1405/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
الصلاة - احکام قواطع نماز
موضوع: كتاب الصلاة/احکام قواطع صلاة /شک در قاطعيت فعل کثير و سکوت طويل
مسئله چهل و چهارم: شک در قاطعیت فعل كثير و سكوت طويل
«إذا أتى بفعل كثير أو بسكوت طويل وشك في بقاء صورة الصلاة ومحوها معه فلا يبعد البناء على البقاء لكن الأحوط الإعادة بعد الإتمام.»
مسئله چهل و چهارم این است که اگر شخصی در حال نماز فعل کثیری انجام داد یا سکوت طویلی از او صادر شد ولی شک کرد که آیا این فعل كثير يا سكوت طويل موجب محو صورت صلات و قطع نماز شده است یا خیر آیا میتواند بنا را بر بقاء صورت صلاة بگذارد و نماز را ادامه دهد؟
این آخرین مسئله از مسائل مربوط به قواطع نماز است.
در مباحث گذشته در قاطع هشتم یعنی فعل كثير گذشت که آیا فعل كثير قاطع نماز است یا خیر در آنجا دعوای اجماع از جماعتی از اصحاب مطرح شد که فعل کثیر موجب بطلان نماز است. لكن عرض کردیم که نمی توان عنوان فعل کثیر» را مستقیماً از روايات استفاده کرد؛ زیرا چنین عنوانی در نصوص وارد نشده است. بنابراین باید ببینیم ملاک بطلان چیست. آیا ملاک این است که فعل كثير موجب محو صورت صلات شود؟ یا اینکه موجب عدم موالات شود و با موالات نماز منافات داشته باشد؟ یا اینکه ملاک عرف متشرعه باشد که چنین فعلی را منافی با نماز میداند؟
در آنجا گذشت که ظاهر امر این است که ملاک در فعل کثیر محو صورت صلاة است و سكوت طویل نیز به فعل كثير ملحق میشود. یعنی اگر فعل کثیر یا سکوت طویل به اندازه ای باشد که صورت نماز را از بین ببرد و عرفاً گفته شود که شخص دیگر در حال نماز نیست نماز باطل میشود.
همچنین اگر گفته شود که ملاک منافات با موالات است باز هر فعلی که با موالات نماز منافات داشته باشد موجب بطلان خواهد بود؛ چه عنوان فعل كثير بر آن صدق کند و چه نکند. بنابراین چه فعل کثیر باشد و چه سکوت طويل اگر موجب محو صورت صلات یا موجب منافات با موالات نماز باشد باعث بطلان نماز خواهد شد.
همچنین گذشت که در این جهت بین عمد و سهو تفاوتی نیست؛ یعنی اگر فعل كثير يا سكوت طویل به گونه ای باشد که صورت صلات را محو کند یا با موالات منافات داشته باشد، حتی اگر سهوا صادر شده باشد، موجب بطلان نماز است. بعضی در اینجا قائل شده بودند که اگر سهوا انجام شود اشکالی ندارد ولی بر اساس آنچه از متن استفاده میشود، عمد و سهو تفاوتی ندارد.
شک در محو صورت صلاة یا منافات با موالات
اکنون در این مسئله اگر ما گفتیم ملاک همان محو صورت صلات یا منافات با موالات است این سؤال مطرح میشود که اگر شخص فعلى انجام داد یا سکوت طویلی داشت و شک کرد که آیا این مقدار از فعل و سکوت موجب محو صورت صلات شده است یا خیر یا اینکه آیا این مقدار با موالات منافات پیدا کرده است یا خیر حکم چیست؟
آیا می توان بنا را بر صحت نماز گذاشت یا باید حکم به بطلان کرد؟
(ماتن صاحب عروة) می فرماید: میتوان بنا را بر صحت گذاشت.
بیان مطلب این است که قبلاً صورت صلاة باقی بود و منافاتی با موالات وجود نداشت.
اکنون شک میکنیم که آیا این فعل کثیر یا این سکوت طويل موجب محو صورت صلاة شده است یا خیر و آیا با موالات منافات پیدا کرده است یا خیر؟ در اینجا استصحاب می کنیم عدم تحقق منافات و عدم تحقق محو صورت صلات را.
یعنی قبلاً محو صورت صلات تحقق نداشت و اکنون شک میکنیم که آیا تحقق پیدا کرده است یا خیر پس بنا را بر عدم تحقق آن میگذاریم یا قبلاً منافات با موالات وجود نداشت و اکنون شک میکنیم که آیا منافات پیدا شده است یا خیر پس عدم منافات را استصحاب می کنیم.
مثل همان جایی که شک می کنیم طهارت ما باقی است یا خیر میگوییم قبلاً طاهر بودیم و اکنون شک داریم که آیا طهارت ما از بین رفته است یا خیر استصحاب طهارت میکنیم.
در آنجا خود نماز را نیز در حال طهارت خوانده ایم و این دو با یکدیگر منضم می شوند؛ یعنی استصحاب طهارت با وجدان خواندن نماز منضم می شود و نتیجه می گیریم که نماز با طهارت انجام شده و صحیح است.
در اینجا نیز میگوییم قبلاً صورت صلات باقی بود و منافاتی با موالات وجود نداشت. اکنون شک میکنیم که آیا این فعل كثير يا سكوت طويل موجب محو صورت صلات یا منافات با موالات شده است یا خير عدم تحقق آن را استصحاب میکنیم و بر اساس آن حکم به صحت نماز می نماییم.
این (فرمایش ماتن صاحب عروة) است و جماعت کثیری از محشّین نیز از ایشان متابعت کرده اند و گفته اند در صورتی که در محو صورت صلات یا منافات با موالات شک شود، حکم به صحت نماز میشود.
اشكال: استصحاب عدم قاطعیت مثبت است
در مقابل جماعت دیگری قائل شده اند که در اینجا نمی توان حکم به صحت کرد و نماز محکوم به بطلان است؛ زیرا استصحاب عدم منافات يا عدم محو صورت صلات برای اثبات صحت نماز کافی نیست.
توضیح اشکال: این است که اگر دلیل ما بر قاطعيت فعل كثير اجماع بود و اجماع به طور مستقل می گفت فعل كثير مانع نماز است در این صورت اگر شک میکردیم که آیا این مانع تحقق پیدا کرده است یا خیر می توانستیم استصحاب عدم مانع را جاری کنیم و بگوییم قبلاً مانع وجود نداشت و اکنون نیز وجود آن را استصحاب میکنیم.
اما اگر نخواهیم از اجماع استفاده کنیم و بخواهیم ببینیم واقعاً ملاک قاطعيت فعل كثير چیست آنچه از بحث گذشته استفاده کردیم این بود که فعل کثیر به این جهت موجب بطلان است که یا موجب محو صورت صلات میشود یا با موالات نماز منافات پیدا می کند.
خود ماتن نیز همین را فرمودند که فعل كثير يا سكوت طویل اگر موجب محو صورت صلات يا منافات با موالات باشد، موجب بطلان است و اگر چنین نباشد، موجب بطلان نیست.
حال اگر چنین باشد باید ببینیم «صورت صلات» و «موالات» چگونه محقق می شوند.
هیئت اتصالیه و موالات نماز
عرض ما این است که موالات به این معناست که اجزای نماز باید به یکدیگر متصل باشند. از عادت متشرعه و ارتكاز متشرعه استفاده می شود که کسی که می خواهد نماز بخواند، اجزای نماز را باید به صورت منظم و متصل به یکدیگر انجام دهد.
از این تعبیر که گفته می شود فلان امر قاطع نماز است نیز می توان استفاده کرد که یک هیئت اتصالیه ای در نماز وجود دارد که با تحقق قاطع آن هیئت قطع می شود؛ یعنی اجزای نماز از یکدیگر جدا می شوند.
بنابراین هم از مجموعه روایاتی که در آنها تعبیر به قاطع نماز شده است و هم از عادت و ارتكاز متشرعه استفاده میشود که هیئت اتصالیه در نماز معتبر است.
این هیئت اتصالیه باید در نماز محرز باشد. اگر هیئت اتصالیه محرز نباشد، نماز صحیح نخواهد بود.
حال اگر چنین باشد، آیا می توان با استصحاب عدم منافات یا استصحاب عدم قاطعیت، وجود هیئت اتصالیه را اثبات کرد؟
می گوییم خیر.
اگر استصحاب کنیم که این فعل كثير يا سكوت طويل، قاطع نبوده و منافات با موالات نداشته است نهایت چیزی که این استصحاب ثابت می کند عدم قاطعیت یا عدم منافات است؛ اما آیا ثابت میکند که اکنون هیئت اتصالیه در نماز وجود دارد؟
این دیگر لازمه عقلی و اصل مثبت است.
توضیح اینکه: ما میخواهیم وجود هیئت اتصالیه را در نماز اثبات کنیم. صرف استصحاب عدم قاطعیت يا عدم منافات اثبات نمیکند که الآن هیئت اتصالیه محقق است.
در مسئله طهارت این اشکال وجود نداشت؛ زیرا ما می خواستیم طهارت را اثبات کنیم و نماز را نیز وجداناً انجام داده بودیم استصحاب طهارت با وجدان انجام نماز منضم میشد و نتیجه می داد که نماز با طهارت انجام شده است.
اما در اینجا ما میخواهیم هیئت اتصالیه را اثبات کنیم. استصحاب عدم محو صورت صلات يا عدم منافات با موالات اثبات نمیکند که هیئت اتصاليه الآن محقق است.
بنابراین اگر بخواهیم از این راه وجود هیئت اتصالیه را اثبات کنیم اصل مثبت خواهد بود و اصل مثبت نیز حجت نیست.
استصحاب تعلیقی
بله اگر کسی استصحاب تعلیقی را قبول داشته باشد میتوان صورت دیگری برای استدلال مطرح کرد.
می گوییم اگر این اجزای لاحقه را بدون تحقق فعل كثير يا بدون سکوت طویل می آوردیم این اجزا به اجزای سابقه متصل می شدند و هیئت اتصالیه تحقق پیدا می کرد.
اکنون شک میکنیم که آیا این فعل كثير يا سكوت طويل موجب از بین رفتن آن حالت شده است یا خیر.
در این صورت می توان استصحاب تعلیقی جاری کرد و گفت اگر این اجزای لاحقه را می آوردیم با اجزای سابقه منضم میشد و هیئت اتصالیه تحقق پیدا می کرد؛ اکنون که فعل كثير يا سكوت طویل صادر شده شک داریم که آیا این قابلیت از بین رفته است یا خیر.
اما استصحاب تعلیقی نیز مورد قبول همه نیست.
در شبهات حکمیه و موضوعیه در مورد جریان استصحاب تعلیقی اختلاف وجود دارد. بعضی آن را مطلقاً قبول ندارند بعضی در شبهات حکمیه آن را جاری می دانند ولی در شبهات موضوعیه جاری نمی دانند.
این مورد نیز از شبهات موضوعیه است.
سيدنا الاستاد می فرمایند: ما استصحاب تعلیقی را قبول نداریم.
محقق نائینی و جماعتی از اصولیین نیز آن را قبول نکرده اند؛ در مقابل شیخ و صاحب كفايه استصحاب تعلیقی را پذیرفته اند.
بنابراین اگر استصحاب تعلیقی را می پذیرفتیم میتوانستیم از این راه هیئت اتصالیه را اثبات کنیم ولی چون دلیلی بر حجيت استصحاب تعلیقی نداریم نمی توان بر آن اعتماد کرد. پس استصحاب عدم قاطعیت یا عدم محو صورت صلات اگر بخواهد وجود هیئت اتصالیه را اثبات کند اصل مثبت خواهد بود و حجت نیست.
بر این اساس برخی فرموده اند: که در اینجا نماز باطل است و شخص میتواند نماز را قطع کند، نماز را تمام کند و سپس آن را اعاده نماید.
این فرمایش سیدنا الاستاد و بعضی دیگر از اعلام از جمله علامه سید میلانی رحمه الله، است.
تفصیل بر اساس اعتبار فعلیت هیئت اتصالیه یا قابلیت اتصال
لكن ممکن است در اینجا به نحو دیگری پاسخ داده شود.
اگر آنچه معتبر است احراز فعلیت هیئت اتصالیه باشد اشکال اصل مثبت وارد است؛ زیرا در این صورت ما باید فعلیت هیئت اتصالیه را احراز کنیم و استصحاب عدم قاطعیت یا عدم منافات فعلیت هیئت اتصالیه را اثبات نمی کند.
اما اگر بگوییم آنچه در نماز معتبر است صرفاً احراز فعليت هیئت اتصالیه نیست، بلکه احراز قابلیت اتصال اجزای لاحقه به اجزای سابقه است در این صورت مسئله تفاوت میکند. یعنی یک بار میگوییم موالات به معنای فعلیت انضمام اجزای نماز و تحقق فعلی هیئت اتصاليه است؛ یک بار میگوییم آنچه معتبر است این است که اجزای لاحقه قابلیت اتصال به اجزای سابقه را داشته باشند.
اگر فاصله آن قدر زیاد شده باشد که دیگر اجزای لاحقه اصلاً قابلیت اتصال به اجزای سابقه را نداشته باشند روشن است که هیئت اتصالیه تحقق پیدا نمی کند.
اما اگر شک کنیم که آیا این قابلیت به وسیله فعل كثير يا سكوت طویل از بین رفته است یا خیر می توانیم بگوییم قبلاً این قابلیت وجود داشت و اکنون شک میکنیم که آیا از بین رفته است یا خیر؛ بنابراین بقاء آن قابلیت را استصحاب میکنیم.
به عبارت دیگر عدم مانعیت فعل كثير يا سكوت طویل از قابلیت اتصال را استصحاب می کنیم.
قبلاً این اجزای لاحقه قابلیت اتصال به اجزای سابقه را داشتند. این فعل كثير يا سكوت طويل نیز قبلاً مانع از این قابلیت نبود. اکنون شک میکنیم که آیا این فعل موجب از بین رفتن قابلیت شده است یا خیر عدم مانعیت را استصحاب میکنیم و بقاء قابلیت اتصال را نتیجه می گیریم.
در این صورت ما نمی خواهیم مستقیماً اثبات کنیم که هیئت اتصالیه فعلاً در خارج تحقق پیدا کرده است؛ بلکه قابلیت اتصال را اثبات میکنیم. وقتی قابلیت اتصال احراز شد و از طرف دیگر شخص وجداناً بقيه نماز را پشت سر هم انجام داده است این اصل تعبدی با امر وجدانی منضم میشود و نتیجه این خواهد بود که هیئت اتصالیه تحقق پیدا کرده است.
این شبیه همان مسئله طهارت است در آنجا استصحاب طهارت یک امر تعبدی است و انجام نماز یک امر وجدانی این دو با یکدیگر منضم میشوند و حکم به صحت نماز میکنیم.
در اینجا نيز استصحاب قابلیت اتصال یک امر تعبدی است و انجام اجزای نماز به دنبال یکدیگر، امر وجدانی است. با انضمام این دو به یکدیگر هیئت اتصاليه تحقق پیدا میکند.
فرق میان فعلیت هیئت اتصالیه و قابلیت اتصال
بنابراین باید بین دو مطلب فرق گذاشت ، یک مرتبه آنچه معتبر است فعلیت موالات و فعلیت هیئت اتصالیه است. در این صورت استصحاب عدم قاطعیت یا عدم مانعیت برای اثبات فعلیت هیئت اتصاليه اصل مثبت خواهد بود و جریان استصحاب با اشكال مواجه می شود.
اما اگر آنچه معتبر است قابلیت اتصال اجزای لاحقه به اجزای سابقه باشد، در این صورت می توان این قابلیت را استصحاب کرد؛ زیرا قبلاً این قابلیت وجود داشته و اکنون شک داریم که آیا به وسیله فعل كثير يا سكوت طويل از بین رفته است یا خیر.
استصحاب میکنیم که این قابلیت باقی است و سپس با انجام وجدانی اجزای بعدی نماز نتیجه میگیریم که هیئت اتصالیه تحقق پیدا کرده است.
البته در اینجا بحث دیگری نیز وجود دارد که آیا هیئت اتصالیه امری حقیقی است یا اعتباری هیئت اتصالیه که بین اجزای نماز فرض میشود امر حقیقی به معنای دقیق کلمه نیست؛ زیرا افراد و اجزای نماز امور متباين هستند و اتصال حقیقی بین آنها قابل تصور نیست. از این رو ممکن است گفته شود که هیئت اتصالیه یک امر اعتباری است و در اعتباری بودن آن نیز برخی اشکالاتی مطرح کرده اند.
ولی در هر صورت این بحث در مقام ما تأثير اساسی ندارد؛ زیرا محل نزاع این است که آیا آنچه در نماز معتبر است فعلیت هیئت اتصالیه است یا قابلیت اتصال اجزای لاحقه به اجزای سابقه.
نتیجه بحث
بنابراین اگر مبنای ما این باشد که فعلیت هیئت اتصالیه معتبر است، اشکال اصل مثبت وارد خواهد بود و نمی توان با استصحاب عدم قاطعیت یا عدم منافات هیئت اتصالیه را اثبات کرد. اما اگر مبنا این باشد که قابلیت اتصال اجزای لاحقه به اجزای سابقه معتبر است میتوان این قابلیت را استصحاب کرد و با انضمام آن به امر وجدانی یعنی انجام بقیه اجزای نماز حکم به صحت نماز نمود.
ظاهر کلام ماتن صاحب عروه و نیز ظاهر كلام اكثر محشّین این است که در اینجا می توان استصحاب عدم محو صورت صلات و عدم قاطعیت را جاری کرد و حکم به صحت نماز نمود. بسیاری از محشّین نیز در تعلیقات خود اشکال نکرده اند و عملاً کلام ماتن را پذیرفته اند.
بعضی نیز تصریح کرده اند که در اینجا میتوان حکم به صحت نماز کرد. البته اگر بنا باشد که دلیل قاطعیت فعل كثير و سکوت طویل را اجماع بدانیم، ممکن است گفته شود که در اینجا احتياط اقتضا می کند که نماز اعاده شود؛ بنابراین احتیاط در محل خود باقی است. لكن از جهت مدارک و بر اساس این مبنا که ملاک قاطعیت محو صورت صلاة یا منافات با موالات است می توان حکم به صحت نماز نمود و همانگونه که ماتن فرموده است، ظاهر کلام اكثر محشین نیز همین است.
این مسئله، آخرین مسئله از مسائل مربوط به قواطع نماز بود.
إن شاء الله تعالی از جلسه بعد وارد بحث مكروهات نماز می شویم و پس از آن مسئله دیگری مطرح خواهد شد که آیا قطع نماز جایز است یا خیر و آیا قطع نماز حرام است یا نه.
إن شاء الله تعالی این مباحث در مسائل آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
والحمد لله رب العالمين.