« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/11/29

بسم الله الرحمن الرحیم

موارد استثناء صوم در سفر: صوم مستحبی در مدینه/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /موارد استثناء صوم در سفر: صوم مستحبی در مدینه

 

بحث در جواز یا عدم جواز صوم مندوب در سفر بود که روایاتش را با هم مرور کردیم و اقوال مختلف را دیدیم و به این نتیجه رسیدیم که این فرمایش سید که فرموده بودند «بل الأقوى عدم جواز الصوم المندوب» - این فرمایش، موجه و متکی به ظهورات روایات است. بنابراین این قول، قول مختار بود.

 

اما همانطور که در روزه واجب یک استثنائاتی داشت - سه مورد بود که استثنا بود از منع صوم واجب در سفر - در صوم مندوب هم یک استثنا دارد. آن استثنا را بفرمایید: «إلا ثلاثة أيام للحاجة في المدينة»؛ مگر سه روز برای حاجت در مدینه منوره روزه بگیرد. یعنی در حالت سفر بدون قصد ده روز، والأفضل إتيانها في الأربعاء والخميس والجمعة ، افضل هم این است که در چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه. و افضل این است که این سه روز روزه را منطبق کند با روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه. این تنها استثنا از مانعیت سفر برای صوم مندوب است. همانطور که در واجب سه تا استثنا بود، اینجا یک دونه هست که همین است که بیان شد.

 

خب، پس بنابراین اینجا دو تا بحث مطرح است:

۱. اصل این حکم تخصیص و استثنا - یعنی استثنای ثلاثة أيام للحاجة في المدينة[1] سه روز در مدینه.

۲. تعیین این سه روز در چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه به نحو افضلیت یا به نحو قیدیت.

 

بحث اول: اصل استثنای سه روز در مدینه

این بحث متکی و مستند به روایات باب یازدهم از ابواب مزار[2] – در ابواب المزار در کتاب حج – است. پنج تا روایت کاملاً مفید این معنا هست و این مطلوب و مدعا را اثبات میکند.

 

روایت اول: صحیحه معاویة بن عمار

روایت اولش صحیحه معاویة بن عمار است، عن ابی عبدالله علیهالسلام. حضرت میفرماید: «إن كان لك مقام بالمدينة ثلاثة أيام صمت أول يوم الأربعاء،». وقتی در مدینه سه روز بودی و اقامت داشتی، اول روز – یوم الأربعا – اولین چهارشنبه را روزه میگیری. بعد شب چهارشنبه، «وتصلي ليلة الأربعاء عند أسطوانة أبي لبابة»؛ همان ستون توبه میگویند، آنجا نماز میخوانی. وهي أسطوانة التوبة التي كان ربط إليها نفسه آن استوانهای که نفسش به آن – همین استوانه توبه که بهش میگویند. بعد از اینکه ابولبابه تخطی کرده بود از دستور پیغمبر اکرم و پشیمان شد، خودش را به آن ستون بست حتى نزل عذره من السماء، تا اینکه عفو خداوند نازل شد نسبت به او. بعد از آن جدا شد و رفت. آن استوانه معروف به ستون توبه است. الان میروند در زیارت مرقد مطهر پیغمبر اکرم، وتقعد عندها يوم الأربعاء، روز چهارشنبه هم همانجا میشینی به عنوان دعا و عبادت.

 

«ثم تأتي ليلة الخميس التي تليها ما يلي مقام النبي صلى الله عليه وآله ليلتك ويومك»؛ بعد شب پنجشنبه – شب پنجشنبه – از طرف مرقد مطهر پیغمبر اکرم وارد میشوید و شب و روز را همان نزد مقام نبی – یعنی مرقد مطهر پیغمبر – آنجا توقف میکنی. شب و روز – یعنی پنجشنبه – «وتصوم يوم الخميس» پنجشنبه روزه میگیرد. «ثم تأتي الأسطوانة التي تلي مقام النبي صلى الله عليه وآله وسلم ومصلاه ليلة الجمعة »؛ بعد شب جمعه – طرف شب پنجشنبه – طرف خود قبر پیغمبر اکرم – شب جمعه – طرف ستونی که کجاست؟ نزدیک مقام نبی هست، ستونی هم آنجا هست که مصلای پیغمبر اکرم – محل نماز پیغمبر – آنجا بوده. شب جمعه میرود آنجا، «فتصلي عندها ليلتك ويومك»شب و روز آنجا نماز اقامه میکنی وتصوم يوم الجمعة، و روز جمعه هم روزه میگیرد.

 

این سه روز را به این نحو بیان فرمودند. بعد دعاها و عبادتها. و «وإن استطعت أن لا تتكلم بشئ في هذه الأيام إلا مالا بدلك منه، » با هیچکس حرف نزنی در این سه روز، مگر اینکه چیز ضروری پیش بیاید. «ولا تخرج من المسجد، إلا لحاجة » از مسجد هم حتی الامکان بیرون نرو مگر ضرورتی یا حاجتی. «ولا تنام في ليل » نخوابی اگر بتوانی. ولا نهار فافعل، فان ذلك مما يعد فيه الفضل[3] بعد دعایی و اینها.

 

این روایت خیلی مفصل و کاملی است. و روایتهای بعدی هم همین مضمون را دارند.

 

عدم تصریح به اعتکاف

 

این روایت یک ظهوری در اعتکاف دارد. البته تصریح به اعتکاف نشده، ولی بعضی از آقایان حمل کردند این روایت را بر اعتکاف. مسلم نیست که اعتکاف باشد؛ چون به هر حال لفظی که ظهور تام و تمامی در اعتکاف داشته باشد نیست. ولی به هر حال اینکه حضرت فرمودند آنجا باشد و اینها، بله یک اشعاری به اعتکاف دارد. اما آن مطلوب را ثابت میکند. همه هم فتوا دادند. چون اولش صریح است دیگر: « إن كان لك مقام بالمدينة ثلاثة أيام »؛ یعنی قصد ده روز نداشتیم. پس بنابراین اصل حکم – جواز صوم مندوب در مدینه برای سه روز – با این پنج تا روایت ثابت میشود به راحتی. شکی نیست.

فقط یکی دو نکته است یکی اینکه آیا این حکم مقید به اعتکاف است؟

 

آقایان مقید نکردند به اعتکاف، چون ظهور قوی در اعتکاف ندارد. یک اشعاری به اعتکاف دارد، ولی ظهور در اعتکاف ندارد. بنابراین مقید به اعتکاف نیست.

 

آیا قید «حاجت» معتبر است؟

 

مرحوم سید و خیلی از اعلام فرمودند: « ثلاثة أيام للحاجة في المدينة ». به نظر ما این قید حاجت هم قید نیست. بله، در دعاهایش این ادامه دارد. حضرت میفرمایند: « ثم احمد الله في يوم الجمعة واثن عليه وصل على النبي صلى الله عليه وآله، وسل حاجتك، ».[4] اما اینها به نظر میرسد که قید نیست. یعنی وقتی سه روز روزه گرفتی و آنجا هم توقف داری در مسجد النبی و این همه عبادت کردی، بعد حاجت هم از خدا بخواه. اینها به نظر من آداب و سنن است، فضل است. تعبیر خود روایت: اگر کسی حاجتی نداشت، نمیتواند این سه روز را بگیرد؟ ما هم که ازش قید استفاده نمیکنیم. بنابراین میگوییم سه روز روزه در مدینه منوره. آن اقامت در مسجد و ستونها و اینها هم همینطور؛ آنها هم قید نیستند، آنها آداب هستند. میتوانم در مسجد اصلاً نروم و سه روز روزه بگیرم. به قول معروف، این جور موارد را در مستحبات حمل میکنند بر افضلیت و تعدد مطلوب – اختلاف در مراتب فضل – اصطلاحاً به عنوان شرط کمال در نظر میگیرند، نه شرط صحت. بنابراین ما همه اینها را از همین قبیل میدانیم.

پرسش: عنوان باب

پاسخ: ما همه اینها را از همین قبیل میدانیم. باب ۱۱ را دارم میگویم، باب ۱۱ را پیدا کردید: «مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله، صام ثلاثاً...». آخرهای آن باب – باب ۱۱ –

پرسش:

پاسخ: باب دیگری است. پس آن را گفتیم. مرحوم صاحب وسائل هم – در مورد صوم مندوب در سفر – قول به کراهت را قبول دارد. مشهور متأخرین و معاصرین قول به حرمت را قبول دارند. محقق و صاحب جواهر و اینها، همه نظرشان کراهت است. خب، پس بنابراین نذر مندوب از آن استفاده میشود

پرسش:

پاسخ: حالا آن یک بحث دیگری است که چرا بعضی از آقایان میگویند مقید میکنند حکم را. محل بحث ما نیست. ولی آن یک حکم دیگری است که اگر کسی صومهای قضا گردنش هست و بر عهدهاش هست، صوم مندوبی را – عرض میشود به حضور شما – بگیرد که در آن ایام بتواند روزه قضا را بگیرد، به این قید مقیدش میکند. این سه روز در مدینه که در صورت اگر نگیرد، روزه قضا را نمیتواند بگیرد. درسته؟ همه این روایاتش قید مدینه را دارد. خب پس بحث ثبوت این حکم – انصافاً جای تردید ندارد – پنج تا روایت خوب دارد.

 

بحث دوم: تعیین این سه روز (چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه)

آیا این سه روز متعین است در چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه؟ بعضی از اعلام و بزرگان این قید و این تعین را قبول کردند و گفتند همین. مرحوم آقای حکیم، مرحوم امام، مرحوم خوئی، بعضی به عنوان فتوا و بعضی احتیاط فرمودند چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه. زیرا حکم خلاف قاعده است. قاعده این است که صوم در سفر جایز نیست. ما در خلاف قاعده اکتفا میکنیم به قدر متیقن. قدر متیق سه روز است به نحو احتیاط واجب.

 

خوب، باز میتوانیم بگوییم تمام این قیود جنبه افضلیت و شرطیت برای کمال دارد. میشود این را گفت. ولی چون این سه روز در همه روایاتش آمده است – یعنی یک روایت مطلق نداریم از این جهت که فقط بیان سه روز باشد – روایت دومش یک اطلاقی دارد، ولی آن هم اشاره است؛ اطلاقش به همین سه روزی که در روایات دیگر بیان شده است. آنجا نمیشود ازش اطلاق استفاده کرد. قال ابوعبدالله علیهالسلام: «الصيام بالمدينة والقيام عند الأساطين ليس بمفروض»[5] یعنی مخاطب متبادر بوده و معلوم بوده در ذهن مخاطب که صحبت از چیست؟ حضرت تفصیل ندادند، فرمودند روزه در مدینه. خب، کدام روزه در مدینه؟ همان سه روز. مشخص است کدام روز است مخاطب اطلاع دارد که صحبت در مورد چی هست، همان سه روز، قیام عند الاساطین، آن ستونها. معلوم است که مخاطب میدانسته در مورد چه چیزی صحبت است. بقیهاش همه – عرض میشود به حضور شما – این قید سه روز را یعنی تعین چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را دارد.

 

بنابراین این اشکالی که کردند این بزرگواران – یعنی دیگران – این اشکال به جایی است. لااقل به نحو احتیاط، به نظر میرسد که احتیاط خوبی است که مقید کنیم به همین چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه. چون مطلب هم خلاف قاعده است. این هم عرض میشود به حضور شما در مورد تعین این سه روز.

 

مگر اینکه کسی برایش واقعاً احراز بشود که اینها همه از باب افضلیت و تعدد مطلوب است. در مستحبات، قیدها را خیلی جدی نمیگیرند، قید اعتراضی نمیگیرند، قید تفضیلی میگیرند. معمولاً قیود را در مستحبات قید تفضیلی میگیرند نه قید اعتراضی.

پرسش:

پاسخ: اصل صوم؟ یعنی اصل جواز فضیلتش وقتی ثابت بشود، جوازش هم ثابت میشود دیگر. جواز صوم که ثابت میشود در سفر در مدینه – تمام این روایت مفادش –

پرسش:

پاسخ: قید مدینه را نمیشود ازش... حالا قید مدینه هم همین الان صحبت میکنیم. فعلاً قید ثلاث ایام که منطبق بر آن سه روز باشد، این در تمام روایاتش آمده است. این – عرض میشود به حضور شما – این قید برخلاف آن دعاها که در بعضی نیست، در همه این روایات سه روز خاص وارد شده است. احتیاط به جا و مناسبی است. لااقل شما ازش استفاده تقید بکنید.

 

بحث سوم: تعمیم به همه مشاهد مشرفه؟

آیا این حکم قابل تعمیم به همه مشاهد مشرفه هست؟ مدینه را که گفتیم. حالا بگوییم سه روز برای حاجت در هر جای دنیا؟ آن که خیلی حرف است. عرض میشود به حضور شما، بعید نیست بگوییم سه روز در مشاهد مشرفه – یعنی قبر مطهر پیغمبر اکرم را تامین بدهیم به همه قبور ائمه علیهم السلام. شیخ مفید این را فرموده است. شیخ مفید به نقل از جواهر – البته ما میگوییم، البته عبارت هم آوردهاند دیگر آنجا – شیخ مفید عبارت فرموده است: ولا يجوز لأحد أن يصوم في السفر تطوعا ولا فرضا هیچ کس حق ندارد در سفر – چه روزه واجب، چه روزه مستحبی – بگیرد، إلا صوم ثلاثة أيام لدم المتعة من جملة العشرة الأيام ، مگر سه روز به جهت بدل قربانی که ده روز روزه بود، سه روز میتواند بگیرد. آن استثنا از صوم واجب بود. و « ومن كانت عليه كفارة يخرج عنها بالصيام ، » کفاره هم هست. آن کفاره بود که زودتر از غروب از عرفات کوچ کرده بود و حرکت کرده بود زودتر از مغرب عمداً. آن هم کفاره بود که هیجده روز بود به جای بَدَنه – یک شتر – صوم بود، وصوم النذر إذا نواه في الحضر والسفر معا ، أو علقه لوقت من الأوقات ،[6] به شرطی که این قید سفر در ذهنش باشد یا اینکه معین کند فلان روز کافی میداند. ظاهراً بحثش استثنای چهارم است که مال امروزه بحث ماست.

وصوم ثلاثة أيام للحاجة أربعاء وخميس وجمعة

بحث ما ایام اربعا و خمیس و جمعه است؛ سه روز برای حاجت. بعد اینکه سه روز را معین بکند. ایشان – یعنی شیخ مفید – هم جزو کسانی است که معین میکند در این سه روز خاص متواليات عند قبر النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم أو في مشهد من مشاهد الأئمة عليهم‌السلام ، یا در مدینه منوره نزد قبر مطهر پیغمبر اکرم، یا در یکی از مشاهد مشرفه یعنی قبور ائمه علیهم السلام. خوب، این دیگر اصلاً هیچ روایتی ندارد. این دیگر تنقیح مناط خیلی وسیعی است.

پرسش:

پاسخ: اره چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را تعمیم نداده به ایام هفته ولی این را مرحوم مفید ولی این را تعمیم داده است به همه مشاهد. اتفاقاً از قیدی استفاده اعتراضی کرده است. درسته؟ و خصوصیت را – حالا اعتراضاً – خودش استفاده خصوصیت بکند، از قیدی استفاده ملاک بکند، بگوید نه، ملاک یک چیز دیگری است. درسته؟ خب باید احراز کرد.

 

البته این را عرض کردم، این یکیش – این مشاهد – این حرف شاذی است که هیچکس نزده است. ما ندیدیم هیچ کس دیگری بزند. ولی خوب، از آنجایی که به درد ما میخورد – من عرض کردم علتش را بگویم صادقانه – علت این بود که آدم مطرح بکند. چون فقط ایشان فرمودند. ولی خوب ما چون میخواستیم که یک راهی باز کنیم به یک مطلبی در ماه مبارک رمضان که مطلب متفاوتی باشد، که بعضی از آقایان اگر تشریف بردند تبلیغ نبودند، مطلب جلو نرود – مطلب مجزا و مستقلی باشد – ما به این مناسبت میخواهیم وارد بحث قاعده تسامح در ادله سنن بشویم. چون اینجا جایی است که قول ایشان را مطرح کنیم و این را بیاوریم ذیل بحث تسامح در ادله سنن. قاعده تسامح در ادله سنن مفادش این است که آن موازین و ضوابطی که ما در حجیت خبر قبول میکنیم – مثل وثاقت راوی و اینها – از آن موازین تنزل میکنیم، کوتاه میآییم و نسبت به مستحبات آن موازین را ضروری و لازم نمیدانیم. یعنی از قواعد حجیت خبر کوتاه میآییم در امر مستحبات.

 

آیا این رو از این باب میتوانیم قبول کنیم؟ یعنی اگر در ادله فرایض و واجبات تنقیح مناط نمیکنیم، اول باید ببینیم قاعده تسامح در ادله سنن را اصلاً میتوانیم قبول کنیم یا نه. اخبار من بلغ این قاعده بسیار پرکاربردی است. چون مستحبات همه جا هستند، همه ابواب فقه. مستحبات فقط مخصوص عبادات نیست، در معاملات هم هست، در احکام هم هست، در جزائیات هم هست. خیلی پرکاربرد است.

 

بنابراین مناسب دیدم برای ماه مبارک، این قاعده را بحث بکنیم انشاءالله.

 

اول بحثمان این است که این قاعده ثابت بشود که از دل اخبار من بلغ قابل استفاده هست یا نیست. چون بعضی از آقایان اصلاً قبول ندارند و اخبار «من بلغ» را مفید این قاعده نمیدانند. این مطلب اول.

 

مطلب دوم اینکه اگر هم قاعده تسامح را قبول داشته باشیم، این جور تسامحات که ما بیاییم استخراج و استنباط ملاک بکنیم – آن کاری که در واجبات و فرایض نمیکنیم و میگوییم ملاکات احکام معلوم نیست بر ما – این را بیاییم یک مقداری در ادله سنن آسانتر بگیریم و راحتتر ملاک استفاده کنیم؟ و تنقیح مناط در ادله سنن آسانتر باشد و با تسامح بیشتری انجام شود نسبت به تنقیح در واجبات ذیل قاعده تسامح؟ اینها – عرض میشود به حضور شما – بحث ماست. انشاءالله اگر توفیق باشد در ماه مبارک رمضان.

 

پرسش:

پاسخ: حالا ممکن است کسی بگوید: روزه مندوب که استثنایش را قبول داریم، همین سه روز در مدینه را. نه آن جور که کسی گفته باشد در همه جاهای دنیا و غیره. حالا در حد همین مشاهد مشرفه. در حد مشاهد است، بین مدینه – عرض میشود به حضور شما – مشهد یک مناسبتهایی دارد. بین مدینه و مشهد یک مناسبتی هست ولی تهران چه مناسبتی است؟ درسته که مثلاً پیغمبر اکرم معصوم هستند، حجت خدا هستند، معصوم هستند. امام رضا، امام حسین علیهالسلام هم درسته معصوم، حجت خدا هستند. اما این ربطی پیدا نمیکند به شهرهای عادی. بگذریم.

 

پس بنابراین ما میگوییم این حرف، حرف شاذی است، قبلاً کسی نکرده، ما هم قبول نداریم قطعاً. اما خب به این مناسبت وارد بحث چه چیزی میشویم؟ اگر توفیقش باشد، ماه مبارک رمضان.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo