« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مسلم داوری

1405/07/22

بسم الله الرحمن الرحیم

/مکروهات نماز /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /

 

بحث مكروهات الصلاة: كراهت نماز در حال مدافعه بول و غائط و ريح

بحث ما در مکروهات نماز بود. عرض کردیم که اگر شخصی مبتلا به مدافعه بول غائط يا ريح باشد، ولی در عین حال خود را از این حالت بازدارد و با همین وضعیت مشغول نماز شود، آیا نماز او مکروه است؟

گفتیم که روایاتی بر این مطلب دلالت می کنند و برخی از این روایات معتبرند. دو روایت را پیش تر قرائت کردیم یکی صحیحه هشام بن حکم و دیگری موثقه اسحاق بن عمار این دو روایت را خواندیم.

اکنون روايات دیگری وجود دارد که ظاهراً مؤيد این روايات معتبر هستند.

روایت سوم: روایت امير المؤمنین علیه السلام

روایت سوم این باب (۸ قواطع) چنین است: «و عنه عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ، عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ، عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ قَالَ: لَا تُصَلِّ وَأَنْتَ تَجِدُ شَيْنَا مِنَ الْأَخْبَتَيْنِ». مفاد روایت این است که در حالی که انسان مبتلا به مدافعه یکی از دو خبت یعنی بول و غائط است نماز نخواند. بنابراین دلالت روایت بر مطلوب خوب است؛ زیرا از نماز خواندن در حال مدافعه نهی می کند.

اما از جهت سند روایت اشکال دارد. در سند آن سيف بن عميره و ابوبکر حضرمی قرار دارند. ابوبكر حضرمی همان عبد الله بن محمد حضرمی است که در کتاب «نوادر الحكمة» آمده و از این جهت اشکالی ندارد.

اشکال در این قسمت از سند است: «عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ». در این نقل محمد بن عبد الله حضرمی از پدرش و او از امام صادق عليه السلام روایت می کند، در حالی که درباره پدر او توثیقی وارد نشده است.

البته بعضى احتمال داده اند که در این عبارت تحریفی رخ داده باشد؛ به این صورت که عبارت اصلی عن أبيه، عن أبي عبد الله نبوده، بلكه «عن أبي عبد الله، عن أبيه» بوده است؛ یعنی ابوبکر حضر می از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر عليه السلام روایت کرده باشند.

این احتمال چندان بعید نیست؛ زیرا عبدالله بن محمد حضرمی از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده و از امام باقر علیه السلام نیز روایت دارد هر چند روایت مستقیم او از امام باقر علیه السلام نیازمند بررسی است. همچنین نقل های او از پدرش منحصر در همین مورد نیست ولی این احتمال که در اینجا تقديم و تأخیری در عبارت رخ داده باشد، قابل طرح است. با این حال در نسخه وسائل و تهذيب عبارت به همین صورت نقل شده است: «عن أبيه، عن أبي عبد الله علیه السلام». تا زمانی که تحریف ثابت نشود، نمیتوان بر اساس این احتمال سند روایت را تصحیح کرد. بنابراین اگر تحریف ثابت شود، ممکن است اشکال سند برطرف شود؛ اما با وضع موجود نمیتوان روایت را صحیح دانست و نهایتاً میتوان آن را مؤید روایات معتبر پیشین قرار داد.

روایت چهارم: وصیت پیامبر صلى الله عليه وآله به امیرالمؤمنین عليه السلام

روایت چهارم این باب روایتی است که شیخ صدوق نقل کرده است: «محمد بن علي الحسين بإسناده، عن حماد بن عمرو وأنس بن محمد عن أبيه عن جعفر بن محمد عن آبائه عليهم السلام في وصية النبي صلى الله عليه وآله لعلي (عليه السلام) - قال: يا علي ثمانية لا تقبل منهم الصلاة العبد الابق حتى يرجع إلى مولاه والناشز وزوجها عليها ساخط، ومانع الزكاة إلى أن قال، والسكران والزبين وهو الذي يدافع البول والغائط، ورواه أيضا مرسلا».

در برخی نقلها و نسخه ها، الفاظ و ترتیب این فقرات تفاوت هایی دارد. آنچه در اینجا محل بحث ماست همین فقره مربوط به مدافعه بول و غائط است.

در نقل های دیگر تعبير «المدافع للأخبثين» يا تعابیر نزدیک به آن آمده است. مفاد این فقره آن است که نماز کسی که در حال مدافعه بول و غائط است مورد قبول قرار نمی گیرد.

پس دلالت روایت بر اصل مطلوب خوب است؛ زیرا در این روایت مدافعه بول و غائط در شمار اموری قرار گرفته که موجب عدم قبول نماز میشوند.

اما از جهت سند روایت معتبر نیست؛ زیرا طريق شیخ صدوق به حماد بن عمرو و انس بن محمد و نیز وضعیت رجالی برخی از راویان این طریق نیازمند بررسی است. در این سلسله توثيق روشنی برای برخی از راویان در دست نیست و نمی توان صرف نقل شیخ صدوق را برای اثبات اعتبار سند کافی دانست.

با این حال روایت از جهت محتوا اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا در ضمن و صایای پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به امير المؤمنين علیه السلام نقل شده است. این وصايا از جهت اخلاقی و تربیتی بسیار مهماند و مشتمل بر معارف و دستورهای ارزشمندی برای اصلاح فرهنگ و رفتار بشر هستند.

البته اهمیت محتوایی روایت جایگزین بررسی سندی آن نمی شود. از این رو باید میان ارزش محتوایی وصیت و اعتبار سندی این فقره تفکیک کرد.

نکته قابل توجه این است که شیخ صدوق این روایت را در کتاب من لا يحضره الفقيه نيز نقل کرده است. شیخ صدوق در مقدمه این کتاب درباره روش خود در نقل روایات و اعتماد بر منابع مشهور و مورد اتکا سخن گفته است. بنابراین نقل روایت در این کتاب می تواند در بررسی مبانی شیخ صدوق و میزان اعتماد او به این روایت مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند به تنهایی برای اثبات اعتبار سند کافی نیست.

این روایت مفصل در مواضع دیگری نیز نقل شده و فقره مورد بحث ما در برخی از آن نقل ها تكرار شده است. از جمله در کتاب «معاني الأخبار» نقل هایی از این مضمون وجود دارد.

روایت پنجم: نقل دیگری از وصایای پیامبر (صلى الله علیه و آله)

روایت دیگری نیز در همین زمینه نقل شده است: «وعن محمد بن موسى بن المتوكل عن محمد بن يحيى وأحمد بن

إدريس جميعا "، عن محمد بن أحمد عن أحمد بن محمد عن بعض أصحابنا، رفعه إلى أبي عبد الله (عليه السلام) قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله ثمانية لا يقبل لهم صلاة العبد الأبق حتى يرجع إلى سیده والناشز عن زوجها وهو عليها ساخط ومانع الزكاة وتارك الوضوء، والجارية المدركة تصلي بغير خمار وإمام قوم يصلي بهم وهو له كارهون والزبین فقيل یا رسول الله وما الزبين؟ قال: الرجل يدافع البول والغائط، والسكران فهؤلاء الثمانية لا يقبل الله لهم صلاة.

وفي الخصال عن أبيه، عن أحمد بن إدريس ومحمد بن يحيى جميعا " عن محمد بن أحمد مثله ورواه البرقي في (المحاسن) عن بعض أصحابنا عن أبي عبد الله (عليه السلام)، مثله».

در ادامه همین روایت مدافعه بول و غائط در شمار موارد مذکور آمده است. همچنین در این نقل موارد دیگری مانند نماز خواندن بدون خمار امامت جماعت برای کسانی که از امام جماعت خود کراهت دارند و برخی دیگر از امور ذکر شده است.

در این روایت درباره کسی که در حال مدافعه بول و غائط نماز میخواند سؤال شده و در پاسخ این وضعیت در شمار موارد عدم قبول نماز قرار گرفته است.

این روایت نیز از جهت دلالت مؤيد مطلب ماست؛ اما از جهت سند به سبب رفع روایت و وضعیت برخی از راویان نمی توان آن را معتبر دانست.

در کتاب الخصال نیز این روایت نقل شده است. همچنین برقی در کتاب المحاسن آن را از بعضی از اصحاب نقل می کند. بنابراین این مضمون در چند کتاب و با چند طريق نقل شده است؛ هر چند همان طور که عرض کردیم همه این طرق صحیح نیستند و در برخی از آنها اشکالهایی مانند ارسال یا رفع وجود دارد.

با این همه تعدد نقلها نشان می دهد که این مضمون در منابع روایی مورد توجه بوده است.

به خصوص فقره مربوط به مدافعه بول و غائط بخشی از وصایای پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به امیرالمؤمنين عليه السلام است که در نقل های متعدد آمده است.

روایت ششم: روایت دیگری در منع نماز در حال مدافعه

روایت دیگری نیز در کتاب مجالس شیخ صدوق و برخی منابع دیگر نقل شده است: «وفي المجالس عن أبيه، عن سعد عن يعقوب بن يزيد عن يحيى بن المبارك عن عبد الله بن جبلة عن إسحاق بن عمار قال: سمعت أبا عبد الله الصادق (عليه السلام) يقول: لا صلاة لحاقن ولا لحاقب ولا لحازق فالحاقن الذي به البول والحاقب الذي به الغائط والحاذق الذي قد ضغطه الخف.

وفي معاني الأخبار عن أبيه، مثله.»

مضمون آن نهی از نماز خواندن در حال مدافعه است.

در اینجا مقصود از مدافعه حالتی است که شخص به سبب فشار بول يا غائط در نماز با دشواری مواجه میشود و خود را از خروج آن باز می دارد.

این روایت نیز از جهت دلالت در راستای روایات پیشین قرار می گیرد؛ هر چند در بررسی سند آن باید به وضعیت راویان و طريق نقل توجه کرد. از این رو در مقام استدلال مستقل نمی توان بدون بررسی بیشتر آن را در شمار روایات معتبر قرار داد.

روایت هفتم: روایت محمد بن حسین در المجازات النبوية

روایت دیگری که در این باب نقل شده روایت محمد بن حسین است: «محمد بن الحسين الرضي في المجازات النبوية) عنه (عليه السلام) قال: لا يصلي الرجل وهو زناء، أي حاقن».

در نقل و توضیح این تعبیر گفته شده است که مقصود شخصی است که گرفتار مدافعه بول یا غائط است.

این روایت در کتاب «المجازات النبوية» نقل شده است و از جهت دلالت در همین زمینه قرار می گیرد؛ ولی برای اثبات اعتبار سندی آن باید وضعیت نقل و منبع آن بررسی شود.

روایت هشتم: روایت برقی در «المحاسن»

روایت دیگری در کتاب «المحاسن» برقی آمده است: «أحمد بن محمد البرقي في (المحاسن) عن محمد بن علي عن عيسى بن عبد الله العمري، عن أبيه عن جده عن علي بن أبي طالب عليه السلام)، عن النبي صلى الله عليه وآله قال: لا يصلي أحدكم وبه أحد العصدين يعني البول والغائط».

در برخی نسخه ها تعبیری مانند: «إلا أن يكون ...» نیز در ادامه آمده است که باید با مراجعه به نسخه ها و نقل های دیگر بررسی شود.

مقصود از تعبیر «أحد الأخبثين»، بول و غائط است؛ زیرا این دو از مصادیق خبث مورد بحث اند. بنابراین روایت بر نهی از نماز خواندن در حال ابتلا به یکی از این دو دلالت دارد. اما از جهت سند محمد بن على در این سند ظاهراً همان محمد بن على كوفی معروف به ابو سمينه است که او را تضعیف کرده اند و حتی درباره او تعبیرهای شدیدی در کتب رجالی آمده است.

درباره عيسى بن عبد الله عمری نیز باید بررسی کرد که آیا مقصود همان عيسى بن عبدالله هاشمی است یا شخص دیگری اگر همان شخص باشد، بحث از ورود او در «نوادر الحكمة» مطرح می شود؛ اما اگر اتحاد آن دو ثابت نباشد نمی توان حکم رجالی یکی را به دیگری سرایت داد.

مرحوم آقای خویی در این زمینه قائل به تعدد شده است، در حالی که برخی دیگر احتمال اتحاد را مطرح کرده اند. بنابراین این جهت نیز نیازمند بررسی است. در نتیجه این روایت را هم نمی توان بدون احراز اتحاد راوی و اثبات و ثاقت او روایت معتبر دانست؛ هر چند از جهت دلالت مؤید روایات پیشین است.

جمع بندی روایات دال بر کراهت

بنابراین روايات متعددی داریم که بر نهی از نماز خواندن در حال مدافعه بول و غائط دلالت میکنند. برخی از این روایات از جهت سند معتبرند و برخی دیگر به سبب اشکالات رجالی یا وجود ارسال و رفع اعتبار مستقل ندارند.

اکنون باید ببینیم آیا از این روایات حرمت نماز خواندن در حال مدافعه یا بطلان نماز استفاده میشود یا آنکه مفاد آنها صرفاً کراهت است.

در مقابل این روایات صحيحه عبد الرحمن بن حجاج قرار دارد.

صحيحه عبد الرحمن بن حجاج و کیفیت جمع ميان روايات (حدیث1 باب ۸ قواطع):

«محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن صفوان عن عبد الرحمن بن الحجاج قال سألت أبا الحسن (عليه السلام) عن الرجل يصيبه الغمز في بطنه وهو يستطيع أن يصبر عليه أيصلي على تلك الحال أو يصلي ؟ فقال إن احتمل الصبر ولم يخف إعجالا " عن الصلاة فليصل وليصبر.

ورواه الصدوق بإسناده، عن عبد الرحمن بن الحجاج، مثله.

محمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن يحیی، مثله».

در این روایت از امام علیه السلام سؤال می شود که اگر شخصی در شکم خود احساس فشار یا ناراحتی کند در حالی که میتواند آن را تحمل کند آیا می تواند در همان حال نماز بخواند یا نه ؟

مقصود از «الغمز في البطن» ممكن است فشاری ناشی از بول یا غائط باشد، هرچند احتمال داده شده که منشأ دیگری نیز داشته باشد.

امام علیه السلام می فرمایند: اگر بتواند صبر کند اشکالی ندارد؛ و اگر نتواند صبر کند نیز اشکالی ندارد.

بنابراین بر اساس این روایت اگر شخص بتواند وضعیت خود را تحمل کند نماز خواندن او جايز است و لازم نیست برای رهایی از این حالت نماز را با عجله به پایان برساند.

البته از این روایت نمی توان استفاده کرد که شخص باید با شتاب نماز بخواند تا هرچه زودتر از این وضعیت خارج شود؛ زیرا عجله و شتاب در نماز خود میتواند با مطلوبیت و آداب نماز ناسازگار باشد.

ظاهر این روایت آن است که نماز خواندن در چنین حالتى فى نفسه اشکالی ندارد. از این رو این روایت در کنار روایات پیشین در تعیین حکم نهایی اهمیت دارد.

آیا روایات نهی کننده بر حرمت یا بطلان دلالت دارند؟

ممكن است از برخی روایات پیشین به ویژه تعابیری مانند «لا تصل» یا «لا تقبل منهم الصلاة»، در نگاه نخست حرمت نماز خواندن در حال مدافعه يا حتى بطلان نماز استفاده شود.

اما در اینجا چند نکته برای جمع میان روايات مطرح شده است:

نکته اول: ادعای اجماع بر صحت نماز

گفته شده است که فقها بر بطلان نماز در این حالت اجماع ندارند و کسی صرفاً به دلیل مدافعه بول و غائط حکم به بطلان نماز نکرده است؛ بلکه آنچه در کلمات فقها مطرح شده کراهت نماز در این وضعیت است.

البته در استفاده از اجماع باید دقت کرد که آیا اجماع محصل یا منقولی در این مسئله وجود دارد و آیا میتوان به آن اعتماد کرد. آنچه در اینجا مورد استناد قرار می گیرد، این است که فتوای مشهور فقها بر کراهت است، نه بطلان.

نکته دوم: تفاوت میان عدم قبول و بطلان

در برخی روایات تعبير «لا تقبل الصلاة» آمده است. عدم قبول لزوماً به معنای بطلان فقهی نماز نیست؛ زیرا میان صحت و قبول تفاوت وجود دارد. ممکن است عملی از نظر فقهی صحیح باشد، اما به سبب فقدان برخی کمالات یا وجود اموری که با مطلوبیت آن منافات دارند از مرتبه کامل قبول برخوردار نباشد. بنابراین صرف تعبير «لا تقبل الصلاة» برای اثبات بطلان نماز کافی نیست بلکه باید قرائن و شواهد دیگر نیز بررسی شود.

در اینجا می توان گفت که عدم قبول نماز در حال مدافعه با کراهت آن سازگار است؛ یعنی نماز صحیح است اما انجام آن در این وضعیت از مطلوبیت کمتری برخوردار است.

نکته سوم: صحيحه عبد الرحمن بن حجاج

این روایت میگوید که اگر شخص بتواند فشار و ناراحتی را تحمل کند نماز خواندن او اشکالی ندارد.

این بیان در کنار روایات نهی کننده، قرینه ای برای حمل نهی بر کراهت است؛ زیرا اگر روایات نهی کننده بر حرمت تکلیفی یا بطلان وضعی دلالت میکردند باید میان آنها و این روایت جمع مناسبی صورت گیرد.

بر این اساس می توان گفت روایات نهی کننده بر مرجوحیت نماز در این حالت دلالت دارند، در حالی که صحيحه عبد الرحمن بن حجاج اصل جواز نماز خواندن را در این وضعیت تأیید می کند.

البته باید توجه داشت که صحيحه عبد الرحمن بن حجاج به تنهایی لزوماً نفى تمام مراتب کراهت را اثبات نمی کند؛ بلکه در جمع میان روايات قرینه ای بر جواز و عدم بطلان نماز به شمار می آید.

آیا صحیحه هشام بن حکم نیز قرینه بر کراهت است؟

در بحث های پیشین صحيحه هشام بن حکم را نیز خواندیم. در آن روایت درباره شخصی که گرفتار مدافعه است تعبیری آمده بود که مفاد آن قرار گرفتن چنین شخصی در منزلت کسی است که در وضعیت نامناسبی از طهارت قرار دارد.

در آن روایت تعبیر وهو بمنزلة من هو في ثوبه مطرح شده است.

اگر مقصود این بود که شخص واقعاً در همان وضعیت قرار دارد، ممکن بود حکم خاص آن وضعیت درباره او جاری شود؛ اما تعبیر «بمنزلة» میتواند بر نوعی تشبیه و تنزيل دلالت کند نه بر تحقق واقعی همان موضوع.

از این رو می توان این احتمال را مطرح کرد که روایت در مقام بیان شدت مرجوحیت نماز در حال مدافعه باشد نه آنکه بخواهد بطلان نماز را اثبات کند.

البته این برداشت نیازمند توجه به متن دقیق روایت و قرائن آن است؛ ولی در مجموع می تواند در کنار سایر قرائن مؤيد حمل نهی بر کراهت باشد.

نتیجه نهایی در حکم مدافعه بول و غائط در نماز

با ملاحظه مجموع روايات به نظر می رسد که اصل کراهت نماز در حال مدافعه بول و غائط قابل قبول است و اشکالی در اصل این حکم وجود ندارد.

با این حال باید میان دو فرض تفکیک کرد:

فرض اول: وجود مدافعه پیش از شروع نماز

اگر شخص پیش از شروع نماز گرفتار مدافعه بول یا غائط باشد و وقت نماز نیز وسعت داشته باشد، به گونه ای که بتواند به قضای حاجت برود تطهیر کند وضو بگیرد و سپس نماز بخواند بهتر است با آن حالت وارد نماز نشود.

قدر متیقن از روایات کراهت همین فرض است؛ یعنی شخص با وجود امکان برطرف کردن حالت مدافعه بدون رفع آن وارد نماز شود.

فرض دوم: پیدایش مدافعه در اثنای نماز

اما اگر شخص در اثنای نماز گرفتار مدافعه شود، مسئله متفاوت است؛ زیرا او نماز را در حالی آغاز کرده که ممکن است چنین حالتی نداشته باشد و اکنون در اثنای نماز با این وضعیت مواجه شده است.

در این فرض برخی ممکن است بگویند که همان کراهت همچنان باقی است و شخص میتواند نماز خود را ادامه دهد به خصوص اگر قادر به تحمل وضعیت باشد.

در مقابل ممکن است گفته شود که اگر این حالت در اثنای نماز پدید آمد و شخص توان تحمل آن را داشت ادامه نماز اشکالی ندارد؛ اما اگر وضعیت به گونه ای بود که تحمل آن دشوار میشد باید حکم مسئله با توجه به ادله مربوط به قطع نماز و شرایط خاص آن بررسی شود. برخی نیز احتمال داده اند که شخص در چنین وضعیتی بتواند نماز را قطع کند برای قضای حاجت برود تطهیر کند و وضو بگیرد و سپس نماز را از نو شروع کند. البته جواز قطع نماز خود مسئله ای مستقل است و نمیتوان بدون بررسی ادله آن به طور مطلق چنین حکمی صادر کرد.

اگر قطع نماز را در حالت عادی جایز ندانیم ممکن است گفته شود که در فرض پیدایش مدافعه در اثنای نماز حکم متفاوتی وجود داشته باشد؛ ولی این مطلب نیازمند دلیل مستقل است.

بنابراین آنچه به عنوان قدر متیقن از روایات می توان بیان کرد این است که شخص در صورت وجود مدافعه پیش از شروع نماز و با فرض وسعت وقت و امکان برطرف کردن آن نباید بدون رفع این حالت وارد نماز شود و نماز خواندن در چنین وضعیتی مکروه است.

اما درباره پیدایش مدافعه در اثنای نماز باید با توجه به شرایط شخص، میزان توانایی او بر تحمل، وسعت يا ضيق وقت و ادله مربوط به قطع نماز مسئله را جداگانه بررسی کرد.

ان شاء الله تعالی مسائل بعدی را در جلسات آینده پیگیری خواهیم کرد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo