی با تولیدمثل جنسی متفاوت است. در شبیهسازی، تکثیر از طریق سلول صورت میگیرد. در همایشی که پیرامون این موضوع برگزار شد و طی گفتگو با مرحوم آیتالله علی فلسفی، ایشان فرمودند: «اگر میتوانید انسان بسازید، بسازید تا ما مسائل فقهی آن را مطرح کنیم».
تاکنون شبیهسازی کامل انسان (Human Cloning) محقق نشده است، هرچند بحثهایی پیرامون شبیهسازی اندامها (قلب، کلیه) برای پیوند یا شبیهسازی در حیوانات (مانند مورد گوساله شبیهسازی شده در اصفهان) انجام شده است.
هویت گامتها در بانک اسپرم و اطمینان از صحت فرآیند
در مراکز رسمی و قانونی درمان ناباروری (مانند پژوهشگاه رویان)، هویت دهندگان اسپرم و تخمک کاملاً مشخص است و پروندهها جهت ارجاع به دادگاه ثبت میشوند. در اهدای جنین، زوجین اهداکننده و گیرنده مشخص هستند، اما برای جلوگیری از منازعات بعدی (مانند ارث)، هویت اهداکننده برای گیرنده ناشناس میماند (مانند اهدای عضو).
در پاسخ به نگرانی پیرامون احتمال خطا و جابجایی نمونهها در آزمایشگاه، پیشنهاد میشود جهت اطمینان و رفع ذهنیهای نادرست، از مراکز تخصصی نظیر مرکز رویان (با مدیریت سرکار خانم دکتر خادم در بیمارستان امام رضا) بازدید به عمل آید تا فرآیند دقیق کار از نزدیک مشاهده شود.
مباحث تکمیلی: جنسیت و تبیین الهیاتی
ارث و نسب: دلیل اصلی عدم تعلق ارث در قانون فعلی، جلوگیری از اختلافات خانوادگی است. اگرچه برخی فتاوا قائل به ارث بردن از صاحب نطفه هستند، اما قانون رویه دیگری (مشابه نفقه) را در پیش گرفته است.
تبیین الهیاتی (مثال حضرت مریم س): در خصوص انتساب فرزند، میتوان به خلقت حضرت عیسی (ع) اشاره کرد که نوعی «IVF الهی» محسوب میشود. از نظر ژنتیکی، زن دارای کروموزومهای XX و مرد دارای XY است. اینکه چگونه بدون وجود مرد، فرزند پسر (دارای کروموزوم Y) در رحم حضرت مریم (س) شکل گرفته، نشانه قدرت الهی و شبیه به فرآیند لقاح بدون مقاربت طبیعی است.
تعیین جنسیت: در پاسخ به امکان تعیین جنسیت در لقاح مصنوعی، در مرحله قبل از انتقال و تشکیل اندامها، تعیین جنسیت (در روال معمول توضیح داده شده) مشخص نیست و جنسیت پس از تشکیل اندامهای تناسلی و بلوغ جنین قابل تشخیص خواهد بود. (توضیح: استاد در اینجا به عدم انجام روتین یا عدم اطلاع از جزئیات ژنتیکی تعیین جنسیت در لحظه لقاح در این متن اشاره دارند).
اگر فرصت داشته باشید، مایلم نکتهای را در اینجا اضافه کنم. دقیقاً نمیدانم چقدر زمان برای اطلاعرسانی به دوستان باقی مانده است؛ پنج دقیقه؟ بسیار خب. میخواستم نگاهی به اندامهای بدن داشته باشید؛ مطلبی جدیدی است که از دیروز آماده کردهام.
مباحث حقوقی و فقهی در باروری و اهدای گامت
در خصوص بحث دریافت گامت از غیر، مباحثی مطرح است. اکنون در ایران باید بررسی کرد که چه رویهای وجود دارد. بحث بر سر این است که مثلاً شخصی میگوید من حاضرم نطفه (اسپرم) بدهم و دیگری میگوید تخمک میدهم و در قبال آن مبلغی دریافت کنند یا قراردادی ببندند؛ اینگونه اقدامات حاشیهای ممکن است رخ دهد.
آنچه اکنون به صورت قانونی وجود دارد این است که دو نفر که با هم محرم هستند (زن و شوهر)، اسپرم و تخمک خود را به متخصص ارائه دهند تا لقاح صورت گیرد و سپس اجازه دهند که این جنین به رحم فرد دیگری منتقل شود. قانون فعلی این مورد را تایید میکند. اما اگر طرفین محرم نباشند، بحث «ولدالزنا» و مباحث فقهی دیگری مطرح میشود که در حاشیه این موضوع قرار دارند.
مبانی اخلاق پزشکی و جایگاه قانون و شرع
ببینید، آنچه اکنون برای ما در دانشگاه و در کلاسهای اخلاق پزشکی ملاک است، این است که وقتی یک موضوع تبدیل به «قانون» میشود، شرعاً نیز برای ما حجت است. زیرا شورای نگهبان بر مصوبات نظارت دارد و اگر قانونی خلاف شرع باشد، آن را تأیید نمیکند.
در خصوص «قانون مرگ مغزی»، شورای نگهبان آن را صراحتاً تأیید نکرد، زیرا مقام معظم رهبری (آقا) با آن موافق نبودند و لذا مسکوت گذاشته شد. طبق اصل ۹۴ قانون اساسی، وقتی شورای نگهبان مصوبهای را مسکوت بگذارد، مصوبه مجلس تبدیل به قانون میشود. این یعنی حق نمایندگان سلب نشده، اما بار مسئولیت شرعی آن بر گردن آنها افتاده است؛ زیرا بالاخره این عمل در عرف، نوعی قتل محسوب میشود.
با این حال، قانون اجازه داده است که ما کبد یا کلیه را برداریم و فرد اهداکننده به جای آنکه در خانه فوت کند، در اتاق عمل فوت کند. وقتی قانون چنین اجازهای داده است، ما دیگر به دنبال حواشی نمیرویم. برای ما ملاک، عمل در چارچوب قانون است تا سلامت پزشکی محفوظ بماند، خانوادهها تبعیت کنند و کادر درمان مصونیت شغلی داشته باشند. سایر تخلفاتی که در جامعه رخ میدهد، ملاک کار ما نیست؛ ممکن است اتفاقاتی بیفتد و ادعاهایی مطرح شود، اما آنها جزو ضوابط کاری ما محسوب نمیشوند.