1404/09/11
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه ای بر زمان صوم/موارد وجوب قضاء بدون كفاره /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/موارد وجوب قضاء بدون كفاره /مقدمه ای بر زمان صوم
رسیدیم به فصل بعدی در کتاب صوم: «فصل فی الزمان الذی یصح فیه الصوم».[1] فصل بعدی در مورد زمان صوم است. به دلیل اینکه روزه یک واجب موقتی است و وقت دارد، و آن وقت چه زمانی را در بر میگیرد.
مرحوم سید میفرماید: «وَ هُوَ النَّهَارُ مِنْ غَیْرِ الْعِیدَیْنِ».
وقت صوم، روز است، البتّه به استثنای عید فطر و عید قربان. به استثنای این دو روز، بقیه روزهای سال انسان میتواند روزه بگیرد. امساک در لیل در اسلام نداریم و بدعت است. چنین چیزی نیست. وقت روزه، نهار است. اسمش هم در فارسی «روزه» یعنی مربوط به روز.
مطلب اول: زمان صوم، نهار است
«وَ مَبْدَؤُهُ طُلُوعُ الْفَجْرِ الثَّانِی، وَ وَقْتُ الْإِفْطَارِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ مِنَ الْمَشْرِقِ».
خب، حالا پس وقت صوم، نهار است. شروع روز، طلوع فجر ثانی (فجر صادق) است و پایانش ذهاب حمره مشرقیه (از بین رفتن سرخی از طرف مشرق) است. یعنی اختفای قرص نیست، ذهاب حمره است.
«وَ یَجِبُ الْإِمْسَاکُ مِنْ بَابِ الْمُقَدِّمَةِ فِی جُزْءٍ مِنَ اللَّیْلِ فِی کُلٍّ مِنَ الطَّرَفَیْنِ لِیَحْصُلَ الْعِلْمُ بِإِمْسَاکِ تمام النَّهَارِ».
از باب مقدمه علمیه لازم است که یک مقداری از شب را هم امساک کند، نه برای اینکه خودش موضوعیت داشته باشد، بلکه برای اینکه احراز کند امساک تمام نهار را. بنابراین هم در طرف صبح (چند دقیقهای، چند لحظهای قبل از طلوع فجر) امساک داشته باشد، و هم در طرف غروب آفتاب (مغرب) آن لحظهای در غروب، امساکش ادامه پیدا کند. از باب تحصیل علم برای احراز امساک در کل نهار. به دلیل اینکه صوم یک واجبی است که مستوعب تمام وقت است، واجب موسعی نیست که یک بخشی از نهار را بگیرد. کل روز را میپوشاند. برای اینکه این کلیت را ما احراز کنیم، یک مقداری از صبح و یک مقداری هم از طرف شب را به عنوان مقدمه امساک میکنیم.
این بحث ابتدایی است که در اول این فصل شروع کردند. قبل از اینکه وارد مسائل بشویم، یک مقدمه همیشه مطرح میشود. در این بخش از مقدمه، سه تا مطلب را مرحوم سید بیان فرمودند:
۱. زمان صوم (که نهار است).
۲. مبدأ و منتهای این زمان (شروع و پایان این وقت). نهار هم یک مفهوم عرفی است، ممکن طلوع فجر صادق باشد یا طلوع فجر صادق باشد مبدا این نهار کی هست.
۳. مقدمه علمیه برای احراز امساک در کل وقت.
مطلب اول: زمان صوم، نهار است
این مطلب که زمان صوم، نهار و روز باشد از مسلّمات اسلام و از ضروریات اسلام است. یعنی اصلاً هیچ اختلافی بین مسلمین در این مسئله نیست. یک چیز روشن و از واضحات و مبینات است. بنابراین جای بحثی ندارد. ما فرقهای سراغ نداریم از فرق مسلمین که منکر این مسئله باشد و روزه گرفتن را در غیر نهار (مثلاً در شب) لازم بداند.
اما با این حال، آیه قرآن هم که واضح است. آیه ۱۸۷ سوره مبارکه بقره میفرماید: ﴿َ و کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ﴾.[2] یعنی میتوانید به اکل و شرب بپردازید تا اینکه خیط ابیض (نخ سفید) از خط سیاه در فجر متمایز بشود برای شما، تبیّن بشود، روشن و واضح بشود. یعنی همان طلوع فجر صادق. پس امساک شروع میشود از طلوع فجر صادق. ﴿ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ﴾. ادامه دهید تا شب. پس این فاصله بین فجر صادق با شب میشود همان روز. خود آیه شریفه دلالت بر زمان صوم میکند به روشنی.
روایات هم تقریباً تمام (یعنی اکثر روایات کتاب صوم) مثل روز روشن است که روزه در یوم و نهار است. همه روایات این مسئله در آن هست. یعنی نمیشود آدم یک روایت انتخاب کند، صدها روایت دلالت بر این مطلب دارد. همانطور که عرض کردم از واضحات صوم است.
به عنوان نمونه اگر بخواهیم از این روایات یک بابی را انتخاب کنیم، باب ۴ از ابواب «الصوم المحرم و المکروه» از این جهت خوب است اشاره کنیم به آن. یک بابی داریم در وسائل در کتاب صوم به نام ابواب «الصوم المحرم و المکروه». باب چهارمش در مورد «صوم وصال» است. یکی از روزهای حرام، روزه وصال است. روز وصال یعنی انسان روزه را در شب هم ادامه دهد تا سحر (در واقع در سحر افطار کند). یک معنای دیگر روزه وصال این بوده که دو روز را پشت سر هم روزه بگیرد با همان لیل متخلل (با شبی که وسط است). یعنی آن دو روز و شب وسط همه را روزه بگیرد. این هم صوم وصال گفته شده. اینها در اسلام حرام است. تصریح شده به اینکه صوم الوصال حرام است و حرمتش در روایات تصریح شده. این نشان میدهد که ما هیچ وقت نمیتوانیم شب را به روزه اضافه کنیم. بنابراین روایات باب (از جمله روایات باب ۴ از ابواب صوم محرم) تصریح دارد به اینکه صوم در لیل جایز نیست و حرام است.
البته یک نفری ممکن است امساکش را ادامه دهد (یعنی افطارش را تأخیر بیندازد) به خاطر اینکه افطار گیرش نیامده یا وقت نداشته باشد دو ساعت بعد افطار کند. قصد صوم نباید در شب داشته باشد. روایاتش هم در این باب متعدد است. یکیش صحیحه زراره (حدیث اول) است. حضرت فرمودند: «لَا وِصَالَ فِی صِیَامٍ». و روایات دیگر.
بنابراین جزئی از لیل را به روزه اضافه کردن با قصد صوم، بدعت و حرام است و چنین روزهای وجود ندارد و جایز نیست. پس وقت صوم هم در آیه هم در روایات معین شده که نهار است.
استثنای عیدین
یک استثنا بیان کردند مرحوم سید که استثنای معروفی است. دو روز در سال قابل صوم نیست: عید فطر و عید قربان. اینها روایاتش هم روشن است و از مسلّمات است. ولی با این حال روایتش در همین ابواب صوم محرم و مکروه، باب ۱ است. مثلاً حدیث ۸ این باب، صحیحه کرام بن عمر است. این روایت را از بین روایات این باب انتخاب کردم چون حاوی یک مطلب جالبی هم هست، یک مطلب معرفتی هم دارد.
ان کرام قال: قلت لابی عبدالله علیه السلام: انی جعلت علی نفسی ان اصوم حتی یقوم القائم. یعنی من نذر کردم که تا ظهور حضرت روزه بگیرم. از چه نظر گفتم این جالب توجه است؟ نشان میدهد که تلقی شیعه از ظهور حضرت یک زمان نزدیک بوده. همین الان بعد از ۱۴۰۰ سال ما میگوییم ظهور نزدیک است، این را از زمان ائمه میگفتند. یعنی خیلی چیز عجیب و غریبی نیست. همیشه شیعه خیال میکرده به ظهور نزدیک است. در زمان امام صادق یعنی این معرفت که حضرت صاحب الزمان علیه السلام امام دوازدهم هستند (امام صادق و امام ششم بودنشان که معلوم بوده برای شیعیان) اما اینکه باید ۶ تا امام دیگر بیایند بعد، حضرت صاحب الزمان به دنیا بیایند و غیبتی باشد، اینها معلوم نبوده. معارفی که الان برای ما روز روشن است، اینها برای شیعیان آن زمان معارف روشنی نبوده و مبهم بوده. یعنی خیلی چیزهایی که ما الان داریم، آنها نداشتند. گاهی وقتها صحبت غلو و اینها میشود، بعضی را متهم به غلو میکنند. خیلی از افرادی که متهم به غلو هستند، همه اعتقادات ما را دارند، منتها آن زمان این اعتقادات خیلی رایج و شایع بین همه نبوده و خواصی میدانستند. برای همین این بنده خدا در زمان امام صادق نذر کرده که تا ظهور حضرت روزه بگیرد. هیچ آدم عاقلی همچین نذری نمیکند. این فکر میکرده که ظهور حضرت را درک میکند. به خود ائمه عرض میکردند و از خود امام صادق و امامهای بعدی میپرسیدند که آیا حضرت قائم شما هستید؟ این تلقی که باید ائمه به آن عدد برسند و اینها که در بعضی روایات منعکس است، معلوم میشود این روایات در دست همه نبوده و همه نمیدانستند اینها را. معارف خیلی شایع و رایجی بین همه نبوده. آدمهایی مثل زراره و محمد بن مسلم هم شاید نمیدانستند. یعنی در این سطوح از اینها خبر نداشتند. به هر حال این بنده خدا یک چنین نذر عجیب و غریبی کرد. چند تا روایت دیگر هم غیر از این در این مضمون هست. اینها فکر میکردند که ظهور حضرت (قیام حضرت) نزدیک است. تلقی بیشتر این بوده که به هر حال آن شخصی که منتقم است باید بیاید و قیام کند و حکومت را به دست بگیرد. چنین تلقی داشتند. منتظر قیام بودند. برای همین هم از لفظ «قائم» خیلی استفاده میشده. از امام صادق علیه السلام اینجا این فکر بوده که دنبال قیام بودند. خیلی به حساب «مستعجل» بودن در این زمینه. دائماً منتظر بودند که بالاخره آن کسی که قیام خواهد کرد کی میآید. و این بنده خدا نذر کرده بود. نذر کردی که باید به نذرت عمل کنی. فقال علیه السلام: «صُمْ». این بنده خدا باید عملاً تا آخر عمر همه عمرش را روزه میگرفت. حضرت میگوید در سفر روزه نگیر (چون روزه در سفر حرام است) و در عیدین هم روزه نگیر. فقال صم ولا تصم في السفر ولا العيدين ولا أيام التشريق ولا اليوم الذي يشك فيه من شهر رمضان[3] . یکی از روایاتی است که نشان میدهد صوم در عید فطر و قربان جایز نیست، حتی با نذر. نذر هم جایز نیست مخصوصاً برای کسانی که در منی باشند و ایام تشریق.
شاگرد:
استاد: این نذر که گفته «تا زمان ظهور امام»، یک زمان نامعلومی است. تا آن وقت نامعلوم من روزه بگیرم. این نذر، نذر مقدوری است؟ نذر باید مقدور باشد و باید مشروع هم باشد. این نذر:
- اولاً مشروع است چون روزه است.
- ثانیاً مقدور است، میتواند بگیرد، فقط طولانی است و همه عمرش را باید بگیرد.
مثل این میماند که یک نفر بگوید من تا زلزله بعدی روزه میگیرم. حالا زلزله هم نیامد تا آخر عمرش نیامد، خب باید بگیرد. باید مقدور باشد و مشروع باشد. اینجا هم مقدور است برایش، میتواند روزه بگیرد. آن چیزی که ما میگوییم غیر مقدور، یک امر غیر مقدوری است که متعلق نذر قرار بگیرد. این غیر مقدور نیست، میتواند روزه بگیرد. فقط غیر معقول است از این جهت که تصور خیلی بعیدی از ظهور داشته. خوب این روایت و کلاً روایات باب ۱ از ابواب صوم محرم، همه مربوط به استثنای عیدین است.
پس این مطلب اول بود که وقت صوم نهار است به استثنای عیدین. این هر دو مطلب روشن است و روایات هم زیاد دارد و احتیاج به توقف بیشتر و بحث ندارد.
مسائل خاص (افقهای غیر متعارف)
شاگرد:
استاد: جاهایی که افقهای متعارفی ندارد، مثلاً ۶ ماه روز و ۶ ماه شب در طرفهای قطب و اینها. آنها جزو مسائل خاصه است که باید بحث کرد. آیا اینجا صوم، اصل حکمش برداشته میشود یا اینکه به نزدیکترین افق عمل میشود؟ چون التزام به زمان عادی که ممکن نیست، باید آنها را جداگانه بحث کنیم.
مطلب دوم: مبدأ و منتهای وقت صوم
بحث دوم در این مقدمه: مبدأ و منتهای وقت. همانطور که معروف و مشهور است، مبدأ نهار برای صوم، طلوع فجر صادق یا فجر دوم است. ابتدای وقت این است. بنابراین میفرماید: «مَبْدَؤُهُ طُلُوعُ الْفَجْرِ الثَّانِی».
این فجر ثانی همان است که در آیه شریفه بیان شده: ﴿حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ﴾. این خط و رشته ابیض از اسود، در روایات فرمودند که منظور همان «خط معترض» است. سفیدی در طرف افق در مشرق طلوع میکند با یک فاصله حدوداً ۲۰-۲۵ دقیقه (کم و زیاد در فصول سال). یکی «خط عمودی» است به صورت مستطیل که آن هم فجر کاذب است. خصوصیتش این است که اولاً عمودی است، ثانیاً پهن نمیشود و گسترش پیدا نمیکند. یکی هم «خط افقی» است. خصوصیتش این است که معترض است (در عرض) و افقی است به قول ما، و دوم اینکه یواش یواش پهن میشود و سفیدیش گسترش پیدا میکند و کل آسمان را میگیرد و میماند.
حاج آقای علوی که متخصص این مسائل هستند نکته خوبی فرمودند به من: گفتند آن خط عمودی (فجر کاذب) اینجوری نیست که از بین برود، بلکه آن خط افقی که در عرض و افق به صورت معترض ظهور پیدا میکند چون پهن میشود و گسترش پیدا میکند، نور آن خط عمودی تحت الشعاع قرار میگیرد و محو میشود، نه اینکه آن از بین برود.
بنابراین این دومی که افقی است برخلاف آن یکی که عمودی است، این دومی میشود فجر صادق و این است که مبدأ روزه است، وقت روزه.
روایاتش کجاست؟ روایتش در باب ۲۷ از ابواب مواقیت الصلاة (مباحث صلات) است، چون صلات و صوم ابتداش یکی است. بنابراین آنجا مطرح شده.
- صحیحه ابی بصیر مرادی: باب ۲۷، حدیث ۱ (همان حدیث اول). عن أبي بصير ليث المرادي قال: سألت أبا عبد الله (ع) فقلت: متى يحرم الطعام والشراب على الصائم وتحل الصلاة صلاة الفجر؟ [4] (یعنی کی طعام برای روزهدار حرام میشود و وقت نماز صبح میرسد؟). فقال: «إِذَا اعْتَرَضَ الْفَجْرُ فَکَانَ کَالْقَبَطِیَّةِ الْبَیْضَاءِ». وقتی که فجر معترض پیدا کند یعنی پهن بشود، مثل پارچه سفید قبطیه. فجر معترض (به این میگوییم فجر خط معترض یا فجر معترض) برخلاف خط مستطیل (یا فجر مستطیل). مثل پارچه سفید قبطیه (یا قبطیه هر دو تلفظ شده). پارچههای مصری بوده، خیلی سفید. آن کلمه در روایات اخلاقی هم آمده. مثلاً در حدیث داریم: «من زار أخاه المؤمن في الله ولله جاء يوم القيامة يخطوا بين قباطي من نور، لا يمر بشئ إلا أضاء له حتى يقف بين يدي الله، فيقول الله عز وجل له: مرحبا وإذا قال مرحبا أجزل الله عز وجل له العطية.» [5] کسی که میرود دیدن یکی از رفقا محض رضای خدا، در آخرت یک قبطیه (لباس سفید) به او میدهند. یعنی لباسهای سفیدی بر تن خواهد داشت که از هر جا رد میشود، نور آنجا را روشن میکند. یعنی نور آن لباسها باعث میشود در محشر که تاریک است (ظلمات) به خاطر این روحیه و این اخلاق مواصله با اخوانش، چنان لباسهایی از نور تنش میکنند که هر جایی رد میشود آنجا را روشن میکند. لفظ «قباطی» آنجا به کار رفته است.
فجر صادق مثل پارچه سفید میماند، انقدر روشن. « فثم يحرم الطعام على الصائم وتحل الصلاة صلاة الفجر ». آن وقت است که غذا خوردن حرام میشود برای روزهدار و وقت نماز فجر داخل میشود. « قلت: أفلسنا في وقت إلى أن يطلع شعاع الشمس؟ » این آقای ابی بصیر میگوید: ما وقت داریم تا طلوع خورشید؟ «قَالَ: هَیْهَاتَ أَیْنَ یَذْهَبُ بِکَ؟». یعنی چی وقت داریم تا طلوع آفتاب؟ کجا داری میروی، چه کار داری میکنی؟ مال تو نیست مثلاً. «تِلْکَ صَلَاةُ الصِّبْیَانِ». بچهها نمازشان را میگذارند دم طلوع آفتاب. تو که نه مؤمنی و نه آدم سن و سالداری؟ از این جهت که صبیان نمازشان دم طلوع خورشید است که بچهها نمیتوانند بیدار شوند. آدمی مثل تو که نباید نمازت را تأخیر بیندازی، باید نمازت اول وقت باشد.
(خدا رحمت کنه همه گذشتگان را، برای شادی روحشان صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد).
مطالب جالبی میفرماید که یادم هست طلبههای آینده میگویند طلبههای قدیم قبل از طلوع خورشید بلند میشدند و نماز میخواندند. قدیمیها مثل اهل سحر بودند. همیشه همین شبستان ما از حدود یک ساعت قبل از اذان صبح پر میشد از مردم که آمده بودند برای نماز شب و نافله و عبادت. مردم محل و بازار، اینجا پر میشد از یک ساعت قبل از آن، جمعیت بود که مشغول عبادت بودند. حالتی که با حسرت ما نسبت به قدیم میگوییم آیندگان میگویند قدیما خیلی اهل عبادت بودند و قبل از آفتاب بلند میشدند نماز میخواندند.
به هر حال این خط معترض، حضرت میفرماید که همان شروع است. در این روایات همین تشبیه که شده به قبطیه، توضیح عرض کردیم. یک تشبیه هم در بعضی روایات شده اگر برخورد کردید: «كأنه بياض نهر سوراء.». [6] در بعضی از روایات متعدد آمده یعنی مثل سفیدی رودخانه سوراء. رودی در عراق است. بعضی «بیاض» خواندند و بعضی نسخهها «مثل نهر سوراء» آمده. آب وقتی در حال جریان است یک برقی میزند، سفیدی دارد. این تشبیهات شده یعنی خلاصه سفیدیش یک جوری است که آدم شک نمیکند که طلوع فجر شده. حالا که خوب ما ندیدیم نه فجر صادقش را و نه فجر کاذبش را، ولی قدیما با همینها تشخیص میدادند سفیدیش اینجوری است.
30
- یک روایت دیگر هست: صحیحه علی بن مهزیار (حدیث ۴). صراحتش باز بیشتر است. باب ۲۷، حدیث ۴. علی بن مهزیار[7] قال: كتب أبو الحسن بن الحصين إلى أبي جعفر الثاني (ع) معي: (یعنی امام جواد الائمه علیه السلام). روایت سندش معتبر است. خودش میگوید من این نامه را دیدم، جواب حضرت را. بنابراین ناقل نیست. نامهای نوشته شد به امام جواد علیه السلام: جعلت فداك قد اختلف موالوك (مواليك) في صلاة الفجر، موالیان و شیعیان شما در مورد نماز صبح دچار اختلاف شدند. فمنهم من يصلي إذا طلع الفجر الأول المستطيل في السماء، بعضی با فجر اول (المستطیل فی السماء) نماز صبح میخوانند، ومنهم من يصلي إذا اعترض في أسفل الأفق واستبان، بعضی با فجر دوم که معترض (پهن میشود) و در پایین افق روشن میشود و معلوم میشود (آن فجر دوم است که کاملاً سفید و واضح و روشن است مثل رودخانه و مثل پارچه قبطیه). این اختلاف بین شیعیان است. «فَکَتَبَ بِخَطِّهِ فَقَرَأْتُهُ» امام با خط شریف خودشان نوشتند که من آن نامه را خوندم: «الْفَجْرُ یَرْحَمُکَ اللَّهُ هُوَ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ الْمُعْتَرِضُ». فجر در وقت صلات و صوم همان خط معترض است، آنی که پهن میشود در طرف افق. «وليس هو الأبيض صعدا» آن خط سفید عمودی نیست. تصریح است دیگر: فجر خط سفید افقی است نه خط سفید صعودی و عمودی. حدیث ادامه دارد ولی قسمتی که مد نظر بود همین است. بعد در ادامه به آیه شریفه استدلال میکنند. میفرماید: «فَالْخَیْطُ الْأَبْیَضُ» آنی که در آیه آمده (آیه چی بود؟ ﴿وكلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر﴾) آن خیط ابیضی که در آیه هست، آن خط معترض است، نه آن خط مستطیل (رشتهای که در طرف افقی هست).
بنابراین شروع، بدون هیچ تردیدی از آیه شریفه و از این روایات باب ۲۷، کاملاً دلالت و صراحت دارد بر اینکه شروع صوم و شروع وقت نماز و ابتدای روزه، طلوع فجر ثانی و فجر صادق است.
اما انتهاش کجاست؟ انتهاش مرحوم سید میفرماید: «ذَهَابُ الْحُمْرَةِ مِنَ الْمَشْرِقِ» که بحث فردا إنشاءالله.