« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مسلم داوری

1405/07/13

بسم الله الرحمن الرحیم

/مکروهات نماز /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/مکروهات نماز /

 

بحث در مسائل نماز بود. قواطع نماز را بیان کردیم و اکنون رسیدیم به مكروهات نماز.

البته مقصود از مکروهات نماز مکروهاتی است که در اصل نماز باید انسان آنها را مراعات کند؛ اما مكروهات افعال خاص، مانند مکروهات رکوع سجده تشهد و مانند آنها در محل خودشان ذکر شده اند. ظاهر این است که مکروهاتی که در اینجا ذکر میشوند اموری هستند که در همه نماز باید مورد مراعات قرار بگیرند و اگر انسان آنها را مراعات نکند، موجب بطلان نماز نمی شوند بلکه موجب نقص در نماز و کاهش ثواب آن می گردند.

بیست و پنج مورد از مکروهات نماز را ذکر می کنند.

التفات به وجه به مقدار کم

اولین موردی که ذکر میکنند عبارت است از «الالتفات بالوجه قليلا بل وبالعين وبالقلب».

یعنی شخص نمازگزار صورت خود را مقداری از قبله برگرداند به گونه ای که التفات او به حد فاحش نرسد.

در باب التفات باید میان مراتب آن تفصیل داد. اگر التفات فاحش باشد یعنی شخص صورت خود را به طرف راست یا چپ یا به پشت سر برگرداند در صورتی که عمداً باشد، موجب بطلان نماز میشود. حتی اگر التفات به خلف باشد در فرض سهو نیز گفته شده است که موجب بطلان نماز است.

اما اگر التفات به این مقدار نباشد و به حد التفات فاحش نرسد، بلکه مقداری صورت خود را به طرف راست یا چپ برگرداند این مقدار را مکروه دانسته اند؛ چه عمداً باشد و چه سهوا این مقدار موجب بطلان نماز نیست بلکه موجب نقص در نماز و کاهش ثواب آن می شود.

بنابراین نمازگزار باید از التفات به این طرف و آن طرف اجتناب کند و صورت خود را متوجه قبله نگه دارد. البته اینکه قبله آیا خصوص كعبه معظمه است یا جهت قبله بحث دیگری است که در محل خود باید مطرح شود.

در اینجا سه نوع التفات مطرح شده است:

ـ التفات به وجه؛

ـ التفات به بصر و چشم.

ـ التفات به قلب.

ظاهر این است که در التفات به وجه و التفات به قلب اشکالی نیست که حکم به کراهت شود؛ اما نسبت به التفات به بصر، محل بحث و تأمل است و و بعضی از اعلام در آن اشکال کرده اند.

بررسی روایات دال بر کراهت التفات

از جهت دلالت ممکن است گفته شود که لفظ التفات مطلق است و هر نوع التفاتی را شامل می شود؛ چه التفات به صورت باشد، چه التفات به چشم و چه التفات قلبي.

اما ممكن است گفته شود که ظاهر روايات وارد شده در باب التفات التفات به وجه است؛ زیرا در بسیاری از روایات تعبیراتی مانند انصرف وجهك إلى القبلة و مانند آن وارد شده است. برای نمونه در برخی روایات آمده است: « لا يلتفت في صلاته.»

ظاهر ابتدایی این تعبير التفات ظاهری و التفات به وجه است و نمیتوان به سادگی آن را به التفات قلبي سرایت داد.

روایت سعد بن أبي خلف

یکی از روایاتی که به آن استدلال شده ابواب قواطع صلاة، باب سوم حدیث پنجم است: « وبإسناده عن سعد عن محمد بن الحسين عن جعفر بن بشير عن حماد ابن عثمان عن عبد الحميد عن عبد الملك قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الالتفات في الصلاة أيقطع الصلاة؟ فقال لا وما أحب أن يفعل.

أقول: حمله الشيخ على من لم يلتفت إلى ما وراءه بل التفت يمينا " وشمالا ".»

این روایت دلالت دارد که التفات در نماز موجب قطع و بطلان نماز نیست هر چند امام علیه السلام آن را نمی پسندند.

بنابراین از این روایت می توان استفاده کرد که اصل التفات در این مرتبه موجب بطلان نیست بلکه مورد کراهت است.

از جهت دلالت همان بحث اطلاق مطرح است که آیا مراد از التفات مطلق التفات است یا ظاهر آن التفات به وجه است. اگر لفظ را مطلق بدانیم شامل التفات به وجه بصر و قلب خواهد شد؛ اما اگر ظهور آن را در التفات به وجه بدانیم قدر متيقن همان التفات به وجه خواهد بود.

اما از جهت سند سند روایت تا حماد بن عثمان بسیار خوب است:

سعد بن محمد عن الحسين، عن جعفر بن بشير عن حماد بن عثمان.

اشکال در «عبد الحميد» و «عبد الملك» است؛ زیرا در این نقل این دو عنوان به صورت مطلق آمده اند و شخص معین به طور روشن مشخص نشده است.

احتمال داده شده است که مراد از عبد الحميد، یکی از ثقات معروف (عبدالحمید اواض) باشد؛ همچنین درباره عبد الملك نيز احتمالات مختلفی مطرح شده است؛ مثلاً احتمال دارد مراد عبد الملك بن أعين يا عبد الملك بن سالم باشد که هر دو مورد توثیق قرار گرفته اند. حتى احتمال داده شده که تعبیر موجود در نسخه تحریف شده و اصل آن «عبد الحميد بن عبد الملك» بوده باشد.

اما صرف این احتمالات برای اثبات وثاقت کافی نیست.

آنچه می تواند در اینجا مورد اعتماد قرار گیرد این است که حماد بن عثمان از اصحاب اجماع است. بر مبنای مبنایی که در بحث اصحاب اجماع اختیار شده اگر روایت از اصحاب اجماع نقل شده باشد در صورتی که روایت تا آنها صحیح باشد، بعد از آن دیگر لازم نیست درباره واسطه های بعدی بحث کنیم و روایت از این جهت محکوم به صحت خواهد بود.

بنابراین بر این مبنا میتوان این روایت را معتبر دانست.

روایت دیگر درباره اقبال قلب

روایت دیگری که در این زمینه مورد استدلال قرار می گیرد روایت باب اول از أبواب أفعال الصلاة، حديث پنجم است: «وبالإسنادين الأولين عن حماد، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إذا أقمت إلى الصلاة فعليك بالاقبال على صلاتك فإنما لك منها ما أقبلت عليه، ولا تعبث فيها بيديك ولا برأسك ولا بلحيتك، ولا تحدث نفسك ...»

این روایت از این جهت مهم است که می فرماید:

«عليك بالإقبال على صلاتك»

و سپس می فرماید:

« ولا تحدث نفسك .»

یعنی در نماز با خودت حدیث نفس نکن.

این تعبیر میتواند ناظر به التفات قلبي باشد؛ یعنی انسان قلب خود را از نماز و از توجه به خداوند متعال منصرف نکند.

دلالت روایت از این جهت خوب است و سند آن نیز صحیح است.

بنابراین از این روایت می توان استفاده کرد که عدم اقبال قلبی و اشتغال قلب به غیر نماز موجب نقص در مرتبه اقبال و توجه نمازگزار است و از این جهت مورد کراهت قرار می گیرد نه اینکه موجب بطلان نماز باشد.

 

روایت امام سجاد عليه السلام

روایت دیگری در باب سوم از أبواب أفعال الصلاة، حديث ششم آمده است:

«محمد بن الحسن باسناده، عن الحسين بن سعيد عن حماد بن عيسى، عن بعض أصحابنا، عن أبي حمزة الثمالي قال: رأيت علي بن الحسين (عليه السلام) يصلي فسقط رداؤه عن منكبه قال: فلم يسوه حتى فرغ من صلاته، قال: فسألته عن ذلك فقال: ويحك أتدري بين يدي من كنت، إن العبد لا يقبل منه صلاة إلا ما أقبل منها، فقلت جعلت فداك هلكنا، فقال: كلا إن الله متمم ذلك للمؤمنين بالنوافل.

ورواه الصدوق في العلل عن محمد بن الحسن عن الحسين بن الحسن بن أبان، عن الحسين بن سعيد.»

مضمون روایت این است که امام زین العابدين عليه السلام مشغول نماز بودند و عبا از روی شانه ایشان افتاد، ولی حضرت آن را اصلاح نکردند تا نماز تمام شد. هنگامی که از حضرت درباره این کار سؤال شد، فرمودند:

وای بر تو آیا میدانی در برابر چه کسی بودم؟

یعنی انسان باید در نماز به خداوند متعال اقبال و توجه داشته باشد.

این روایت نیز اهمیت اقبال قلبی را نشان می دهد؛ به گونه ای که مقدار اقبال بنده به نماز در میزان اقبال الهی به او تأثیر دارد.

در ادامه نیز آمده است که خداوند متعال نواقصی را که در نماز مؤمنان وجود دارد، به وسیله نوافل جبران میکند. بنابراین این مطلب نیز نشان میدهد که برخی از نواقص نماز مانند فقدان اقبال کامل و اشتغال ذهنی موجب بطلان اصل نماز نیستند بلکه موجب نقص در مرتبه کمال نماز میشوند.

از جهت سند نیز روایت از کتاب حسين بن سعيد نقل شده است و کتاب حسين بن سعيد کتاب معتبر و مورد اعتماد است. همچنین در سند حماد بن عیسی از اصحاب اجماع است. روایات دال بر التفات قلب در این زمینه روایات دیگری نیز وجود دارد.

از جمله در باب سی و دوم از ابواب قواطع الصلاة، حديث اول آمده است:

«محمد بن علي بن الحسين في عقاب الأعمال عن أبيه عن سعد عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن الحكم بن مسكين

عن الخضر بن عبد الله عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إذا قام العبد إلى الصلاة أقبل الله عليه بوجهه فلا يزال مقبلا عليه حتى يلتفت ثلاث مرات فإذا التفت ثلاث مرات أعرض عنه».

ورواه البرقي في المحاسن عن الحكم بن مسكين عن خضر مثله .

مضمون روایت این است که هنگامی که بنده برای نماز می ایستد خداوند متعال با وجه رحمت و توجه خود به او اقبال میکند و همچنان به او توجه دارد تا اینکه سه مرتبه التفات پیدا کند؛ پس از سه مرتبه خداوند از او اعراض میکند.

این روایت از جهت دلالت روشن است که التفات قلبی در مرتبه اقبال و توجه مؤثر است يعنى التفات موجب میشود که اقبال الهى نسبت به نمازگزار کاهش پیدا کند. بنابراین این التفات موجب بطلان نماز نیست ولی موجب نقص و کراهت است.

البته از جهت سند در روایت خضر بن عبد الله آمده است که توثیق روشنی درباره او وارد نشده است. بنابراین از جهت سند نمی توان به طور مستقل بر این روایت اعتماد کرد و نهایتاً می تواند مؤيد روايات دیگر باشد.

روایت دیگری نیز در همین باب نقل شده است که در نسخه ها درباره نام راوی اختلاف وجود دارد؛ در بعضی نقلها داود بن الحصين و در برخی نقلها خضر بن عبد الله آمده است. با توجه به اختلاف نسخه و عدم احراز شخص راوی از جهت سند نمیتوان به طور مستقل حكم به اعتبار آن کرد.

در محاسن برقی نیز روایتی از خضر بن عبد الله نقل شده است؛ ولی با توجه به همین اختلاف نسخه مشکل سندی همچنان باقی است.

روایت قرب الإسناد

روایت دیگری باب (۳۲) ابواب قواطع صلاة حديث (۲) در قرب الإسناد از امیرالمؤمنین عليه السلام نقل شده است:

عبد الله بن جعفر في قرب الإسناد عن السندي بن محمد عن أبي البختري عن جعفر عن أبيه عن علي (عليه السلام) قال: الالتفات في الصلاة اختلاس من الشيطان فإياكم والالتفات في الصلاة فإن الله مقبل على العبد إذا قام في الصلاة فإذا التفت قال الله تبارك وتعالى: يا بن آدم عمن تلتفت ثلاثة فإذا التفت الرابعة أعرض الله عنه.»

يعنى التفات در نماز ربودن و اختلاس شیطان است.

سپس در روایت آمده است که وقتی بنده به نماز می ایستد خداوند متعال به او اقبال می کند و هنگامی که التفات میکند خطاب می رسد: « يا ابن آدم عمن تلتفت ؟»

یعنی ای فرزند آدم از چه کسی روی برگرداندی و به چه کسی التفات كردی؟

و در ادامه آمده است که اگر التفات برای مرتبه چهارم تکرار شود خداوند از او اعراض می کند. این روایت نیز از جهت دلالت بر اهمیت اقبال و عدم التفات دلالت دارد.

اما از جهت سند در آن ابو البختري وجود دارد که درباره او تضعیف هایی وارد شده است؛ هر چند درباره روایات او از امام صادق عليه السلام بحث هایی وجود دارد و برخی روایات خاصی از او را استثنا کرده اند. بنابراین این روایت نیز باید با ملاحظه مبانی رجالی مورد بررسی قرار گیرد.

روایت دیگر درباره مناجات

در محاسن برقی از ابن قداح از امام صادق عليه السلام از پدرشان از امیرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است باب ۳۲ ابواب قواطع صلاة حديث (۳) أحمد بن أبي عبد الله البرقي في المحاسن قال: في رواية ابن القداح عن جعفر بن محمد عن أبيه (عليه السلام) قال : قال : علي (عليه السلام) للمصلي ثلاث خصال ملائكة حافين من قدميه إلى أعنان السماء والبر ينتثر عليه من رأسه إلى قدمه وملك عن يمينه وعن يساره فإن التفت قال الرب تبارك وتعالى: إلى خير مني تلتفت يا بن آدم؟ لو يعلم المصلي من يناجي ما انفتل.»

و در ادامه مضمون روایت این است که اگر نمازگزار بداند با چه کسی مناجات میکند و در برابر چه کسی ایستاده است هرگز از نماز خود منصرف نمی شود و التفات نمی کند.

مضمون روایت نیز بر اهمیت توجه قلبی دلالت دارد.

از جهت سند روایت به صورت موجود در محاسن نقل شده و باید بحث سندی آن جداگانه بررسی شود؛ ولی مجموع این روایات مؤيد این معناست که اقبال قلبی در نماز دارای اهمیت است و التفات قلبى موجب نقص در اقبال نمازگزار می شود.

بنابراین نسبت به التفات قلبی مجموعه روايات قابل توجهی وجود دارد که می توان از آنها كراهت و نقص در کمال نماز را استفاده کرد.

آیا التفات به بصر و چشم نیز مکروه است؟

اما نسبت به التفات به بصر، یعنی اینکه شخص در حال نماز چشم خود را به یک طرف بیندازد و نگاهش را از محل طبیعی خود منحرف کند باید دلیل جداگانه ای اقامه شود.

مرحوم سید حکیم در این قسمت اشکال کرده اند و ظاهراً آنچه در کلمات ایشان محل اشکال است همین التفات به بصر است.

در مورد التفات به وجه با توجه به روایات اصل بحث روشن است. در مورد التفات قلب نیز روايات متعددی وجود دارد که بر اهمیت اقبال قلبی دلالت میکنند؛ اما آیا میتوان همین حکم را درباره چشم و بصر نیز جاری کرد؟

ممکن است گفته شود در روایات مواردی وارد شده که مستحب است انسان در هنگام قیام به محل سجده نگاه کند در حال قنوت به کف دست خود نگاه کند در رکوع بین دو قدم خود را نگاه کند و در سجده به موضع سجده یا بینی خود نگاه کند و مانند اینها.

اما این روایات صرفاً استحباب این کیفیت را اثبات می کنند؛ یعنی می گویند در این حالات مستحب است نگاه انسان به این مواضع باشد. اما از اینکه نگاه به موضع دیگری مکروه باشد نمی توان به سادگی استفاده کرد.

به تعبیر دیگر میان این دو مطلب تفاوت است:

اینکه « النظر إلى موضع السجود مستحب»؛

اینکه « النظر إلى غير موضع السجود مكروه».

دلیل اول به خودی خود دلیل دوم را اثبات نمی کند.

بنابراین در مورد التفات به بصر باید بررسی شود که آیا روایت خاصی داریم که دلالت کند صرف التفات چشم و بصر در نماز مکروه است یا خیر.

این مسئله نیازمند تحقیق است؛ هم از جهت یافتن اصل روایت و هم از جهت بررسی سند آن. باید ملاحظه شود که آیا از مجموع روایات میتوان كراهت التفات به بصر را استفاده کرد یا خير.

پس این بخش از مسئله نیاز به تأمل و تحقیق بیشتری دارد.

عبث با دست و اعضای بدن

دومین موردی که از مکروهات نماز ذکر کرده اند عبارت است از « العبث باليد أو باللحية أو غيرها» .

یعنی انسان در حال نماز با دست یا ریش یا سایر اعضای بدن خود عبث کند.

مثلاً شخص بی جهت دست خود را حرکت دهد به ریش خود دست بزند بدن خود را بخاراند با دست به بدن یا لباس خود ور برود و مانند اینها ، این گونه اعمال در صورتی که به حدی نرسد که صورت نماز را از بین ببرد، موجب بطلان نماز نیست؛ ولی گفته شده است که عبث در نماز مکروه است و موجب نقص در کمال و ثواب نماز می شود.

البته اصل بحث در این مورد نیز باید با توجه به روایات بررسی شود و روایات مربوط به عبث در نماز در ادامه بحث خواهد آمد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo