1405/07/18
بسم الله الرحمن الرحیم
/مکروهات نماز /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /
بررسی پنجمین مورد از مکروهات نماز: نفخ در موضع سجده
۱. طرح مسئله و بررسی عبارت متن
بحث ما درباره مكروهات نماز بود. چند مورد از مکروهات را ذکر کردیم و اکنون به مورد پنجم می رسیم. ماتن (صاحب عروة) می فرماید: «الخامس: نفخ موضع السجود.»
پنجمین مورد از مکروهات نماز نفخ در موضع سجده است.
نفخ در موضع سجده در چند جای متن مطرح شده است. یکی در همین قسمت در شمار مکروهات نماز دیگری در مسئله دوم از مباحث مربوط به مكروهات سجده و مورد سوم نیز در مسئله ششم از مباحث کلام و سخن گفتن در نماز.
در مسئله دوم از مکروهات سجده، ماتن می فرماید:
مسألة (۲): «يكره نفخ موضع السجود إذا لم يتولد حرفان وإلا فلا يجوز بل مبطل للصلاة.»
بر اساس این عبارت نفخ در موضع سجده در صورتی که از آن دو حرف تولید نشود، اشکالی ندارد؛ اما اگر از آن دو حرف تولید شود جایز نیست. بنابراین اگر نفخ موجب پیدایش دو حرف شود، مسئله از کراهت فراتر میرود و میتواند موجب بطلان نماز باشد. در مسئله ششم از مباحث مربوط به کلام در نماز نیز آمده است:
(مسألة (6): «لا تبطل بصوت التنحنح ولا بصوت النفخ والأنين والتأوه ونحوها. نعم تبطل بحكاية أسماء هذه الأصوات مثل أح وپف واوه.»
مقصود این است که تأوه صدای برخاسته از آه کشیدن، نفخ ناله و مانند اینها في نفسه اشکالی ندارد؛ اما اگر شخص در نماز اسامی و الفاظی را که بیانگر این صداها هستند، بر زبان جاری کند، مانند آه»، «أف» و «أوه»، حكم متفاوت خواهد بود.
بنابراین در متن سه مقام برای نفخ مطرح شده است:
1. نفخ در موضع سجده به عنوان یکی از مكروهات نماز.
2. نفخ در موضع سجده با این قید که اگر دو حرف از آن تولید شود جایز نیست.
3. نفخ و صداهای مشابه در ضمن مباحث کلام در نماز با تفکیک میان صدای طبیعی و تلفظ اسامی و الفاظی که حکایت از آن صداها می کنند.
مقام سوم اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بحث در این است که اگر از خود نفخ یا ناله دو حرف تولید شود، آیا نماز باطل می شود یا خیر؟ یا اینکه بطلان در صورتی است که شخص صورت لفظی و اسم این صداها را تلفظ کند؟
بررسی اقوال در تولید دو حرف از نفخ و ناله
ظاهر عبارت ماتن این است که اگر از اسامی و الفاظ این صداها، مانند «آه»، «أف» و «أوه»، دو حرف تولید شود، موجب بطلان نماز خواهد بود؛ اما اگر دو حرف از خود نفخ یا ناله تولید شود نماز باطل نمی شود.
صاحب جواهر صاحب حدائق و گروهی از محسین نیز همین تفصیل را پذیرفته اند. از جمله در كلمات صاحب مستمسك و سيدنا الاستاد نیز این جهت مطرح شده است که تولید دو حرف از خود این صداها به تنهایی موجب بطلان نماز نیست.
بنابراین اصل نفخ در نماز با قطع نظر از جهات دیگر میتواند مکروه باشد؛ اما اگر از خود نفخ دو حرف تولید شود بنابر این دیدگاه صرف این امر موجب بطلان نماز نخواهد بود. در مقابل اگر شخص صورت لفظی این صداها را تلفظ کند و از آن دو حرف پدید آید حکم بطلان مطرح می شود.
در برابر این دیدگاه گروهی معتقدند که اگر از خود نفخ یا صداهای مشابه نیز دو حرف تولید شود نماز باطل خواهد بود. از جمله کسانی که در این زمینه مطرح شده اند محقق همدانی صاحب مصباح و نیز سید حسین قمی و سید شاهرودی هستند که درباره این مسئله دست کم احتیاط کرده اند. برخی از معاصران نیز همین مسیر احتیاط را پیموده اند.
