« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید محسن حسینی‌فقیه

1404/07/20

بسم الله الرحمن الرحیم

فقه خانواده / نفقه / نفقه حیوانات / ادله دیگر بر اثبات وجوب نفقه بهائم

 

موضوع: فقه خانواده / نفقه / نفقه حیوانات / ادله دیگر بر اثبات وجوب نفقه بهائم

کلام در بحث نفقه و نفقه گروه سوم یعنی عبد و امه و حیوانات است.

در تعابیر در مورد نفقه حیوانات، کلمه دابه آمده، اعم از اینکه مأکوله و غیر مأکوله باشد. البته عناوین مأکوله و غیر مأکوله در روایات نیامده، بلکه دابه، یعنی جنبنده، آن هم دابه مملوکه، یعنی در ملک انسان آمده است.

مأکوله، مثال‌های متداول و غیر مأکوله مثل روایت جعفریات (اشعثیات) است. مثلاً در مورد گربه می‌گوید و رأيت في النار صاحبة الهرة. پس مالکیت بر غیر مأکوله بود، که گفتند در آتش است، چون فلم تکن تطعمها، او را بسته است. كانت أوثقتها فلم تكن تطعمها ولم ترسلها تأكل من خشاش الأرض، او را اطعام نمی‌کند. و او را رها هم نمی‌کند. پس چرا او را بسته است؟ اگر او را بسته، باید آب و غذایش را بدهد.

تا اینجا 2 دلیل داریم:

دلیل اول: اجماع

دلیل دوم: روایات، که 5 روایت را بیان شد.

دلیل سوم: از مرحوم شهید ثانی در مسالک می‌باشد، که از دیدگاه ایشان، دلیل وجوب نفقه بهائم، احترام روح است. چون روح، حرمت و احترام دارد و این حیوانان هم روح دارند، ولو روحشان، روح حیوانی است، اما به خاطر حرمت روح، باید به حیواناتی که مملوک انسان هستند، آب و غذا داد. ایشان می‌فرمایند من ملک دابه (مملوکه) لزمه علف‌ها و سقیها لحرمه الروح، به خاطر اینکه حفظ روح، محترم است.

من ملك دابّة لزمه علفها و سقيها، لحرمة الروح. و يقوم مقام السقي و العلف تخليتها لترعى و ترد الماء إن كانت ممّا ترعى و تجتزئ به، لخصب الأرض، و لم يكن مانع من ثلج و غيره؛[1]

ما می‌گوییم آیا واقعاً روح حیوانات هم محترم و حفظ روح آنها بر انسان لازم است؟ (اول کلام)

دلیل چهارم: از آیت الله مکارم در انوار الفقاهه که می‌فرمایند أنّ ترك نفقتها- بحيث تموت جوعاً، أو يضرّ بها- ظلم فاحش، فيحرم؛ لأنّ حرمة الظلم و قبحه من المستقلّات العقلية،[2] اگر نفقه او (حیوان) را ندهد و آن حیوان از گرسنگی بمیرد یا ضرری به او وارد شود، می‌شود ظلم فاحش. در این تعلیم، کبری را اثبات می‌کند، چون حرمت و قبح ظلم، مستقل عقلی است، اما ایشان ابتدا باید صغری را ثابت کند، که نفقه ندادن به حیوانات، ظلم به آنها است.

انصافاً اگر حیوانی را مملوک خود کرده و از او کار بکشد، اما غذا و آب به او ندهد، ظلم است، اما مطلق حیوانات، آیا ولو مملوک انسان نباشند، باز هم ظلم است؟ اگر نفقه او را ندهیم، ظلم می‌شود، که عقلاً قبیح و شرعاً حرام است؟!

ما می‌گوییم اگر مملوک انسان باشد و از او کار بکشد و به او آب و غذا ندهد، ظلم است، اما اگر سگ بیابان، که غیر مملوک انسان بوده و آب و غذا ندارد، ما هم به او آب و غذا ندهیم، آیا باز هم ظلم تلقی می‌شود؟ مشکل است و برای ما ثابت نیست.

دلیل پنجم: از آیت الله مکارم، که می‌فرمایند أنّه إذا كان ترك النفقة سبباً لإتلاف المال، فهذا حرام بدليل حرمة الإتلاف و الإسراف، این دلیل را مرحوم صاحب جواهر می‌فرمایند، که تضییع مال است و جایز نیست. این دلیل می‌شود تضییع مالی که مملوک انسان باشد، و الا مال در بیابان، به انسان ربطی ندارد که تضییعش کرده یا نکرده باشد. پس زمانی تضییع مال می‌شود و حرام است و جایز نیست و سر از اسراف محرم درمی‌آورد، که مال و مملوک من باشد.

آیت الله مکارم می‌فرمایند و الأوّل عامّ، و الثاني خاصّ بالأموال: فالحيوان الذي لا ينتفع به- لكبره، أو مرضه- خارج عن شمول هذا الدليل، بخلاف دليل الظلم،[3] اگر شخصی، حیوانی دارد که پیر شده و کاری از او برنمی‌آید و غذا و آبش را ندهد، این دلیل شاملش نمی‌شود، یعنی حرام نیست، چون تضییع مال نیست.

ما می‌گوییم درست است که آن حیوان، پیر شده، اما مملوک انسان و تضییع مال است، چون فقط پیر شده و رو به مرگ نیست. اگر کلاً از مالیت ساقط شده باشد، تضییع مال نیست، اما ظلم است.

مرحوم محقق سبزواری در مهذب الاحکام می‌فرمایند تجب نفقه المملوک رقیقاً کان او غیره، نفقه مملوک، چه امه و عبد یا غیر آنها واجب است. حتی النحل و دود القز علی مالکه،[4] اگر انسان کندوی زنبور عسل یا کرم ابریشم پرورش می‌دهد، غذای این 2 هم بر او واجب است. غذای زنبور عسل، یعنی مقداری از عسل کندو را برای خوراک زنبور نگه دارد، نه اینکه همه عسل را بردارد و چیزی برای زنبور نگذارد. لاطلاق الدلیل الشامل للجمیع، دلیل، اطلاق داشت، یعنی دابه به معنای جنبنده و زنبور و کرم ابریشم هم جنبنده‌ای هستند که مملوک شخص می‌باشند و باید نفقه آنها را بدهد. و إن ترک النفقة تضییع للمال المحترم و هو حرام.

حاصل مطلب:

1- مملوک انسان باشد.

2- محترم باشد.

نفقه جنبنده‌ای که مملوک انسان است، بر او (انسان) واجب است، چه مأکوله و چه غیر مأکوله.

بعضی‌ها نسبت به گیاهان هم بحثی مطرح کرده‌اند که گیاهان نیاز به کود، هرس، رسیدگی، آبدهی و امثالهم دارند. آیا رسیدگی به گیاه و جلوگیری از خشک شدن و در نتیجه، نفقه گیاه را دادن (شامل آب و کود و امثالهم) واجب است یا نیست؟ ما می‌گوییم اگر گیاه، مملوک انسان است و به آن رسیدگی نکند، تضییع مال می‌شود، که حرام است.


logo