1404/11/25
بسم الله الرحمن الرحیم
موارد استثناء صوم در سفر: بررسی صوم نذر مطلق/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /موارد استثناء صوم در سفر: بررسی صوم نذر مطلق
استثنای سوم – نذر
بحث در نذر بود به عنوان یکی از موارد استثنا از قاعده حرمت صوم در سفر. حرمت صوم در سفر سه تا استثنا داشت که استثنای سومش نذر بود. یعنی در صورتی که شخص نذر مقید و مصرحی کرده باشد به اینکه در سفر روزه بگیرد یا ولو در سفر روزه بگیرد، در این صورت سفر مانع نیست. این خب روایتش بیان شد. بنابراین ما یک نذر مقید داریم (مقید به قید سفر یا مصرح به سفر) و نذر مطلق داشتیم.
حالا اگر کسی نذر کرده بود که فلان روز خاص را یا فلان روزهای خاص را روزه بگیرد و بعد در سفر بود، آیا باید بگیرد یا نگیرد؟ قول مشهور این است که نباید بگیرد، ولی عرض کردیم که قول خلاف مشهور هم دارد. بنابراین مرحوم سید میفرماید: دون النذر المطلق[1] نذر مقید مانع صحت صوم نیست، ولی نذر مطلق از موارد استثنا نیست و روزه در سفر حتی با نذر مطلق هم باطل است.
قول مشهور و ادله آن
قول مشهور متکی به روایات و اخبار و عمومات است. عمومات بطلان صوم در سفر را داریم. آنچه از آن عمومات استثنا شده بود، « إلا أن تكون نويت ذلك، »[2] بود. طبق قواعد هم باطل است. اگر ما شک هم داشته باشیم، باید برگردیم به عمومات و اطلاقات. ولی غیر از آن عمومات بطلان صوم در سفر، ادله خاص هم هست که تصریح میکند که ولو با نذر مطلق باز روزه در سفر جایز نیست. این روایات در باب ۱۰ آمده است. از ابواب من يصح منه الصوم آمده است.
استدلال مبتنی است:
- اولاً به عمومات مانعیت سفر برای صوم و عمومات بطلان صوم در سفر.
- ثانیاً به این ادله خاصه.
صحیحه علی بن مهزیار
یکی از ادله خاصه، همین صحیحه علی بن مهزیار است که چند بار روایت را با هم دیدیم. در آنجا عبارت معروف داشت: « إلا أن تكون نويت ذلك، ». قبل از آن « وليس عليك صومه في سفر ولا مرض» بود که قاعده کلی است (روزه نگیری در سفر و مرض)، « إلا أن تكون نويت ذلك، » مگر اینکه این را نیت کرده باشی در نذرت. بنابراین مفهوم روایت این است که اگر نیت نکرده باشیم به طور خاص در نذر، نمیتواند روزه بگیرد. این روایت با مفهومش دلالت بر مطلوب دارد. كل يوم سبت، حدیث بعدی ما موثقه زراره است (باب 10 حدیث 3). یعنی نیت کرده باشد که حتی در سفر در آن نذر نیت کرده باشد. چون صحبت نذر بود.
این روایت به اسناد شیخ (سعد بن عبدالله عن ابی جعفر) از حسن بن علی بن فضال و عبدالله بن بکیر از زراره نقل شده است. وباسناده عن سعد بن عبد الله، عن أبي جعفر، عن الحسن بن علي بن فضال، عن عبد الله بن بكير عن زرارة قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام: إن أمي كانت جعلت عليها نذرا زراره میگوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم كانت جعلت عليها نذرا که مادرم نذر کرده بود که إن الله رد (إن يرد الله) عليها بعض ولدها من شئ كانت تخاف عليه أن تصوم ذلك اليوم الذي يقدم فيه ما بقيت، نذر کرده بود که اگر خداوند بچههایش را به او برگرداند از آن خطری که آنها را تهدید میکرد (یا نگرانی که داشت - كانت تخاف عليه حالا نگفته چی بوده، بیماری بوده، سفر بوده، یک چیزی بوده که نگران بچههایش بوده)، كانت تخاف عليه أن تصوم ذلك اليوم الذي يقدم فيه ما بقيت این نذر کرده بود که تا آخر عمر آن روز را روزه بگیرد (مثلاً آن روزی که بچههایش سالم از سفر برگشتند). فرض کنید ۲۰ شعبان بوده، تا آخر عمر هر ۲۰ شعبان روزه بگیرد).
فخرجت معنا مسافرة إلى مكة
زراره میگوید: من با مادرم به مکه سفر کردم. فأشكل علينا لمكان النذر، به خاطر وجود آن نذر، اشکال پیش آمد که آیا آن روز را روزه بگیرد یا نه (که بچههایش به او رسیده بودند). أتصوم أو تفطر؟ روزه بگیرد یا افطار کند حضرت فرمودند: روزه نگیرد، چون خداوند حق خودش را از او برداشته است. فقال: لا تصوم، قد وضع الله عنها حقه[3]
الان نذر معین هست، چون معین کرده یک روز خاصی را، ولی مقید به قید سفر نیست و مطلق است. «مطلق» دو تا معنا دارد: گاهی در برابر نذر معین به کار میرود، ولی در این بحث ما در برابر نذر مقید است. یعنی آن وقت که نذر کرده، نگفته « إلا أن تكون نويت ذلك » و حتی در سفر را هم نیت نکرده است. پس از این جهت مطلق است. بنابراین ما وقتی میگوییم «نذر مطلق»، این اصطلاح گاهی در برابر نذر مقید به کار میرود و گاهی در برابر نذر معین. اینجا در برابر نذر مقید منظور ماست. وگرنه نذر معین است، چون گفته آن روز را هر سال روزه بگیرم. با این حال، چون قید سفر را نیاورده و سفر را در نظرش ملاحظه نکرده بوده (به قول آقایان اشتراط نکرده بوده)، حضرت فرمودند: روزه نگیرد.
این روایت ادامه دارد و ذیلی دارد که وارد ذیلش نمیشویم، آن بحثهای مفصلی دارد. تا اینجا ثابت میکند که اطلاقات دارد
پرسش:
پاسخ: و اصلاً وارد قید سفر نشده است. خب در این موارد باید ببینیم که حکم چیست و برای همین محل اشکال بوده است. حضرت فرمود که مشمول استثنا از عمومات سفر نمیشود.
بررسی سند روایت و وثاقت راویان
سند روایت: سعد بن عبدالله که جلیل القدر و شیخ قمین بوده (به قول معروف)، عن ابی جعفر (کنیه هر دو آن بزرگوارها، یعنی احمد بن محمد بن عیسی و احمد بن محمد بن خالد، که هر دو ثقه هستند و معروفند)، عن الحسن بن علی بن فضال. به خاطر همین (یا به خاطر حسن یا به خاطر عبدالله بن بکیر) میگویند موثقه است. ما چند بار عرض کردیم که به هر حال نظر خیلی از بزرگان مثل رهبری معظم این است که اینها اگر هم فطحی بودند در یک دوره کوتاهی، برگشتند از فطحیت قطعاً. اصلشان همین حسن است. ابن فضال اصلی حسن است. بقیه بچههای علی بن فضال (احمد بن حسن بن فضال) همه از اصحاب ائمه بعد از امام کاظم علیه السلام بودند. همین حسن از مقربان و خواص امام رضا علیه السلام بوده و خیلی روایت دارد. علی که پسر اصلی است، از اصحاب امام هادی و امام عسکری است. چطور یک نفر که به امامت این بزرگواران اعتقاد نداشته باشد، جزو اصحابشان باشد و این همه روایت داشته باشد؟ فطحیها بیشتر برگشتند، ولی واقفیها نه. بنابراین علیه واقفیها ما روایت خیلی داریم، ولی علیه فطحیها (چون فطحیت یک چیز مختصری بوده و جمع شده) به هر حال فطحی بودن اینها مورد قبول نیست، یعنی فطحی ماندنشان. پس بنی فضال را لازم نیست موثقه بدانیم. ولی ابن بکیر که برادرزاده زراره است، او هم اشتهار به فطحیت دارد. پس موثقه زراره همهشان ثقه هستند.
موثقه عمار ساباطی (باب ۱۰ حدیث ۸)
روایت بعدی، موثقه عمار ساباطی است (باب ۱۰ حدیث ۸). سندش معتبر است. « قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الرجل يقول: لله علي أن أصوم شهرا أو أكثر من ذلك أو أقل، شخصی نذر میکند یک ماه یا کمتر یا بیشتر روزه بگیرد،فيعرض له أمر لا بد له أن يسافر أيصوم وهو مسافر؟ ». بعد مسئلهای عارض میشود که مجبور میشود سفر کند. حالا چون نیت کرده بود یک ماه روزه بگیرد، باید چه کار کند؟ قال: إذا سافر فليفطر لأنه لا يحل له الصوم في السفر حضرت فرمودند: در حالت سفر روزه را افطار کند، با اینکه نذر داشته است. و روزه در سفر حلال نیست و جایز نیست، فريضة كان أو غيره، چه روزه واجب باشد و چه روزه غیر واجب. والصوم في السفر معصية[4] . تعبیر « السفر معصية » دارد، یعنی اصلاً جایز نیست به نحو عزیمت، نه به نحو رخصت. این روایت خوب است. ممکن است کسی بگوید این روایت درباره نذر مطلق است أصوم شهرا (یعنی یک ماه روزه بگیرد، نگفته کدام ماه). ولی به هر حال اطلاق جواب امام، اطلاق خیلی خوبی دارد.
موثقه کرّام (باب ۱۰ حدیث ۹)
حدیث بعدی، موثقه کرّام است. « محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن كرام قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام إني جعلت على نفسي أن أصوم حتى يقوم القائم عَلَیْهِ السَّلَامُ». این بنده خدا نذر کرده بود که تا ظهور حضرت صاحب الزمان علیه السلام هر روز روزه بگیرد. تلقی این بوده که خیلی زود واقع میشود. اینطور بوده و تلقی شیعه در همان زمان این بوده.
پرسش:
پاسخ: خیلی از واضحات برای ما در آن زمان نبوده، یعنی خیلی از مسائلی که برای ما الآن جزو مسلمات عقاید است، در اثر زحمات افرادی مثل شیخ مفید (مخصوصاً شیخ مفید) به دست آمده است. در زمان ائمه، مردم آنقدر به روایات دسترسی نداشتند و ندیده بودند.
پرسش:
پاسخ: به هر حال، این بنده خدا یک چنین نذر عجیب و غریبی کرده که تا ظهور حضرت هر روز روزه بگیرد. فقال: صم حضرت فرمودند: روزه بگیر، ولا تصم في السفر[5] ولی در سفر نگیر. دلالتش خیلی خوب است. با اینکه نذرش نذر معینی نیست از این جهت، ولی چون قید سفر را در نظر نیاورده، در سفر نگیرد.
«کرّام» لقب عبدالکریم بن عمر است. این روایت هم به عنوان عبدالکریم آمده و هم به عنوان کرّام. ظاهراً یک نفر هستند و توثیق هم دارد. گفتهاند واقفی هم بوده، ولی واقفی بودنش از جهت تاریخی بحث فقهی ندارد. بحث فقهیش که همین است و سندش خوب است.
موثقه مسعدة بن صدقه (باب ۱۰ حدیث ۱۰)
روایت بعدی، موثقه مسعدة بن صدقه است (باب ۱۰ حدیث ۱۰). «عن أبي عبد الله عليه السلام عن آبائه عليهم السلام في الرجل يجعل على نفسه أياما معدودة شخصی روزهای معین و مشخصی را در هر ماه نذر کرده که روزه بگیرد، مسماة في كل شهر ثم يسافر، فتمر به الشهور». سپس سفر میکند و چند ماه هم طول میکشد (مسافرتهای قدیم). حضرت فرمودند: إنه لا يصوم في السفر[6] آن روزها را در سفر روزه نگیرد. این روایت صریح در اثبات مطلوب است. (مسعدة بن صدقه از شاخههای زیدیه است که به عامه و اهل سنت نزدیکترند.)
پس ما روایات باب ۱۰ را داریم، عمومات حرمت صوم در سفر را هم داریم، و این روایات هم صراحت دارند.
روایت معارض و بررسی آن
یک روایت معارض دارد در این باب ۱۰: خبر ابراهیم بن ابراهیم بن عبدالحمید هست (حدیث ۷ باب ۱۰). علی بن حسن بن فضال (پسر اصلی حسن، همان علی است) از بنی فضال هستند. متعدد هستند ولی اصلیهاشان همین حسن و علی هستند که اسناد شیخ هم هست به او. این قسمتش که روشن است: «عن جعفر بن محمد بن ابی الصباح عن ابراهیم بن عبدالحمید». سندش سند معتبری نیست، چون این جعفر توثیق ندارد. جعفر بن محمد بن ابی الصباح مجهول است. حالا بعضی در مورد همین ابن فضال (منظور علی است) اینها خیلی مورد رجالی ما هستند. یکی از عباراتی که مرحوم نجاشی در مورد ایشان فرموده، گفته: «قَلَّمَا رَوَى عَنْ ضَعِيفٍ». خیلی کم پیش میآید که از ضعیف نقل بکند. بنابراین خود همین که ابن فضال از یک نفر نقل روایت کند (بیشتر روایتشان معتبر است)، این خودش یک اشعاری به وثاقت او شاید داشته باشد، ولی خیلی معتبر نیست.
متن روایت: « عن أبي الحسن الرضا عليه السلام قال: سألته عن الرجل يجعل لله عليه صوم يوم مسمى قال: يصوم أبدا في السفر والحضر. [7] ». همیشه باید آن روز را روزه بگیرد، چه در سفر و چه در حضر. دلالتش کاملاً در تعارض با روایات قبلی است.
چه کار کنیم؟ آن روایات هم از نظر سند أقوی بودند، هم از نظر عدد بیشتر، هم از نظر شهرت فتوا. از همه جهت آن روایات به قول معروف مقدم و مرجح نسبت به این یک روایت هستند. بنابراین این روایت متروک و مهجور هم هست. اطلاقش از نظر سفر متروک است. آقایان یا آن را کنار میگذارند یا حمل میکنند بر همان حالتی که نذر مقید باشد (که شخص تصریح کرده باشد که مثلاً در سفر، یا در نیتش سفر را هم قرار داده باشد). مرحوم شیخ طوسی هم حمل کرده بر این معنا. این روایت تکی است که سندش زیاد قوی نیست. این روایت متروک و مهجور است و نمیتواند به قول معروف مقاومت کند در برابر آن همه روایات معارض.
قول خلاف مشهور و نقد آن
پس ما جمعبندی میکنیم که نذر مطلق موجب صحت صوم در سفر نمیشود. این قول مشهور است.
در برابر آن، قول خلاف مشهور که قول شاذی است، منسوب به شیخ مفید، سید مرتضی و سلار است. مرحوم صاحب جواهر اسم برده و این قول را به آنها نسبت داده است که نذر مطلق هم موجب صحت صوم در سفر میشود. و در صورت نذر، به طور کلی چه مطلق و چه مقید، سفر مانع صحت صوم نیست. این نظر این چند فقیه بزرگوار است. دلیلشان چیست؟ دلیلشان عمومات وفای به نذر است و شاید همین روایت معارض.
جواب این است که آن عمومات و اطلاقات، مقید و تخصیص خوردهاند. به چه چیزی؟ اولاً به ادله حرمت صوم در سفر (این همه ادله حرمت با تعابیر خیلی شدید). ثانیاً به این ادله خاص که همگی ناظر به موضوع نذر بودند (روایات باب ۱۰). بنابراین آن عمومات وفای به نذر، تخصیص میخورد به این ادله باب ۱۰ و سایر ادله. در نتیجه این قول قوی نیست.
این شد استثنای سوم از مانعیت سفر برای صحت صوم.