« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد قادر حیدری فسائی

1404/07/05

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب الطهارة/نجاسات/عصیر عنبی بعد از غلیان و قبل از ذهاب ثلثین/رجوع به روایات

موضوع: کتاب الطهارة/نجاسات/عصیر عنبی بعد از غلیان و قبل از ذهاب ثلثین/رجوع به روایات

بحث دوّم: درباره‌ی سند روایت.

نکته الف: این روایت به خاطر وجود علی بن ابی حمزة در سند، موثقه است (روضة المتّقین ج۱۰ ص۱۴۸).

نکته ب: مرحوم مجلسی دوّم این روایت را ضعیف می‌داند چون در الوجیزه ص۱۱۸ علی بن ابی حمزه را ضعیف می‌داند. این مرحوم در مرآة العقول ج۲۲ ص۲۸۳ ضعف روایت را به مشهور نسبت داده است. توجّه باشد که ضعف، منافی با عمل اصحاب به روایت این راوی نیست و لذا مرحوم شیخ طوسی در عدّة الاصول ج۱ ص۱۵۰ ادّعای اجماع بر عمل به روایت این راوی نموده است.

عبارت عدّة الاصول: عملت الطائفة باخبار الفطحیّة مثل عبد الله بن بکیر و غیره و اخبار الواقفة مثل سماعة بن مهران و علی بن ابی حمزة و .....

بحث سوّم: درباره‌ی دلالت روایت.

نکته الف: کلمه‌ی طلاء به کسر طاء و مدّ بر وزن کتاب، در نظر اکثر اهل لغت به معنای عصیر عنبی مطبوخ است که آن برود. به عصیر عنبی مطبوخ در صورت رفتن کمتر از نصف، باذق و در صورت رفتن نصف، منصّف و در صورت رفتن ، مثلّث گویند و در صورت رفتن بیشتر از نصف و کمتر از ، فاقد اسم است (صحاح ج۶ ص۲۴‌۱۴، تاج العروس ج۱۹ ص۶۳۹، کتاب الماء ج۲ ص۸۳۵، لسان العرب ج۱۵ ص۱۱، مجمع البحرین ج۱ ص۲۷۷ و ج۲ ص۲۴۱، کشف اصطلاحات الفنون ج۱ ص۳۰۷ و ج۲ ص۱۱۳۷). این کلمه در نظر قلیلی از اهل لغت به معنای مایع نوشیدنی مطبوخی است که آن برود (المحیط فی اللّغة ج۹ ص۲۱۳). این کلمه در نظر اقلّی از اهل لغت به معنای عصیر عنبی مطبوخ است (نهایه ج۳ ص۱۳۷). کلمه‌ی طلاء در این روایت چون مقسم برای رفتن و غیر آن قرار گرفته، نمی‌تواند به معنای اوّل و دوّم باشد بلکه به معنای سوّم است. با این بیان، نقض در کلام مرحوم فیض ظاهر می‌شود. این محدّث کلمه‌ی طلاء در این روایت را به معنای اوّل گرفته است (وافی ج۲۰ ص۶۵۳).

نکته ب: کلمه‌ی طبخ انصراف به طبخ با نار دارد چون این کلمه کثیراً در طبخ با نار استعمال می‌شود.

نکته ج: جمله‌ی ان طبخ حتّی ..... فهو حلال، جمله شرطیّه است. ظاهر روایت این است که جمله‌ی و ما کان ..... فلیس فیه خیر، توضیح مفهوم جمله اوّل است و این مفهوم، اطلاق دارد و به واسطه‌ی اطلاق، شامل عدم طبخ و طبخ با نرفتن می‌شود. بنابراین، اگر عدم الخیر به معنای نجاست باشد، روایت دلالت می‌کند بر اینکه عصیر عنبی مطبوخ که آن نرفته، نجس است.

اقول:

مراد از عبارت فلیس فیه خیر، به قرینه مقابله با منطوق، عدم حلّیت است نه نجاست. یعنی روایت منطوقاً و مفهوماً ناظر به جواز و عدم جواز شرب است. بنابراین، این روایت دلالت بر نجاست عصیر عنبی بعد از غلیان و قبل از ذهاب ثلثین ندارد.

logo