1404/06/29
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / نفقه / نفقه اقارب / کیفیت پرداخت نفقه
موضوع: فقه خانواده / نفقه / نفقه اقارب / کیفیت پرداخت نفقه
در سال درسی گذشته، کلام در بحث موارد واجب النفقه بود و گفتیم مورد اول زوجه بود، که واجب النفقه است. مورد دوم اقارب انسان بود، که قریبهای انسان، شامل الاولاد و ان نزلوا و الآباء و الامهات و ان علوا، فرزند و نوه و پدر و مادر، ولو بالا بروند مثل جد و جده و امثالهم، واجب النفقه هستند. همچنین گفتیم نسبت به نفقه اقارب، 5 بحث عمده داریم:
بحث اول: در این بود که منفق علیه در نفقه اقارب چه کسانی هستند؟ ما این قول را اختیار کردیم که آباء و امهات و ان اولوا، ابناء و فرزند و ان نزلوا و علی الظاهر در این مورد، فرقی هم بین دختر و پسر نیست. یعنی همانطور که نفقه پسر پسر (به عنوان نوه) واجب است، نفقه پسر دختر (به عنوان نوه) هم واجب است. پس اولین بحث، من ینفق علیه بود.
بحث دوم: شرایط وجوب انفاق بود و گفتیم منفق علیه باید فقیر باشد و اگر غنی باشد، نفقه او لازم نیست. لذا بچه انسان، اگر شغل و درآمدی دارد و میتواند زندگی خود را اداره کند، نفقه دادن به او بر پدر واجب نیست. نفقه او بر مادر چگونه است؟ اگر بچه فقیر باشد، آیا نفقه او بر مادر لازم است؟ نفقه مادر بر خودش لازم نیست و اگر هم داشته باشد، باز هم شوهر باید نفقه او را بدهد. در این جهت، علی الظاهر آقایان مثل حکم پدر حکم نمیکنند. پس بحث دوم شرایط وجوب انفاق بود که در منفق علیه، فقر و در منفق، قدرت شرط است. اگر پدری از نظر مالی زورش نمیرسد و نمیتواند خرجی بچه را بدهد، خرجی بچه بر او لازم نیست. اگر فقط توانایی خرجی خودش یا بچه را دارد، در اینجا چه کسی مقدم است؟ خودش.
بحث سوم: بحث امروز، کیفیت انفاق است.
بحث چهارم: ترتیب منفقین است.
بحث پنجم: ترتیب منفق علیهم است. یعنی اگر بچهای، هم پدر و هم جد پدری دارد، آیا ابتدا وظیفه پدر است، که خرجی او را بدهد و اگر او نداشت یا نداد، جد پدری باید این کار را انجام دهد یا ترتیبی نیست؟ ترتیب منفق علیهم هم، یعنی اگر پدربزرگی، هم پسر و هم نوهاش نیاز به خرجی دارند، آیا در دریافت خرجی، پسر مقدم است یا پدر؟
کیفیت انفاق اقارب
بحث امروز کیفیت انفاق اقارب (بحث سوم) است. مرحوم محقق حلی در شرائع میفرمایند و لا تقدير في النفقة، بل الواجب قدر الكفاية، من الإطعام والكسوة والمسكن،[1] و ما يحتاج إليه من زيادة الكسوة في الشتاء، للتدثر يقظة ونوما، در شریعت، تقدیر خاصی در مقدار نفقه نیامده است. مثلاً در بحث مهریه، مهر السنهای داریم که فلان مقدار است یا در زکات یا خمس تقدیر خاصی (یک پنجم فاضل معونه) داریم و امثالهم، اما در بحث نفقه اقارب، تقدیری نیست، بلکه آنچه واجب است، قدر کفایت است؛ یعنی مقداری به او انفاق کنیم، که برای زندگی او کافی باشد، چه طعام، چه لباس و چه مسکن. زمستان که هوا سرد میشود، واجب النفقه نیاز دارد که علاوه بر پیراهن، یک ژاکت و کلاه و یک لباس بیرونی و لباسی برای زمان خواب و استراحت داشته باشد.
مرحوم شهید ثانی در مسالک در ضمن این بحث میفرمایند لمّا كان المعتبر من نفقة القريب المواساة له و دفع حاجته لم يتقدّر بقدر، بل يعتبر فيها الكفاية بحسب حال المنفق لا المنفق عليه، بخلاف نفقة الزوجة، فيعتبر فيه الحاجة و قدرها، حتى لو استغنى في بعض الأيام بضيافة و غيرها لم تجب.[2]
نفقه اقارب (شامل فرزند و والدین) معتبر این است که با آنها مواسات کنیم، یعنی حاجتشان را برطرف کنیم. در این صورت، پس یک اندازه مقدر و مشخصی ندارد. بل یعتبر فیها الکفایه (کلام مرحوم محقق حلی) بحسب حال المنفق لا المنفق علیه، پدر چقدر دستش به دهانش میرسد؟ به اعتبار حال منفق باید مقدار کفایت لحاظ شود؛ یعنی ممکن است خرجی زندگی بچه زیاد باشد. مثلاً مدیر کل است و خدم و حشم داشته و اقتضای شأن زندگیاش این است. آیا پدر باید به اعتبار حال منفق علیه به او نفقه بدهد؟ خیر. یعنی باید دید خودش چه شرایط و اقتضائاتی دارد، که بر اساس آن اقتضائات، تا جایی که میتواند به فرزند یا پدر و مادرش کمک کند.
اما نفقه زوجه فرق میکند و باید حال زوجه لحاظ شود. حال منفق علیه معتبر است و باید رغبتش را رعایت کند. مثلاً بچهای زندگی زاهدانهای دارد و پدر زندگی او را اداره میکند، اما شأن فرزند بیشتر از اینها است، اما خودش به اقل مقدار قانع است، اما بچهای به مقتضای آقازادگی (به معنای ایجابی نه سلبی) میخواهد خرج داشته باشد و شأنش این است که خرجش مقداری بیشتر شود. در اینجا باید حال او از نظر سن و رغبت رعایت شود.
و يعتبر حاله في سنّه و زهادته و رغبته، بخلاف الزوجة. فالرضيع تندفع حاجته بمؤنة الإرضاع في الحولين، و الفطيم و ما بعده على ما يليق بهما. و لا يعتبر بلوغ المنفق عليه حدّ الضرورة، كما لا يكتفى بسدّ رمقه، بل الكفاية.[3]
بخلاف الزوجه یعنی آیا لازم نیست حال زوجه را رعایت کند؟ یعتبر حاله ناظر به منفق علیه است، نه ناظر به منفق، به قرینه جمله فالرضيع تندفع حاجته بمؤنة الإرضاع في الحولين، حال منفقه علیه را لحاظ کنیم؛ اگر منفق علیه رضیع است، خرج رضیع چگونه باید داده شود، به گونهای که بچه بتواند 2 سال شیر بخورد؟ اگر مادر شیر میدهد (چون مادر میتواند بر شیردهی فرزند تقاضای اجرت کند) و اگر نمیتواند، برایش دایه بگیرد و اگر در عرف این زمان، دایه پیدا نمیشود، برایش شیرخشک تهیه کند.
فطيم، کسی که از شیر گرفته شده است. باید حال بچهای که از شیر گرفته شده و سنش بالاتر آمده، رعایت شود.
سؤال: آیا منفق علیه باید کارش به حد ضرورت برسد که خرجی او مثلاً توسط پدر داده شود؟ خیر. به حد ضرورت رسیدنش معتبر نیست، که بگوییم صبر کنیم تا به فلاکت بیفتد و بعد روزی این بچه بر پدر واجب باشد. پس به حد ضرورت رسیدن شرط نیست.
كما لا يكتفى بسدّ رمقه، بل الكفاية، تا چه زمانی لازم است خرجی این بچه را بدهد؟ تا وقتی که به حد کفایتش داده شود. سد رمق این نیست که بگوییم مقداری بدهیم که جانی بگیرد و بیشتر از آن لازم نباشد.
و يجب الأدم، كما يجب القوت عندنا. و كذا الكسوة و السكنى، خورش هم لازم است. یعنی فقط بگوییم نان و نمکی بدهیم، کافی نیست و قوت و غذا به روال عادی زندگی لازم است. لباس و مسکن هم لازم است. لو احتاج إلى الخدمة وجبت مئونة الخادم أيضا، اگر زندگی این پدر اقتضای داشتن خادم را میکند، گرفتن خادم واجب است.
نفقه قریب، امتاع است یا تملیک؟
و الظاهر أن مئونة القريب إمتاع لا تمليك، بخلاف نفقة الزوجة، لما تقرّر من أن الغرض منها دفع الحاجة، بخلاف ما وقع معاوضة، فلو تلفت في يده بغير تفريط وجب إبدالها، و كذا لو أتلفها بنفسه، لكن هنا يجب عليه مع إبدالها ضمان ما أتلفه إذا أيسر.[4]
در ادامه، مرحوم شهید ثانی بحثی را منعقد کرده و میفرمایند نفقه و مئونه قریب، امتاع است یا تملیک؟ فرقشان چیست؟ به نظر ما (مرحوم شهید ثانی) امتاع است. اثر کجا ظاهر میشود؟ اگر به اندازه، به او خرجی داد و او اقتصادیتر از روال عادی زندگی کرد و مقداری پول کنار گذاشت، مثلاً خرجی ماهیانه مادر 10 میلیون است و این پول را به مادر داد و مادر به خودش گرسنگی داد و 4 میلیون کنار گذاشت، اگر بگوییم تملیک است، آن 4 میلیون برای خود مادر است که بعد میتواند از این مبلغ به دیگری هم کمک کند. اما اگر امتاع باشد، نمیتواند چیزی کنار بگذارد و اگر کنار گذاشت، باید برای خودش در ماه بعد مصرف کند.
ظاهر مطلب این است که مئونه قریب، امتاع است نه تملیک، بخلاف نفقه زوجه. در ما نحن فیه، در نفقه اقارب، قرض دفع حاجت است و دفع حاجت در مثال فوق، با 6 میلیون انجام شده و آن 4 میلیون میشود اضافه برای ماه بعد است. اما در نفقه زوجه، از باب معاوضه است و معاوضه، استمتاعات در قبال نفقه است. آن استمتاعات را در معرض شوهر قرار داده و شوهر هم در عوض آن، باید به او نفقه بدهد.
پس نفقه زوجه، علی وجه المعاوضه و در نتیجه ملکیت است، اما نفقه اقارب، امتاع است.
اثر دیگرش کجا ظاهر میشود؟ فلو تلفت في يده بغير تفريط وجب إبدالها، و كذا لو أتلفها بنفسه، لكن هنا يجب عليه مع إبدالها ضمان ما أتلفه إذا أيسر، اگر تفریط نکرد، به یک معنا اثر هر دوی آنها است، اما این، فرع مطرح میشود، اگر در دست منفق علیه تلف شد، مثلاً از او دزدیدند، منفق میتواند بگوید من خرجی تو را دادم، نباید گمش میکردی یا باید مراقب بودی که دزد از تو نزند (فرض این است که تفریطی هم نکرده)، وجب ابدالها، باید منفق از نو خرجی ماهیانه را به منفق علیه بدهد.