1404/10/01
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / انسان (حیوان، نبات) / تعریف لغوی و اصطلاحی
موضوع: فقه خانواده / تلقیح مصنوعی / انسان (حیوان، نبات) / تعریف لغوی و اصطلاحی
مبحث تلقیح مصنوعی (لقاح صناعی)
با تبریک حلول ماه شریف رجب، «رجب الأصب» که رحمت واسعه الهی در آن بر عالم نازل میشود، و ولادت با سعادت حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) و همچنین ولادت حضرت امام هادی (علیهالسلام)، به محضر قدسی معصومین (علیهمالسلام) و حضرت بقیهالله الاعظم (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، بحث فقهی خود را پی میگیریم.
مروری بر مبحث مساحقه
پیش از این در بحث «الحاق ولد»، مسألهی مساحقه مطرح شد. فرض مسأله این بود که زنی پس از انعقاد نطفه از همسر خود، با دختری باکره مساحقه کند و نطفه به رحم آن دختر منتقل شده و منجر به بارداری او گردد.
در این فرض، الحاق ولد به زوج قطعی است، اما الحاق ولد به آن دختر باکره محل اختلاف بود. همچنین بیان شد که زوجه باید مهرالمثل باکره را بپردازد (چون سبب ازاله بکارت شده است).
در مورد الحاق ولد به باکره، دو قول وجود داشت. پذیرش الحاق مشکل است، مگر اینکه بگوییم عرف عقلا به دلیل حمل و زایمان، او را مادر میدانند (هرچند نطفه از طریق غیرمستقیم منتقل شده است). اما اشکالی که مطرح میشود این است که در مورد ولد زنا نیز با وجود حمل و زایمان، در الحاق شرعی به مادر اختلاف نظر وجود دارد. بنابراین جزم به مادریِ دختر باکره دشوار است.
ورود به بحث تلقیح مصنوعی
بحث جدیدی که مرتبط با مباحث پیشین است، مسألهی «تلقیح مصنوعی» یا «لقاح صناعی» است. این موضوع از دو جهت نیازمند بررسی است:
۱. حکم تکلیفی: آیا انجام این عمل جایز است یا خیر؟
۲. حکم وضعی: وضعیت نسب فرزندی که از این طریق متولد میشود چگونه است؟ آیا به صاحب نطفه (صاحب ماء) ملحق میشود یا به زوجِ زن؟
مرحوم محقق سبزواری در مهذبالاحکام در ادامهی مباحث گذشته، متعرض این بحث شدهاند و ما نیز به تبعیت از ایشان وارد این مبحث میشویم.
آثار فقهی مسأله
- حکم خرید و فروش منی (به عنوان یکی از اعیان نجس).
- مسأله توارث.
- تحقق یا عدم تحقق نسب.
- آثار محرمیت و سایر احکام مرتبط.
تعریف لغوی و اصطلاحی تلقیح
الف) در لغت
واژهی «تلقیح» از ماده «لقاح» گرفته شده است.
ابن منظور در لسان العرب و ابن اثیر در النهایه میگویند: «لِقَاح» اسمِ نطفهی شتر نر («مَاءُ الْفَحْل») است و اصلِ کاربرد آن در شتر بوده، سپس برای انسان نیز استعاره گرفته شده است.
فیومی در مصباح المنیر میگوید: «أَلْقَحَ الْفَحْلُ النَّاقَةَ» یعنی شتر نر، شتر ماده را باردار کرد («أَحْبَلَهَا»).
در معنای مطاوعه نیز به کار میرود: «لَقِحَتْ لَقْحاً وَ لِقَاحاً» یعنی شتر ماده، آبِ فحل را پذیرفت و باردار شد (به نقل از المعجم الوسیط).
بنابراین، «تلقیح» به معنای باردار کردن و «لقاح» به معنای باردار شدن است.
ب) در اصطلاح
تلقیح مصنوعی عبارت است از اینکه پزشک، نطفه (ماء) مرد را بگیرد و با ابزار مصنوعی و بدون نزدیکی مستقیم، آن را به رحم زن منتقل کند تا بارداری صورت گیرد.
اقسام تلقیح
تلقیح از جهتی به دو قسم تقسیم میشود:
۱. تلقیح طبیعی
این قسم همان روش متداول آمیزش جنسی («مباشرت جنسی») است که در انسان و حیوان به صورت طبیعی رخ میدهد. در انسان، این عمل به دو نحو متصور است:
نحو شرعی: آمیزش مرد با همسر خود (دائم یا منقطع) یا ملک یمین. در این صورت تمامی احکام شرعیِ وطی بر آن مترتب میشود و فرزندِ حاصل، به هر دو (پدر و مادر) ملحق شده و از یکدیگر ارث میبرند.
نحو غیر شرعی: زنا با زن اجنبیه. در این فرض، طبق قاعده «الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَر»، فرزند شرعاً به زانی ملحق نمیشود و ارث نمیبرد (و ادعای اجماع بر این مطلب شده است). در مورد الحاق به مادر (زانیه) اختلاف است؛ مشهور فقها قائل به عدم توارث هستند (ادعای عدم خلاف توسط صاحب جواهر)، اما برخی قائل به ارث بردن مادر و خویشان مادری از فرزند شدهاند (مانند ولد ملاعنه).
تلقیح مصنوعی
تلقیح در حیوانات (انزاء) و گیاهان (تأبیر)
پیش از ورود به تلقیح مصنوعی انسان، اشارهای به تلقیح در حیوانات و گیاهان میشود:
الف) تلقیح در حیوانات (انزاء)
مباشرت جنسی در حیوانات از طریق جهاندن حیوان نر بر ماده («إِنْزَاء») صورت میگیرد. فقها بحث کردهاند که مقتضای اصل، «اباحه انزاء» است؛ یعنی جایز است که انسان حیوان نر خود را برای جفتگیری با حیوانات ماده (از همان نوع یا صنف، مانند اسب و الاغ) بفرستد.
روایت صحیحه «هشام بن ابراهیم» از امام رضا (علیهالسلام) بر جواز این عمل دلالت دارد. البته روایاتی نیز دال بر نهی وارد شده است که فقها برای جمع بین روایات، نهی را حمل بر کراهت کردهاند.
ب) تلقیح در گیاهان (تأبیر)
تلقیح در گیاهان (مانند نخل)، «تَأْبِير» نامیده میشود. کیفیت آن چنین است که شکوفهی نخلِ ماده را میشکافند و گردهی نخلِ نر را در آن میریزند تا محصول (رطب) مرغوبتری حاصل شود. این عمل گاهی توسط انسان و گاهی به وسیله باد انجام میشود.
محقق ثانی (ره) فرمودهاند عکس این عمل (انتقال از ماده به نر) نیز ممکن است و ثمر میدهد، اما حکم «تأبیر» (در عقود و معاملات، مثل اجاره برای تأبیر) بر روش متداول و معروف (انتقال از نر به ماده) بار میشود. اصل در تأبیر نیز جواز و اباحه است.