« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/11/27

بسم الله الرحمن الرحیم

موارد استثناء صوم در سفر: بررسی صوم مستحبی در سفر/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /موارد استثناء صوم در سفر: بررسی صوم مستحبی در سفر

 

طرح مسئله – صوم مندوب در سفر

بحث در شرط پنجم از شرایط صحت صوم بود. شرط پنجم، عدم سفر بود و در واقع فهمیدیم که سفر برای صوم واجب مانعیت دارد.

حالا فرض دوم از این شرط پنجم: صوم مندوب و مستحب. آیا سفر برای صوم مندوب هم مانعیت دارد؟ آیا شرط صحت روزه مستحبی هم بودن در حالت حضر و وطن است؟ مرحوم سید در مسئله به اینجا می‌رسد. بل الأقوى عدم جواز الصوم المندوب في السفر أيضاً[1] بنابراین، عبارت ایشان که روزه مستحبی هم در سفر جایز نیست و سفر مانع است، البته همین «أقوی» که می‌فرمایند، یعنی اشعار دارد به اینکه به هر حال قول مقابل، قول نسبتاً قوی است و قائلان زیادی هم دارد.

 

خوب، پس بحث ما از اینجا به بعد در مورد صوم مندوب در سفر، سه قول وجود دارد:

- یک قول به حرمت که مشهور بین معاصرین است. نظرشون همین قول به عدم جواز و حرمت است.

- یک قول جواز که شاید بین قدما، مثل مرحوم شیخ طوسی و بعضی از متأخرین، شهرت داشته است. مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید علیه اکثر که در قدیم، قائلان زیادی برای روزه مستحبی در سفر وجود داشته است.

- قول سوم هم قول به کراهت است. خیلی از کسانی که قائل به جواز بودند، روزه مستحبی در سفر را مکروه می‌دانستند، ولی حرام نمی‌دانستند.

 

پس ما قول به حرمت داریم، قول به جواز داریم و قول به کراهت داریم. مرحوم صاحب جواهر در مورد کراهت می‌فرمایند که أکثر (بیشتر فقها) قائل به کراهت هستند.

 

ادله قول به حرمت

قول مشهور بین معاصرین و متاخر المتأخرین (به قول معروف) که حرمت باشد، ادله روایی دارد.

 

۱. عمومات روایی

یک دلیل، همین عمومات است. عموماتی که تا حالا خیلی از روایاتش را دیدیم، عمومات حرمت مطلق صوم در سفر و اطلاقات است. این‌ها بیشتر در باب یک و باب چهار از ابواب «من یصح منه الصوم» آمده است. اول بحثمان در مسائل سفر، این‌ها را متعرض شدیم. حالا چند تایشان را با هم مرور می‌کنیم.

 

صحیح محمد بن حکیم (باب ۱ حدیث ۹):

سند این روایت معتبر است و خدشه‌ای ندارد. « وعن محمد بن يحيى، عن سلمة بن الخطاب، عن سليمان بن سماعة، عن علي بن إسماعيل، عن محمد بن حكيم قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: لو أن رجلا مات صائما في السفر ما صليت عليه. »[2] یعنی اگر یک نفر در حالت روزه در مسافرت از دنیا برود، یعنی کارش اینقدر قبیح است که من نماز میت بر او نمی‌خوانم. این روایت دلالت مای بر حرمت دارد؛

پرسش:

پاسخ: یعنی قبح عملش آنقدر زیاد است ، حالا ما اینها را اطلاقات بر حرمت میگیریم

پرسش:
پاسخ: صراحتا هم میشود فهمید؟ که چه بهتر از آن می‌شود حرمت را فهمید. سند این روایت از طریق صدوق معتبر است. از طریق کلینی و شیخ هم عینا است نقل شده، ولی آن دو طریق ضعیف است و فقط طریق صدوق معتبر است.

پرسش:

پاسخ: یک طریق صحیح باشد کافی است

روایت بعدی روایت صفوان بن یحیی است

 

صحیحه صفوان بن یحیی (باب ۱ حدیث ۱۰):

همین باب یک از ابواب «من یصح منه الصوم»، حدیث ۱۰ است. که دیگر سندش مورد مناقشه و بحث ندارد و دیگر وارد سندش نمی‌شویم، چون همه قبول دارند. « « وباسناده عن الحسين بن سعيد، عن صفوان بن يحيى، عن أبي الحسن عليه السلام» (ابی الحسن بنحو مطلق امام کاظم علیه السلام هستند) أنه سئل عن الرجل يسافر في شهر رمضان فيصوم، یعنی یک نفر در ماه رمضان سفر می‌کند و روزه می‌گیرد (تا اینجاش که مربوط به ماه رمضان است). قال: ليس من البر الصوم في السفر [3] حضرت فرمودند: «صوم در سفر کار درستی نیست، کار خوبی نیست». پاسخ امام اطلاق دارد. ممکن است کسی بگوید که به قرینه سیاق، این روایت به ماه رمضان برمی‌گردد، ولی فرمایش امام مطلق است. روزه گرفتن در سفر درست نیست، صراحت در حرمت ندارد، اما به هر حال این روایت را داریم.

 

اما روایت‌های بهتر داریم که ادله خاصه هستند. این‌ها اطلاقات هستند.

 

حدیث ۱ باب ۴ (قاعده ملازمه):

همه روایات این باب سه چهار تا روایت دارد در این باب که مضمون همه‌اش قاعده‌ای است که ما می‌گوییم قاعده ملازمه بین صوم و صلات در قصر و تمام. قاعده ملازمه بین صوم و صلات در قصر و تمام یعنی هر جا نماز شکسته باشد، روزه هم قصر (یعنی افطار) می‌شود و بالعکس. درست است، هر جا نماز تمام باشد، روزه هم صحیح است. البته هر قاعده‌ای استثنائاتی هم دارد و این موضوع یک بحث جداگانه‌ای خواهد بود، چون موارد تخصیص دارد. إذا قصرت أفطرت وإذا أفطرت قصرت. این قاعده است، این قاعده در باب ۴ آمده است. روایتش در باب چهار آمده است. مثلاً صحیحه معاویة بن وهب (حدیث ۱ باب ۴) «عن أبي عبد الله عليه السلام في حديث قال: هذا واحد إذا قصرت أفطرت وإذا أفطرت قصرت.» [4] همین روایت است. (البته «قصر» را هم «قصر» می‌خوانند و هم قصر و هم «تقصیر»، هر دو صحیح است.) این روایت دلالت خوبی دارد. از نظر اطلاق، بالاخره نماز انسان در سفر شکسته است، پس نمی‌تواند روزه بگیرد؛ هر روزه‌ای که باشد، چه واجب و چه مستحب. اطلاقش خوب است.

این‌ها اطلاقات بودند. اطلاقات در این دو باب (باب یک و باب چهار) هستند.

 

ادله خاصه

اما ادله خاصه بهتر است و صراحت دارد. این‌ها در باب ۱۰ و ۱۲ آمده است.

 

صحیحه بزنطی (باب ۱۲ حدیث ۲):

«وباسناده عن الحسين بن سعيد، عن أحمد بن محمد قال؟ سألت: أبا الحسن عليه السلام عن الصيام بمكة والمدينة ونحن في سفر، قال: أفريضة؟ آیا روزه واجب است؟ فقلت: لا ولكنه تطوع كما يتطوع بالصلاة، مستحبی است نماز مستحبی قال: فقال: تقول: اليوم وغدا؟ یعنی یکی دو روز آنجا هستی و قصد عشره نداری. قلت: نعم، فقال: لا تصم».[5] حضرت فرمودند: روزه نگیر. یعنی یکی دو روز ماندی روزه نگیر، اگر قصد عشره داری میتوانی روزه بگیری اما بایکی دو روز نمیشود روزه گرفت، این روایت صراحت دارد بر حرمت صوم مندوب در سفر. خوب، این روایت صراحت دارد. چون قائلین به حرمت صوم مندوب در سفر را قبول ندارند، فقهایی مثل شیخ طوسی و دیگران افتادند به محامل دیگر و این روایت را حمل کردند. مرحوم حر عاملی (صاحب وسایل) هم همین‌طور است. ایشان عنوان باب ۱۲ را «کراهت صوم مندوب در سفر» گذاشته است. خود شیخ طوسی (مؤسس، رضوان الله علیه) مثلاً این روایت را حمل کرده است بر خصوص مکه و مدینه (که یک حرف خلاف ظاهر است)، یعنی اینکه حضرت فرمودند «لا تصم» در مکه و مدینه، اما در سفرهای دیگر شاید بشود گرفت. یا حمل کرده بر خصوص یکی دو روز (یعنی اگر سه چهار روز بوده، عیب ندارد). این حمل‌ها ضعیف است. خب، پس بنابراین روایت از نظر دلالت در حالت خوبی است.

 

موثقه عمار ساباطی (باب ۱۰ حدیث ۸ و باب ۱۲ حدیث ۹):

روایت بعدی موثقه عمار ساباطی است.

پرسش:

پاسخ: نذر آن الان می‌رسیم. نذری که ما گذشت، بحثمان در نذر بود، ولی ما در ادله اینجا می‌آوریم. بله، آن هم یکی از ادله خوب است. بحث نذر اتفاقاً بله بله.

عمار که قبلاً دیده بودیم، این روایت در بحث نذر گذشت. وباسناده عن أحمد بن الحسن، عن عمرو بن سعيد، عن مصدق بن صدقة عن عمار الساباطي قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الرجل يقول: لله علي أن أصوم شهرا أو أكثر من ذلك أو أقل، شخصی نذر می‌کند که یک ماه روزه بگیرد، بعد مجبور می‌شود که سفر کند. فيعرض له أمر لا بد له أن يسافر أيصوم وهو مسافر؟

قال: إذا سافر فليفطر درسته ما بگیم آقا به چی برمیگرده؟ غیر منذور که نیست تو این تا اینجا، ولی در ادامه حضرت میفرماید: لأنه لا يحل له الصوم في السفر فريضة كان أو غيره، والصوم في السفر معصية. [6]

تعلیل دیگه عموم دارد. این عموم تعلیل: «: لأنه لا يحل له الصوم في السفر فريضة كان أو غيره، » یعنی حلال و مباح نیست، جایز نیست صوم در سفر، روزه واجب چه، غیر روزه واجب چه. روزه در سفر معصیت است.

 

حالا آدم حمل بکنه این «لا یَحِلُّ» و معصیت را بر کراهت؟ معمولاً خیلی سنگین است. به قول آقایون چی میگویند؟ خمیر آقایون ترک زبان میگوند خمیرش خیلی آب میبرد. و معصیت را بگیم یعنی کراهت، خیلی خلاف ظاهر است دیگه. درسته؟ اینم روایت خیلی خوبی است از نظر دلالت بر حرمت صوم مندوب در سفر. و اون «غیره» که دیگه کاملاً صراحت داره.

 

روایت سوم صحیح زراره

 

روایت سوم، صحیح زراره است، باب ۱۱ از ابواب مَن یصحُ منه الصوم، حدیث ۴، باب ۱۱ از امام صادق علیه السلام: «قال: لم يكن رسول الله صلى الله عليه وآله يصوم في السفر في شهر رمضان ولا غيره،»؛[7] پیغمبر اکرم «لم يكن يصوم » چیزه دیگه، استمرار است؛ یعنی هرگز نمیگرفتند روزه رمضان را چه غیر رمضان را. رمضان چه غیر رمضان را، پیغمبر در سفر هرگز روزه نمیگرفت.

 

حالا شما ممکنه بگید که

پرسش: استمراریه، غیر استمرار را نفی نمیکند.

پاسخ: یعنی چی؟ اگر مفهوم داشته باشد غیر مداومت. منتها ممکن است کسی بگوید: فعل اعم از چیست؟ اعم از حرمت؟ فعل معصوم اعم از این است که ... حالا اینکه روزه نمیگرفتند، معنایش این نیست که حتماً همان کراهت هم ممکن است در آن باشد. درسته؟ ولی یک قرینه سیاقش خوب است. چون قرینه سیاق دارد دیگر. سیاقش چیست؟ « في شهر رمضان ولا غيره »؛ چه ماه رمضان که قطعاً حرام است. حالا ممکن است کسی به قرینه سیاق بگوید: اینکه پیغمبر – امام صادق – تأکید میکنند که نمیگرفتند، شاید بتوان از آن یک اشارهای به حرمت داشت.

 

روایات نذر مطلق (بحث قبلی)

عرض میشود به حضور شما، روایات نذر مطلق بود که بحثش گذشت در باب ۱۰، روایت دیگر که آن روایات چه بود؟ بحث قبلی ما این بود که اگر کسی نذر مقید به سفر نکرده باشد، بلکه نذر مطلق کرده باشد که: « إني جعلت على نفسي ان أصوم حتى يقوم القائم، »؛ پس امام علیهالسلام فرمود: « فقال: صم ولا تصم في السفر ».[8] یعنی نذر کرده است تا ظهور حضرت روزه بگیرم، این نذر مطلق است، در آن قید سفر وجود ندارد، ولو در سفر هم قیدی ندارد. حضرت فرمودند: همه را بگیر، ولی در سفرها روزه نگیر. این روایات که چند تا روایت بود، مدلولشان چه بود؟ اینکه سفر مانع صوم مندوب منذور است. سفر مانع صوم مندوب منذور مطلق است. این روایت بر این مطلب دلالت داشت.

 

قیاس اولویت (فحوا) برای حرمت صوم مندوب

از این روایت به دلیل فحوا میشود حرمت صوم مندوب را فهمید. به دلیل فحوا یعنی به قیاس اولویت. چگونه؟ روزه مستحبی که با نذر چه میشود؟ واجب میشود. روزه مستحبی که با نذر واجب میشود، عمومات و ادله وفای به نذر را داریم که تازه قرآنی هم هست، وفای به نذر، دو آیه قرآن هم دارد. این ادله محکم وفای به نذر را هم داریم. خب با این حال حضرت میفرمایند که روزه نذری را در سفر نگیر، با اینکه آن روزه مندوبی است که واجب شده است عارضاً و بالعرض واجب شده است، باز هم حضرت میفرماید نگیر. خب، پس روزه مندوبی که واجب نشده است دیگر به طریق اولی نمیشود گرفت. یک اولویتی میشود در اینجا درست کرد و گفت: آن کسی که نذر کرده است و مندوب تبدیل به فریضه و واجب شده است، او را حضرت میفرمایند نگیر؛ آنگاه روزه مندوبی که واجب نشده است برای چه بگیریم؟ به طریق اولویت خوبی در اینجا میشود پیدا کرد.

 

اشکال و پاسخ: خصوصیت نذر در مقابل مندوب محض

بله، سختگیری ندارد. اما از این جهت که در سفر میشود گرفت یا نه؟ از آن جهت نمیشود. آن وسعت را نمیشود فهمید؛ وسعت دارد مثلاً از یک سری احکام دیگر. ولی از این جهت که مثلاً مندوبی را که نذر کرده است در سفر نگیرید، شما نگیرید، خب به نحو عزیمت از این مطلب فهمیده میشود. چه خصوصیتی در آن نذر وجود دارد که تبدیل به حرام میشود؟ بله، آن را مثلاً در ماه رمضان میتوانیم بگوییم ماه رمضان بالاخره خصوصیت دارد. خب، اما چه خصوصیتی در نذر هست که این را تبدیل میکند به حرام، به طوری که وقتی نذر نباشد اشکال نداشته باشد؟ اگر آن خصوصیت باشد، باید بالعکس آن باشد. بله، آنچه شما میگویید، بله آن جاست که مثلاً به ذات فریضه باشد، روز خاصی باشد، عیبی ندارد. آن در سفر حرام شده است، اما مندوب معلوم نیست حرام شده است. ولی وقتی شما مندوب منذور را حرام کردید، خوب مندوب غیر منذور چه خصوصیتی نسبت به آن دارد؟ باید تأکید بیشتری میشد.

پرسش:

پاسخ: درسته؟ در اینجا باید تأکید بیشتری میشد که بگویید اگر ذاتاً قابل اتصال بود و گرفتن ممکن بود،

پرسش:

پاسخ: اگر آن صوم قابل گرفتن بود یا لااقل اجازه میدادند بگیرد دیگر. انسان مستحبی را تبدیل میکند به روزه بگیرم، نذر نمیکند. البته اشکالی هم ندارد، روزه واجب – یعنی عمل واجب – را هم نذر کردن اشکالی ندارد. ولی طبیعتاً طبیعت اعمالی که نذر میشود، یا مندوب است یا حتی گاهی مندوب هم نیست، فقط یک رجحانی دارد. معمولاً کسی نذر نمیکند مثلاً نذر کند روزه ماه رمضان را بگیرم.

 

خوب، پس بنابراین ما میگوییم اینها از نظر قیاس اولویت خوب است. اینها روایات موافق بودند، اخبار مثبته بودند برای حرمت صوم مندوب در سفر. یا بگوییم اخبار مانع بودند برای صحت صوم در سفر.

 

طایفه دوم: اخبار معارض (جواز یا کراهت)

ولی اخبار معارض هم داریم. یک طایفه دوم از اخبار، در اینجا روایات معارض وجود دارد. ما سه روایت معارض در اینجا داریم که خب اینها را باید تعارضشان را حل بکنیم. و به خاطر همین روایات معارض است که فتوا در جواز صوم مندوب – حالا جواز مطلق یا با کراهت – بسیار بیشتر است، خیلی بیشتر است نسبت به نذر مطلق. در اینجا فتوا بیشتر از زمان شیخ، نظر ایشان این است. عرض میشود به حضور شما، محققان – آنهایی که حالا دیدم – ولی در جواهر هم اقبال، مرحوم محقق جواهر، خود حر عاملی، اینها قائل به کراهت شدهاند.

 

روایت معارض اول: مرسله اسماعیل بن سهل (بسیار ضعیف)

یکی مرسله اسماعیل ابن سهل را داریم، باب ۱۲، حدیث ۴. مرسله اسماعیل ابن سهل: عن أبي عبد الله عليه السلام قال: خرج أبو عبد الله عليه السلام من المدينة في أيام بقين من شهر شعبان، یعنی امام صادق علیهالسلام از مدینه خارج شده بودند در روزهایی که باقی مانده بود از ماه شعبان؛ فكان يصوم یعنی آخرهای شعبان که روزه گرفتن شایع است. بعد ماه رمضان شد ثم دخل عليه شهر رمضان وهو في السفر فأفطر در همان سفر – در ضمن سفر – حضرت روزه خود را خوردند. بعد اصحاب چه گفتند؟ فقيل له: تصوم شعبان وتفطر شهر رمضان؟ یعنی ماه شعبان را شما روزه میگرفتید، ماه رمضان که شد روزه خود را میخورید؟ فقال: نعم حضرت فرمودند: بله، درسته. «شعبان إلي إن شئت صمت وإن شئت لا،» یعنی شعبان را به خاطر اینکه دوست دارم روزه بگیرم و دوست دارم لقای خدا را. «وشهر رمضان عزم من الله عز وجل على الافطار [9] ولی ماه رمضان، خداوند بر من منت گذاشت به افطار. یعنی برای مسافر افطار واجب است. آن افطار واجب است، نه اینکه افطار واجب نباشد و من بخواهم بگیرم یا نگیرم اختیار داشته باشم. در اینجا مختار نیستم، بلکه وسعت برای من نیست.

 

این روایت دلالتش خیلی خوب است، ولی سندش فاجعه است. اولاً مرسله است، «عَنْ رَجُلٍ» که معلوم نیست. یعنی همان اسماعیل ارسال کرده است. بعد در سند منصور بن عباس هست، منصور بن العباس که توثیق ندارد، توثیق ندارد. حالا در اسناد کامل الزیارات آمده است، مرحوم آقای خویی قبول کردهاند از جهت اینکه در کامل الزیارات است. ولی خود اسماعیل بن سهل هست که نجاشی میفرماید: «ضَعَّفَهُ أَصْحَابُنَا»، تضعیف دارد. نجاشی – محمد بن عبدالله بن واثع – هست که اصلاً نه تضعیف دارد و نه توثیق دارد، مجهول است. به قول معروف که اصلاً ارسال دارد. از همه جهت ضعیف است؛ یعنی هم مجهول در آن هست، هم ضعیف در آن هست، همه چیز در آن هست، هم مرسل است. پس سند هیچ اعتباری ندارد، ولی دلالتش خوب است.

 

روایت معارض دوم: مرسله حسن بن بسام (بسیار ضعیف)

روایت بعدی هم همین عیوب را دارد و ظاهراً اینها یک روایت هستند. این حدیث چهارم بود، حدیث پنجمش هم مرسله حسن ابن بسام الجمال است. مجهول است توثیق و تضعیفی ندارد. تازه بعد خودش هم «الرَّجُلَ» که آن رجل، احتمالاً همان کسی است که آن روایت قبلی را نقل کرده است؛ چون داستان یکی است، داستان اینها با الفاظ مختلف است ولی قضیه یکی است. پس بنابراین دو روایت از نظر سند بسیار ضعیف هستند. ولی خوب، « عن رجل قال: كنت مع أبي عبد الله عليه السلام فيما بين مكة والمدينة في شعبان وهو صائم » درست است. چون روزه بود، « ثم رأينا هلال شهر رمضان فأفطر، روزه را خوردند، فقلت له: جعلت فداك أمس كان من شعبان وأنت صائم دیروز که ماه شعبان بود روزه گرفتید واليوم من شهر رمضان وأنت مفطر؟ ولی امروز که ماه رمضان است شما افطار کردید فقال: إن ذلك تطوع آن تطوعی بود ولنا أن نفعل ما شئنا، »؛ یعنی در امور مستحبی هر کاری دل ما بخواهد میتوانیم بکنیم، به قول معروف رخصت است، دایرهاش دایره ترخیص است. « وهذا فرض» ولی ماه رمضان روزهاش فریضه است و واجب است. « فليس لنا أن نفعل إلا ما أمرنا. »[10] در اینجا اختیار نداریم و باید همان چیزی را انجام دهیم که دستور داده شده است، دستور داده شده به افطار ماه رمضان در سفر.

دلالتهایش خیلی خوب است، الا اینکه سندش هر دو ضعیف است.

 

روایت معارض سوم: صحیح سلیمان جعفری (بحث برای جلسه بعد)

روایت سوم، روایت سوم خوب است، صحیح است. عرض میشود به حضور شما، ولی بحث آن فردا یا پس فردا اگر عمری باشد انشاءالله. صحیح سلیمان جعفری، باب دوازدهم، حدیث ۳ است. فقط ببینم از وقت گذشته است. حالا روایتش را میخوانم ولی بحث سند و دلالت برای جلسه بعد. باب ۱۲، حدیث خوب است، سندش خوب است. منتها این یکی دلالتش اشکال دارد. كان أبي عليه السلام يصوم يوم عرفة في اليوم الحار في الموقف ويأمر بظل مرتفع فيضرب له [11] امام کاظم علیهالسلام میفرمودند که پدرم یعنی امام صادق علیهالسلام روز عرفه روزه میگرفتند. روز عرفه کجاست؟ ایشان در ایام حج، در عرفات الموقف، در روزهای گرم عرفات. در عرفات که آدم ده روز نمیماند که دیگر مشخص است، در عرفات حداکثر دو روز، یک روز دو روزه. ولی حضرت در روز عرفه، در عرفات، روزه میگرفتند. در عرفاتش هم تصریح دارد: « ويأمر بظل مرتفع فيضرب »؛ دستور میدادند که یک سایبان مرتفعی برایشان بگذارند که گرما اذیت نکند. همین. خب سؤال این است که روز عرفه که قطعاً روزهاش واجب نیست، روز استحبابی است. عشره را هم که حضرت نمیتوانستند در عرفات داشته باشند. پس نتیجه این است که روزه مستحبی در سفر جایز است. نتیجه این میشود، مگر اینکه حالا ما حمل کنیم بر نذر مقید و محاملی برایش پیدا بکنیم. حالا ببینیم این روایت چطور میشود قبول کرد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo