1404/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات
موضوع: فقه خانواده / احکام اولاد / شروط و اقسام الحاق ولد به زوج / ادلّه الحاق / روایات
بحث ما در خصوص الحاق ولد به زوج بود و در این زمینه اقسامی بیان شد که محل بحث و نزاع است:
۱. دخول قُبُلاً بدون انزال.
۲. دخول دُبُراً با انزال.
۳. دخول دُبُراً بدون انزال.
در ادامه بررسی روایات وارده، پس از بحث درباره روایت اول (قاعده «الولد للفراش»)، به روایت دوم که مرحوم شیخ طوسی از ابیمریم انصاری (روایت صحیحه) نقل کردهاند، رسیدیم:
[٢٥٣٩٤] ١ ـ محمد بن الحسن بإسناده عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن عليّ بن الحكم، عن سيف بن عميرة، عن أبي مريم الانصاري قال: سألت أبا جعفر عليهالسلام عن رجل قال: يوم آتي فلانة أطلب ولدها فهي حرة بعد أن يأتيها، أله أن يأتيها ولا ينزل فيها؟ فقال: إذا أتاها فقد طلب ولدها.[1]
تحلیل دلالت روایت ابیمریم انصاری بر الحاق ولد
در تحلیل مفاد این روایت، گفته شد که شخصی نذر (یا عهد) کرده است که اگر روزی سراغ کنیز خود برود و «طلب ولد» کند، آن کنیز آزاد شود. سپس این شخص نزد کنیز میرود و دخول میکند اما انزال انجام نمیدهد. امام (علیه السلام) در پاسخ میفرمایند: یعنی همین که نزد او رفته و دخول صورت گرفته، عنوان «طلب ولد» صادق است، حتی اگر انزال نکرده باشد.
نتیجه آنکه شرط نذر (طلب ولد) محقق شده و باید به نذر خود عمل کند و کنیز آزاد شود.
برخی خواستهاند از این روایت استنباط کنند که اگر در چنین حالتی (دخول بدون انزال) فرزندی متولد شود، به پدر ملحق میگردد. استدلال آنها این است که چون امام (علیه السلام) صرفِ دخول را مصداق «طلب ولد» دانستهاند، پس مقدمات ایجاد ولد انجام شده و اگر فرزندی حاصل شود، الحاق صورت میگیرد.
نقد استدلال:
به نظر میرسد این روایت ناظر به بحث ما نحن فیه (الحاق ولد در صورت شک) نباشد. موضوع روایت صرفاً صدق عنوان «طلب ولد» برای تحقق نذر و آزادی کنیز است، نه اثبات نسب فرزندی که ممکن است به دنیا بیاید یا نیاید. حضرت میفرمایند با دخول، عنوان طلب محقق شده است، اما اینکه آیا این دخول برای الحاق ولد کافی است یا خیر، از این روایت به صراحت استفاده نمیشود. بنابراین این حدیث نظارتی به محل نزاع ما ندارد.
بررسی روایات باب متعه و دلالت آنها بر الحاق ولد
در ادامه، به بررسی روایت چهارم و پنجم از وسائلالشیعه میپردازیم.
سند روایت: شیخ طوسی با سند صحیح از حسین بن سعید (یا در طریق دیگر از احمد بن محمد بن ابینصر بزنتی) از عاصم بن حمید از محمد بن مسلم نقل میکند. تمام راویان این سند، از جمله حسین بن سعید، نضر بن سوید، بزنتی، عاصم بن حمید و محمد بن مسلم، از ثقات و اجلای امامیه هستند.
متن روایت:
[٢٦٥٥٦] ١ ـ محمد بن الحسن بإسناده عن الحسين بن سعيد، عن النضر، عن عاصم بن حميد، عن محمد بن مسلم، عن أبي عبدالله عليهالسلام في حديث في المتعة ـ قال: قلت: أرأيت إن حبلت؟ فقال: هو ولده.[2]
دلالت روایت بر ما نحن فیه: در عقد متعه، معمولاً هدف تولید نسل نیست و زوجین غالباً عزل میکنند (انزال در خارج رحم). با این حال، اگر زن باردار شود، امام (علیه السلام) حکم به الحاق ولد کردهاند.
استدلال بر الحاق در موارد مشکوک (مانند دخول بدون انزال) چنین است:
۱. اطلاق: حضرت فرمودند «هو ولده» و قیدی نزدند که آیا انزال صورت گرفته یا خیر.
۲. ترک استفصال: امام (علیه السلام) از راوی نپرسیدند که آیا عزل کردهای یا نه. طبق قاعده اصولی، «ترک الاستفصال فی مقام الاحتمال یفید العموم». یکی از مصادیق محتمل، صورت عزل است. بنابراین، حتی اگر مرد عزل کرده باشد (که معمولاً در متعه چنین است) و شک در الحاق وجود داشته باشد، حکم به الحاق ولد جاری است.
توجیه علمی این الحاق در فرض عزل، احتمال «سبق منی» (پیشی گرفتن ناخواسته منی) بدون آگاهی زوج است («من غیر شعور»).
این روایت به خوبی شامل فرض «دخول قُبُلاً با عزل» و «دخول دُبُراً با عزل» میشود (به دلیل احتمال جذب منی)، اما شامل فرض «دخول دُبُراً بدون انزال» نمیشود، زیرا در آن فرض، احتمال بارداری منتفی یا بسیار بعید است.
اشاره به روایت توقیع ناحیه مقدسه
روایت ششم از وسائلالشیعه به نقل از کتاب «اکمال الدین» شیخ صدوق است. در این مکاتبه، جعفر بن حمدان سؤالی را مطرح میکند: [٢٧٣٦٨] ١ ـ محمد بن علي بن الحسين في كتاب (إكمال الدين): عن الحسين بن إسماعيل الكنديّ، عن أبي طاهر البلالي قال: كتب جعفر بن حمدان فخرجت إليه هذه المسائل: استحللت بجارية وشرطت عليها أن لا أطلب ولدها، ولم ألزمها منزلي، فلما أتى لذلك مدة قالت لي: قد حبلت، ثم أتت بولد فلم أنكره ـ إلى أن قال: ـ فخرج جوابها ـ يعني من صاحب الزمان ـ عليهالسلام: وأما الرجل الذي استحل بالجارية وشرط عليها أن لا يطلب ولدها فسبحان من لا شريك له في قدرته، شرطه على الجارية شرط على الله، هذا ما لا يؤمن أن يكون، وحيث عرض له في هذا الشك وليس يعرف الوقت الذي أتاها فليس ذلك بموجب للبراءة من ولده.[3]
در پاسخ، توقیعی از ناحیه مقدسه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر میشود: «...فلیس ذلک بموجب للبراءة من ولده». یعنی شرط عدم طلب ولد، موجب برائت از فرزند (و نفی نسب) نمیشود.
بررسی سندی: راویان این حدیث (حسین بن اسماعیل کندی و ابوطاهر بلالی) مهمل هستند، اما به دلیل صدور توقیع، مورد توجه قرار گرفته است. بررسی دلالت تفصیلی آن به جلسه آینده موکول شد.