« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

شرایط صحت صوم: اسلام و عقل/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /شرایط صحت صوم: اسلام و عقل

در فصل نهم از کتاب صوم بودیم که فصل نهم «فی شرایط صحت الصوم» است. و مرحوم سید فرمود: «و هی امور: الاول: الاسلام و الایمان». مباحث آن گذشت. شرطیت اسلام برای صحت عبادات اجماعی بود. شرطیت ایمان را هم بحث کردیم که اختلافی بود، ادله و اشکالات و مناقشاتی که مطرح شده بود را جلسه گذشته با هم مرور کردیم.

 

بعد در ادامه می‌فرماید: «فلا يصح من غير المؤمن ولو في جزء من النهار ».[1] اگر ما شرطیت اسلام (که اجماعی است) و شرطیت ایمان (را اگر بپذیریم) در بخشی از روز هم اگر شخص اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین نداشته باشد، یا در وسط صوم رمضان اعتقاد پیدا کرده و ایمان آورده باشد، اگر ما این شرط را بپذیریم در هر صورت روزه باطل است.

 

قاعده: عدم امکان تبعیض در مرکب اعتباری

چون وقتی ما شرطی را قرار می‌دهیم، باید در تمام اجزای عبادت آن شرط باشد. بنابراین عبادتی مثل صوم یک مرکب اعتباری و یک کل ارتباطی است. بنابراین شرایط باید در همه اجزایش جاری و ساری باشد. به قول معروف قابل تبعیض نیستند. صوم قابل تبعیض نیست که در بعضی اجزا شرط حاصل باشد و در بعضی نباشد. بنابراین فقدان شرط در یک جزء، موجب بطلان کل می‌شود. قاعده این است.

مگر اینکه ما شرطیت ایمان را قبول نکنیم که گفتیم به هر حال قابل مناقشه است.

بر مبنای همین قاعده که مرکب اعتباری قابل تبعیض نیست، نمی‌توانیم جزء‌جزء کنیم و بگوییم مثلاً صوم از اینجا به بعد صحیح است. با بطلان جزء، کل باطل می‌شود. بنابراین اگر در جزئی از نهار یکی از موانع صوم حادث شود، مثل حائض و نفسا (که در مورد حائض و نفسا گفته می‌شود ولو در چند دقیقه آخر صوم آن شخص حائض شود، کل روزه باطل است)، نمی‌توانیم بگوییم این جزء فقط باطل است. نماز هم همین‌طور است، نماز یک عمل ارتباطی است و فقدان طهارت در جزئی از صلات موجب بطلان کل صلات است. قابل تبعیض نیست.

 

تطبیق قاعده بر اسلام و ایمان

حالا اگر این دو شرط را بپذیریم، در اسلام که اجماعی است، می‌گوییم اگر کافر در جزئی از نهار هم دچار حالت کفر بود (آن روزش، حتی اگر تا آن ساعت هم چیزی نخورده باشد)، فلو أسلم الكافر في أثناء النهار کافر در اثنای نهار اسلام آورد (مثلاً از این فرق ارتدادی بود، از عقیده‌اش برگشت و عقیده سالمی پیدا کرد) ولو قبل الزوال ولو قبل از زوال، لم يصح صومه روزه آن روزش صحیح نیست. چون شرط اسلام را در جزئی از اجزای صوم نداشته است.

 

«وكذا لو ارتد ثم عاد إلى الإسلام بالتوبة». یا مثلاً شخصی دچار ارتدادی شد و بعداً پشیمان شد و استغفار کرد، آن شرطیت اسلام را در ساعاتی یا دقایقی از صوم نداشته، کل صوم در آن روز باطل می‌شود.

 

در نتیجه اگر شرطیت این دو عنوان را قبول کنیم (که در اسلام اجماعی است)، باید این شرط در کل نهار حاصل باشد تا صوم صحیح باشد.

پرسش:

پاسخ: فرقی نمی‌کند که قبل از ظهر باشد یا بعد از ظهر. چون مشکل در نیت نیست، یک شرط مستقلی است.

حالا یکبار دیگر عبارت مرحوم سید را بخوانم

«فلو أسلم الكافر في أثناء النهار ولو قبل الزوال لم يصح صومه ، کافر در اثنای نهار، ولو قبل از زوال، وكذا لو ارتد ثم عاد إلى الإسلام بالتوبة و کذا اگر مرتد شد و بعد به اسلام بازگشت، وإن كان الصوم معينا (حتی اگر روزه واجب معین باشد مثل صوم رمضان) وجدد النية قبل الزوال على الأقوى. ».

در جزئی از نهار اگر دچار کفر یا ارتداد بود، روزه‌اش باطل است. و اگر قبل از زوال نیت را تجدید کند، باز هم روزه‌اش باطل است علی الأقوی.

ایشان «علی الأقوی» می‌گوید چون اقوالی در جهت مخالف هست و استدلالی هم در طرف مخالف وجود دارد که بحث می‌کنیم.

 

وجه بطلان

وجه بطلان، همین عدم امکان تبعیض در مرکب اعتباری است. در مرکبات عبادیه قابل تبعیض نیست. یعنی همه شرایط و موانع باید در همه اجزا رعایت بشود، چه شرایط وجودی و چه شرایط عدمی (که به آن موانع می‌گوییم). همه باید در همه اجزای عبادت رعایت شود. یک کل ارتباطی است. پس بطلان جزء به معنای بطلان کل است. فقدان جزء، فقدان کل است. این وجه بطلان است، اما وجه صحت

پرسش:

پاسخ: حالا وارد آن نشوید، ما داریم در فرض صحبت میکنیم.

وجه صحت (قول مخالف)

اما در طرف مقابل، وجه صحت چیست؟ گاهی وقت‌ها قابلیت تدارک در بعضی از موانع وجود دارد. مثلاً در مورد نیت: کسی که فاقد نیت صوم بوده در ماه رمضان (صوم معین واجب)، تا قبل از ظهر به او امکان نیت دادن داده شده است. گفته‌اند اگر تا قبل از ظهر التفات پیدا کرد که امروز ماه رمضان است و نمی‌دانست، می‌تواند اگر چیزی نخورده، احداث نیت کند و روزه‌اش صحیح است. یعنی ما فقدان نیت را در بعضی از اجزا (اجزای اول نهار) پذیرفتیم و فقدان نیت را مانع ندانستیم. خب حالا فقدان اسلام هم بگوییم آقا تا قبل از ظهر اگر مسلمان شد و چیزی هم نخورده، مثل قیاس بکنیم با آن شرطیت با نیت. قیاس کنیم با آن؟ اسمش روش است، این قیاس است دیگر. این وجه صحت، چون در بعضی از موانع چنین قابلیتی از وجه صحت چیست؟ تدارک در بعضی از موانع، مثلاً در سفر: مسافر اگر تا قبل از ظهر به وطنش برگشت و چیزی هم نخورده بود در سفر، می‌تواند نیت صوم کند و روزه‌اش صحیح است. یعنی سفر در اجزای اول نهار مانع از صحت صومش نیست.

وجه صحت قیاس است با این موانع، آیا می‌توانیم فقدان اسلام را هم با این موارد قیاس کنیم و بگوییم اگر قبل از ظهر مسلمان شد و چیزی نخورده، مثل آن موارد است و روزه‌اش صحیح است؟

 

پاسخ به این قیاس

جواب این است که این قیاس مع الفارق است. آن موارد دلیل خاص دارند. اگر در مورد نیت و امکان تجدید نیت تا زوال روایت نداشتیم، در آنجا هم می‌گفتیم روزه باطل است. آنجا روایت داریم (در اول بحث صوم، فصل اول نیت، مفصل روایاتش گذشت). در مورد مسافر هم دلیل خاص داریم.

پرسش:

پاسخ: دلیل خاص لازم ندارد، دلیل خاص لازم است برای صحت. اصالت الصحه اینجا کاری ندارد برای غیر است. اصلاً ربطی به اصالت الصحه به اینجا کاری ندارد که. اصالت الصحه در عمل مسلم است، نه در عمل خود آدم. برائتی که منظورتان است. اگر منظورتان برائت است، جای برائت نیست. دلیل ما داریم بر شرطیت اسلام.

شرط هر شرطی باید در همه اجزا باشد، مثل شرط طهارت، مثل شرط اسلام، مثل شرط حضور در وطن. باید در همه اجزا باشد، مگر اینکه دلیل داشته باشیم بر خلافش. وقتی ما چیزی را شرط عبادت می‌گوییم، یعنی باید در همه اجزا باشد. همان دلیلی که می‌گوید اسلام شرط صحت صوم است، همان دلیل می‌گوید در همه اجزاء باید باشد.

 

در آن مواردی که شارع مقدس ترخیص فرموده (فقدان شرط را در بعضی از اجزا پذیرفته)، آن‌ها موارد خاصی هستند و قابل تسری به سایر موارد نیستند. مثلاً در غسل جنابت گفته شده اگر مکلف خواب ماند (نوم اول و نوم ثانی و...)، غسل نکرد، عیب ندارد و روزه‌اش درست است. اینجا شارع استثنایی و ترخیصی دارد. آیا می‌توانید این را تسری بدهید به نسیان غسل؟ روایت در مورد نائم است، در مورد ناسی نیست. ناسی چه حکمی پیدا می‌کند؟ هیچ، حکم تارک غسل و طهارت از حدث اکبر را پیدا می‌کند و روزه‌اش باطل است (فوقش کفاره ندارد). یا در مسافر گفتیم قبل از ظهر اگر به وطن رسید، دلیل داریم روایت داریم روزه‌اش صحیح است. مریض اگر قبل از ظهر خوب شد، روایت نداریم. طبق قاعده اگر بخواهیم عمل کنیم، نمی‌توانیم حکم مسافر را به مریض تسری دهیم. روایت دارد آن یکی، روایت ندارد این یکی. نمی‌شود احکام همه این موارد را به هم تسری داد.

پس قاعده اصلی، عدم جواز تبعیض است. یعنی شرط وقتی شرط شد، در همه اجزا باید باشد. اگر در بعضی موارد استثنایی وجود دارد، دلیل خاص دارد و آن موارد قابل تسری به سایر موارد نیستند.

این‌طور نیست که اگر یک عذری را شارع مقدس اجازه داده، بتوانیم به همه موارد تعمیم دهیم. مثلاً نسیان و سهو: اگر کسی سهواً آب خورد یا ناسیاً آب خورد، روزه‌اش صحیح است. اما اگر جاهل بود (نمی‌دانست این کار مفطر است)، نمی‌توانیم حکم ناسی و ساهی را به جاهل تسری دهیم. آنجا روایت دارد، اینجا روایت ندارد.

پرسش:

پاسخ: همه اقسام جاهل (مقصر و غیر مقصر) فرق می‌کنند. جاهل غیر مقصر هم بنا بر اقوالی روزه‌اش باطل است.

وجود قول مخالف و احتیاط

علی الأقوی... چون آن طرفش این احتمالات هست، همین که عرض کردم. این وجهی وجود دارد برای تصحیح. وجه خالی هم نیست و قائل دارد. عمده دلیل آن‌ها هم همین است که امکان تدارک در بعضی از موانع وجود دارد. مثلاً در مریض هم این را قائل دارد، ولی خب به هر حال روایت ندارد.

اقوالی که نقل می‌کنند: شیخ در مبسوط، ابن ادریس، محقق و... این‌ها اسلام را در بین قدما و متأخرین و هم معاصرین (بعضی معاصرین محشین عروه) قائل به احتیاط شده‌اند. آن‌ها که عرض کردم نقل می‌کنند ازشان، اسلام آوردن در بعضی از اجزا در وسط نهار (مثلاً قبل از زوال) را باعث قبول صوم و صحت صوم دانسته‌اند. از قبیل همین مسئله احداث نیت و رفع آن سفر و این‌ها قبل از زوال دانسته‌اند. این‌ها این‌طور بوده. یعنی چون این قول هست در معاصرین، دیگر نگفته‌اند روزه صحیح است، ولی آن‌هایی که قبول کرده‌اند به نحو احتیاط گفته‌اند. یعنی چه کار کند؟ یعنی کسی که قبل از زوال مسلمان شد، روزه آن روزش را تمام کند و بعداً قضایش را هم بگیرد. معنی قائل به احتیاط شدن این است.

وجهش هم عرض کردیم که بعضی از نهار شرط را نداشته است.

این‌ها به این دلیل است که از یک طرف در بعضی از اجزای نهار شرط اسلام را نداشته، از طرف دیگر شاید شبیه به مسئله سفر و مسئله نیت و این‌ها باشد. این‌هایی که انسان به ذهنش می‌رسد در استدلال در طرف مقابل، همین است که عرض کردم: یکی امکان تدارک، یکی هم اخذ به قدر متیقن. یعنی ما بیاییم بگوییم اجماع دلیل اصلی برای شرطیت اسلام است. اجماع هم یک دلیل لبی است. قدر متیقن از این اجماع این است که اگر در کل روز کافر باشد، روزه‌اش باطل است. اما در جزئی از روز، کسی نگفته و معلوم نیست اجماع آن را بگیرد یا نه. این جهات هم به ذهن می‌رسد.

با این حال، این احتمالات به آن قاعده «عدم امکان تبعیض» نمی‌رسد. قاعده این است که هر چیزی که شرط برای عبادت است (از طهارت بگیر، از قبله و استقبال بگیر، از مباح بودن لباس مصلی بگیر)، باید در تمام اجزای آن عبادت باشد. قاعده این است.

پرسش:

پاسخ: آن مواردی که استثنا شده‌اند، دلیل خاص دارند. مثلاً در سفر یا در مریض (حالا وارد مریض نمی‌شویم، آن‌ها مثال زدند)، امتنان این است که بگوییم روزه بگیر؟ کی گفته امتنان به این است که بگوییم روزه بگیر؟ شاید امتنان به این باشد که بگوییم نخور و نگیر، بعداً بگیر. امتنان این است که بگوییم حالا که تا اینجا مسافر بودی، بقیه‌اش را هم بخور. اینکه بگوییم حتماً بگیر، جهتی در امتنانش نیست. اگر می‌گفتیم اصلاً نگیر (قضایش هم نگیر)، یک لطفی بود. حالا بگوییم بعداً بگیر، اتفاقاً شاید بگوییم بعداً بگیر لطفش بیشتر باشد.

 

پس بنابراین این قاعده، قاعده محکم‌تر از این حرف‌هاست که امور اعتباری زورش به این برسد. فرمایش مرحوم سید متین است و ما هم همین را قبول می‌کنیم که خلاصه اگر کافر در اثنای نهار اسلام آورد، به تعبیر مرحوم سید «عَلَی الْأَقْوَی» صوم آن روزش صحیح نیست. شرط اسلام را نداشته و از فردایش روزه می‌گیرد.

 

این شرط اول بود در شرایط صحت صوم، یعنی اسلام و ایمان را هر دو شرط اول قرار داد.

پرسش: ایمان مخالف ندارد؟

پاسخ: چرا ایمان را بحث کردیم (حاج آقا دیروز هم اشاره کردیم)، از روایت‌هایش خواندیم، همان وقت که قبل از این تعطیلی‌ها بود. از آن روایات بطلان استفاده نمی‌شد. روایات وخامت حال مخالف را نشان می‌داد، دلالت خیلی روشنی بر وخامت وضع او در آخرت و عدم قبول اعمال داشت، ولی بطلان از آن استفاده نمی‌شود. بنابراین ایمان محل اختلاف است.

 

شرط دوم – العقل

این شرط اول می‌آییم سراغ شرط دوم: «الثاني : العقل». شرط دوم عقل است برای صحت صوم. یعنی عنوان فصل را هیچ وقت فراموش نکنیم. بحث وجوب چون یک فصل بعدی هم هست (شرایط وجوب صوم)، این بحث صحت است.

فلا يصح من المجنون ولو أدواراً وإن كان جنونه في جزء من النهار

مرحوم سید می‌فرماید: مجنون، ولو ادواراً و ان کان جنونه فی جزء من النهار. تأکید ایشان بر «جزء من النهار» دائماً تکرار می‌شود. خوب، بنابراین روزه مجنون صحیح نیست. ممکن است به او یاد بدهند که ماه رمضان باید چیزی نخورد، ولی ما به این نمی‌گوییم صوم. شبیه صبی غیر ممیز. حالا عبادات صبی ممیز را صحیح می‌دانند آقایون، ولی صبی غیر ممیز (بچه خیلی کوچک) عبادتش را تمرینی می‌دانند و عبادتش صحیح نیست. اینجا هم همین‌طور است.

بنابراین از شخص مجنون و دیوانه صوم صحیح نیست. فرقی نمی‌کند که جنونش جنون ادواری باشد یا به قول معروف اتقانی باشد.

پرسش:

پاسخ: اگر یک روز سالم باشد (از اول تا غروب)، آن روزش صحیح است. ولی اگر جنون ادواری‌اش جوری است که یک جزئی از روز را دچار اختلال شده و جنون برایش عارض شده (قبل از ظهر و بعد از ظهر هم فرقی ندارد)، در این صورت می‌فرماید که روزه باطل است.

«ولا من السكران ولا من المغمى عليه». مست شخصی که دچار مستی است (العياذ بالله) حالا سکران که می‌گوییم، شما مراد را عامد بدانید. گاهی وقت‌ها حالت سکر ممکن است به صورت غیر عمدی هم بر کسی عارض شده باشد (نادر است، ولی ممکن است). یعنی خودش شرب خمر نکرده تعمداً. نمونه‌اش را می‌گویم، مواردش را فردا می‌گویم.

منظور از قبل از طلوع فجر است که شراب خورده باشد که خود آن شرب خمر هم مبطل است از جهت شرب، ولی این از جهت زوال عقل است. الآن ما از جهت زوال عقل داریم می‌گوییم.

 

«ولا من السكران ولا من المغمى عليه ». ایشان این را دائماً تکرار می‌کند: «ولو في بعض النهار». توجه بده که همان قاعده عدم امکان تبعیض را می‌گوید. حتی اگر در بعضی از روز شخص بیهوش شود یا دچار حالت سکر بشود، وإن سبقت منه النية (قبلش نیت صوم داشته باشد)، یعنی از اول طلوع فجر نیت صوم داشته و روزه بوده، در سرش بیهوش شد. ایشان می‌فرماید على الأصح. روزه آن روزش باطل است. جهت مقابلی دارد، باز وجوهی در طرف مقابلش هست و قائل دارد، مثل همان اسلام در جزء نهار. هم قائل دارد و هم استدلال دارد.

 

پس بنابراین ما عنوان جنون را داریم، و دو تا عنوان داریم که ملحق به جنون هستند. چون سکر و اغماء جنون نیست به تعبیر دقیق، ولی زوال عقل هست. از این جهت ملحق به جنون هستند. پس یک عنوان جنون داریم، یک عنوان ملحق به جنون داریم، و یک بحث در حالت موقتی است. اینکه اگر این عارضه در جزئی از نهار با سبق نیت (یعنی از اول طلوع فجر نیت صوم داشت) عارض شد، در این صورت در چه استدلالی می‌گوییم روزه‌اش باطل است؟ این‌ها بحث دارد.

 

یک بحث ما در مورد ادله شرطیت عقل داریم به طور کلی. یک بحث داریم در مورد این دو عنوان الحاقی (بهش می‌گویم الحاقی به خاطر اینکه این‌ها جنون نیستند به تعبیر دقیق کلمه، ولی ملحق به جنون هستند). یک بحث داریم در اینکه اگر این‌ها در جزئی از نهار عارض شد، چه حکمی دارد. سه تا بحث ما اینجا داریم که می‌گذاریم برای جلسه آینده إن‌شاءالله.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo