« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مسلم داوری

1405/06/24

بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرحمن الرحيم

جلسه هشتم

24/06/1405

مبطل دهم تعمّد قول آمین بعد از حمد

ماتن می فرماید:

العاشر: تعمد قول: آمين بعد تمام الفاتحة لغير ضرورة من غير فرق بين الإجهار به والإسرار للإمام والمأموم والمنفرد ولا بأس به في غير المقام المزبور بقصد الدعاء، كما لا بأس به مع السهو وفي حال الضرورة بل قد يجب معها ولو تركها أثم لكن تصح صلاته على الأقوى.»

ایشان می فرماید دهمین مورد از قواطع و مبطلات نماز تعمد گفتن آمین» بعد از حمد است؛ یعنی اگر کسی بعد از سوره حمد عمداً «آمین بگوید، این موجب بطلان نماز میشود. البته این حکم در غیر حال ضرورت است و در صورت ضرورت چنین اشکالی وجود ندارد. همچنین فرقی میان جهر و اخفات امام و مأموم و منفرد نیست؛ یعنی اگر امام مأموم یا شخص منفرد عمداً بعد از حمد «آمین بگوید بنابر این مبنا نماز باطل میشود.

البته ماتن می فرماید در غیر مقام مزبور اگر آمین» به قصد دعا گفته شود اشکالی ندارد؛ مثلاً در جایی از نماز که مورد بحث قول «آمین» بعد از حمد نیست اگر شخص آن را به قصد دعا بگوید مانعی ندارد.

همچنین در حال ضرورت نیز اشکالی ندارد. ولی اگر در حال تقیه گفتن آمین» لازم باشد و شخص آن را ترک کند، اینجا بحث دیگری مطرح میشود که آیا نماز او صحيح است یا خیر. ظاهر عبارت ماتن این است که اگر ترک آمین از باب تقیه واجب باشد و شخص آن را ترک کند، اصل ترک تقیه جایز نیست؛ اما آیا با وجود این نماز صحیح است یا باطل؟ ماتن در اینجا ظاهراً قائل به صحت نماز شده است.

بنابراین بحث در این مسئله را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:

حکم گفتن آمین» عمداً و بدون ضرورت.

حکم آمین» در حال سهو ضرورت و تقيه.

مشهور و معروف بين اصحاب ما این است که گفتن آمین بعد از حمد عمداً موجب بطلان نماز است.

در مقابل عامه معتقدند که گفتن آمین بعد از حمد بلکه در برخی از کلماتشان به عنوان استحباب مطرح شده است. ظاهراً اكثر عامه قائل به استحباب آمین بعد از حمد هستند و عملاً نیز در نماز خصوصاً در جماعت آن را انجام می دهند.

اما در میان خاصه یعنی امامیه از قدیم و جدید مشهور و معروف این است که گفتن «آمین بعد از حمد موجب بطلان نماز است.

مقتضای قاعده در مسئله

در حکم آمین و همچنین تحمید، از دو جهت می توان بحث کرد:

جهت اول: مقتضای قاعده و اصل

اگر از ادله خاصه ای که در مسئله وارد شده قطع نظر کنیم مقتضای قاعده و اصل چیست؟ آیا اصل این است که این اعمال مبطل نماز هستند یا اینکه جایز بوده و مبطل نیستند؟ در مورد «تحميد» و «آمین چند صورت قابل تصور است.

این الفاظ را ممکن است شخص به عنوان جزء نماز بیاورد؛ یعنی مثلاً الحمد لله رب العالمين» را بعد از حمد به عنوان جزء نماز و جزء سوره حمد يا جزء واجب نماز بگوید درباره «آمین» نیز ممکن است کسی آن را به عنوان جزء نماز قصد کند.

صورت دوم این است که این الفاظ را نه به عنوان جزء نماز بلکه به عنوان ذکر یا دعای مطلق بیاورد؛ یعنی شخص قصد جزئیت برای نماز نداشته باشد، بلکه «الحمد لله» را به عنوان ذکر الهی و آمین» را به عنوان دعا و طلب استجابت بگوید.

صورت سوم این است که نه قصد جزئیت داشته باشد و نه قصد ذکر یا دعا ؛ یعنی هیچ یک از این عناوین را قصد نکند.

البته ميان عدم قصد» و «قصد عدم فرق وجود دارد. ممکن است شخص اصلاً قصد دعا نداشته باشد ولی قصد عدم دعا هم نکرده باشد؛ یعنی اساساً متوجه این جهت نباشد.

صورت اول: قصد جزئیت

اگر کسی تحمید» یا «آمین را به قصد جزئیت در نماز بیاورد در هر دو صورت یعنی چه در «تحميد» و چه در آمین، اگر جزئیت آنها ثابت نباشد این کار موجب اشکال خواهد بود. در مورد تحمید روشن است که الحمد لله رب العالمين بعد از حمد جزء سوره حمد نیست و جزء نماز نیز به این عنوان محسوب نمی شود. در مورد آمین نیز همین طور است؛ «آمین جزء سوره حمد و جزء نماز نیست.

بنابراین اگر شخص با قصد اینکه این لفظ جزء نماز یا جزء واجب نماز است آن را بیاورد این کار از جهت تشريع حرام خواهد بود و بنابر مبنای مشهور، موجب بطلان نماز نیز می شود. پس در فرض اول یعنی قصد جزئیت میان تحمید و آمین تفاوتی وجود ندارد؛ در هر دو قصد جزئیت موجب حرمت تشریعی است و بنابر این مبنا موجب بطلان نماز نیز خواهد بود.

صورت دوم: قصد دعا يا ذكر مطلق

صورت دوم این است که شخص قصد جزئیت نداشته باشد، بلکه «الحمد لله رب العالمين» را به عنوان ذکر مطلق و آمین را به عنوان دعا بیاورد. در مورد تحمید اگر شخص بعد از سوره حمد بگوید:

الحمد لله رب العالمين»

و قصد کند که خدا را حمد و شکر کند این به عنوان ذکر مطلق اشکالی ندارد.

ما روايات متعددی داریم که بر تحمید و شکر خداوند در برابر نعمتهای الهی ترغیب کرده اند؛ یعنی هر نعمتی که خداوند متعال به انسان میدهد انسان باید خدا را حمد و شکر کند. نعمت های الهی بسیار فراوان است؛ حتی همین که انسان وجود دارد نفس میکشد نماز میخواند و خداوند او را موفق به خواندن حمد کرده است همه نعمت الهی است.

بلکه خود سوره حمد یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به انسان داده است؛ زیرا خداوند به مکلف تعلیم کرده است که در ابتدای نماز هنگامی که میخواهد با خداوند متعال عبادت و مناجات کند سوره حمد را بخواند

الحمد لله رب العالمين...»

و سپس بگوید:

اهدنا الصراط المستقيم، صراط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالين.» بنابراین همین سوره حمد نعمتی عظیم از جانب خداوند است و جای حمد و شکر دارد. از طرف دیگر در روایات درباره تحمید و حمد خداوند بسیار تأکید شده است و «الحمدلله» از بهترین اذکار است.

پس اگر شخص بعد از حمد الحمد لله رب العالمین را به عنوان ذکر مطلق یا دعای مطلق بگويد في نفسه اشکالی ندارد؛ زیرا قصد جزئیت ندارد.

در مورد آمین» نیز اگر شخص آن را به قصد دعا بیاورد، ممكن است گفته شود که اشکالی ندارد؛ زیرا آمین به معنای «استجب است و در مقام دعا استعمال می شود. مثلاً وقتی شخصی دعایی را می شنود می گوید آمین، یعنی خدایا این دعا را مستجاب کن. بنابراین اگر آمین به عنوان دعا آورده شود، باید دید آیا دعا در نماز جایز است یا خیر.

در روایات نیز تعابیری مانند:

كل ما ذكرت الله او النبي من الصلاة»

و نظایر آن بر جواز ذکر و دعا در نماز دلالت میکند و به نحو کلی میتوان گفت ذکر و دعا در نماز في نفسه اشکالی ندارد. بنابراین اگر آمین را به عنوان دعای مطلق بیاوریم نه به عنوان جزء نماز و نه به عنوان استحباب خاص در نماز مقتضای قاعده اولیه میتواند جواز باشد.

مناقشه در صورت دوم

البته در اینجا ممکن است مناقشه ای مطرح شود.

درست است که دعا در نماز جایز است و روايات عامی نیز داریم که ذکر و دعا را در نماز تجویز میکنند؛ اما اگر خود گفتن آمین» به طور خاص مورد نهی قرار گرفته باشد، آیا می توان با استناد به عموم جواز دعا «آمین» را نیز داخل در آن عام دانست؟ اگر روایات خاصی داشته باشیم که بگوید:

لا تقل آمین

و به طور مطلق از گفتن آمین نهی کرده باشد، در این صورت خود عنوان «آمین مورد نهی قرار گرفته است.

در نتیجه اگرچه آمین به عنوان دعا باشد باز ممکن است گفته شود که این فرد از عموم جواز دعا خارج شده است؛ زیرا خصوص آمین» مورد نهی قرار گرفته است.

اگر هم شک کنیم که آیا آمین در فرض قصد دعا داخل در عام جواز دعا هست یا خیر تمسك به عام در شبهه مصداقيه صحیح نیست.

بنابراین نمیتوان صرفاً با استناد به عموم جواز دعا در نماز گفت هر نوع آمین» نیز جایز است.

از این جهت این قسمت از کلام ماتن که می فرماید اگر آمین» به قصد دعا گفته شود اشکالی ندارد، قابل مناقشه است؛ زیرا باید ابتدا نسبت میان ادله خاصه نهی از آمین» و ادله عامه جواز دعا در نماز روشن شود.

بنابراین ممکن است گفته شود حتی در فرض قصد دعا نیز آمین مشمول نهى خاص باشد و در نتیجه جایز نباشد و دست کم اگر در شمول عام نسبت به این مورد شک کنیم تمسک به عام در شبهه مصداقيه صحيح نخواهد بود.

صورت سوم: عدم قصد جزئیت و عدم قصد دعا

صورت سوم این است که شخص نه قصد جزئیت داشته باشد و نه قصد دعا یا ذکر؛ یعنی نه الحمد لله را به عنوان ذکر قصد کند و نه آمین را به عنوان دعا.

در مورد تحمید میتوان گفت که حتی اگر قصد ذکر هم نداشته باشد باز اشکالی ندارد؛ زیرا الحمد لله» ذاتاً ذكر الهی است و لازم نیست انسان در هر ذکر الهى حتماً قصد عنوان ذکر» داشته باشد.

همان طور که اگر کسی لفظ الحمد لله را بدون قصد جزئیت و بدون قصد دعا بر زبان جاری کند خود این لفظ همچنان ذکر الهی است.

اما در مورد آمین مسئله متفاوت است. اگر شخص آمین بگوید ولی قصد دعا نداشته باشد قصد استجابت دعا نداشته باشد و همچنین قصد جزئیت هم نکند باید دید این لفظ چه حکمی پیدا میکند.

اگر آمین» را به عنوان دعا نیاورده باشد، ممکن است گفته شود که دیگر عنوان دعا بر آن صدق نمیکند و در نتیجه اگر در نماز عمداً آن را بگوید از مصادیق کلام آدمی محسوب می شود.

بنابراین اگر شخص عمداً عـ در نماز «آمین بگوید، ولی قصد دعا و ذکر و جزئیت هیچ کدام را نداشته باشد، این لفظ ممکن است کلام آدمی محسوب شود و از این جهت موجب بطلان نماز گردد.

این مقتضای قاعده در مورد «آمین» است.

تفاوت میان عدم قصد و قصد عدم

البته باید میان عدم قصد دعا» و «قصد عدم دعا تفکیک کرد.

اگر شخص اصلاً نمی داند «آمین به چه معناست و اساساً متوجه نیست که این لفظ برای دعا استعمال میشود نمیتوان گفت قصد عدم دعا کرده است؛ بلکه صرفاً قصد دعا ندارد.

مثلاً برخی از عوام ممکن است معنای «آمین را ندانند، ولی چون در میان مردم میبینند که بعد از دعا آمین می گویند آنها نیز همان لفظ را بر زبان می آورند.

این شخص نه قصد جزئیت دارد و نه قصد دعا، بلکه صرفاً همان چیزی را میگوید که دیگران می گویند.

در اینجا ممکن است گفته شود که لازم نیست انسان حتماً قصد کند که این لفظ دعا است تا عنوان دعا بر آن صدق کند. اگر در ذهن او همان معنایی که متعارفاً از این لفظ فهمیده میشود

وجود داشته باشد میتواند گفتن آن را به همان عنوان عرفی تلقی کرد. پس صرف اینکه شخص قصد تفصیلی دعا نکرده است لزوماً به معنای قصد عدم دعا نیست.

نتيجه بحث مقتضای قاعده

بنابراین نسبت به مقتضای قاعده میتوان این تفصیل را مطرح کرد:

اولاً اگر «تحمید» یا «آمین» به قصد جزئیت در نماز گفته شود، چون جزء نماز نیست، قصد جزئیت موجب تشریع و حرمت است و بنابر مبنای مشهور، موجب بطلان نماز نیز خواهد بود. ثانياً: اگر تحمید به عنوان ذکر مطلق و آمین به عنوان دعای مطلق گفته شود، در مورد تحميد اشکالی نیست؛ اما در مورد آمین باید ادله خاصه نهی از آمین را ملاحظه کرد و نمی توان بدون بررسی نسبت میان دلیل خاص و عام به عموم جواز دعا در نماز تمسک کرد. ثالثاً: اگر شخص هیچ یک از قصد جزئیت و قصد دعا را نداشته باشد، در مورد تحمید اشکالی نیست؛ ولی در مورد «آمین ممکن است گفته شود که اگر عنوان دعا بر آن صادق نباشد، کلام آدمی محسوب شده و عمداً گفتن آن موجب بطلان نماز میشود.

این نسبت به مقتضای قاعده بود.

اقوال در مسئله

اما نسبت به مقتضای ادله خاصه اقوال در مسئله مهم است.

قول اول که قول مشهور است حرمت و بطلان نماز با گفتن آمین» بعد از حمد است.

بلکه میتوان گفت شهرت در این مسئله بسیار زیاد است و به تعبير صاحب جواهر، غايت شهرت بلکه نزدیک به اجماع است.

بسیاری از فقها از قدما و متأخرین دعوای اجماع کرده اند. از قدما شیخ مفید سید مرتضی شیخ طوسی - رضوان الله عليهم و دیگران این قول را مطرح کرده اند. شیخ طوسی در خلاف نیز این مسئله را مطرح کرده است.

همچنین از شیخ صدوق نیز این قول نقل شده است. ایشان در «الأمالى» تعبیری دارد که این مسئله را از دین الإمامية شمرده است؛ یعنی ترک گفتن آمین و عدم جواز آن را از امور مربوط به مذهب اماميه دانسته است.

بنابراین دعوای اجماع در این مسئله بسیار قوی مطرح شده است. طبق این قول گفتن آمین بعد از حمد هم حرام است و هم موجب بطلان نما قول دوم این است که آمین» گفتن حرام است ولى موجب بطلان نماز نیست.

یعنی قائل میشویم به حرمت تکلیفی اما از جهت وضعی نماز را باطل نمی دانیم.

قول سوم که قول بسيار ضعیفی است قول به جواز «آمین» است که به بعضی از فقها مانند ابن جنید نسبت داده شده است. البته نسبتها در اینجا نیازمند بررسی دقیق است و درباره برخی از فقها نیز گفته شده که اصلاً چنین تصریحی از آنها وجود ندارد.

بنابراین اجمالاً سه قول در مسئله مطرح شده است:

حرمت و بطلان

حرمت بدون بطلان

جواز

قول اول یعنی حرمت و بطلان قول مشهور و معروف است و دعوای اجماع نیز درباره آن مطرح شده است.

ادله قول مشهور

برای قول مشهور، یعنی حرمت و بطلان آمین دو دليل عمده قابل طرح است:

دلیل اول: اجماع

همان طور که گفته شد، شهرت بسیار گسترده ای در میان اصحاب وجود دارد و بسیاری از فقها دعوای اجماع کرده اند.

دلیل دوم: روايات

در این مسئله روايات متعددی وارد شده است.

روايات را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:

روایاتی که به صراحت بر عدم جواز گفتن «آمین دلالت میکنند و از گفتن آن نهی شده است؛

روایاتی که از آن ممکن است جواز آمین» استفاده شود.

بنابراین باید روایات هر دو دسته را به دقت بررسی کنیم سند و دلالت آنها را مورد توجه قرار

دهیم و نسبت میان آنها را نیز روشن نماییم. ان شاء الله در ادامه روايات باب را به صورت دقیق بررسی خواهیم کرد.

والحمد لله رب العالمين.

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo