1405/07/20
بسم الله الرحمن الرحیم
/مکروهات نماز /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /
بحث ما در مكروهات نماز بود. عرض کردیم که پنج مورد از مکروهات نماز را ذکر کردیم و اکنون به ششمین مورد می رسیم.
مواردی که در این بخش مطرح میشوند عبارت اند از:
ـ بصاق در نماز یعنی انداختن آب دهان.
ـ فرقعه اصابع؛ یعنی شکستن انگشتان.
ـ تمطّی؛ یعنی کش و قوس دادن بدن.
ـ تثاؤب؛ یعنی خمیازه کشیدن.
ادامه هر یک از این موارد را با بررسی روايات و مباحث سندی و دلالی آنها مطرح می کنیم.
ششم: بصاق در نماز
یکی از مکروهات نماز انداختن آب دهان در حال نماز است. ظاهراً در اصل کراهت این عمل اشکالی وجود ندارد؛ زیرا این کار با آداب نماز و با خشوع و خضوعی که باید در برابر خداوند متعال رعایت شود منافات دارد. افزون بر این روایاتی نیز بر این مطلب دلالت میکنند.
روایت اول: صحیحه ابی بصیر
یکی از روایات صحیحه ابی بصیر است که در باب اول از ابواب افعال نماز حديث نهم، نقل شده است.
متن روایت: «محمد بن الحسن باسناده، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن داود الخندقي، عن أبي بصير قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام) إذا قمت إلى الصلاة فاعلم أنك بين يدي الله، فإن كنت لا تراه فاعلم أنه يراك، فأقبل قبل صلاتك، ولا تمتخط ولا تبزق ولا تنقض أصابعك، ولا تورك، فان قوما قد عذبوا بنقض الأصابع والتورك في الصلاة وإذا رفعت رأسك من الركوع فأقم صلبك حتى ترجع مفاصلك، وإذا سجدت فاقعد مثل ذلك وإذا كان في الركعة الأولى والثانية فرفعت رأسك من السجود فاستتم جالسا حتى ترجع مفاصلك فإذا نهضت فقل بحول الله وقوته أقوم وأقعد فان عليا عليه السلام) هكذا كان يفعل».
در این روایت امام صادق علیه السلام آدابی را برای کسی که به نماز می ایستد بیان می فرمایند. از جمله می فرمایند: «ولا تبزق»؛ یعنی آب دهان نینداز.
بنابراین روایت از انداختن آب دهان در نماز نهی می کند و بر کراهت آن دلالت دارد.
بررسی سند روایت
سند روایت چنین است: «أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن داود الخندقي، عن أبي بصير».
در سند، داود خندقی واقع شده است. پیشتر نیز درباره او بحث کردیم مقصود از داود خندقی همان داود بن زربی است که درباره و ثاقت او مطالبی بیان شد.
از جمله نجاشی و شیخ مفید او را توثیق کرده اند و برخی دیگر نیز او را ستوده اند. همچنین روايات متعددی درباره او وارد شده است.
یکی از شواهدی که در این زمینه مطرح شد روایتی است که درباره کیفیت وضوى او نقل شده است. در آن روایت امام علیه السلام به او دستور میدهند که وضو را سه بارسه بار انجام دهد و می فرمایند اگر کمتر از آن انجام دهد اشکالی ندارد. پس از آنکه خطر برطرف شد و او از وضعیت پیشین ایمن گردید مجدداً برای او نامه نوشتند و فرمودند که اگر بیش از آن مقدار نیز انجام دهد اشکالی ندارد.
بنابراین با توجه به مطالبی که درباره داود بن زربی بیان شد او را ثقه می دانیم و از این جهت در سند روایت اشکالی وجود ندارد.
صاحب مستمسك درباره خبر ابی بصیر ظاهراً از ناحیه داود خندقی اشکال کرده است؛ در حالی که با توجه به اتحاد داود خندقی با داود بن زربی و توثیق او این اشکال وارد نیست. پس روایت از نظر سند صحیح است و از نظر دلالت نیز بر کراهت بصاق در نماز دلالت میکند.
روایت دوم: صحيحه حماد
روایت دیگری که بر این مطلب دلالت می کند، صحيحه حماد است که در باب اول از ابواب افعال نماز حدیث اول نقل شده است.
در پایان روایت آمده است: «ولا تبزق عن يمينك ولا يسارك ولا بين يديك».
یعنی در سمت راست سمت چپ و مقابل خود آب دهان نینداز.
این روایت نیز به روشنی از بصاق در نماز نهی می کند و بر کراهت آن دلالت دارد.
همین بخش از روایت را مرحوم مجلسی از کتاب علل محمد بن علی بن ابراهيم نیز نقل کرده است. این نقل در مستدرک الوسائل نیز آمده است.
بنابراین با توجه به این روایات، اصل کراهت بصاق در نماز ثابت است و از این جهت اشکال خاصی وجود ندارد.
هفتم: فرقعة الاصابع
یکی دیگر از مکروهات نماز فرقعة الاصابع است؛ یعنی انسان انگشتان خود را به گونه ای فشار دهد یا حرکت دهد که صدای شکستن انگشتان شنیده شود.
البته مقصود صرفاً حرکت دادن دست یا انگشتان نیست؛ بلکه منظور همان عملی است که موجب صدای انگشتان میشود و برخی افراد در حال نماز آن را انجام می دهند. ظاهراً در اصل کراهت این عمل نیز اشکالی وجود ندارد.
دلیل اول: صحیحه ابی بصیر
همان صحیحه ابی بصیر که پیشتر خواندیم بر این مطلب نیز دلالت میکند. در آن آمده است: « ولا تنقض أصابعك».
یعنی انگشتان خود را نشکن. پس این روایت علاوه بر دلالت بر کراهت بصاق بر کراهت فرقعه اصابع نیز دلالت دارد.
دلیل دوم: صحیحه محمد بن مسلم
روایت دیگری در باب چهاردهم از ابواب قواطع حدیث اول نقل شده است.
«محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن صفوان عن العلاء عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر (عليه السلام) قال : سألته عن الرجل يلتفت في الصلاة قال: لا ولا ينقض أصابعه.»
از امام باقر علیه السلام درباره التفات در نماز سؤال شد و حضرت فرمودند:
« لا ، ولا ينقض أصابعه».
یعنی چنین نکند و انگشتان خود را نشکند.
این روایت نیز بر نهی از فرقعه اصابع دلالت میکند.
دلیل سوم: صحیحه زراره
روایت دیگری حدیث (۳) از امام باقر علیه السلام نقل شده است که در آن آمده است: «وعن علي عن أبيه، وعن محمد بن إسماعيل عن الفضل عن حماد عن حريز عن زرارة عن أبي جعفر عليه السلام) قال عليك بالإقبال على صلاتك إلى أن قال: «ولا تفرقع أصابعك فان ذلك كله نقصان من الصلاة».
در این روایت امام علیه السلام دستور می دهند که انسان با توجه و اقبال به نماز بپردازد و انگشتان خود را نشکند؛ زیرا این امور موجب نقصان نماز می شوند. مقصود از نقصان نماز در اینجا نقصان در کمال و ثواب نماز است؛ نه اینکه لزوماً اصل نماز باطل شود. بنابراین این روایت نیز بر کراهت فرقعه اصابع دلالت دارد.
روایت چهارم: روایت مسمع بن ابی سیار
روایت دیگری در همین باب نقل شده است: «وعن علي بن محمد مح عن سهل بن زياد عن محمد بن الحسن بن شمون عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم عن مسمع أبي سيار عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إن النبي صلى الله عليه وآله سمع خلفه
فرقعة فرقع رجل أصابعه في صلاته فلما انصرف قال النبي (صلى الله عليه وآله): أما انه حظه من صلاته».
در روایت آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال نماز بودند و صدای شکستن انگشتان شخصی را که پشت سر ایشان نماز می خواند شنیدند. پس از پایان نماز فرمودند: أما إنه حظه من صلاته.....
یعنی بهره آن شخص از نمازش همین مقدار است؛ کنایه از اینکه چنین عملی موجب نقصان بهره و ثواب نماز می شود.
بررسی سند روایت
مسمع بن عبدالملک معروف به ابی سیار شخصی است که توثیق شده و توصیفاتی درباره او وجود دارد.
با این حال در سند این روایت چند نفر محل بحث هستند:
ـ سهل بن زياد
ـ محمد بن الحسن بن شمون؛
ـ عبد الله بن عبد الرحمن الأصم.
درباره سهل بن زیاد مشهور به ضعف او قائل شده اند.
درباره محمد بن الحسن بن شمون نیز تضعیف هایی نقل شده و او را ضعيف الحديث دانسته اند. درباره عبد الله بن عبد الرحمن الأصم نیز تضعیف هایی وجود دارد.
البته درباره برخی از این راویان بحث شده است که آیا میتوان میان تضعیف آنان از جهت مذهب و تضعیف از جهت نقل حديث تفکیک کرد یا خیر همچنین درباره ورود روایات آنان در کتاب نوادر الحكمة و تأثیر این امر در ارزیابی و ثاقتشان مطالبی مطرح شد.
با این همه با توجه به وجود سهل بن زیاد در سند نمی توان این روایت را به تنهایی برای اثبات حکم کافی دانست.
البته این روایت مؤيد روايات صحیح پیشین خواهد بود.
دلیل پنجم: صحيحه حماد و روایات عبث در نماز
افزون بر روایات پیشین می توان به صحيحه حماد نیز استناد کرد؛ همان روایتی که در باب اول از ابواب افعال نماز نقل شد و در آن آمده است: «ثم قال: يا حماد، هكذا صل، ولا تلتفت، ولا تعبث بيديك وأصابعك، ولا تبزق عن يمينك ولا يسارك ولا بين يديك».
در این روایت از عبث کردن با دست و سر نهی شده است.
می توان گفت شکستن انگشتان نیز از مصاديق عبث در نماز است و از این جهت مشمول نهى مذكور خواهد بود.
همچنین روايات متعددی درباره کراهت عبث در نماز وارد شده است. با توجه به عموم این روایات می توان فرقعه اصابع را نیز از مصادیق عبث دانست. البته این استدلال مبتنی بر آن است که عنوان عبث این عمل را نیز در برگیرد.
دلیل ششم: روایت مسمع بن وليد حناط
روایت دیگری در مستدرک الوسائل از کتاب مسمع بن وليد حناط نقل شده است.
كتاب المثنى بن الوليد الحناط: قال: كنت جالسا عند أبي عبد الله عليه السلام، فقال له ناجية - إلى أن قال - قال عليه السلام: إن الفضل بن عباس صلى بقوم فسمع رجلا خلفه فرع إصبعه، فلم يزل يحفظه حتى انفتل، فلما انفتل قال: أيكم عبث بإصبعه ؟ فقال صاحبها أنا، فقال له سبحان الله، ألا كففت عن إصبعك ؟ فإن صاحب الصلاة إذا كان قائما فيها كان كالمودع لها لا تعد إلى مثلها أبدا صل صلاة مودع لا ترجع إلى مثلها أبدا أتدري من تناجي؟ لا تعد إلى مثل ذلك.
مضمون روایت چنین است:
راوی نزد امام صادق عليه السلام بود. حضرت درباره شخصی سخن گفتند که نماز می خواند و فردی پشت سر او نماز می خواند. در اثنای نماز صدای شکستن انگشتان شنیده شد. پس از پایان نماز آن شخص پرسید چه کسی پشت سر من انگشتان خود را شکست؟ آن فرد اقرار کرد که من این کار را انجام در این هنگام او را سرزنش کرد و گفت: آیا سزاوار است که انسان در برابر خداوند متعال بایستد و چنین عملی انجام دهد؟
سپس او را از تکرار این کار نهی کرد و مضمون سخنش این بود که آیا میدانی با چه کسی مناجات می کنی؟
این روایت از آن جهت که امام صادق علیه السلام آن را نقل فرموده اند در بحث ما مورد توجه قرار می گیرد؛ زیرا نقل حضرت می تواند مؤید پذیرش مضمون روایت باشد.
بررسی اعتبار کتاب و روایت
کتاب مسمع بن ولید حناط از جمله کتابهایی است که صاحب مستدرك الوسائل به آن دسترسی داشته و از آن نقل کرده است. مرحوم نوری در مستدرک شماری از کتابهای روایی قدیمی را که در دسترس صاحب وسائل الشيعة نبوده اند گردآوری و نقل کرده است.
در بررسی اعتبار این گونه کتابها باید سه جهت را از یکدیگر تفکیک کرد:
1. طريق ما به کتاب و اعتبار این طریق؛
2. اعتبار سند روایت خاصی که در کتاب آمده است؛
3. اعتبار خود کتاب و امکان اعتماد به روایات آن.
درباره مسمع بن ولید حناط توثيق نقل شده است و کتاب او نیز مورد توجه قرار گرفته است. گفته شد که در این کتاب حدود بیست و هفت روایت وجود دارد.
در جلسه درباره طریق شیخ صدوق به مسمع بن مالک بصری و امكان تصحیح طریق روایت بحث شد. اگر ثابت شود که شیخ صدوق روایت را از کتاب مسمع نقل کرده و طریق او به کتاب معتبر است میتوان از این جهت در اعتبار روایت بحث کرد.
در ادامه درباره فضل بن عباس نیز بحث شد. فضل بن عباس پسر عباس بن عبد المطلب است. با این حال در اینجا نکته مهم آن است که امام صادق علیه السلام این مضمون را نقل فرموده اند و همین نقل در ارزیابی روایت مورد توجه قرار می گیرد.
بنابراین این روایت نیز در کنار روایات صحیح پیشین مؤيد كراهت فرقعه اصابع است.
نتيجه بحث فرقعه اصابع: با توجه به صحيحه ابي بصير صحيحه محمد بن مسلم، صحيحه زراره و دیگر شواهد روایی کراهت شکستن انگشتان در نماز قابل اثبات است. روایات ضعیف تر نیز می توانند مؤید این حکم باشند.
هشتم: تمطّی
یکی دیگر از مكروهات نماز تمطّی است. تمطّی به معنای کش و قوس دادن بدن و دست هاست؛ یعنی انسان در حال نماز بدن یا دستهای خود را بکشد و حالت کش و قوس به خود بگیرد. در روایات از این عمل نهی شده است.
روایت اول: صحیحه زراره
در باب یازدهم از ابواب قواطع نماز صحیحه زراره نقل شده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند: « وعن علي بن إبراهيم، عن أبيه وعن محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان جميعا "، عن حماد بن عيسى عن حريز عن زرارة قال: قال: أبو جعفر (عليه السلام) إذا قمت في الصلاة فعليك بالاقبال على صلاتك إلى أن قال ولا تتتأب ولا تتمطى الحديث».
در این روایت امام علیه السلام دستور می دهند که انسان با توجه و اقبال به نماز بپردازد و از برخی رفتارها از جمله تمطی خودداری کند. بنابراین روایت بر کراهت تمطی در نماز دلالت میکند.
روایت دوم: صحیحه حلبی
روایت دیگری صحیحه حلبی است که در همین باب نقل شده است.
«محمد بن الحسن بإسناده عن علي بن إبراهيم، عن أبيه عن ابن أبي عمير، عن حماد عن الحلبي عن أبي عبد الله (عليه السلام) (في حديث) قال: سألته عن الرجل يتثأب في الصلاة ويتمطى قال هو من الشيطان ولن يملكه.»
از امام صادق علیه السلام درباره تناوب و تمطى سؤال شده است. حضرت در پاسخ فرمودند: « من الشيطان».
یعنی این عمل از شیطان است.
این روایت نیز بر ناپسند بودن چنین رفتاری در نماز دلالت دارد.
روایت سوم: روایت فضيل بن يسار
روایت دیگری از فضیل بن يسار نقل شده است: «وعن الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد عن الحسن بن علي الوشاء، عن أبان بن عثمان عن الفضيل بن يسار عن أحدهما (عليه السلام) أنه قال في الرجل يتثأب ويتمطى في الصلاة قال: هو من الشيطان ولا يملكه».
یعنی درباره شخصی که در نماز خمیازه می کشد یا تمطی می کند، فرمودند که این کار از شیطان است و شخص مالک و مسلط بر آن نیست.
در اینجا باید توجه کرد که تعبیر ولا يملك ممكن است ناظر به این معنا باشد که انسان در پیدایش این حالت تسلط کامل ندارد و گاهی این عمل بدون اختیار یا با دشواری در کنترل رخ می دهد.
البته اینکه دقیقاً مراد از «ولا يملك» چیست، نیازمند بررسی بیشتر است؛ اما در هر صورت روایت این حالت را به شیطان نسبت می دهد.
بررسی سند روایت فضيل بن يسار
در سند روایت، حسین بن محمد حسن بن على وشاء، ابان بن عثمان و فضيل بن يسار قرار دارند.
حسن بن على وشاء از راویان مورد اعتماد است. آبان بن عثمان نیز از اصحاب اجماع شمرده شده است. فضیل بن يسار نيز از بزرگان اصحاب امامیه و از راویان برجسته است.
درباره معلی بن محمد - که در برخی مباحث رجالی مورد بحث قرار گرفته است - اشکالی با عنوان مضطرب الحديث مطرح شده است. در ارزیابی این تعبیر باید توجه کرد که اضطراب در حدیث لزوماً به معنای ضعف شخص راوی نیست؛ ممکن است ناظر به نقل روايات مختلف یا نقل از راویان ضعیف باشد.
همچنین ورود نام معلی بن محمد در تفسیر و از جمله كامل الزيارات برای اثبات وثاقت او کافی است.
با توجه به مجموع قرائن و بررسی های رجالی پیشین این روایت نیز معتبر دانسته شد و بر كراهت تمطّی در نماز مورد استناد قرار گرفت.
نهم: تثاؤب
تناوب به معنای خمیازه کشیدن است. این عمل نیز از مکروهات نماز شمرده شده است.
روایت اول: صحیحه احمد بن ابی نصر بزنطی
در روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است: «محمد بن يعقوب عن حمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن أحمد ابن محمد بن أبي نصر قال: سمعت الرضا (عليه السلام) يقول: التثاؤب من الشيطان والعطسة من الله عز وجل».
یعنی خمیازه از شیطان است و عطسه از جانب خداوند متعال است.
این روایت میان تثاؤب و عطسه تفاوت می گذارد و تناوب را به شیطان نسبت می دهد.
البته باید توجه داشت که نسبت دادن تثاؤب به شیطان به خودی خود به معنای حرمت آن نیست بلکه در این باب با ضمیمه کردن سایر روایات و قرائن برای اثبات کراهت آن مورد استناد قرار می گیرد.
همچنین عطسه ممکن است بدون اختیار رخ دهد و انسان نتواند آن را کاملاً کنترل کند. درباره خمیازه نیز گاهی همین حالت وجود دارد؛ با این حال در صورت امکان مناسب است انسان در نماز از آن جلوگیری کند یا دست کم حالت آن را کنترل نماید.
روایت دوم: صحیحه حلبی
در آن روایت درباره شخصی که در نماز خمیازه میکشد یا تمطّی می کند سؤال شده است امام علیه السلام این رفتار را به شیطان نسبت داده اند. بنابراین روایت از جهت دلالت بر ناپسند بودن تثاؤب در نماز مورد استناد قرار می گیرد.
روایت سوم: روایت فضيل بن يسار
همان روایت فضيل بن يسار نيز تناؤب را در کنار تمطّی مطرح کرده است: «وعن الحسين بن محمد عن معلی بن محمد عن الحسن بن علي الوشاء، عن أبان بن عثمان عن الفضيل بن يسار عن أحدهما (عليه السلام) أنه قال في الرجل يتثأب ويتمطى في الصلاة قال: هو من الشيطان ولا يملكه».
این روایت نیز بر کراهت تثاؤب در نماز دلالت میکند.
در اینجا دوباره این پرسش مطرح می شود که چرا در روایت آمده است: «ولا يملك»؟ ممكن است مقصود این باشد که انسان در پیدایش خمیازه یا تمظی همیشه اختیار کامل ندارد. همان طور که عطسه گاهی بدون اختیار رخ می دهد خمیازه نیز ممکن است به صورت غیر ارادی پدید آید.
با این حال، از این تعبیر نمی توان نتیجه گرفت که در همه موارد انسان هیچ اختیاری ندارد؛ بلکه باید میان اصل پیدایش حالت و امکان کنترل یا جلوگیری از آن تفکیک کرد.
در برخی نقلها نیز آمده است که وقتی حالت تثاؤب برای شخصی پدید می آمد، می کوشید آن را کنترل کند و نگذارد به صورت آشکار انجام شود. البته نقل مورد اشاره، در این بحث از جهت سندی در حد روایات صحیح پیشین نیست.
بررسی سند روایت فضيل بن يسار
در بررسی سند درباره معلی بن محمد بحث شد و گفته شد که تعبير مضطرب الحديث لزوماً به معنای ضعف راوی نیست.
اگر مقصود از اضطراب نقل روايات مختلف یا نقل از راویان ضعیف باشد این امر به تنهایی برای اثبات ضعف راوی کافی نیست بنابراین باید قرائن دیگر نیز بررسی شود.
با توجه به مجموع مباحث رجالی مطرح شده روایت فضيل بن يسار معتبر دانسته شد و به آن برای اثبات کراهت تثاؤب استناد گردید.
جمع بندی مباحث این جلسه
در این جلسه چهار مورد از مکروهات نماز بررسی شد:
ـ بصاق در نماز با توجه به صحیحه ابی بصیر و صحیحه حماد کراهت آن ثابت است.
ـ فرقعه اصابع با استناد به صحيحه ابی بصیر صحیحه محمد بن مسلم، صحیحه زراره و دیگر شواهد کراهت آن قابل اثبات است.
ـ تمطّی روايات مربوط به آن از جمله صحیحه زراره و صحیحه حلبی بر ناپسند بودن آن در نماز دلالت می کنند.
ـ تناوب روايات مربوط به آن از جمله روایت احمد بن ابی نصر بزنطی صحیحه حلبی و روایت فضيل بن يسار بر کراهت آن دلالت دارند.
در بررسی این موارد علاوه بر دلالت روایات وضعیت سندی آنها نیز مورد توجه قرار گرفت و میان روايات صحيح و روايات مؤيد تفکیک شد.
در ادامه مباحث مكروهات نماز، ان شاء الله سایر موارد بررسی خواهد شد.