1405/07/26
بسم الله الرحمن الرحیم
/مکروهات نماز /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /
هفدهمین مورد از مکروهات نماز تشبیک اصابع
یکی دیگر از مکروهات نماز تشبیک اصابع است؛ یعنی انگشتان دو دست را در یکدیگر فروبردن و درهم کردن.
در اینجا باید توجه داشت که تشبیک اصابع با قرار دادن یک دست روی دست دیگر تفاوت دارد. مقصود از تشبیک در هم کردن انگشتان دو دست است نه صرف قرار دادن دستها بر روی یکدیگر.
همچنین ظاهراً در این حکم میان حالت قیام و رکوع تفاوتی وجود ندارد؛ یعنی عنوان تشبیک اصابع به خودی خود اختصاصی به یکی از این دو حالت ندارد.
دلیل نخست: صحیحه زراره
یکی از ادله ای که میتوان برای این حکم مطرح کرد صحیحه زراره است که در باب اول از ابواب أفعال الصلاة در کتاب وسائل الشيعة (حديث ۳) نقل شده است.
در این روایت امام باقر علیه السلام کیفیت قیام و برخی از آداب نماز را بیان می فرمایند: «محمد بن يعقوب عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، وعن محمد ابن إسماعيل، عن الفضل بن شاذان، وعن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد كلهم، عن حماد بن عيسى، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إذا قمت في الصلاة فلا تلصق قدمك بالأخرى دع بينهما فصلا إصبعا أقل من ذلك إلى شبر أكثره، وأسدل منكبيك وأرسل يديك ولا تشبك أصابعك الحديث».
مفاد روایت این است که هنگام قیام برای نماز پاها را به یکدیگر نچسبان، بلکه میان آنها فاصله ای قرار بده شانه ها را رها کن دستها را آزاد بگذار انگشتانت را در یکدیگر فرو مبر و دستها را مقابل زانوها بر روی رانها قرار بده و نگاهت به محل سجده باشد.
تقریب استدلال امام علیه السلام در مقام بیان کیفیت نماز از تشبیک اصابع نهی فرموده اند. بنابراین روایت از جهت دلالت بر مطلوب روشن است؛ زیرا صریحاً از در هم کردن انگشتان در نماز نهی می کند.
از جهت سند نیز روایت صحیحه زراره است و از این جهت اشکالی در استدلال به آن وجود ندارد.
البته باید توجه داشت که صرف نهی به تنهایی برای تعیین مرتبه حکم کافی نیست؛ زیرا نهی می تواند بر حسب قرائن بر حرمت یا کراهت دلالت کند. در اینجا با توجه به مجموع ادله و نحوه بیان آداب نماز میتوان آن را در شمار مكروهات نماز مطرح کرد.
دلیل دوم: صحيحه حماد
دلیل دیگری که میتوان در این بحث مطرح کرد، صحیحه حماد است که در آن امام صادق علیه السلام کیفیت نماز را عملاً به حماد آموزش می دهند. در بخشی از روایت درباره کیفیت قرار گرفتن دستها و پرهیز از حرکات بی مورد چنین آمده است:
« ثم قال: يا حماد، هكذا صل، ولا تلتفت، ولا تعبث بيديك وأصابعك، ولا تبزق عن يمينك ولا يسارك ولا بين يديك».
در این روایت حضرت دستهای خود را بر روی رانها قرار می دهند و انگشتان را به صورت مناسبی نگه می دارند.
همچنین در ادامه روایت به حماد دستور داده می شود که کیفیت نماز را مطابق آنچه امام عليه السلام انجام داده اند رعایت کند و از رفتارهای نامناسب در نماز بپرهیزد.
تقریب استدلال از کیفیتی که امام علیه السلام در مقام آموزش نماز اختیار کرده اند، می توان مؤيداتی برای مطلوب بودن هیئت مناسب دستها و ترک حرکات نامتناسب به دست آورد. با این حال برای اثبات خصوص کراهت تشبیک اصابع، دلالت صحیحه زراره روشن تر است نباید دلالت روایت حماد را بیش از مقدار قابل استفاده از آن توسعه داد.
از سوی دیگر در صحیحه حماد آمده است که نمازگزار از عبث کردن با دستها و انگشتان خودداری کند. تشبیک اصابع نیز ممکن است در برخی موارد یکی از مصادیق عبث با انگشتان محسوب شود؛ بنابراین از این جهت نیز میتوان به روایت استناد کرد هر چند انطباق عنوان عبث بر هر مورد از تشبیک نیازمند توجه به خصوصیات همان مورد است.
بررسی دلالت امر امام علیه السلام بر پیروی از کیفیت نماز
در روایت حماد امام علیه السلام پس از آموزش عملی نماز به حماد می فرمایند که نماز را همان گونه که حضرت انجام داده اند به جا آورد. ممکن است گفته شود از این بیان استفاده می شود که نمازگزار باید از کیفیت ارائه شده پیروی کند و اعمالی را که با آن کیفیت منافات دارد ترک نماید. با این حال باید میان دو مرتبه تفکیک کرد:
ـ اگر عملی با کیفیت مستحب نماز منافات داشته باشد، ممکن است ترک آن باشد.
ـ اگر از دلیل خاصی نهی نسبت به یک عمل استفاده شود، باید بررسی کرد که نهی بر حرمت دلالت دارد یا کراهت.
بنابراین نمی توان صرفاً از عبارت همانگونه که من انجام میدهم انجام بده نتیجه گرفت که هر عملی غیر از آنچه امام علیه السلام انجام داده اند حرام است. نهایت این بیان میتواند با توجه به سایر قرائن بر لزوم رعایت کیفیت آموزش داده شده یا رجحان آن دلالت کند. در نتیجه درباره تشبیک اصابع دلیل اصلی همان صحیحه زراره است و صحيحه حماد می تواند موید آن باشد.
هجدهمین مورد از مكروهات نماز تغميض عين
یکی دیگر از مواردی که در شمار مکروهات نماز مطرح شده، تغمیض عين است؛ یعنی نمازگزار در حال نماز چشمان خود را ببندد.
در این بحث باید میان بستن چشم در حال قیام و بستن آن در برخی حالات خاص تفاوت گذاشت؛ زیرا ممکن است در مواردی مانند بیماری یا ناتوانی از انجام رکوع و سجود به صورت معمول بستن چشم با اشاره چشم برای رکوع و سجود ارتباط پیدا کند.
بنا بر این موضوع بحث ما، بستن چشم در نماز بدون وجود ضرورت یا عذر خاص است.
1. دلیل نخست: مرسله مسمع
یکی از روایاتی که برای اثبات کراهت تغميض عين به آن استدلال شده روایت مسمع است که در باب ششم از ابواب قواطع الصلاة در کتاب وسائل الشيعة نقل شده است.
در این روایت از امام صادق عليه السلام از امير المؤمنين علیه السلام از پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله نقل شده است که حضرت از چند عمل در نماز نهی فرموده اند؛ از جمله: «محمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن علي بن محبوب، عن علي بن الريان عن الحسين بن راشد عن بعض أصحابه، عن مسمع عن أبي عبد الله (عليه السلام) عن أمير المؤمنين (عليه السلام): أن النبي صلى الله عليه وآله نهى أن يغمض الرجل عينيه في الصلاة».
مفاد روایت آن است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از اینکه شخص در حال نماز چشمان خود را ببندد نهی فرموده اند.
این روایت از جهت دلالت روشن است؛ زیرا موضوع تغميض عین را در حال نماز مطرح کرده و از آن نهی می کند.
البته باید بررسی شود که آیا نهی وارد شده شامل تمام حالات نمازگزار است یا برخی حالات از آن خارج می شود. همچنین باید سند روایت و امکان اعتماد بر آن را بررسی کرد.
بررسی سندی روایت مسمع
در سند این روایت مسمع بن عبد الملك قرار دارد. پیش تر درباره شخصیت او بحث کرده ایم. اصل وجود کتاب برای او و نقل روايات از طریق کتابش در ارزیابی سندی این روایت اهمیت دارد.
با این حال در سند روایت مورد بحث دو جهت برای بررسی وجود دارد:"
جهت نخست: ارسال روایت
در نقل مورد استناد، تعبير عن بعض أصحابه مطرح شده است؛ بنابراین روایت از این جهت مرسل است و باید بررسی شود که آیا می توان به واسطه قرائن دیگر این ارسال را جبران کرد یا خیر.
جهت دوم: وضعیت حسین بن راشد
در سند روایت حسین بن راشد نیز قرار دارد که درباره و ثاقت او توثیق روشنی در اختیار نداریم از این رو حتی با صرف نظر از ارسال وضعیت رجالی او باید بررسی شود. سایر افراد سند از جمله محمد بن على بن محبوب و علی بن ریان در این بررسی توثيق شده اند و اشکال اصلی در دو جهت یاد شده است.
در نگاه نخست اجتماع ارسال و عدم احراز وثاقت حسین بن راشد مانع از آن است که بدون بررسی بیشتر روایت را صحیحه یا معتبر اصطلاحی بدانیم.
امکان اعتبار روایت با تکیه بر کتاب مسمع
در اینجا می توان بحث دیگری را مطرح کرد آیا میتوان با تکیه بر کتاب مسمع بن عبدالملک اعتبار روایت را اثبات کرد؟
شیخ طوسی برای مسمع کتابی ذکر کرده و طریق خود را به آن آورده است. بنابراین اصل وجود کتاب برای مسمع قابل طرح است و میتوان از طریق بررسی سند کتاب و طرق نقل آن به ارزیابی روایات منقول از آن پرداخت.
در این زمینه پیشتر درباره مبنای عام مربوط به راویان کتاب نوادر الحكمة بحث کرده ایم. بر اساس آن مبنا حضور راوی در نوادر الحكمه میتواند در ارزیابی و ثاقت او مورد استناد قرار گیرد؛ هر چند باید دقت کرد که این مبنا به تنهایی تمام اشکالات سندی هر روایت را برطرف نمی کند.
در مورد مسمع نیز باید میان و ثاقت خود او اعتبار طريق به کتابش و اعتبار سند روایت خاص تفکیک کرد.
همچنین شیخ طوسی در مشیخه خود طریقش را به مسمع ذکر می کند و در بررسی طرق روایی طریق شیخ صدوق نیز مورد توجه قرار گرفته است. اگر طریق معتبر به کتاب احراز شود، می توان روایات منقول از آن را در محدوده همان طریق ارزیابی کرد و حکم به اعتبار آن نمود.
با این حال باید توجه داشت که اعتبار طریق به کتاب لزوماً به معنای تصحیح تمام اسناد داخلی روایات آن کتاب نیست؛ مگر آنکه مبنای رجالی پذیرفته شده چنین نتیجه ای را اقتضا کند.
از این رو برای اثبات اعتبار روایت خاص مورد بحث باید روشن شود که آیا می توان مشکل ارسال و وضعیت حسین بن راشد را بر اساس مبنای رجالی مورد قبول برطرف کرد یا خیر. بنابراین در این مرحله بهتر است میان دو نتیجه تفاوت بگذاریم
اگر مبنای رجالی مورد قبول اشکالات یاد شده را برطرف کند امکان استناد به روایت وجود خواهد داشت.
. اگر چنین مبنایی پذیرفته نشود روایت از حيث سندی محل تأمل خواهد بود؛ هر چند می تواند در کنار سایر روايات مؤيد حکم باشد.
2. دلیل دوم: روایت جعفريات
روایت دیگری که در این بحث مطرح میشود روایت منقول در کتاب جعفریات است. این کتاب را «اشعثيات» نیز می نامند؛ زیرا روایات آن از طريق محمد بن محمد بن اشعث نقل شده و بخش مهمی از روایات آن به امام صادق علیه السلام منتهی می شود.
این روایت در مستدرک الوسائل در باب 6 مربوط به قواطع نماز نقل شده است.
الجعفريات: أخبرنا محمد، حدثني موسى، حدثنا أبي عن أبيه، عن جده جعفر بن محمد، عن أبيه، عن جده علي بن الحسين، عن أبيه، عن علي عليهم السلام: (ان رسول الله صلى الله عليه وآله نهى أن يغمض الرجل عينيه وهو في الصلاة).
مفاد روایت چنین است که پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله از تغمیض عین در حال نماز نهی فرموده اند.
از جهت دلالت این روایت نیز همانند روایت پیشین بر نهی از بستن چشم در نماز دلالت دارد. اما مسئله اصلی اعتبار سندی جعفریات و طريق وصول این کتاب به محدث نوری رحمه الله است.
جایگاه کتاب جعفریات در ارزیابی روایات
در بررسی کتاب جعفريات باید سه جهت را از یکدیگر تفکیک کرد:
1. وثاقت راویانی که روایات را از امام علیه السلام نقل کرده اند.
2. اعتبار سند و طریق کتاب؛ یعنی اینکه آیا کتاب به صورت معتبر از مؤلف آن به دست ما رسیده است یا خیر.
3. اعتبار روايات مندرج در کتاب یعنی اینکه آیا روایات آن با سنت معتبر و قطعی مخالفت دارند یا خیر.
در بررسی های رجالی پیشین کتاب جعفریات را از جمله کتابهایی دانسته ایم که اعتبار آن نیازمند بحث و بررسی است و نمی توان بدون تفکیک جهات مختلف تمام روایات آن را یک جا معتبر یا غیر معتبر دانست.
بررسی سند کتاب
از جهت راویان منتهی به امام علیه السلام ممکن است گفته شود که شماری از افراد این سند از فرزندان و نوادگان امامان عليهم السلام هستند و از این جهت امکان بررسی و ثاقت آنان وجود دارد. همچنین موافقت برخی روایات جعفریات با روایات عامه به خودی خود موجب ضعف كتاب نمی شود؛ زیرا وجود روايات موافق با عامه در یک کتاب لزوماً نشان دهنده عدم اعتبار آن نیست.
اما اشکال اصلی طریق وصول کتاب به محدث نوری رحمه الله است.
بنابر آنچه در این بحث بیان شد مجموعه ای از کتابها از هند به دست محدث نوری رسیده است. ظاهراً وصول این مجموعه از راه «وجاده» بوده نه اینکه تمام کتابها با قرائت یا سماع معتبر از استاد به شاگرد منتقل شده باشند.
بنابراین باید بررسی کرد که آیا برای اعتبار این کتاب و انتساب آن به مؤلف دلیل دیگری وجود دارد یا خیر.
صرف اینکه کتابی به صورت وجاده به دست یک عالم رسیده باشد برای اثبات اعتبار تمام محتوای آن کافی نیست؛ مگر اینکه قرائن و ادله دیگری انتساب کتاب و اعتبار آن را اثبات کند.
روايات جعفريات در آثار دیگر
در اینجا نکته مهمی وجود دارد شماری از روایات جعفریات در آثار عالمان دیگری نیز نقل شده اند؛ از جمله در برخی آثار شیخ صدوق کتاب نوادر راوندی و برخی نقل های شهید.
اگر روایت مشخصی از جعفریات با سند معتبر و از طریق یکی از این منابع نقل شده باشد می توان همان نقل را مستقل از طریق مورد بحث ارزیابی کرد.
بنابراین باید میان دو دسته تفکیک کرد:
ـ روایاتی که از جعفریات در منابع معتبر دیگر نیز نقل شده اند و میتوان طريق مستقل آنها را بررسی کرد.
ـ روایاتی که صرفاً در نسخه ای از جعفریات که به محدث نوری رسیده وجود دارند و طريق معتبر مستقلی برای آنها احراز نشده است.
دسته نخست در صورت احراز اعتبار سند مستقل قابل استناد خواهد بود؛ اما درباره دسته دوم صرف وجود روایت در جعفریات برای اثبات اعتبار کافی نیست.
در خصوص روایت تغميض عين که اکنون در صدد بررسی آن هستیم باید احراز شود که آیا این روایت در منابع دیگر نیز با طريق معتبر نقل شده است یا خیر بر اساس بررسی مطرح شده در جلسه نقل این روایت در منابع یاد شده احراز نشده است؛ بنابراین نمی توان صرفاً به اتکای جعفریات اعتبار آن را اثبات کرد.
در نتیجه این روایت در صورت عدم احراز طريق معتبر مستقل می تواند مؤید روایت مسمع باشد، اما اعتبار اصطلاحی آن نیازمند دلیل بیشتری است.
3. دلیل سوم: روایت دعائم الإسلام
دعائم الاسلام: «عن جعفر بن محمد عليهما السلام، أنه نهى أن يغمض المصلي عينيه وهو في الصلاة».
روایت دیگری که در این بحث مطرح شده روایت منقول در كتاب دعائم الإسلام است.
در این کتاب از جعفر بن محمد عليهما السلام نقل شده است که آنان از تغمیض عین در نماز نهى فرموده اند. مضمون روایت همان مضمون دو روایت پیشین است؛ یعنی نهی از بستن چشم در حال نماز.
بررسی اعتبار دعائم الإسلام
در ارزیابی کتاب دعائم الإسلام، باید میان و ثاقت مؤلف اعتبار انتساب کتاب به مؤلف و اعتبار سند هر روایت تفکیک کرد.
ممکن است درباره مؤلف کتاب قاضی نعمان، بحث وثاقت مطرح شود؛ اما وثاقت مؤلف به تنهایی اثبات نمیکند که تمام روایات موجود در نسخه فعلى كتاب با همان اسناد و الفاظ به طور قطعی از او صادر شده اند.
از سوی دیگر کتاب دعائم الإسلام در میان برخی گروه های شیعی از جمله اسماعیلیان مورد عمل قرار گرفته است؛ اما این امر به تنهایی برای اثبات اعتبار اصطلاحی تمام روایات آن کافی نیست.
علاوه بر این روایت مورد بحث در دعائم الإسلام به صورت مرسل نقل شده و سند تفصیلی آن در این موضع ذکر نشده است.
بنابراین نمی توان این روایت را صرفاً بر اساس نقل دعائم الإسلام، معتبر اصطلاحی دانست هر چند به عنوان مؤيد روايات پیشین قابل طرح است.
روایت معارض: روایت عبدالله بن حسن
در مقابل روایات نهی کننده از تغميض عين، روایتی از عبدالله بن حسن نقل شده است.
(باب6 قواطع حديث۲) عبد الله بن جعفر في قرب الإسناد عن عبد الله بن الحسن عن جده علي ابن جعفر أخيه موسى بن جعفر عليه السلام قال: سألته عن الرجل هل يصلح له أن يغمض عينيه في الصلاة متعمدا "؟ قال: لا بأس.
ورواه علي بن جعفر في كتابه.
أقول هذا يدل على أن النهي في الأول يراد به الكراهة وقد تقدم ما يدل على استثناء حالة الركوع في محله، وتقدم ما يدل على بقية الأحكام في أحاديث السجود وفي أحاديث القيام، والله أعلم.
در این روایت از امام موسى بن جعفر علیه السلام درباره شخصی سؤال می شود که عمداً در نماز چشمان خود را می بندد. حضرت در پاسخ می فرمایند: « لَا بأْسَ».
مفاد این روایت آن است که بستن چشم در نماز به خودی خود اشکالی ندارد.
جمع میان روايات
در اینجا دو دسته روایت داریم:
ـ روایاتی که از تغمیض عین در نماز نهی می کنند.
ـ روایتی که در پاسخ به سؤال از این عمل تعبير «لا بأس» را به کار می برد.
ممکن است گفته شود میان این دو دسته روایت جمع عرفی وجود دارد؛ به این بیان که نهی وارد شده بر کراهت حمل شود و لا بأس بر نفى حرمت یا نفی بطلان دلالت کند.
بر این اساس روایت «لا بأس» با کراهت منافات ندارد؛ زیرا ممکن است عملی حرام نباشد، اما انجام آن مکروه باشد.
البته باید توجه کرد که لا بأس در همه موارد به یک معنا نیست و دلالت آن بر نفی کراهت نیز نیازمند قرینه است. در اینجا با توجه به روایات نهی کننده می توان آن را بر نفی حرمت حمل کرد و کراهت را از ادله دیگر استفاده نمود.
در نتیجه جمع میان این دو دسته روایت با حمل نهی بر کراهت امکان پذیر است.
نتيجه بحث
با توجه به روایات مطرح شده می توان گفت:
1. تشبیک اصابع در نماز بر اساس صحیحه زراره مورد نهی قرار گرفته است و صحیحه حماد نیز می تواند در تأیید رعایت هیئت مناسب نماز و ترک عبث با انگشتان مورد استناد قرار گیرد.
2. درباره تغميض عين روایت مسمع از جهت دلالت روشن است اما از حيث سند باید ارسال روایت و وضعیت حسین بن راشد بررسی شود. اعتبار طريق به کتاب مسمع نیز باید با اعتبار سند روایت خاص تفکیک شود.
3. روایت جعفريات و روایت دعائم الإسلام نيز از جهت دلالت مؤيد نهی از تغمیض عین هستند؛ اما اعتبار سندی آنها با توجه به اشکالات مطرح شده درباره طريق کتاب و ارسال روایت نیازمند بررسی بیشتر است.
4. روایت عبدالله بن حسن با تعبير لا بأس با روایات نهی کننده قابل جمع است؛ به این صورت که نهی بر کراهت حمل شود و روایت اخیر نفی حرمت را برساند.
بنابراین کراهت تغمیض عین در نماز با توجه به مجموع روايات و جمع عرفی میان آنها، قابل طرح و دفاع است؛ هر چند از حیث سندی باید میان روایت مسمع و مؤيدات آن تفکیک کرد.