پس مسئله دارای دو جهت است:
ـ آیا تولید دو حرف از خود نفخ و ناله موجب بطلان نماز است؟
ـ يا بطلان تنها در جایی است که این صداها در قالب الفاظ و اسامی مشخص تلفظ شوند؟
بر اساس دیدگاه نخست صرف تولید دو حرف از خود نفخ موجب بطلان نیست؛ ولی بر اساس دیدگاه دوم اگر دو حرف از خود نفخ نیز تولید شود، احتمال بطلان مطرح است.
بررسی قیدهای متن در مسئله نفخ
اکنون باید به عبارت متن در این قسمت توجه کنیم ایشان نفخ را به دو قید مقید کرده اند.
قید نخست آن است که نفخ هر چند موجب تولید دو حرف شود لزوماً مبطل نماز نیست؛ مگر آنکه در قالب اسامی و الفاظ خاص این صداها باشد.
قید دوم آن است که اگر این صداها به صورت الفاظی مانند آه»، «أف» و «أوه» تلفظ شوند، حكم متفاوت خواهد بود.
بنابراین ظاهر مشهور آن است که اصل نفخ موجب كراهت نماز است؛ البته درباره محدوده این کراهت و تأثیر تولید دو حرف در بطلان نماز تفصیلاتی مطرح شده است.
برخی بدون تقیید به این تفصیل اصل نفخ را مکروه دانسته اند؛ برخی دیگر میان تولید دو حرف از خود نفخ و تولید آن از طريق تلفظ الفاظ خاص تفصیل داده اند.
در اصل کراهت نفخ اشکال چندانی وجود ندارد؛ بحث اصلی در حدود و قیود این کراهت نسبت آن با حکم بطلان نماز است.
آیا کراهت نفخ اختصاص به موضع سجده دارد؟
اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا کراهت نفخ فقط در موضع سجده است یا میتوان آن را به سایر مواضع نیز تعمیم داد؟
ظاهر عبارت متن آن است که نفخ در موضع سجده مکروه است. برخی از فقها نیز همین مورد را به خصوص مطرح کرده اند. در مقابل بعضی از فقها دایره حکم را توسعه داده و گفته اند نفخ به طور کلی در هر موضعی می تواند مکروه باشد؛ چه در موضع سجده و چه در غیر آن. برای مثال در روایات مربوط به غذا و نوشیدنی نیز از نفخ در آنها نهی شده است و کراهت این عمل در آن موارد مطرح است.
با این حال باید میان وجود دلیل در یک مورد خاص و اثبات حکم به صورت عام تفکیک کرد. اینکه در موضع سجده یا هنگام خوردن و آشامیدن روایتی بر کراهت نفخ داشته باشیم به خودی خود به معنای اثبات کراهت آن در تمام حالات نیست.
بنابراین باید بررسی کنیم که آیا ادله ای برای تعمیم کراهت نفخ وجود دارد یا خیر.
در بعضی از موارد دلیل خاص داریم؛ از جمله در موضع سجده افزون بر این نسبت به كراهت نفخ در موضع سجده ادعای اجماع نیز مطرح شده و ظاهر كلمات علما آن است که این مورد مشهور و مورد پذیرش فقهاست.
در نتیجه اصل کراهت نفخ در موضع سجده بر اساس روايات و شهرت فتوایی قابل بررسی است؛ اما تعمیم آن به تمام مواضع و تمام حالات نیازمند دلیل جداگانه خواهد بود.
روایات دال بر کراهت نفخ در موضع سجده
روایت اول: صحیحه محمد بن مسلم
یکی از روایاتی که بر کراهت نفخ در موضع سجده دلالت میکند، صحیحه محمد بن مسلم است. این روایت در باب هفتم از ابواب سجده، حدیث اول نقل شده است.
متن روایت: « محمد بن يعقوب عن محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن حماد بن عيسى عن حريز عن محمد بن مسلم عن أبي عبد الله عليه السلام قال قلت له الرجل ينفخ في الصلاة موضع جبهته ؟ فقال لا.
محمد بن الحسن بإسناده عن محمد عن الفضل مثله وبإسناده عن محمد بن علي بن محبوب عن الفضل مثله.»
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل میکند که از حضرت پرسیدم آیا شخص در نماز در موضع پیشانی خود نفخ کند؟ حضرت فرمودند خیر.
مقصود از موضع جبهته، محل سجده است؛ یعنی مکانی که شخص میخواهد پیشانی خود را بر آن قرار دهد و سجده کند.
بررسی دلالت روایت
دلالت روایت روشن است؛ زیرا امام علیه السلام در پاسخ به سؤال از نفخ در موضع پیشانی و سجده از این عمل نهی کرده اند.
با توجه به اینکه بحث در مکروهات نماز است این روایت از ادله مطرح شده برای کراهت نفخ در موضع سجده به شمار می رود.
بررسی سند روایت
این روایت از جهت سند معتبر است و از روایات قابل استناد در این باب محسوب می شود. بنابراین از حیث سند و دلالت روایت اول برای اثبات حكم مورد بحث اهمیت دارد.
روایت دوم: حديث اربعمائة امير المؤمنین علیه السلام
روایت دیگری که بر این مسئله دلالت میکند حديث اربعمائة است که شیخ صدوق رحمه الله آن را از امير المؤمنين عليه السلام نقل کرده است. (حدیث ۹ باب ۷ سجده)
در این روایت آمده است: «وبإسناده عن علي عليه السلام (في حديث الأربعمائة) قال: لا يتفل المؤمن في القبلة فإن فعل ذلك ناسيا يستغفر الله لا ينفخ الرجل في موضع سجوده ولا ينفخ في طعامه ولا في شرابه ولا في تعويذه.»
مؤمن نباید در جهت قبله آب دهان بیندازد و اگر این کار را از روی فراموشی انجام داد، باید از خداوند طلب آمرزش کند.
ادامه روایت آمده است: « ولا ينفخ الرجل في موضع سجوده، ولا ينفخ في طعامه ولا في شرابه ولا في تعويذه.»
بر اساس این عبارت شخص نباید در موضع سجده خود نفخ کند و نیز نباید در غذا، نوشیدنی و تعویذ خود نفخ کند.
بررسی دلالت روایت
این روایت نیز بر مطلوب دلالت دارد؛ زیرا به صراحت از نفخ در موضع سجده نهی کرده است. همچنین نفخ در غذا و نوشیدنی را مطرح میکند و از این جهت در بحث گستره موارد كراهت نیز قابل توجه است.
بررسی سند روایت
پیش تر درباره سند حديث اربعمائة بحث کرده ایم، اشکالی که در سند این روایت مطرح شده وجود قاسم بن يحيى و حسن بن راشد در طریق شیخ صدوق است؛ زیرا درباره این دو راوی بر اساس مبنای رجالی مورد بحث توثیق صریحی در دست نبوده و از همین جهت روایت ضعیف دانسته شده است.
با این حال پس از مراجعه به کلام شیخ صدوق رحمه الله در زیارت امام حسین علیه السلام در ذیل زیارت نکته ای به دست آمد که در ارزیابی سند این روایت مؤثر است. شیخ صدوق در آنجا روایتی را نقل میکند که در سند آن قاسم بن يحيى و حسن بن راشد قرار دارند و درباره آن تعبير به أصح زيارات شده است.
بحث این است که آیا این تعبیر تنها ناظر به متن و محتوای روایت است یا اینکه اعتبار سند را نیز در بر میگیرد؟
ظاهر كلام شیخ صدوق آن است که این تصحیح از جهت سند نیز قابل استفاده است؛ یعنی نمی توان آن را صرفاً به صحت معنا یا دلالت روایت محدود کرد.
بر همین اساس در اینجا این احتمال تقویت میشود که شیخ صدوق، قاسم بن يحيى و حسن بن راشد را از جهت نقل روایت معتبر می دانسته است.
در ادامه بررسی این نکته نیز مطرح شد که نام هر دو راوی در منابع دیگری از جمله نوادر الحكمة، آمده است و حسن بن راشد در تفسیر نیز مطرح شده است. بنابراین با توجه به مجموع این قرائن و به ویژه تعبیر شیخ صدوق میتوان در ارزیابی پیشین درباره سند حديث اربعمائة تجديد نظر کرد و بر اساس این مبنا روایت را معتبر دانست.
پس روایت دوم نیز افزون بر وضوح دلالت بر مبنای یاد شده از جهت سند قابل اعتماد خواهد بود.
روایت سوم: روایت حسین بن مصعب
روایت دیگری که در این بحث مطرح است روایت حسين بن مصعب است. این روایت در باب هفتم از ابواب سجده در شمار روایات این باب نقل شده است. (حدیث ۸)
در متن روایت آمده است: « وعن أحمد بن محمد بن إبراهيم العجلي عن أحمد بن يحيى بن زكريا القطان عن بكر بن عبد الله بن حبيب عن تميم بن بهلول قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام) :يكره النفخ في الرقي والطعام وموضع السجود.»
بر اساس این روایت امام صادق عليه السلام نفخ در غذا و موضع سجده را مکروه دانسته اند.
بررسی دلالت روایت
دلالت این روایت بر کراهت نفخ در موضع سجده روشن است؛ زیرا در خود روایت تعبیر کره به کار رفته است و نفخ در موضع سجده به صراحت در شمار موارد کراهت قرار گرفته است.
همچنین این روایت از آن جهت که نفخ در غذا را نیز در کنار نفخ در موضع سجده مطرح میکند در بررسی موارد دیگر نفخ نیز قابل توجه است.
بررسی سند روایت
شيخ صدوق این روایت را در یکی از آثار خود با سندی نقل کرده است که در آن چند راوی قرار دارند که توثیق روشنی درباره آنان در دست نیست؛ از جمله احمد بن محمد بن ابراهيم احمد بن يحيى بن زكريا قطان، بكر بن عبد الله بن حبيب، تميم بن بهلول و پدر او.
از این رو سندی که شیخ صدوق در این نقل آورده است به تنهایی با اشکال مواجه است.
اما باید توجه کرد که این مسئله به معنای ضعف خود حسين بن مصعب نیست. درباره حسین بن مصعب قرائن دیگری وجود دارد؛ از جمله نقل ابن ابی عمیر از او و نیز مطرح بودن او در نوادر الحكمة.
علاوه بر این در فهرست شیخ طوسی طریقی به حسين بن مصعب ذکر شده است. در این طريق احمد بن عمر بن كيسبه نیز قرار دارد که درباره و ثاقت او بحث شده است.
در طریق نجاشی نیز احمد بن عمر بن كيسبه مطرح است و در برخی طرق دیگر راویان دیگری نیز در کنار او حضور دارند. از جمله در طریق شیخ نام على بن فضل بن حسن بن على بن فضال نیز مطرح شده است.
نکته اصلی در اینجا آن است که باید میان دو مسئله تفکیک کرد:
نخست: اعتبار طریق شیخ صدوق در همین نقل خاص
دوم: اعتبار طريق به کتاب و روایات حسين بن مصعب.
اگر طریق معتبر به کتاب و روایات یک راوی ثابت شود میتوان بر اساس مبانی مربوط به فهرست ها و طرق کتب در اعتبار روایتی که از آن کتاب نقل شده است بحث کرد؛ هرچند سندی که در یک نقل خاص آمده به تنهایی مشتمل بر راویان مجهول باشد. در اینجا با توجه به طرق مطرح شده در کلمات شیخ و نجاشی و نیز طریق به حسن بن على طاطری این احتمال مورد بررسی قرار گرفت که طریق به کتاب و روایات حسین بن مصعب معتبر باشد.
در این صورت می توان گفت روایت مورد بحث از کتاب حسين بن مصعب نقل شده و اعتبار طريق به کتاب در تصحیح این نقل مؤثر خواهد بود.
البته این نتیجه متوقف بر پذیرش مبنای یاد شده در اعتبار طرق كتب و احراز اتصال طريق به کتاب مورد نظر است. بنابراین باید میان سند ظاهری نقل شیخ صدوق و طريق معتبر به کتاب حسین بن مصعب تفکیک کرد.
بر اساس این مبنا روایت حسين بن مصعب نیز می تواند در شمار روايات معتبر یا دست کم روايات قابل استناد در این بحث قرار گیرد.
روایت چهارم: روایت حسين بن زيد از طریق شعيب بن واقد
روایت دیگری که در این زمینه مطرح است روایت حسین بن زيد است که از طريق شعيب بن واقد نقل شده است.
در حدیث مناهی از پیامبر اکرم صلی الله عليه وآله نقل شده است: «وبإسناده عن شعيب بن واقد عن الحسين بن زيد عن
الصادق عليه السلام عن آبائه عن النبي صلى الله عليه وآله في حديث المناهي قال ونهى أن ينفخ في طعام أو شراب وأن ينفخ في موضع السجود.»
بر اساس این نقل پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از نفخ در غذا و نوشیدنی و نیز نفخ در موضع سجده نهى فرموده اند.
بررسی دلالت روایت
دلالت روایت بر نهی از نفخ در موضع سجده روشن است. همچنین در کنار آن نفخ در غذا و نوشیدنی نیز مطرح شده است.
بنابراین این روایت از جهت دلالت در راستای روایات پیشین قرار می گیرد.
بررسی سند روایت
در سند این روایت طريق شيخ صدوق به شعیب بن واقد مطرح است که پیشتر درباره آن بحث کرده ایم این طریق با اشکال سندی مواجه است و نمیتوان صرفاً بر اساس همین طريق روایت را معتبر دانست.
اما درباره خود حسین بن زید باید توجه داشت که او حسین بن زيد بن على بن الحسين علیه السلام است. در شرح حال او ارتباط و عنایت امام صادق عليه السلام به وی مطرح شده است. از جمله نقل شده که در دامان آن حضرت پرورش یافته و حضرت با او عنایت داشته اند. افزون بر این حسين بن زيد در نوادر الحكمة نيز مطرح شده و درباره نقل ابن ابی عمیر از او نیز بحث شده است. این قرائن در ارزیابی وضعیت رجالی او قابل توجه اند.
با این حال اعتبار خود راوی به تنهایی برای تصحیح هر سندی که روایت از طریق آن نقل شده است کافی نیست؛ بلکه باید طريق نقل نیز بررسی شود.
در اینجا طریق دیگری از شیخ صدوق به حسین بن زید در مشيخه مطرح است. در این طريق نام محمد بن على بن ماجيلویه و علی بن ابراهیم و پدر او آمده است.
درباره محمد بن على بن ماجيلويه، سيدنا الاستاد اشکال کرده اند که توثیق صریحی درباره او در دست نیست. در مقابل بر اساس مبنایی که پیش تر بیان شده اعتماد شیخ صدوق به او و ترضی شیخ صدوق درباره وی به عنوان قرینه ای بر اعتبار او مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین بر مبنای پذیرش این قرینه و اعتبار طریق یاد شده میتوان از طریق دوم شيخ صدوق برای تصحیح روایت استفاده کرد.
نکته مهم آن است که شیخ صدوق در مشيخه طريق خود را به راوی و روایات او بیان میکند و این طريق صرفاً ناظر به یک نقل منفرد نیست؛ از این رو اگر روایت مورد بحث نیز از کتاب یا روايات حسين بن زید اخذ شده باشد طریق یاد شده میتواند در اعتبار آن مؤثر باشد.
پس بر اساس این مبنا روایت حسين بن زيد نیز قابل اعتماد خواهد بود؛ هر چند طریق خاصی که از شعیب بن واقد نقل شده است به تنهایی محل اشکال باشد.
روایت پنجم: روایت عبد الله بن حسين بن زيد
روایت دیگری نیز از عبدالله بن حسين بن زيد نقل شده است. این روایت در مجالس شيخ صدوق آمده است:
« وفي المجالس عن محمد بن موسى بن المتوكل عن سعد بن عبد الله عن إبراهيم بن هاشم عن الحسين بن الحسن القرشي
عن سليمان بن جعفر البصري عن عبد الله بن الحسين بن زيد بن علي عن أبيه عن الصادق عن آبائه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله إن الله كره لكم أيتها الأمة أربعا وعشرين خصلة ونهاكم عنها إلى أن قال وكره النفخ في الصلاة ورواه في الفقيه بإسناده عن سليمان بن جعفر مثله وفي الخصال بهذا الإسناد مثله.»
در این روایت پیامبر اکرم صلی الله عليه وآله می فرمایند که خداوند بیست و چهار خصلت را برای شما مکروه قرار داده است. یکی از موارد ذکر شده در این روایت نفخ در نماز است. عبارت مورد استشهاد چنین نقل شده است: « كره النفخ في الصلاة.»
یعنی از نفخ در نماز نهی شده است.
بررسی دلالت روایت
دلالت این روایت بر کراهت نفخ در نماز قابل توجه است. اگرچه تعبیر روایت مطلق است و به صراحت تنها موضع سجده را نام نمیبرد با توجه به روایات پیشین نفخ در موضع سجده به طور قطع در محدوده آن قرار می گیرد.
ممکن است گفته شود که نفخ در نماز غالباً در موضع سجده تحقق پیدا میکند؛ زیرا شخص برای کنار زدن خاک یا برطرف کردن مانعی از محل سجده در آن موضع نفخ میکند.
البته این انحصار قطعی نیست؛ زیرا ممکن است نفخ در مواضع دیگری از بدن یا در حالات دیگر نماز نیز تحقق یابد. از این رو نمیتوان صرفاً از این جهت اطلاق روایت را به موضع سجده محدود کرد.
با این حال، قدر متيقن از روایت نفخ در موضع سجده است و این روایت در کنار روایات پیشین بر کراهت آن دلالت میکند.
بررسی سند روایت
در سند این روایت حسين بن حسن قرشی و سلیمان بن جعفر بصری قرار دارند که درباره و ثاقت آنان توثیق روشنی در دست نیست. از این رو سند روایت از این جهت با اشكال مواجه است.
درباره عبدالله بن حسین بن زید نیز توثیق روشنی در دست نیست و صرف ذکر نام او در منابع برای اثبات و ثاقت وی کافی نخواهد بود.
این روایت از نظر محتوا تفصیل بیشتری نسبت به برخی نقل های پیشین دارد؛ زیرا در قالب مجموعه ای از خصلت های مکروه مطرح شده و نفخ در نماز را نیز در شمار آنها قرار داده است. بنابراین اگر سند آن تمام نباشد می توان از آن به عنوان مؤيد روايات پیشین استفاده کرد؛ اما برای استناد مستقل باید اشکالات سندی آن برطرف شود.
جمع بندی روایات و نتیجه بحث
تا اینجا چند روایت درباره نفخ در موضع سجده مطرح شد. صحيحه محمد بن مسلم که از نفخ در موضع پیشانی و سجده نهی می کند. حديث اربعمائة امير المؤمنين عليه السلام که نفخ در موضع سجده و نیز در غذا و نوشیدنی را مطرح میکند و اعتبار سند آن بر اساس قرائن مربوط به قاسم بن يحيى و حسن بن راشد بررسی شد.
روایت حسين بن مصعب که به صراحت از کراهت نفخ در قبله غذا و موضع سجده سخن می گوید و اعتبار آن بر اساس طرق کتاب و روایات حسين بن مصعب مورد بررسی قرار گرفت.
روایت حسين بن زيد در حدیث مناهی که از نفخ در غذا نوشیدنی و موضع سجده نهى می کند و طریق آن از طریق شعیب بن واقد و نیز طریق دیگر شیخ صدوق به حسين بن زيد بررسی شد.
روایت عبد الله بن حسین بن زید که نفخ در نماز را در شمار خصلت های مکروه قرار می دهد؛ این روایت از جهت دلالت قابل توجه است اما از جهت سند با اشکال مواجه بوده و می تواند مؤید روایات پیشین باشد.
بنابراین مجموعه این روایات بر کراهت نفخ در موضع سجده دلالت دارد. در میان آنها صحيحه محمد بن مسلم از جهت سند و دلالت اهمیت ویژه ای دارد و سایر روایات نیز بر اساس مبانی رجالی یاد شده میتوانند در تقویت این نتیجه نقش داشته باشند.
البته باید میان دو مسئله تفکیک کرد: نخست اصل کراهت نفخ در موضع سجده دوم تعمیم کراهت به تمام مواضع و حالات نماز ادله ای که تاکنون بررسی شد برای اثبات کراهت در موضع سجده روشن تر است؛ اما تعمیم حکم نیازمند بررسی ادله مربوط به سایر مواضع است. همچنین مسئله تولید دو حرف از نفخ بحث مستقلی است که باید در جای خود بررسی شود. كراهت نفخ به خودی خود به معنای بطلان نماز نیست؛ بلکه بطلان در صورت تحقق كلام مبطل یا بر اساس مبنای خاصی درباره تولید دو حرف نیازمند دلیل جداگانه است.
در مقابل این روایات روایات دیگری نیز وارد شده است که برخی از آنها در ظاهر نفخ را نفی می کنند یا حکم آن را به مواردی مانند آزار رساندن به دیگران مقید می سازند.
بنابراین باید میان روايات یاد شده و روایاتی که در ادامه مطرح میشوند، جمع و بررسی دلالی صورت گیرد تا روشن شود که آیا نهی از نفخ ناظر به کراهت مطلق است یا باید آن را موارد خاصی محدود کرد.
ان شاء الله در جلسه بعد، روايات مقابل را بررسی میکنیم و نسبت میان آنها و روایات دال بر كراهت نفخ را مورد بحث قرار خواهیم داد.