هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1404/09/11
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب الطهارة/نجاسات/فقّاع/رجوع به روایات
موضوع: کتاب الطهارة/نجاسات/فقّاع/رجوع به روایات
بحث دوّم: دربارهی سند روایت.
نکتهی الف: مراد از احمد بن الحسین در سند، احمد بن الحسین بن سعید است. این راوی، امامی است (رجال نجاشی ص۷۷، فهرست شیخ ص۵۵). ابن ولید روایت محمّد بن احمد بن یحیی از این راوی را معتبر نمیداند (رجال نجاشی ص۳۴۸) و شیخ در رجال از صدوق دوّم نقل میکند که این راوی را ضعیف میداند (رجال شیخ ص۴۱۲). و این راوی در رجال ابن داود، در بخش دوّم کتاب قرار داده شده که مربوط به مجهولین و مجروحین است (رجال ابن داود ص۴۱۸). و قمیّین این راوی را به خاطر غلوّ تضعیف کردهاند ولی مطلبی دالّ بر غلوّ از این راوی دیده نشده است (رجال ابن غضائری ص۴۰). بنابراین، روایت مشتمل بر این راوی، ضعیف است (معجم رجال الحدیث ج۲ ص۱۰۳).
نکتهی ب: مرحوم کلینی در کافی این روایت را با دو سند نقل فرموده. سند اوّل به خاطر احمد بن الحسین و سند دوّم به خاطر احمد بن الحسین و به خاطر مجهولیّت «غیره» ضعیف است (مرآة العقول ج۲۲ ص۲۹۰).
نکتهی ج: مرحوم شیخ در تهذیب روایت را از محمّد بن احمد بن یحیی نقل فرموده. سند شیخ به این راوی در مشیخهی تهذیب ص۷۱ آمده. سند شیخ به این راوی، متعدّد است که بعضی از آنها صحیح است و صحّت بعض کفایت میکند. در سند روایت طبق نسخهی تهذیب، سلیمان بن حفص آمده. این راوی، امامی و ثقه است (روضة المتّقین ج۱۴ ص۱۳۸، مستدرک الوسائل ج۲۲ ص۳۲۴، تنقیح المقال ج۳۳ ص۷۴). در الموسوعة الرجالیّة ج۳ ص۴۲۹ و ج۴ ص۴۵۷ آمده که صواب این است که به جای سلیمان بن حفص، سلیمان بن جعفر باشد و در وافی ج۲۰ ص۶۶۳ و در وسائل ج۲۵ ص۳۶۵ نیز سلیمان بن جعفر آمده است. در عین حال، روایت طبق نسخهی تهذیب به خاطر احمد بن الحسین ضعیف است (ملاذ الاخیار ج۱۴ ص۳۸۲).
نکتهی د: در سند روایت طبق نسخهی استبصار، علی بن اسماعیل آمده است. در الموسوعة الرجالیّة ج۳ ص۴۲۹ و ج۴ ص۴۵۷ و ج۷ ص۱۷۷ آمده که باید به جای علی بن اسماعیل، محمّد بن اسماعیل باشد. روایت طبق نسخهی استبصار مثل نسخهی مستدرک، به خاطر احمد بن الحسین، ضعیف است.
بحث سوّم: دربارهی دلالت روایت.
این روایت نیز از باب حکومت و ناظریّت به ادلّه خمر، حکم فقّاع را از جهت حرمت و نجاست مشخّص میکند. توجّه باشد که فقرهی «لقتلت بائعه» بر خلاف مشهور است. (ملاذ الاخیار ج۱۴ ص۳۸۲).