1404/08/24
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات / شرط سوم الحاق ولد به زوج / اقصی الحمل / طائفه اوّل روایات / ادامه روایات
موضوع: فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات / شرط سوم الحاق ولد به زوج / اقصی الحمل / طائفه اوّل روایات / ادامه روایات
کلام ما در باب «الحاق ولد به زوج» بود و بیان شد که این امر منوط به سه شرط است. شرط سوم عبارت بود از اینکه مدت همراهی جنین با مادر از «اقصیالحمل» (حداکثر مدت بارداری) تجاوز نکند؛ یعنی فاصلهی زمانی بین وطی تا وضع حمل، از ۹ ماه بیشتر نباشد. به همین مناسبت بحث به تعیین مقدار اقصیالحمل رسید. قول اول در این زمینه این بود که اقصیالحمل ۹ ماه است. ادلهی این قول (برخی روایات) در جلسه گذشته بررسی شد.
بررسی سندی و رجالی روایت محمد بن فضیل
در جلسه پیشین، روایت سوم از روایات دال بر قول ۹ ماه، مورد بحث قرار گرفت. این روایت از «محمد بن فضیل کوفی ازدی» نقل شده بود (البته احتمال داشت از «محمد بن قاسم بن فضیل النهدی» باشد که ثقه است، اما فرض بر این است که راوی، محمد بن فضیل ازدی صیرفی است).
شیخ طوسی در رجال خود در جایی ایشان را تضعیف نموده و در جای دیگر میفرماید: «یرمی بالغلو».[1] از جمع بین این دو تعبیر استفاده میشود که علت تضعیف ایشان، اتهام به غلو بوده است. همانطور که پیشتر بیان شد، تضعیفی که مستندش رمی به غلو باشد، معتبر نیست.
دیدگاه وحید بهبهانی درباره اتهام غلو
مرحوم وحید بهبهانی در «الفوائد الرجالیة» نکتهای را متذکر میشوند که برای روشن شدن بحث مفید است. ایشان میفرمایند:
«ان الظاهر ان كثيرا من القدماء سيما القيمين منهم (والغضائري) كانوا يعتقدون للائمة عليهم السلام منزلة خاصة من الرفعة والجلالة ومرتبة معينة من العصمة والكمال بحسب اجتهادهم ورأيهم وما كانوا يجوزون التعدي عنها وكانوا يعدون التعدي ارتفاعا وغلوا حسب معتقدهم».[2]
ظاهراً بسیاری از قدما، بهویژه قمیها و ابن غضائری، برای ائمه (علیهمالسلام) منزلت و مرتبهی خاصی از عصمت و کمال (بر اساس اجتهاد خود) قائل بودند و تجاوز از آن حد را جایز نمیدانستند و آن را «ارتفاع» و «غلو» میپنداشتند. به عنوان مثال، نفی سهو از اهل بیت (ع) یا اعتقاد به مطلق تفویض (یا تفویض مورد اختلاف)، مبالغه در معجزات، نقل خوارق عادات عجیب، تنزیه ائمه از بسیاری از نقایص بشری و اظهار قدرت زیاد برای آنان را غلو میدانستند. حتی اعتقاد به علم اهل بیت به مکنونات آسمان و زمین را سبب تهمت به راوی برمیشمردند.
بنابراین، بسیاری از جرحهای وارده بر روات، ناشی از این دیدگاه خاص قدما بوده و در واقع جرح معتبری نیست. مرحوم وحید بهبهانی نام تعدادی از روات را ذکر میکند که ضعف آنها ناشی از همین مسأله غلو بوده است (غلو قمی با غلو بغدادی متفاوت است؛ قمیها سطح نازلتری را برای ائمه قائل بودند، در حالی که بغدادیها مراتب عالیتری را میپذیرفتند و نقل آن را غلو نمیدانستند).
از جمله این افراد: احمد بن محمد بن نوح، احمد بن محمد بن ابینصر بزنطی، محمد بن جعفر بن عون، هشام بن حکم، داوود بن قاسم، محمد بن عیسی بن عبید، محمد بن سنان، محمد بن علی صیرفی، مفضل بن عمر، صالح بن عقبه، معلی بن خنیس، جعفر بن محمد بن مالک (فزاری)، اسحاق بن محمد بصری، اسحاق بن الحسن، جعفر بن عیسی، یونس بن عبدالرحمن، عبدالکریم بن عمر و غیرهم.
همچنین تضعیفات ابن غضائری چنان گسترده است که به تعبیر استاد ما آیتالله اشرفی (حفظهالله): «کم راویای است که از تضعیفات ابن غضائری جان سالم به در برده باشد». تضعیفات افرادی مانند احمد بن محمد بن عیسی نسبت به «سهل بن زیاد» یا «ابراهیم بن اسحاق» نیز از همین قبیل است و خودش ضعیف میباشد.
نتیجه: تضعیف شیخ طوسی در مورد محمد بن فضیل کوفی صیرفی نیز مبتنی بر غلو است و پذیرفته نیست. مضافاً بر اینکه وثاقت او از طریق نقل اصحاب اجماع (مانند بزنطی و صفوان بن یحیی) و نقل کثیر اجلاء ثابت شده است. لذا روایت از نظر سند مشکلی ندارد.
بررسی دلالت روایت محمد بن فضیل (مدت زمان حمل)
در متن روایت آمده است: تُوضَعُ فِي بَطْنِهَا فَتَرَدَّدُ تِسْعَةَ أَيَّامٍ فِي كُلِّ عِرْقٍ وَ مَفْصِلٍ وَ مِنْهَا لِلرَّحِمِ ثَلَاثَةُ أَقْفَالٍ قُفْلٌ فِي أَعْلَاهَا مِمَّا يَلِي أَعْلَى الصُّرَّةِ مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ وَ الْقُفْلُ الْآخَرُ وسطها وَ الْقُفْلُ الْآخَرُ أَسْفَلَ مِنَ الرَّحِمِ فَيُوضَعُ بَعْدَ تِسْعَةِ أَيَّامٍ فِي الْقُفْلِ الْأَعْلَى فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَعِنْدَ ذَلِكَ يُصِيبُ الْمَرْأَةَ خُبْثُ النَّفْسِ وَ التَّهَوُّعُ ثُمَّ يَنْزِلُ إِلَى الْقُفْلِ الْأَوْسَطِ فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ صُرَّةُ الصَّبِيِ فیها مَجْمَعُ الْعُرُوقِ وَ عُرُوقُ الْمَرْأَةِ كُلُّهَا مِنْهَا يَدْخُلُ طَعَامُهُ وَ شَرَابُهُ مِنْ تِلْكَ الْعُرُوقِ ثُمَّ يَنْزِلُ إِلَى الْقُفْلِ الْأَسْفَلِ فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَذَلِكَ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ ثُمَّ تُطْلَقُ الْمَرْأَةُ فَكُلَّمَا طُلِقَتْ انْقَطَعَ عِرْقٌ مِنْ صُرَّةِ الصَّبِيِّ فَأَصَابَهَا ذَلِكَ الْوَجَعُ وَ يَدُهُ عَلَى صُرَّتِهِ حَتَّى يَقَعَ إِلَى الْأَرْضِ وَ يَدُهُ مَبْسُوطَةٌ فَيَكُونُ رِزْقُهُ حِينَئِذٍ مِنْ فِيهِ.[3] طبق ظاهر روایت:
۱. ابتدا ۹ روز تردّد در عروق و مفاصل.
۲. سپس ۳ ماه در قفل اول.
۳. سپس ۳ ماه در قفل دوم.
۴. سپس ۳ ماه در قفل سوم.
مجموع این زمان برابر است با ۹ ماه و ۹ روز.
تحلیل آیتالله شبیری زنجانی
آیتالله شبیری زنجانی در کتاب نکاح میفرمایند ظاهر روایت که دلالت بر ۹ ماه و ۹ روز دارد، صحیح و قابل پذیرش است.
ایشان میفرمایند: ممکن است کسی بگوید قول به ۹ ماه و ۹ روز خلاف اجماع است (چون قائلین، ۹ ماه را گفتهاند) و برای حل مشکل بگوید آن ۹ روزِ اول، در ضمن ۳ ماهِ اول محاسبه شده است. اما این توجیه با ظاهر عبارت سازگار نیست و بسیار بعید است.
آنچه از ظاهر برمیآید (۹ ماه و ۹ روز) با واقعیت خارجی و متعارف حمل نیز سازگارتر است؛ زیرا معمولاً حمل چند روزی از ۹ ماه میگذرد.
سؤال: پس چرا فقها میگویند ۹ ماه؟
پاسخ: منظور از ۹ ماه این است که به ۱۰ ماه نمیرسد. حضرت میخواستند بفرمایند اگر از این مدت (۹ ماه و اندی) تجاوز کند، مادر را میکشد.
نکته: آن ۹ روز ابتدایی که در روایت آمده، شاید اشاره به بقای نطفه مرد در بدن زن قبل از لقاح باشد (که حداقل ۳ روز آن قطعی است و ممکن است بیشتر باشد). البته همانطور که آیتالله شبیری فرمودند، تطبیق دقیق این مباحث با یافتههای خارجی و پزشکی نیازمند تحقیق بیشتر است.
بررسی روایت چهارم (روایت حضرت مریم (س))
روایت چهارم در وسائلالشیعه آمده است:
[٢٧٣٥٨] ٧ ـ وعن حميد بن زياد، عن عبيد الله الدهقان، عن علي بن الحسن الطاطري، عن محمد بن زياد، عن أبان، عن أبي عبدالله عليهالسلام قال: إن مريم حملت بعيسى تسع ساعات كل ساعة شهرا. [4]
حضرت مریم به عیسی (ع) باردار شد به مدت ۹ ساعت که هر ساعتی به اندازه یک ماه بود.
در کتاب کافی، سند به جای «عن ابان» دارد «عن رجل».
بررسی سندی
طبق سند کافی: روایت مرسله است («عن رجل»).
طبق سند وسائل: موثقه است (علی بن الحسن تاتری، غیرامامیِ ثقه؛ محمد بن ابیعمیر و ابان بن عثمان، امامیِ ثقه).
نکته: حتی اگر سند به صورت «عن ابان عن رجل» باشد، چون «ابان بن عثمان» از اصحاب اجماع است، طبق نظر مشهور (که شیخ کشی نقل کرده: «اجمعت العصابة علی تصحیح ما یصح عنهم...»)، ارسال او مشکلی ایجاد نمیکند.
بررسی دلالت
مرحوم صاحب حدائق میفرماید این روایت ظهور در ۹ ماه دارد. اما آیتالله شبیری زنجانی اشکالاتی وارد میکنند:
۱. معلوم نیست صاحب جواهر به چه مناسبت این روایت را آورده است.
۲. روایت مرسله است (در کافی).
۳. با روایات متعددی که میگویند حضرت عیسی (ع) ۶ ماهه به دنیا آمده، در تعارض است.
۴. اشکال اصلی: این روایت در مقام بیان ضابطه کلی برای اقصیالحمل نیست؛ بلکه یک قضیه موجبه جزئیه است که از وقوع یک حادثه خاص (بارداری حضرت مریم) خبر میدهد و دلیلی بر این نیست که حداکثر حمل برای همه زنان ۹ ماه است.
جمعبندی طائفه اول
تا اینجا روایات طائفه اول (دال بر ۹ ماه) بررسی شد. در جلسه آینده به طائفه دوم (روایات مشترک بین ۱ سال و ۹ ماه) خواهیم پرداخت.