1405/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم
/مکروهات نماز /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /
ادامه بحث مكروهات نماز: نفخ در موضع سجود
بررسی حکم نفخ در موضع سجود و نسبت آن با مبطلات نماز
بحث ما درباره نفخ در موضع سجود بود. گفتیم که ظاهراً در اصل کراهت نفخ در موضع سجود اشکالی نیست. بحث در این است که آیا این کراهت در صورتی است که از نفخ دو حرف تولید نشود یا اگر دو حرف هم تولید شود باز هم موجب بطلان نماز نیست؟ در این مسئله اختلاف وجود دارد. بعضی گفته اند اگر نفخ موجب تولید دو حرف شود نماز باطل است؛ اما بعضی دیگر گفته اند که چنین نفخی موجب بطلان نماز نیست.
گفتیم ظاهر كلمات جماعتی از محققان و اكثر محسین این است که نفخ هر چند موجب تولید دو حرف شود، في نفسه موجب بطلان نماز نیست.
البته باید میان خود نفخ و اصواتی که ممکن است هنگام نفخ تولید شود تفصیل داد. اگر شخص در هنگام نفخ صدایی مانند «پف» یا اصوات دیگری از قبیل «آه» و مانند آن را بر زبان جاری کند باید بررسی کرد که آیا این صدا عرفاً از مصادیق کلام محسوب می شود یا خیر. اگر آنچه از دهان خارج میشود کلام و تکلم صدق کند، حکم آن با صرف نفخ متفاوت خواهد بود.
بنابراين بحث ما در خود نفخ است؛ یعنی شخص در موضع سجود میدمد و این عمل هر چند موجب تولید دو حرف شود لزوماً به معنای صدق کلام نیست و نمیتوان صرفاً به سبب تولید دو حرف حکم به بطلان نماز کرد.
در مقابل محقق همدانی، بنا بر آنچه نقل کردیم قائل به بطلان شده است؛ زیرا به نظر ایشان در این فرض عنوان کلام و تكلم صدق میکند. اما عده ای دیگر معتقدند که صرف نفخ کلام محسوب نمی شود و از این جهت نمیتوان حكم به بطلان نماز کرد.
پس حاصل بحث گذشته این شد که اصل نفخ در موضع سجود مکروه است اما بطلان نماز به سبب خود نفخ حتی در فرض تولید دو حرف محل اختلاف است و نمیتوان آن را بدون احراز صدق كلام پذیرفت.
روایات مربوط به کراهت نفخ را نیز پیش تر خواندیم، گفتیم چند روایت معتبر تقریباً چهار روایت بر نهی و کراهت دلالت دارند. افزون بر آنها روايات مؤیدی نیز وجود دارد؛ از جمله مرسله صدوق و روایاتی که در کتاب فقه الرضا، دعائم الإسلام و جعفريات نقل شده اند. این روايات مؤيد اصل كراهت هستند.
با این حال در مقابل روایات دال بر نهی و کراهت روایاتی وجود دارد که بر جواز نفخ در موضع سجود دلالت میکنند. اکنون باید این دو طایفه را بررسی کنیم و ببینیم آیا میان آنها تعارض وجود دارد و در صورت تعارض، وجه جمع چیست.
طایفه دوم روايات: روايات دال بر جواز نفخ
روایت اول: معتبره اسحاق بن عمار
روایت نخست روایت اسحاق بن عمار است که در باب هفتم از ابواب سجود، حديث سوم نقل شده است.
متن روایت: « وبإسناده عن الحسين بن سعيد عن صفوان عن إسحاق بن عمار عن رجل قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن المكان يكون عليه الغبار أفأنفخه إذا أردت السجود؟ فقال لا بأس.
محمد بن علي بن الحسين قال سأل رجل الصادق عليه السلام وذكر الحديث».
اسحاق بن عمار میگوید از امام صادق عليه السلام درباره مکانی که بر آن غبار وجود دارد پرسیدم که آیا هنگام سجده در آن میدمم؟ حضرت فرمودند: اشکالی ندارد.
بنابراین مفاد روایت این است که اگر محل سجود غبار داشته باشد و شخص بخواهد پیش از سجده در آن بدمد این عمل اشکالی ندارد.
این روایت در برابر روایاتی قرار می گیرد که از نفخ نهی کرده اند؛ زیرا در این روایت امام عليه السلام می فرمایند: «لا بأس».
بررسی سند روایت
در سند این روایت صفوان بن يحيى وجود دارد. صفوان از اصحاب اجماع است و درباره او توثيق و جلالت شأن ثابت است. بر اساس مبنایی که در بررسی روايات اصحاب اجماع مطرح میشود این جهت در ارزیابی سند اهمیت دارد.
افزون بر این شیخ طوسی این روایت را از حسین بن سعید نقل کرده است و پیشتر درباره اعتبار کتاب حسين بن سعید و اعتماد بر روایات آن بحث کرده ایم.
بنابراین از دو جهت می توان برای اعتبار این روایت استدلال کرد:
نخست: وضعیت راویان سند و وجود صفوان بن یحیی
دوم: نقل روایت از طريق حسين بن سعيد و اعتبار کتاب او.
در نتیجه بر اساس این مبنا روایت از جهت سند معتبر است و می توان به دلالت آن بر جواز نفخ در موضع سجود توجه کرد.
روایت دوم: روایت لیث مرادی از امام صادق عليه السلام
روایت دیگر روایت ششم از همین باب است که در کتاب على الشرائع نقل شده است.
روایت چنین است: «وفي العلل عن أبيه عن سعد بن عبد عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن صفوان بن يحيى عن ابن مسكان عن ليث المرادي قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام الرجل يصلي فينفخ في موضع جبهته قال ليس به بأس إنما يكره ذلك أن يؤذي من إلى جانبه».
راوی میگوید: از امام صادق عليه السلام پرسیدم آیا شخص در موضع پیشانی خود میدمد؟ حضرت فرمودند اشکالی ندارد؛ آنچه موجب كراهت است این است که کسی را که در کنار اوست اذیت کند.
اساس این روایت اصل نفخ در موضع سجود اشکالی ندارد؛ آنچه مورد کراهت قرار گرفته اذیت شدن شخصی است که در کنار نمازگزار قرار دارد.
توضیح آنکه اگر نمازگزار در محل سجود خود بدمد، ممکن است غبار و ذرات خاک پراکنده شود و به شخصی که در کنار او نماز می خواند برسد و او را اذیت کند بر اساس روایت جهت كراهت میتواند همین اذیت شدن شخص مجاور باشد.
البته اذیت مورد نظر در فرض متعارف اذیت شدید و در حدی نیست که موجب حرمت شود؛ بلکه مقصود ناراحتی و اذیتی است که عرفاً از آن کراهت دارند. اگر اذیت به حدی برسد که عنوان دیگری بر آن صدق کند حکم آن عنوان جداگانه بررسی می شود. پس این روایت از حيث دلالت روشن است اصل نفخ در موضع سجود اشکالی ندارد و جهت كراهت اذیت شدن شخص مجاور است.
بررسی سند روایت
در سند روایت ابن ابی عمیر ابن مسكان و ليث مرادی قرار دارند لیت مرادی از راویان شناخته شده است و ابن ابی عمير و ابن مسکان نیز از راویان معتبرند افزون بر این صفوان بن یحیی در این سند قرار دارد؛ بنابراین میتوان ویژگی های رجالی صفوان را به این سند نسبت داد.
بر اساس ارزیابی رجالی راویان این طریق روایت از جهت سند معتبر است. در نتیجه این روایت نیز از ادله قابل استناد در بحث نفخ در موضع سجود به شمار می رود.
روایت سوم: روایت ابی بکر حضرمی
روایت دیگری که بر این معنا دلالت میکند روایت دوم از باب مربوط (باب ۷ سجدة) است.
در سند این روایت احمد بن محمد ابن ابی محمد حجال ابی اسحاق و ابی بکر حضرمی قرار دارند.
متن روایت: «قَالَ أَبُو عَبْدِ الله عليه السلام: لَا بَأْسَ بِالنَفْحُ فِي الصَّلَاةِ فِي مَوْضِعِ الشَّجُودِ، مَا لَمْ يُؤذ أَحَدًا». امام صادق علیه السلام فرمودند نفخ در نماز در موضع سجود تا زمانی که موجب اذيت کسی نشود، اشکالی ندارد.
این روایت نیز مانند روایت پیشین نفخ در موضع سجود را في نفسه جایز می داند و عدم جواز یا کراهت آن را به اذیت شدن دیگری مرتبط می کند.
بررسی سند روایت
درباره ابن ابی محمد حجال، یعنی عبد الله بن محمد حجال، توثيق و اعتبار نقل گزارش شده كتاب او نیز شناخته شده است.
درباره ابی اسحاق نیز هر چند در نقل موجود نام او به صورت کامل ذکر نشده است با توجه به قرائن رجالی و روایی بايد ثعلبة بن میمون باشد که ثقه است. احتمال داده شده است که مقصود ابی اسحاقی (ثعلبة بن ميمون) باشد که در این طبقه از حجال روایت نقل می کند. ابی بکر حضرمی نیز در منابع روایی نوادر و تفسیر مطرح شده و نقل مشایخ از او در ارزیابی رجالی اش مورد توجه قرار می گيرد و حکم به وثاقت او می شود. بنابراین اعتبار این روایت مورد تأیید است.
روایت چهارم: مرسله شیخ صدوق
روایت دیگری نیز از شیخ صدوق نقل شده است:
« وَرُوِيَ عَنِ الصَّادِق عليه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّمَا يكره ذَلِكَ خَشَيَةً أَنْ يُؤْذِي مَنْ إِلَى جَانِبِهِ».
مفاد روایت این است که جهت نهی یا کراهت نفخ ترس از اذیت شدن شخصی است که در کنار نمازگزار قرار دارد.
این روایت نیز در مقام بیان آن است که اگر کراهتی برای نفخ در موضع سجود وجود داشته باشد، منشأ آن میتواند اذیت شدن شخص مجاور باشد.
البته این روایت مرسل است و از جهت سند، ضعف ارسال در آن وجود دارد؛ از این رو به تنهایی نمی توان بر آن تکیه کرد ولی می تواند در کنار روایات دیگر به عنوان مؤيد مورد توجه قرار گیرد.
بررسی تعارض میان دو طایفه روايات
اکنون باید میان دو دسته از روایات جمع کنیم.
طایفه نخست روایاتی بود که بر نهی از نفخ در موضع سجود دلالت میکرد و از آنها کراهت نفخ استفاده میشد. گفتیم چند روایت معتبر در این طایفه وجود دارد و روایات مؤید دیگری نیز در منابع مختلف نقل شده است.
در مقابل طایفه دوم روایاتی است که بر جواز نفخ دلالت می کند؛ از جمله روایت اسحاق بن عمار که می فرماید: «لَا بأْسَ».
و دو روایت دیگری که جواز نفخ را در صورتی بیان می کنند که موجب اذیت شخص مجاور نشود.
بنابراین پرسش این است که آیا می توان روايات طایفه نخست را به کمک روایات طایفه دوم مقید کرد یا چنین جمعی تمام نیست؟
در اینجا دو احتمال مطرح است.
احتمال اول: حمل روايات نهی بر فرض اذیت شدن شخص مجاور
بر اساس احتمال نخست روایات را به صورت مطلق و مقید جمع میکنیم.
توضیح آنکه برخی روایات طایفه دوم می گویند: « لَا بَأْسَ بِنَفْخِ ... مَا لَمْ يُوذ أَحَدًا».
یعنی نفخ در موضع سجود اشکالی ندارد مادامی که موجب اذیت کسی نشود.
بر این اساس گفته می شود روایات طایفه نخست که به طور مطلق از نفخ نهی می کنند ناظر به فرضی هستند که نفخ موجب اذیت شخص مجاور شود؛ اما در صورتی که کسی در کنار نمازگزار نباشد یا نفخ موجب اذيت او نشود کراهتی وجود ندارد.
نتیجه این جمع آن است که نفخ در موضع سجود تنها در فرض اذیت شدن شخص مجاور مكروه خواهد بود و در غیر این صورت فى نفسه كراهتی ندارد.
این یک احتمال در جمع ميان روايات است و ممکن است کسی آن را بپذیرد.
احتمال دوم: باقی ماندن کراهت مطلق و شدیدتر بودن آن در فرض اذیت احتمال دوم این است که روایات دال بر کراهت را بر اطلاق خود باقی بگذاریم و بگوییم نفخ در موضع سجود به طور مطلق مكروه است؛ چه شخصی در کنار نمازگزار باشد و چه نباشد.
بر اساس این احتمال روایاتی که می گویند نفخ در صورتی که موجب اذیت کسی نشود اشکالی ندارد لزوماً ناظر به نفی اصل کراهت نیستند؛ بلکه میتوان آنها را ناظر به این معنا دانست که نفخ در فرض عدم اذیت از جهت اذیت دیگران ممنوع یا دارای کراهت شدیدتر نیست.
به عبارت دیگر اصل کراهت نفخ در موضع سجود باقی می ماند، اما اگر نفخ موجب اذیت شخص مجاور شود کراهت آن شدیدتر خواهد بود. این احتمال با نکته ای نیز تأیید می شود در برخی روایات تعبير «موضع الجبهة» يا موضع اینکه صرفاً نفخ در تمام حالات نماز مورد بحث قرار گیرد.
وجه این اختصاص آن است که محل سجود معمولاً خاک غبار یا ذراتی دارد و نفخ در آن می تواند موجب پراکنده شدن غبار شود. در نتیجه ممکن است شخصی که در کنار نمازگزار قرار دارد از این جهت اذیت شود.
البته این نکته به تنهایی اثبات نمیکند که کراهت فقط در فرض اذيت وجود دارد؛ بلکه می تواند توضیح دهد که چرا اذیت شخص مجاور در روایات مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی مؤيدات و فهم فقها
برای ارزیابی این دو احتمال باید به مجموع روايات و نیز فهم فقها توجه کنیم.
نکته این است که روایات دال بر نهی متعددند و برخی از آنها به صورت مطلق از نفخ در موضع سجود نهی می کنند افزون بر این روايات مؤید دیگری نیز وجود دارد که پیشتر به آنها اشاره کردیم؛ از جمله روایات نقل شده در منابعی مانند فقه الرضا، دعائم الإسلام و جعفريات.
در برخی از این روایات نهی از نفخ به صورت مطلق آمده است؛ برای مثال در حديث معروف به خصال نبی اکرم صلى الله عليه وآله نفخ در عتمه یا محل مورد اشاره در نقل روایت در شمار خصال مورد نهى ذکر شده است. همچنین در حديث اربعمائة نفخ در برخی مواضع مورد اشاره قرار گرفته است. این موارد بر اساس نقل و قرائت مورد بحث از مؤيدات كراهت نفخ به شمار می روند.
بنابراین با وجود این تعداد از روایات مطلق دشوار است که همه آنها را تنها با استناد به یک یا دو روایت مقید کنیم و بگوییم تمام نهی ها منحصر به فرض اذیت شدن شخص مجاور بوده است.
به ویژه آنکه فقها نیز غالباً كراهت نفخ در موضع سجود را به صورت مطلق مطرح کرده اند و آن را به فرض اذیت شدن دیگری مقید نکرده اند.
برای نمونه صاحب جواهر در بحث نفخ در موضع سجود، کراهت را به صورت مطلق مطرح میکند و قید عدم اذيت يا تحقق اذیت را در بیان حکم به عنوان شرط اصل كراهت ذكر نمی کند.
همچنین در كلمات صاحب حدائق و در نقل روایات در وسائل الشيعة نهی از نفخ در موضع سجود به صورت مطلق مورد توجه قرار گرفته است. در بیان صاحب عروة نيز نفخ در موضع سجود از مکروهات نماز شمرده شده و حکم به صورت مطلق آمده است.
اكثر محشّین نیز در این جهت با اطلاق حکم مخالفت نکرده اند و آن را به فرض اذیت شدن شخص مجاور مقید نساخته اند.
البته باید توجه داشت که فهم فقها به تنهایی دلیل مستقل بر اطلاق کراهت نیست؛ اما در کنار تعدد روايات مطلق و وجود مؤيدات می تواند در ارزیابی وجه جمع میان روايات نقش داشته باشد.
از سوی دیگر، در حدیث اربعمائة و برخی نقل های دیگر نهی به صورت مطلق بیان شده است. اگر بنا باشد تمام این اطلاقات را با یک یا دو روایت مقید کنیم این پرسش پیش می آید که چرا در بیان حکم و در روايات متعدد، قيد اذیت به صراحت ذکر نشده است؟
این نکته دست کم پذیرش جمع نخست را دشوار میکند.
نتیجه گیری در مسئله نفخ در موضع سجود
با ملاحظه مجموع روایات دو وجه جمع قابل طرح است:
1. کراهت نفخ را به فرض اذیت شدن شخص مجاور اختصاص دهیم در نتیجه اگر نفخ موجب اذیت کسی نشود اصل کراهت منتفی خواهد بود.
2. کراهت نفخ را به صورت مطلق بپذیریم و روایاتی را که عدم اذیت را مطرح میکنند بر این معنا حمل کنیم که در فرض اذیت شدن شخص مجاور کراهت شدیدتر خواهد بود.
به نظر می رسد احتمال دوم اقوی باشد؛ زیرا روایات دال بر نهی متعددند و برخی از آنها اطلاق دارند. همچنین روايات مؤيد و فهم غالب فقها با اصل کراهت مطلق سازگارتر است. بنابراین ظاهر این است که نفخ در موضع سجود به طور مطلق مکروه است؛ چه شخصی در کنار نمازگزار باشد و چه نباشد و چه نفخ موجب اذیت دیگری شود و چه نشود.
البته اگر شخصی در کنار نمازگزار باشد و نفخ موجب اذیت او شود کراهت شدیدتر خواهد بود. پس اذیت شدن دیگری می تواند موجب تشدید کراهت شود نه اینکه لزوماً شرط تحقق اصل کراهت باشد.
این جمع به نظر ما از این جهت اولویت دارد که نمی توان به سادگی اطلاقات متعدد روايات نهی را به کمک یک یا دو روایت مقید کنار گذاشت؛ به ویژه آنکه در بسیاری از روايات مطلق قیدی درباره اذیت شدن دیگری ذکر نشده است.
البته روايت ليث مرادی که در آن آمده است: « إِنَّمَا ذَلِكَ أَنْ يُؤْذِي مَنْ إِلَى جَانِبِهِ»
از جهت سند و دلالت قابل توجه است و نمی توان آن را نادیده گرفت. بر اساس این روایت، اذیت شخص مجاور در کراهت نفخ نقش دارد؛ اما از مجموع روايات، به نظر می رسد که این جهت اصل کراهت را منحصر به فرض اذیت نمی کند و می توان آن را ناظر به شدت بیشتر كراهت دانست.
در نتیجه اصل کراهت نفخ در موضع سجود ثابت است و اذیت شدن شخص مجاور در صورت تحقق موجب شدت بیشتر کراهت خواهد بود.
به این ترتیب بحث نفخ در موضع سجود به پایان می رسد.