« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/11/08

بسم الله الرحمن الرحیم

شرایط صحت صوم: جمع بندی نهایی حکم سکران و مغمی علیه/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /شرایط صحت صوم: جمع بندی نهایی حکم سکران و مغمی علیه

 

بحث ما در شرط دوم برای صحت صوم بود که شرط دوم عبارت بود از عقل و قوه مدرکه در انسان. و عرض کردیم که بحث در دو محور قرار می‌گیرد در مسئله سکران و مغمی علیه. در مورد جنون بحث زیادی وجود نداشت، ولی به عنوان ملحقات آن داشتیم که تکلیف این‌ها خیلی روشن نبود که آیا این‌ها ملحق به جنون هستند یا ملحق به حالت طبیعی انسان مثل نوم و امثال آن.

 

گفتیم که در دو محور می‌شود بحث کرد:

- یکی اغماء و سکر مستوعب به وقت، یعنی مستوعب کل نهار.

- و دوم سکر و اغماء عارض (اصطلاحاً اغماء غیر مستوعب) در صورتی که در اثناء نهار عارض شده باشد با سبق نیت.

 

در این دو محور روایاتی هم بود در باب ۲۴ از ابواب من یصح منه الصوم که چند جلسه قبل و جلسه گذشته دیدیم. امروز یک جمع‌بندی نهایی داریم.

 

محور اول: سکر و اغماء مستوعب (کل نهار)

در مورد سکر و اغماء مستوعب، روایت داشتیم (همان اخبار باب ۲۴) و دلیل عقلی هم داریم بر عدم توجه تکلیف و قبح تکلیف شخص فاقد درک و تمیز. کسی که در کل یک فریضه و واجب، فاقد قوه مدرکه و قوه عاقله بوده، تکلیف کردن او به یک امری، غیر عقلی و خلاف عقل و قبیح است. روایت هم که داشتیم (البته روایت در باب اغما بود) ولی سکر هم همین‌طور است، اگر بدتر از اغماء نباشد بهتر از آن نیست. پس بنابراین در اینجا می‌گوییم تکلیفی وجود ندارد اصلاً و قضا هم نیست. این هم موافق دلیل عقلی است و هم موافق روایات.

 

نکته مهم: قید اختیاری یا غیراختیاری بودن عارضه

یک ملاحظه وجود دارد و آن در حالتی است که این عارضه (سکر و اغماء) به صورت اختیاری عارض شده باشد. یعنی شخصی مرتکب مفطرات شده باشد یا کاری کرده باشد که دچار اغما شود در کل نهار یا چند روز.

 

روایات متعرض این قید اصلاً نشده‌اند. در روایات اغما که داریم، بحث حالت قهری یا اختیاری نیست. برای اینکه اصلاً فرض حالت اختیاری در زمان صدور این روایات در عصر ائمه اطهار علیهم السلام، یک فرض نه می‌گوییم نادر، بلکه شاید فرض معدومی بوده است. یعنی اغمای اختیاری در قدیم نداشتیم. داروهای بیهوشی و عمل جراحی و این مسائل وجود نداشته است. بنابراین می‌توانیم بگوییم این روایات (باب ۲۴) انصراف دارد به اغمای قهری و غیراختیاری. این حرف خوبی است انصافاً.

 

یعنی می‌گوییم اگر شخص به صورت طبیعی و عادی دچار بیهوشی و اغما شد، تکلیف از او برداشته شده و قضا هم ندارد. وقتی تکلیف به ادا ندارد، تکلیف به قضا هم طبیعتاً ندارد. موافق روایت هم هست و موافق دلیل عقلی هم.

 

اما اگر اغماء یا سکرش اختیاری بود و مستوعب تمام نهار هم بود، اینجا ما دلیل عقلی و نقلی نداریم. دلیل عقلی که نداریم، چون «الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار». اینجا دیگر قبحی ندارد. اگر کسی خودش را تعجیز کرده، خودش را دچار حالت عجز از امتثال کرده، مکلف کردن این آدم به قضا هیچ قبحی ندارد. خودش خودش را در این مهلکه قرار داده است. از شمول روایات هم می‌توانیم بگوییم خارج است، به خاطر اینکه انصراف قابل قبولی است که این روایات انصراف دارد به همان حالت عادی غیراختیاری. حالت عادی اغما و سکر غیراختیاری است، مخصوصاً در عصر صدور این روایات که اغمای اختیاری اصلاً وجود نداشته است.

 

پس بنابراین در اغماء و سکر مستوعب نهار، اینکه ما بگوییم عدم تکلیف به ادا و قضا اختصاص دارد به حالت اغماء قهری و غیراختیاری، این حرف موافقی است با ادله عقلی و نقلی. می‌شود انسان این را بپذیرد، لااقل به نحو احتیاط وجوبی می‌تواند قبول کند. یعنی بگوییم کسی که خودش را دچار بیهوشی و اغما کرد، بنابر احتیاط واجب آن روز را قضا کند و مشمول این روایات باب ۲۴ نمی‌شود.

 

به نظر ما این حرف موافق قواعد است. پس در عذر مستوعب (اغماء مستوعب) نظر نهاییمان این شد: نه ادا دارد و نه قضا، مگر اینکه این سکر و اغماء اختیاری باشد که در این صورت بنابر احتیاط واجب قضا دارد (ادا که معنا ندارد در مورد او) ولی قضا دارد.

 

محور دوم: سکر و اغماء عارض (غیر مستوعب)

 

در محور دوم که عبارت است از سکر و اغماء عارض (عذر غیر مستوعب نهار)، باید ببینیم وجه بطلان چیست؟ در جایی که سبق نیت وجود دارد و بعد در اثنای نهار این شخص دچار بیهوشی شد (مثلاً برای عمل جراحی، نیم ساعتی، ۵ دقیقه‌ای، ۱۰ دقیقه‌ای از حال رفت و بیهوش شد)، چرا باید بگوییم روزه باطل است؟ قبلش که صحیح بوده. اگر بخواهیم به استصحاب عمل کنیم (بقای تکلیف) چرا باید بگوییم صومش باطل است؟

 

قبلاً هم عرض کردم سه وجه به ذهن می‌رسد:

 

وجه اول: اخلال به نیت

بگوییم در این حالتی که این شخص دچار اغما شد، از حالت هوشیاری خارج شد، نیت نقض و قطع شده است. بنابراین این شخص فاقد نیت است و عبادت هم نیاز به نیت دارد و نیت متوقف است بر درک و عقل و این شخص فاقد این قوه شده است. بعضی از فقها به این وجه تکیه کرده‌اند.

 

اما فرمایش مرحوم آقای حکیم خیلی متین بود. ایشان فرمودند که نیت فعلیتاً زائل شده ولی فاعلیتاً نه. فعلیت نیت زائل شده، ولی در این حالت عارضه‌ای که پیش آمده (مثل سکر و اغماء)، این جنون نیست که مبدأ عقل خراب شده باشد. در جنون، عقل و درک از مبدأ و از فاعل منهدم و زائل می‌شود. ولی در مورد این عوارض، نه، قوه عاقله زائل نشده است. یک حجابی از غفلت یا از عدم هوشیاری جلوی آن را گرفته، ولی قوه مدرکه زائل نشده است. بنابراین نیت فاعلیتاً منهدم نشده، فقط فعلیتاً از بین رفته است. این به نظر بنده فرمایش خیلی متین و موجهی است.

 

بنابراین ما از راه نیت نمی‌توانیم بگوییم این عمل باطل است. می‌توانیم بگوییم استدامه حکمیه وجود دارد، مثل آدمی که در نماز انقدر حواسش پرت می‌شود و به جاهای دیگر می‌رود، ولی در ارتکازش نیت وجود دارد. این شخص مثل نائم می‌ماند. مرحوم آقای حکیم در مستمسک تصریح کردند که مثل نائم می‌ماند. نائم ارتکازش از بین نمی‌رود، فاعلیتاً قوه مدرکه و قوه عاقله زائل نشده است.

 

وجه دوم: عجز از امتثال

یعنی ما بگوییم آدم مغمی علیه و سکران نمی‌تواند عبادتی را انجام دهد که توانایی ندارد. عاجز است و تمکن و قدرت بر امتثال ندارد. پس وجه دوم بطلان این است.

 

جواب این است که واجبات دو دسته‌اند: بعضی وجودی هستند و بعضی عدمی. در واجبات وجودیه (اعمالی که وجودی هستند) این فرمایش درست است. ولی در واجباتی که عدمی هستند و ترک فعل محض می‌باشند، چه؟ ما سه عنصر داریم: نیت که در وجه اول گفتیم فرض می‌کنیم نیت خراب نمی‌شود و استدامه حکمی از بین نمی‌رود، و بقیه‌اش ترک فعل است (امساک). پس در واجبات عدمی، امتثال از فرد مغمی علیه و سکران (مثل نائم) محقق می‌شود. عمل امساک که عملی نیست که نیاز به توجه داشته باشد. مگر ما در تمام روز ماه رمضان دائماً توجه داریم؟ در ارتکاز داریم. ارتکاز نائم هم از بین نمی‌رود.

صوم عبارت است از نیت و ترک. نیتی که داشته و فرض کردیم که نیتش خراب نمی‌شود و استدامه حکمی از بین نمی‌رود. بقیه‌اش ترک فعل است که امساک است. سوم عبارت است از امساک. امساک در تعریف خیلی از آقایان... یعنی صوم یک واجب عدمی است. خوب پس بنابراین این در واجبات عدمی، امتثال از فرد مغمی علیه، از فرد سکران، از فرد نائم، امتثال حاصل می‌شود و امتثال محقق است. نیتی که گفتیم در وجه اول گفتیم فرض می‌کنیم نیت خراب نمی‌شود. همه این‌ها که اشکال به آن نیت است، ما گفتیم نیت فاعلیتاً زائل نمی‌شود. این وجه اول بود. الآن در وجه دوم هستیم که عملی وجود ندارد اصلاً. عمل امساک، آیا جز نیت بود؟ که فرض کردیم که نیت برقرار است و سر جای خودش قبلاً بوده. وجه دوم: عمل از فرد فاقد درک و تمیز محقق نمی‌شود، عمل صادر نمی‌شود. ما می‌گوییم عملی نیست در امساک. عملش امساک است که داشته یا نداشته؟ توجه به آن نیت نیاز ندارد اصلاً. مگر ما الآن در ماه رمضان همش کل آن روز توجه داریم؟ در ارتکاز داریم. ارتکاز نائم مگر از بین می‌رود؟ ارتکاز از بین نمی‌رود.

 

حالا داریم وجوه بطلان را می‌گوییم. پس وجه اول اخلال در نیت بود، وجه دوم اخلال در عمل بود (یعنی امتثال ممکن نباشد). این‌ها قابل جواب دادن است.

پس وجه دوم هم قابل جواب است.

 

وجه سوم: عدم توجه تکلیف

وجه سوم برای بطلان که از همه قوی‌تر است، این است که بگوییم توجه تکلیف وجود ندارد. یعنی اصلاً تکلیفی خطاب به آدم مغمی علیه و سکران متوجه نیست. بنابراین تعلق تکلیف از بین می‌رود و در آن جزء، تکلیف ندارد. این فرمایش نسبت به دو تای دیگر قوی‌تر است.

 

منتها این وجه هم متوقف بر این است که ما بگوییم این شخص (مُغمی علیه و سکران) مثل مجنون می‌ماند. در مجنون می‌گوییم جنون جوری شده که قوه درک و عقل را از بین برده، چنین آدمی مخاطب امر شرعی قرار نمی‌گیرد و تکلیفی به او تعلق نمی‌گیرد. اما آیا این عوارض هم از آن سنخ و ماهیت هستند؟ این محل اشکال است. و هیچ طرفش را نمی‌توان به صورت جزمی قبول کرد.

به نظر حقیر، اینجا همان فرمایش آقایونی که قائل به احتیاط شده‌اند (که تعدادشان هم قابل توجه است) محکم و مقبول و موجه است، مثل مرحوم آقای خوئی مثل مرحوم آقا ضیاء عراقی.

یعنی ما می‌گوییم که در حالت صحو و افاقه (اگر در اثنای نهار از حالت سکر یا اغماء به هوش آمد) آن روز را تمام کند و احتیاطاً قضایش را هم به جا آورد. آن روز را تمام کند، برای اینکه احتمال دارد صحیح باشد و این دو حالت ملحق به جنون نباشند و خطاب تکلیف از او برداشته نشده باشد. این احتمال قوی است، چون ارتکاز وجود دارد و از امتثال به معنای امساک وجود دارد. قوه عاقله و مدرکه هم در حدی که بگویید تکلیف از او برداشته شده، زائل نشده است. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم روزه‌اش باطل شد و بخورد. از آن طرف هم به خاطر اینکه بالاخره درک و تمیز و تشخیصی وجود ندارد و یک اشتراک و مشابهتی با جنون هست، می‌گوییم قضایش را هم به جا آورد.

 

به نظر ما می‌رسد که این تفصیلی هم که بعضی از بزرگان فرموده بودند (تفصیل بین سکر و اغماء) نمی‌توانم قبول کنم. وجه این تفصیل چیست؟ در هر دوی آنها آن مقداری از زوال عقل و زوال درک و هوشیاری هست. بنابراین ما می‌گوییم بهترین فرمایش علی الظاهر همین احتیاط در هر دو است. یعنی به هوش که آمد روزه‌اش را تمام کند و بعداً قضایش را هم به جا آورد. و فرقی هم بین اختیاری و غیراختیاری در این حالت نیست.

به نظر ما این احتیاط موافق قواعد است.

 

عبارت مرحوم آقای ضیاء عراقی در حاشیه عروه

 

حاشیه‌های مرحوم آقا ضیاء عراقی کم است، اما جنبه فقاهتش قوی است. ایشان بعد از عبارت مرحوم سید که فتوا به بطلان داده بودند (یعنی روزه باطل است و بعداً قضا کند)، ایشان می‌فرمایند: علی المشهور این بر مبنای مشهور است که باطل است.

«علی المشهور، وإن کان فی وجههم نظر، یعنی دلیل مشهور بر بطلان محل اشکال است. فلا یُترک الاحتیاط بإتمام صومه مع سبق النیّة؛ پس احتیاط ترک نشود که آن روز را تمام کند در صورتی که از قبل نیت داشته، لعدم تمامیة وجه المانعیة مع قضائه خروجاً عن مخالفة المشهور چون وجه مانعیت این‌ها (سکر و اغماء) برای صوم تام و تمام نیست. و بعداً قضایش را هم به جا آورد چون با مشهور در ترک قضاء مخالفت شده است».[1]

 

این جمع‌بندی نهایی ما شد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo