1405/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
/مکروهات نماز /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /
بحث ما در مکروهات نماز بود. در ادامه مباحث گذشته به بررسی سیزدهمین، چهاردهمین، پانزدهمین و شانزدهمین مورد از مکروهات نماز می پردازیم.
سیزدهمین مکروه: مدافعة النوم و نماز خواندن با کسالت و سنگینی
سیزدهمین مورد از مکروهات نماز مدافعه خواب است؛ یعنی انسان در حالی که خواب بر او غلبه کرده است با خواب خود مبارزه کند و در همان حال به نماز بایستد در این زمینه در روایت آمده است: «لا تَقُمْ إِلَى الصَّلَاةِ مُتَكَاسِلًا، وَلَا مُتَنَاعِسَا، وَلا مُتَتَاقِلًا».
مفاد روایت این است که انسان نباید با کسالت خواب آلودگی و سنگینی به نماز بایستد.
استدلال به صحیحه زراره
یکی از روایاتی که بر کراهت نماز خواندن با کسالت و خواب آلودگی دلالت می کند، صحیحه زراره است.
در این روایت (باب1 افعال صلاة حديث 5) امام باقر علیه السلام ضمن بیان آداب نماز می فرمایند: «وبالإسنادين الأولين عن حماد عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إذا أقمت إلى الصلاة فعليك بالاقبال على صلاتك فإنما لك منها ما أقبلت عليه، ولا تعبث فيها بيديك ولا برأسك ولا بلحيتك، ولا تحدث نفسك، ولا تتثاب، ولا تتمط، ولا تكفر فإنما يفعل ذلك المجوس ولا تلثم، ولا تحتفز، و تفرج كما يتفرج البعير، ولا تقع على قدميك، ولا تفترش ذراعيك ولا تفرقع أصابعك فان ذلك كله نقصان من الصلاة، ولا تقم إلى الصلاة متكاسلا ولا متناعسا ولا متثاقلا فإنها من خلال النفاق، فان الله سبحانه نهى المؤمنين أن يقوموا إلى الصلاة وهم سکاری، يعني سكر النوم، وقال للمنافقين: (وإذا قاموا إلى الصلاة قاموا كسالى يراؤن الناس ولا يذكرون الله إلا قليلا)».
در ادامه نیز به آیه شریفه قرآن درباره منافقان اشاره شده است که وقتی به نماز برمی خیزند با کسالت برمی خیزند.
مفاد روایت این است که انسان نباید در حال کسالت خواب آلودگی و سنگینی به نماز بایستد؛ زیرا چنین حالتی از ویژگیهای منافقان شمرده شده است.
این روایت از نظر دلالت برای اثبات مطلوب مناسب است؛ زیرا به صراحت از قیام به نماز در این حالات نهی میکند. البته برای تعیین اینکه این نهی بر کراهت حمل می شود یا بر حرمت باید قرائن موجود در روایت و سایر ادله را بررسی کرد.
همچنین همین مضمون در تفسیر عیاشی نیز نقل شده است: «محمد بن مسعود العياشي في تفسيره عن زرارة عن أبي جعفر (عليه السلام)، أنه قال في حديث: إن الله نهى المؤمنين أن يقوموا إلى الصلاة وهم سکاری، قال: يعني من النوم.»
وعن الحلبي عن أبي الحسن عليه السلام، في قول الله: ﴿لا تقربوا الصلاة وأنتم سکاری﴾ قال: یعني سكر النوم.
وعن الحلبي « قال: سألته عن قول الله: يا أيها الذين آمنوا الآية، قال: لا تقربوا الصلاة وأنتم سكارى، يعني سكر النوم، يقول: وبكم نعاس يمنعكم أن تعلموا ما تقولون، في ركوعكم وسجودكم وتكبيركم، وليس كما يصف كثير من الناس، يزعمون أن المؤمنين يسكرون من الشراب، والمؤمن لا يشرب مسكرا ولا يسكر»
در آنجا نیز روایتی با همین مضمون آمده و روایتی از حلبی نیز در این زمینه نقل شده است. درباره روایات تفسير عیاشی باید به این نکته توجه داشت که اسناد موجود در نسخه متداول این تفسیر در مواردی حذف شده اند؛ از این رو برای ارزیابی سندی باید طریق روایت را از منابع دیگر پیگیری کرد.
روایت خصال
روایت دیگری که در این زمینه مورد استناد قرار می گیرد روایت نقل شده در کتاب خصال شيخ صدوق است.
در این روایت (باب ۳ افعال صلاة، حديث4) امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند: «وفي الخصال باسناده، عن علي (عليه السلام) - في حديث الأربعمائة - قال: لا يقومن أحدكم في الصلاة متكاسلا ولا ناعسا ولا يفكرن في نفسه فإنه بين يدي ربه عز وجل، وإنما للعبد من صلاته ما أقبل عليه منها بقلبه».
این روایت نیز بر نامناسب بودن قیام به نماز در حال کسالت و خواب آلودگی دلالت میکند.
در ارزیابی این روایت باید سند آن به صورت مستقل بررسی شود. صرف نقل روایت در کتاب خصال به تنهایی برای حکم به صحت اصطلاحی سند کافی نیست؛ هر چند ممکن است با بررسی طریق شيخ صدوق و وضعیت راویان اعتبار آن اثبات شود.
روایت معاوية بن عمار
روایت دیگری که برای این حکم می توان به آن استناد کرد روایت معاوية بن عمار است که در ابواب مربوط به مقدمات و آداب نماز نقل شده است. (باب ۲۸ ابواب مقدمات صلاة)
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَبَاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَارٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ: إِيَّاكُمْ وَ الْكَسَلَ إِنَّ رَبَّكُمْ رَحِيمٌ يَشْكُرُ الْقَلِيلَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّى الرَّكْعَتَيْنِ تَطَ عاً يُرِيدُ بِهِمَا وَجْهَ اللَّهِ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِمَا الْجَنَّةَ ، وَ إِنَّهُ لَيَتَصَدَّقُ بِالدَّرْهَمِ تَطَ عاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ ، وَ إِنَّهُ لَيَصُومُ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلاً ؛
وَ رَوَاهُ فِي ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ ؛
وَ رَوَاهُ الْبَرْقِي فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ : مِثْلَهُ .
در این روایت نیز از نماز خواندن با کسالت نهی شده است. بنابراین این روایت از جهت مضمون مؤید روایات پیشین است.
روایت زيد شحام
وعنه، عن أحمد بن محمد عن حماد بن عيسى، عن الحسين بن المختار، عن أبي أسامة زيد الشحام قال: قلت لأبي عبد الله (عليه السلام). قول الله عز وجل " لا تقربوا الصلاة وأنتم سكارى "؟
فقال سكر النوم.
محمد بن الحسن باسناده، عن أحمد بن محمد مثله، وكذا الذي قبله.
در مجموع با توجه به روایات یاد شده اصل مطلوب بودن نشاط و حضور قلب هنگام نماز و پرهیز از نماز خواندن با کسالت و خواب آلودگی قابل تأیید است. با این حال بررسی سندی هر روایت باید مستقل از دیگری صورت گیرد و نباید میان تأييد مضمون و صحت سند خلط کرد.
چهاردهمین مکروه: الامتخاط
چهاردهمین مورد از مکروهات نماز امتخاط است؛ یعنی بیرون آوردن ترشحات بینی در حال نماز.
در این زمینه روایاتی نقل شده است که از برخی رفتارها در نماز از جمله تف کردن و دست کاری کردن بینی نهی می کنند.
از جمله در روایت زراره درباره آداب نماز آمده است: «محمد بن الحسن باسناده، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن داود الخندقي، عن أبي بصير قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام) إذا قمت إلى الصلاة فاعلم أنك بين يدي الله، فان كنت لا تراه فاعلم أنه يراك، فأقبل قبل صلاتك، ولا تمتخط ولا تبزق ولا تنقض أصابعك، ولا تورك، فان قوما قد عذبوا بنقض الأصابع والتورك في الصلاة، وإذا رفعت رأسك من الركوع فأقم صلبك حتى ترجع مفاصلك، وإذا سجدت فاقعد مثل ذلك وإذا كان في الركعة الأولى والثانية فرفعت رأسك من السجود فاستتم جالسا حتى ترجع مفاصلك فإذا نهضت فقل بحول الله وقوته أقوم وأقعد، فان عليا (عليه السلام) هكذا كان يفعل».
مفاد این دسته از روایات آن است که نمازگزار باید از رفتارهایی که با ادب حضور در پیشگاه خداوند سازگار نیست اجتناب کند.
البته باید توجه داشت که روایت مربوط به تف کردن به خودی خود و بدون قرینه بر امتخاط دلالت مستقیم ندارد. بنابراین برای اثبات كراهت امتخاط باید روایاتی را که به این رفتار اختصاص دارند بررسی کرد و میان امتخاط، بصاق و سایر رفتارهای مشابه تفکیک نمود.
پانزدهمین مكروه: الصفد في القيام
پانزدهمین مورد از مکروهات نماز صفد در حال قیام است.
مراد از صفد چسباندن دو پا به یکدیگر در حال ایستادن برای نماز است؛ به گونه ای که میان دو قدم فاصله ای نباشد.
در این زمینه به روایت زراره استناد شده است. در روایت آمده است: «محمد بن يعقوب عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، وعن محمد ابن إسماعيل، عن الفضل بن شاذان، وعن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد كلهم، عن حماد بن عيسى، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إذا قمت في الصلاة فلا تلصق قدمك بالأخرى دع بينهما فصلا إصبعا أقل من ذلك إلى شبر أكثره الحديث».
مفاد روایت این است که هنگام ایستادن برای نماز میان دو قدم فاصله قرار داده شود و پاها به یکدیگر چسبانده نشوند.
کیفیت فاصله میان دو قدم
از این روایت استفاده شده است که اصل فاصله انداختن میان دو قدم در کیفیت ایستادن نمازگزار مطلوب است.
در کلمات فقها نیز درباره مقدار این فاصله بحث شده است. در برخی نقلها مقدار فاصله به اندازه یک وجب مطرح شده و در روایات دیگر نیز مقادیر دیگری ذکر شده است.
بنابراین باید میان دو مسئله تفکیک کرد:
1. چسباندن دو پا به یکدیگر.
2. فاصله انداختن بیش از اندازه میان دو پا.
آنچه در این بحث به عنوان مکروه مطرح شده چسباندن دو پا به یکدیگر است. اما اگر فاصله میان دو پا بیش از اندازه متعارف شود باید حکم آن را با توجه به روایات و کیفیت ایستادن در نماز بررسی کرد. صرف روایت مورد استناد به تنهایی برای اثبات كراهت هر مقدار فاصله زیاد کافی نیست.
تفاوت كيفيت ایستادن مردان و زنان
در صحیحه زراره درباره کیفیت ایستادن زن در نماز نیز آمده است (باب1 افعال صلاة، حديث٤): «إِذَا قَامَتِ الْمَرْأَةُ فِي الصَّلَاةِ جَمَعَتْ بَيْنَ قَدَمَيْهَا، وَلَا تُفَرْ بَيْنَهُمَا».
بر اساس این روایت زن هنگام ایستادن برای نماز دو قدم خود را به یکدیگر نزدیک می کند و میان آنها فاصله نمی اندازد.
از این روایت ممکن است استفاده شود که کیفیت ایستادن زن با مرد تفاوت دارد؛ به این معنا که در کیفیت ایستادن مرد فاصله میان دو قدم مورد توجه قرار گرفته در حالی که درباره زن جمع میان دو قدم بیان شده است.
البته برای اثبات دقیق حدود این تفاوت و اینکه آیا حکم مزبور ناظر به استحباب کراهت یا صرف بیان کیفیت مطلوب است باید مجموع روایات باب را بررسی کرد.
در نتیجه این مورد نیز از جمله آداب مربوط به کیفیت قیام در نماز است و روایات یاد شده برای بررسی آن مورد توجه قرار می گیرند.
شانزدهمین مكروه: الاختصار في الصلاة
شانزدهمین مورد از مکروهات نماز اختصار در نماز است.
در کلمات فقها اختصار به عنوان یکی از مکروهات نماز مطرح شده است؛ اما درباره معنای دقیق آن چند احتمال وجود دارد و باید دید کدام معنا از روایات و كلمات اهل لغت و فقها استفاده می شود.
معنای نخست: گذاشتن دست بر خاصره
یکی از معانی اختصار گذاشتن دست بر خاصره است؛ یعنی نمازگزار در حال قیام دست خود را بر پهلو یا کمر قرار دهد.
در برخی از تعابیر لغوی اختصار به همین معنا تفسير شده است. علامه نیز در برخی از کلمات خود این معنا را مطرح کرده است. بنابراین بر اساس این تفسیر اختصار عبارت است از اینکه شخص در حال نماز دست خود را بر خاصره بگذارد.
این همان معنایی است که در کلمات بسیاری از فقهای امامیه هنگام بحث از اختصار در نماز مورد توجه قرار گرفته است.
معنای دوم: تکیه کردن بر عصا
معنای دیگری که برای اختصار ذکر شده تکیه کردن بر عصا یا وسیله ای مشابه هنگام نماز است. بر اساس این احتمال شخص در حال قیام به عصا تکیه میکند و بخشی از اتکای بدن خود را بر آن قرار می دهد.
البته این معنا با معنای نخست متفاوت است و برای اثبات اینکه مراد از اختصار در روایات باب نماز همین معنا باشد باید شاهد لغوی یا روایی متناسب ارائه شود.
معنای سوم: کوتاه کردن قرائت
احتمال دیگر آن است که اختصار به معنای کوتاه کردن قرائت باشد؛ به این صورت که نمازگزار تنها بخشی از سوره را بخواند و از ادامه آن صرف نظر کند. این احتمال نیز در برخی از تقریرات معنایی اختصار مطرح شده است؛ اما برای پذیرش آن باید بررسی کرد که آیا استعمال لغوی اختصار و قرائن موجود در روایات چنین معنایی را تأیید می کنند یا خیر.
صرف اینکه شخص قرائت خود را کوتاه کند برای اثبات اینکه این عمل همان اختصار مكروه در نماز است کافی نیست.
معنای چهارم: اختصار در افعال نماز
احتمال دیگر آن است که اختصار به معنای کم گذاشتن در افعال نماز باشد؛ یعنی شخص در قیام رکوع سجود یا سایر افعال نماز از مقدار متعارف بكاهد و افعال را با اختصار انجام دهد.
اما این معنا نیز نیازمند بررسی است؛ زیرا کوتاه کردن افعال نماز اگر به ترک واجب یا اخلال به شرایط نماز بینجامد، حکم مستقلی خواهد داشت و نمی توان آن را بدون دلیل همان اختصار مكروه دانست.
بررسی معنای ظاهر اختصار
با توجه به آنچه در كلمات اهل لغت و فقها مطرح شده است به نظر می رسد معنای نخست یعنی گذاشتن دست بر خاصره همان معنایی است که در بحث مکروهات نماز بیشتر مورد نظر فقهای امامیه قرار گرفته است.
بنابراین هنگامی که فقها از کراهت اختصار در نماز سخن میگویند ظاهر کلام بسیاری از آنان آن است که نمازگزار در حال قیام دست خود را بر خاصره قرار ندهد.
با این حال صرف شهرت این معنا در کلمات فقها برای اثبات حکم شرعی کافی نیست و باید مستند آن بررسی شود.
وجه احتمالی کراهت اختصار
در توضیح وجه کراهت این عمل ممكن است گفته شود که گذاشتن دست بر خاصره در برخی از عرفها نشانه تکبر خودنمایی یا اظهار تشخص بوده است؛ از این رو انجام دادن آن در حال نماز با ادب حضور در پیشگاه خداوند سازگار دانسته نشده است. البته این توضیح در حد بیان یک وجه احتمالی است و تا زمانی که دلیل معتبر شرعی بر آن اقامه نشود نمیتوان آن را مستند مستقل حکم قرار داد.
همچنین نمی توان صرفاً با این بیان که این رفتار در عرف گروهی از مردم نشانه تکبر است حکم شرعی کراهت را اثبات کرد؛ زیرا برای انتساب یک حکم به شارع باید دلیل معتبر در دست باشد.
بررسی مستند روایی اختصار
در این بخش از درس نکته اصلی آن است که هر چند اختصار در کلمات فقها به عنوان یکی از مكروهات نماز مطرح شده است مستند روایی آن باید به صورت مستقل شناسایی و بررسی شود.
در برخی از منابع اهل سنت بحث اختصار به تفصیل مطرح شده و برای آن وجوه مختلفی ذکر شده است؛ از جمله اینکه این رفتار به عنوان نشانه تکبر شناخته می شده یا به گروه هایی از مردم نسبت داده شده است.
اما در فقه امامیه باید بررسی کرد که آیا روایت معتبری درباره گذاشتن دست بر خاصره در نماز وجود دارد یا خیر و در صورت وجود آیا دلالت آن بر کراهت تمام است یا نه.
همچنین باید میان دو مقام تفکیک کرد:
ـ مقام نخست: اثبات اینکه اختصار در نماز در کلمات فقها مكروه شمرده شده است.
ـ مقام دوم: اثبات اینکه این حکم مستند به روایت معتبر و دلالت تمام است.
اثبات مقام نخست لزوماً به معنای اثبات مقام دوم نیست. از این رو لازم است روایات مربوط به اختصار بررسی شوند و سند و دلالت هر یک به صورت جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرد.
نتيجه بحث
در این جلسه چهار مورد از مكروهات نماز مطرح شد:
1. مدافعه خواب و نماز خواندن با کسالت خواب آلودگی و سنگینی؛
2. امتخاط
3 صفد در قیام و چسباندن دو پا به یکدیگر
4 اختصار در نماز به ویژه گذاشتن دست بر خاصره
در سه مورد نخست روایاتی برای بررسی حکم مطرح شد؛ اما در مورد اختصار پرسش اصلی همچنان درباره مستند روایی حکم است.
بنابراین ادامه بحث باید بر این محور متمركز شود که آیا برای کراهت گذاشتن دست بر خاصره در حال نماز روایت معتبر و قابل استنادي وجود دارد یا خیر؟ همچنین باید بررسی شود که آیا آنچه در کلمات فقها آمده مستند به روایات خاص امامیه است یا از منابع و تعابير دیگری استفاده شده است.