« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید محسن حسینی‌فقیه

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحیم

فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات

 

موضوع: فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات

بحث ما در خصوص الحاق ولد به زوج بود که شرایطی برای آن ذکر شد.

شرط اول: وقوع دخول. در مباحث پیشین اقسام دخول مورد بحث قرار گرفت و سه صورت آن محل اختلاف بود:

۱. دخول قُبُلاً بدون انزال.

۲. دخول دُبُراً با انزال.

۳. دخول دُبُراً بدون انزال.

(البته دخول قُبُلاً با انزال و همچنین با عزل، به اتفاق نظر، موجب الحاق ولد می‌باشند).

تحلیل روایت توقیع ناحیه مقدسه پیرامون شرط عدم طلب ولد

در ادامه بررسی روایات مربوط به شرط اول (دخول)، به روایت ششم از کتاب «وسائل الشیعه» می‌رسیم. این روایت را مرحوم شیخ صدوق در کتاب «اکمال ‌الدین» از حسین بن اسماعیل الکندی (مهمل) از ابی طاهر البلالی (مهمل) نقل کرده‌اند.

[٢٧٣٦٨] ١ ـ محمد بن علي بن الحسين في كتاب (إكمال الدين): عن الحسين بن إسماعيل الكنديّ، عن أبي طاهر البلالي قال: كتب جعفر بن حمدان فخرجت إليه هذه المسائل: استحللت بجارية وشرطت عليها أن لا أطلب ولدها، ولم ألزمها منزلي، فلما أتى لذلك مدة قالت لي: قد حبلت، ثم أتت بولد فلم أنكره ـ إلى أن قال: ـ فخرج جوابها ـ يعني من صاحب الزمان ـ عليه‌السلام: وأما الرجل الذي استحل بالجارية وشرط عليها أن لا يطلب ولدها فسبحان من لا شريك له في قدرته، شرطه على الجارية شرط على الله، هذا ما لا يؤمن أن يكون، وحيث عرض له في هذا الشك و ليس يعرف الوقت الذي أتاها فليس ذلك بموجب للبراءة من ولده.[1]

شخصی در نامه‌ای به ساحت مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشت: با کنیزی ازدواج کردم (او را بر خود حلال نمودم) و شرط کردم که فرزندی از او نخواهم (یعنی طلب ولد نمی‌کنم)، وی می‌گوید: او را ملزم به حضور در خانه خود نکردم. پس از مدتی، آن زن گفت باردار شده و فرزندی به دنیا آورد. راوی می‌گوید: من فرزند را انکار نکردم (و البته تأیید صریحی هم نکردم).

متن پاسخ (توقیع)؛ جواب از ناحیه مقدسه چنین صادر شد: امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرمایند این شرط (عدم فرزندآوری) مانند شرط بستن بر خداوند است؛ زیرا فرزنددار شدن یا نشدن دست خداست و انسان نمی‌تواند در برابر مشیت الهی شرط کند. تعبیر «شرط علی الله» نشان‌دهنده بطلان یا لغو بودن چنین شرطی است (هذا ما لا يؤمن أن يكون).

در ادامه می‌فرمایند: چون برای این شخص شک عارض شده و زمان دقیق مواقعه الوقت الذي أتاها را نمی‌داند، این شک موجب برائت او از فرزند (نفی نسب) نمی‌شود.

تحلیل دلالت روایت بر بحث الحاق:

۱. معنای «طلب ولد»: عبارت «لا اطلب ولدها» به معنای عدم انجام عملی است که منجر به تولید فرزند شود (مانند عزل یا عدم انزال). بنابراین، دخول قُبُلاً با انزالِ ارادی منتفی بوده است.

۲. ارتباط با اقسام دخول: این روایت می‌تواند ناظر به مواردی باشد که دخول صورت گرفته اما انزال قطعی و ارادی نبوده (شرط اول و سوم از اقسام محل اختلاف). با این حال، حضرت حکم به الحاق ولد فرمودند.

۳. ارتباط با شرط زمان: عبارت «ليس يعرف الوقت الذي أتاها» اشاره دارد که شخص زمان دقیق آمیزش را نمی‌داند. این بخش می‌تواند مؤیدی برای روایات مربوط به شرط دوم (اقل حمل) و سوم (اکثر حمل) باشد؛ زیرا شک در زمان دقیق، مانع از نفی ولد است.

نتیجه: در تمامی فروض پنج‌گانه دخول (حتی موارد بدون انزال یا با عزل)، ملاک اصلی الحاق، «امکان جذب منی» است. اگر امکان جذب وجود داشته باشد، فرزند ملحق می‌شود.

بررسی شرط دوم: اقل مدت حمل (۶ ماه)

شرط دوم الحاق ولد این است که فاصله زمانی میان مواقعه و تولد فرزند، کمتر از «اقل مدت حمل» نباشد.

ادله تعیین اقل حمل به ۶ ماه

۱. اجماع: مرحوم شهید ثانی در «مسالک» می‌فرمایند اجماع علمای اسلام (شیعه و سنی) بر این است که کمترین مدت برای تولد انسان زنده و کامل، شش ماه است. و هم يلحقون بالزوج بشروط ثلاثة: الدخول. و مضيّ ستّة أشهر من حين الوطء. و أن لا يتجاوز أقصى الوضع، و هو تسعة أشهر على الأشهر. و قيل: عشرة أشهر. و هو حسن يعضده الوجدان في كثير.[2]

۲. قرآن کریم: با ضمیمه کردن دو آیه شریفه:

الف) ﴿وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا﴾[3] (بارداری و از شیر گرفتن او ۳۰ ماه است).

ب) ﴿وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ﴾[4] (از شیر گرفتن او در ۲ سال [۲۴ ماه] است).

از کسر ۲۴ ماه (مدت شیردهی) از ۳۰ ماه (مجموع)، مدت ۶ ماه برای حمل باقی می‌ماند.

ادله روایی الحاق ولد بر اساس مدت ۶ ماه:

روایات باب «اقل الحمل و اکثره» در وسائل الشیعه بیانگر آن است که اگر تولد در کمتر از اقل حمل باشد، فرزند ملحق نمی‌شود.

روایت اول (صحیحه حلبی)

[٢٧٣٥٢] ١ ـ محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن ابن رئاب، عن الحلبي، عن أبي عبدالله عليه‌السلام قال: إذا كان للرجل منكم الجارية يطؤها فيعتقها فاعتدت ونكحت، فإن وضعت لخمسة أشهر فإنه لمولاها الذي أعتقها، وإن وضعت بعدما تزوجت لستة أشهر فإنه لزوجها الاخير.[5]

سند: محمد بن یعقوب، محمد بن یحیی، احمد بن محمد، ابن محبوب، ابن رئاب، حلبی از امام صادق (علیه السلام). (سند صحیح است).

اگر کنیزی پس از آزادی و ازدواج مجدد، در ۵ ماهگی وضع حمل کند، فرزند متعلق به مولای اول است. اما اگر پس از ازدواج، در ۶ ماهگی زایمان کند، فرزند متعلق به شوهر دوم («زوجها الاخیر») است.

روایت دوم (موثقه یا ضعیف)

[٢٧٣٥٣] ٢ ـ وعن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن أبي عبدالله، عن أبيه، عن وهب عن أبي عبدالله عليه‌السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه‌السلام: يعيش الولد لستة أشهر، ولسبعة أشهر، ولتسعة أشهر، ولا يعيش لثمانية أشهر.[6]

سند: کلینی از احمد بن ابی‌عبدالله برقی از پدرش از وهب (ابو البختری). (به دلیل وجود وهب که تضعیف شده، سند ضعیف است).

کودک در ۶ ماهگی و ۷ ماهگی (و ۹ ماهگی) زنده می‌ماند، اما در ۸ ماهگی زنده نمی‌ماند. (این مطلب با یافته‌های پزشکی هم‌خوانی دارد، هرچند ممکن است استثنائاتی باشد). این روایت به طور ضمنی بر امکان تولد و الحاق در ۶ ماه دلالت دارد.

روایت سوم (صحیحه عرزمی)

[ ٢٧٣٥٥ ] ٤ ـ و عنهم عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن عبد الرحمن العرزمي، عن أبي عبدالله عليه‌السلام قال: كان بين الحسن و الحسين عليهما ‌السلام طهر، و كان بينهما في الميلاد ستة أشهر وعشرا.[7]

سند: احمد بن محمد از علی بن حکم از عبدالرحمن از امام صادق (علیه السلام). (سند صحیح است).

مدت حمل امام حسین (علیه السلام) شش ماه بوده است.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo