« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/08/07

بسم الله الرحمن الرحیم

 ادله حجیت قول عادل واحد در اثبات موضوعات/موارد وجوب قضاء بدون كفاره /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/موارد وجوب قضاء بدون كفاره / ادله حجیت قول عادل واحد در اثبات موضوعات

در بحث حجیت بیّنه برای اثبات موضوعات عرض کردیم که قول مشهور این است که شهادت عدلین برای اثبات موضوع لازم است. ولی در کتاب و سنت و آیات و روایات و اجماع و بنای عقلا گفته شد.

 

ادله قول خلاف مشهور (حجیت خبر واحد در موضوعات)

حجیت خبر واحد در احکام را همه قبول دارند و جزو مسلمات امامیه است. ولی حجیت خبر واحد در موضوعات را اکثر فقها قدیماً و حدیثاً قبول ندارند. از قدیم، فقهای بزرگی مثل مرحوم علامه قائل به این بودند تا مرحوم صاحب جواهر که در جواهر تمایل نشان دادند و دیگران. در دوران اخیر این مسئله (اعتبار خبر ثقه واحد در موضوعات) رواج بیشتری پیدا کرده است.

استدلال می‌کنند به آیات، روایات، بنای عقلا.

**۱. استدلال به آیه 6 سوره حجرات (آیه نبأ)**

 

در آیات قرآن کریم، به آیه نبأ (سوره مبارکه حجرات، آیه ششم) بیشتر استدلال می‌شود. می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ﴾. [1]

 

تقریب استدلال به مفهوم آیه

مفهوم آیه که مبنای حجیت خبر واحد است، چه مفهوم شرط باشد چه مفهوم وصف، یعنی ﴿إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا﴾. اگر آیه شریفه مفهوم داشته باشد، یعنی حکم تبیّن منتفی است در ماعدای منطوق. بالاخره مفهوم داشتن به این معناست: به معنای انتفای حکم است در ماعدای منطوق.

 

بنابراین، اگر مفهوم شرط بگیریم، یعنی در صورت عدم مجیء فاسق، تبیّن لازم نیست. اگر مفهوم وصف بگیریم (که بیشتر مفهوم وصف می‌گیرند) به این معناست که در صورت خبر عادل، اخبار عادل، دیگر تحقیق و تبیّن لازم و واجب نیست؛ تبیّن واجب نیست یعنی آن خبر حجت است. وقتی ﴿فَتَبَیَّنُوا﴾ منتفی باشد یعنی آن خبر بدون تبیّن قابل قبول است و قابل ترتیب اثر است. بنابراین حجیت هم همین است دیگر، معنی حجیت این است.

 

اطلاق آیه نسبت به موضوعات و احکام

این آیه شریفه اولاً اطلاق دارد در منطوق و مفهومش. یعنی در آیه که قید احکام نیامده که ﴿إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ﴾ ، این نَبَأ می‌تواند در احکام باشد می‌تواند نَبَأی در موضوعات باشد. بنابراین مفهوم آیه این است که اگر خبر عادلی بود، چه در احکام چه در موضوعات، تبیّن واجب نیست و حجیت دارد.

استدلال قول طرفداران حجیت خبر واحد در موضوعات، استدلال به مفهوم شرط یا مفهوم وصف است و اطلاقی که این مفهوم دارد نسبت به احکام و موضوعات.

 

شأن نزول آیه و ظهور آن در موضوعات

علاوه بر اینکه اطلاق دارد، اصلاً ظهورش در موضوعات قوی‌تر است به قراین. مهمترین قرینه همان شأن نزول آیه شریفه است. اتفاقاً آیه در موضوع وارد شده و نازل شده است. بله، ولید خبر ارتداد بنی المصطلق را داد و خبر کذبی بود، این آیه شریفه نازل شد. پس بنابراین آیه در مورد خبری است ناظر به ارتداد یک قوم و قبیله‌ای، مسئله موضوعی است ، حکمی نیست. بنابراین اگر ما بیاییم بگوییم که این آیه ناظر به احکام است، به قول معروف اخراج مورد لازم می‌آید. یعنی آیه شریفه یک مطلبی را دارد برای ما بیان می‌فرماید در یک مسئله‌ای که خود آن موضوع، خود آن مسئله از شمول آیه خارج است. یعنی اگر بگوییم اختصاص دارد به احکام، آیه می‌فرماید که حجیت خبر واحد در احکام، این آیه در چه موضوعی نازل شده؟ در موضوع خبر ولید نسبت به ارتداد که هیچ ربطی به احکام ندارد. به قول معروف می‌گویند اخراج مورد قبیح است. مثل این می‌ماند که یک کارمندی (کارمند اداره و دولت) از شما بپرسد در مورد ساعت کاری، شما به او بگویید که مغازه‌دار باید اول وقت در مغازه‌اش باشد. او خواهد گفت که باشه، مغازه‌دار اول وقت در مغازه‌اش است، من که کارمندم. این اخراج مورد است. یعنی شما یک مسئله‌ای را بفرمایید، یک حکمی را بفرمایید که صادق فی نفسه است اما ربطی به آن موضوعی که در آن موضوع این حرف صادر شده ندارد. خب این متکلم حکیم و عاقل این‌جور صحبت نمی‌کند.

بنابراین شما اگربگویید این آیه شریفه اگر مربوط به احکام باشد، آیه مربوط به احکام که در یک امر موضوعی نازل شده، خروج مورد لازم می‌آید. پس ما باید بگوییم این آیه شامل موضوعات هم می‌شود تا خروج مورد پیش نیاید. ضمن اینکه اصلاً اطلاقش هم همین‌طور است، بله تحلیلش هم عموم دارد، عموم دارد. بله، این به هر حال استدلال به آیه از جهت همان اطلاق و جهت شان نزولش است.

 

پاسخ مشهور به استدلال به آیه نبأ

جوابی که مشهور داده‌اند:

شاگرد: این فرمایش را منحصر کردند به آن شأن نزول؟

استاد: نه، محدود نمی‌کنند. ولی شأن نزول را که نمی‌توانیم خارج کنیم. شما وقتی شأن نزولش امر موضوعی است، ما که باشیم محدودش نمی‌کنیم، محدود نمی‌کنیم به مورد، ولی مورد را که نمی‌توانیم خارج کنیم از آیه، بگوییم شامل این خود خبر ولید نمی‌شود. به هر حال، پس بنابراین این استدلال به آیه نبا و اطلاقی که در مفهوم آیه، در نَبَأ است و شأن نزول آیه و این‌ها همه موضوعی است.

 

اشکالات عمومی به مفهوم‌گیری از آیه (نقل از شیخ انصاری)

جوابی که داده شده: از زمان خود مرحوم شیخ اعظم در رسائل اگر مراجعه بفرمایید، خود شیخ جواب دادند به این اشکال. اولاً یک اشکال عمومی وجود دارد نسبت به این آیه شریفه. استدلال به این آیه شریفه، و این را من از رسائل نقل می‌کنم، مرحوم شیخ می‌فرماید بیست و چند اشکال به استدلال به این آیه در حجیت خبر واحد هست. عبارت این است نيف وعشرين،[2] میفرماید بخشی از این اشکالات وارد نیست، ولی چندتایش اشکال وارد است. یعنی اصلاً از زمان خود شیخ اعظم، شاید هم قبل، یادم نیست، استدلال به این آیه اصلاً در اثبات حجیت خبر واحد چه در احکام چه در موضوعات محل کلام است.

محل کلام است به چه دلیل؟ به دلیل اینکه مفهوم‌گیری از این آیه شریفه اشکالاتی دارد. اگر مفهوم شرط باشد، خوب، خوب اولاً مفهوم شرط مورد توافق همه نیست، خیلی مفهوم شرط را قبول ندارند. ثانیاً این نوع شرط‌ها را حداقل قبول ندارند. این‌ها شرط‌های محقِّق موضوع است. اصطلاحاً شرط محقِّق موضوع قطعاً مفهوم ندارد. اگر ما مفهوم شرط قبول داشته باشیم، شرط مقید موضوع را قبول داریم، نه شرط محقِّق موضوع را. شرط مقید موضوع داریم، شرط محقِّق موضوع داریم. شرط محقِّق موضوع مثلاً بگوییم آقا ان رزقت ولدا سمه علیا، اگر بچه دار شدی اسمش را علی بگذار. این شرط نیست در واقع، این بیان موضوع است. اگر بچه دار نشدی اسمش را علی نگذار که اصلاً بچه وجود ندارد که اسمش را چی بگذارم. درسته؟ خوب، این شرط درست است ظاهرش در سیاق شرط بیان شده ولی واقعیتش قضیه شرطیه نیست. این چیست؟ بیان موضوع است. یعنی اگر چنین موضوعی وجود داشت، حکم این است. شرط محقِّق موضوع در مفهومش در حقیقت سالبه به انتفای موضوع است، اصلاً موضوعی وجود ندارد که ما بخواهیم حکم را اجرا بکنیم.

حالا در اینجا هم اگر بخواهیم مفهوم شرط را بگیریم یعنی اگر کسی برات ﴿إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ﴾ مفهومش چیست؟ عَلَی تقدیر: اگر فاسقی خبری برات نیاورد. اگر خبری نبود، اصلاً خبری نیست در کار که من بخواهم تحقیق کنم یا تحقیق نکنم. بنابراین در مفهوم شرط اولاً کلام است که آیا شرط مفهوم دارد یا ندارد، و جمع کثیری یعنی قائل به مفهوم نیستند، مفهوم شرط را قبول ندارند. ثانیاً آنها هم که مفهوم قبول دارند، شرط محقِّق موضوع را قبول ندارند. آن شرط‌هایی است که شرط واقعاً شرط باشد یعنی قید موضوع باشد نه بیان شرط. اگر به مفهوم وصف استدلال کنیم که خبر فاسق که مفهومش می‌شود خبر عادل تبین نداریم.

مفهوم وصف را هم اکثراً قبول ندارند. نظر اکثر اصولیین این است که وصف مفهوم ندارد. بنابراین در خود این اول مناقشه فرموده مرحوم شیخ.

 

و بعد اشکالات دیگری داریم. این‌ها اشکالات عمومی است. یعنی این‌ها اشکالاتی است به همان حجیت خبر واحد. استدلال به حجیت خبر واحد در احکام به این آیه شریفه، منظورم این است که این آیه را در عموم استدلال‌ها، و استدلال‌های اصلی در حجیت خبر واحد که همه قبول دارند (انصافاً کسی نمی‌تواند قبول نداشته باشد) بیشتر به روایات و بنای عقلا است تا به آیه نبأ. آیه در خود احکام هم محل کلام است.

 

پاسخ خاص به استدلال در موضوعات (دو جواب)

اما در موضوعات، آنجا ایشان یک جواب دیگر دادند.

جواب اول (پذیرش اطلاق و تقیید آن به ادله دیگر)

به قول معروف یک جواب خاصی هم نسبت به موضوعات دادند نسبت به همین مسئله اخراج موضوع. و آن هم این است که فرض کنیم که آیه شریفه مفهوم داشته باشد. خوب، مفهومش اطلاق دارد دیگر، اعم از اینکه خبر عادل در احکام باشد یا در موضوعات، می‌شود اطلاق. اطلاقش مقید می‌شود به اخبار بیّنه، شما یک دلیل مطلقی را تقیید بزنید با ادله دیگر، اشکالی مگر دارد؟ اشکالی ندارد. بنابراین اطلاق دارد. درست است مطلقات قرآن کم تقیید خورده؟ کم مگر اطلاقات قرآن مقید شده در روایات. که در خبر عادل تحقیق نکن، روایت می‌گوید در خبر عادل در موضوعات اگر عدد داشت تحقیق نکن، یک قید می‌گذارد. درست است؟ خبر عادلی که دو نفر باشند، خبر عادل عَدلَین تحقیق نمی‌خواهد. یک قید عدل برایش می‌گذارد به شرط عدد. پس بنابراین مطلق قرآنی مقید بشود با روایات، این به قول معروف کم لها من نظیر است.

 

عبارت مرحوم شیخ را در رسائل بخوانیم: «أن غاية الأمر لزوم تقييد المفهوم». آخرش که ما مفهوم را مقید می‌کنیم. اگر بگوییم مفهوم دارد، تنازل کنیم و بگوییم مفهوم دارد، می‌گوییم مفهومش را مقیّد می‌کنیم بالنسبة إلى الموضوعات. نسبت به موضوعات، مفهوم به چه قیدی؟ به «بما إذا تعدد المخبر العادل،». می‌گوییم آقا این فرمایش آیه شریفه نسبت به موضوعات، مال خبر متعدد است، مال خبر عدل واحد نیست. به « بما إذا تعدد المخبر العادل ». اگر مخبر عادل متعدد بود تبیّن نمی‌خواهد. « فكل واحد من خبري العدلين في البينة لا يجب التبين فيه. ». [3] بنابراین دو خبری که تشکیل می‌دهند بیّنه را، هیچ کدامشان تحقیق نمی‌خواهند. ولی دو خبر باید باشد. درست است، دو خبری که بیّنه پیدا می‌کند در روایات. این یک جواب که جواب خود مرحوم شیخ اعظم است.

 

جواب دوم (نفی اطلاق آیه نسبت به سایر شرایط)

یک جواب هم بزرگان و اعلام فرمودند و آن هم این است که اصلاً اطلاق ندارد آیه. اگر اطلاق داشته باشد که اطلاقش مقید می‌شود، اگر اطلاق نداشته باشد خب ما احتیاج به قید هم نداریم، فَبِهِ الْمُرَاد. چرا اطلاق ندارد؟ چون آیه در مقام بیان سایر شرایط نیست. اطلاق، مقام بیان می‌خواهد. یعنی جز مقدم از جهت فسق و عدل. یعنی از این جهت سببیت فسق را برای تبیین بیان می‌فرماید. یعنی اگر خبر، خبر فاسقی بود، تبیّن لازم دارد. درست است. اما وقتی سببیت فسق را برای تبیین بیان بفرماید، یعنی اگر وصف فسق منتفی شد، حکم هم منتفی است. به قول معروف می‌گویند تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت آن است. تعلیق حکم بر وصف، الان حکم تبیّن معلق شد به وصف فسق. وقتی وصف فسق منتفی شد، حکم تبیّن هم منتفی می‌شود. اما شخص حکم منتفی می‌شود، نه سنخ حکم. شخص حکم یعنی چی؟ یعنی این حکم، این تبیّن خاصی که ناشی از فسق است، این تبیّن خاصی که ناشی از فسق است منتفی می‌شود. نه هر تبیّن. تبیّن دیگری هم هست ناشی از علل دیگر. آیه به آنها اصلاً کاری ندارد. یک تبیّن ناشی از فسق است، این تبیّن دیگر احتیاج نیست. اما اگر از جهت وحدت مخبر، اگر از جهت وحدت مخبر تبیّن دیگری واجب باشد، آیه نسبت به آن حرفی ندارد، ساکت است. آیه شریفه ساکت است. یعنی اطلاق ندارد، چون اطلاق سکوت نیست، اطلاق خودش بیان است.

 

آن جواب اول، جواب شیخ بود که اطلاق اگر داشته باشد مقید می‌شود. جواب دوم این است که اصلاً اطلاق ندارد. به بقیه اسباب تحقیق کاری ندارد. یک سبب تحقیق چیست؟ فسق است. با انتفای آن، شخص حکم منتفی می‌شود یعنی این تبیّن خاص. اما سنخ حکم یعنی نوع تبیّن، تبیّن کلی، نوع حکم منتفی نمی‌شود. شخص حکم منتفی می‌شود. بنابراین تبیّن کلی منتفی نمی‌شود، چون تبیّن کلی مسبب و معلول علل مختلفی می‌تواند باشد. آیه انحصار را نمی‌رساند. یعنی ما در آیه شریفه دلیلی نداریم برای اینکه تبیّن فقط و فقط ناشی از فسق است. اگر چنین چیزی بود می‌گفتیم خب فسق منتفی شد تبیّن هم منتفی است. بنابراین آیه دلالت بر انحصار نمی‌کند. انحصار سببیت وصف فسق برای تبیّن. چون دلالت بر انحصار نمی‌کند، هیچ منافاتی ندارد با اینکه اسباب دیگری هم برای تحقیق لازم باشد. پس بنابراین آیه نسبت به اسباب دیگر چیست؟ ساکت است. اصلاً متعرض آنها نشده. در نتیجه اصلاً اطلاقی هم ندارد نسبت به سایر اسباب. اطلاقی نداریم که ما بخواهیم اطلاق را مقید بکنیم.

پرسش:

پاسخ: چرا؟ نه، بالاخره مفهوم هم جزو دلالت‌های التزامی است. از لفظ، در مجموعه ادله لفظی قرار می‌گیرد. منتها بعضی از دلالت‌های التزامی مثل دلالت اقتضا، خود آن ملازمه را عقل می‌فهمد. بعضی از دلالت‌های التزامی را عقل می‌فهمد ولی بعضی‌اش هم نه، لفظی کامل است. این هم جواب دوم.

 

نتیجه‌گیری از بررسی آیه نبأ

پس بنابراین ما نتیجه می‌گیریم که آیه شریفه هیچ دلالتی بر حجیت خبر واحد در موضوعات ندارد. آیه شریفه دلالت می‌کند که خبر عدل واحد حجیت دارد، چه در احکام چه در موضوعات. از نظر چی؟ از نظر حیثیت، از حیث عدالت مخبر، حجیت دارد. اما از جهات دیگر، از حیثیت‌های دیگر، خوب نسبت به آنها ساکت است. از این جهت یعنی از جهت قید فسق و عدل، از این جهت اطلاق دارد. یعنی اینکه خبر عادل چه در احکام چه در موضوعات به خاطر عدالتش حجیت دارد. خب، اما اینکه از حیث دیگری یعنی از قیود دیگری مثل قید عدد لازم باشد برای اعتبار، برای حجیت خبر، آیه منافاتی با آن ندارد که یک قیود دیگری هم لازم باشد. بالاخره قید عدالت لازم است. آیا این می‌خواهد بگوید قید عدالت برای خبر لازم است؟ قیود دیگر لازم نیست؟ عدد را می‌گوید؟ نه، کاری به آن قیود ندارد. نسبت به قیود دیگر ساکت است. منافاتی ندارد که قیود دیگری هم باشد. آن قیود کجا بیان شده؟ آنها در ادله دیگر بیان شده.

شاگرد: پس

استاد: بله، موارد مختلفی داشته باشد. آیه یک قید را گفته، چون در این مقام اصلاً نازل شده است. آیا در این مقام نازل شده و ناظر به جهت فسق و عدل است. به جهات دیگر و حیثیت‌های دیگر کاری ندارد.

 

این آیه شریفه عمده بعد روایات است. البته استدلال به یکی دو آیه دیگر هم شده، منتها چون خیلی استدلال‌های ضعیف است احتیاج نیست. واقعاً همین آیه، آیه نَبَأ عمده در قرآن کریم بود. بعدش دیگر روایات که ما إن‌شاءالله روایات را در هفته آینده بررسی خواهیم کرد توسلی هم داریم، طبق روال که حاج آقا تشریف می‌آورند.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo